Charmed

Charmed

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 4

Informasi rilis

Charmed S04E01-E02 Charmed Again Part 1 and Charmed Again Part 2 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 1 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-11-20
Unduhan: 13
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

تو این شب و تو این ساعت، قدرت کهن رو صدا می‌زنم.

خواهرم رو برگردون.

قدرت سه رو برگردون.

قدرت جادوگرها، برخیز!

ناپیدا از آسمونا بگذر. بیا پیش ما که صدات می‌زنیم.

بیا پیشمون و اینجا ساکن شو.

خون به خون، صدات می‌زنم.

خون به خون، برگرد پیش من.

پایپر؟

پرو؟

عزیزم، ساعت چهار صبحِ.

داری چی کار می‌کنی؟

داری خونریزی می‌کنی.

نمی‌فهمم چرا جادو نمی‌تونه این رو درست کنه.

چرا نمی‌تونه پرو رو برگردونه. این‌طور نیست که تا حالا مرگ رو دور نزده باشیم.

نمی‌فهمم چرا این بار فرق می‌کنه.

چون لئو نمی‌تونه مرده‌ها رو شفا بده پایپر. خودت می‌دونی.

جادوهای دیگه هم هست که قبلاً استفاده کردیم.

غیب‌بینی، صدا زدن یه جادوگر گمشده، برگردوندن زمان.

انگار کتاب هم ما رو رها کرده هم پرو رو.

و من نمی‌فهمم چرا.

خواهرمون رو از دست دادیم.

ما چطور می‌تونیم این رو درک کنیم؟

ما هر راه جادویی رو امتحان کردیم که برگردونیمش.

اما نمی‌تونیم.

اون رفته.

من فقط... خدا رو شکر می‌کنم که تو رو هم از دست ندادم.

ما باید یه کم استراحت کنیم.

پرو هیچ‌وقت ما رو نمی‌بخشه اگه تو مراسم خاکسپاریش بد به نظر برسیم.

خدمات اجتماعی، می‌تونم کمکتون کنم؟

پرینت.

خدمات اجتماعی ساوث بِی، می‌تونم کمکتون کنم؟

پِیج، اون مطالعه رو پیدا کردی؟

پِیج، صدای منو شنیدی؟ آره، تو پرینتره.

متأسفم، من باید برم. منظورت چیه، برم؟ کجا برم؟

پِیج! هی، پِیج!

چیزی برات بیارم؟ اوه، نه ممنون، عزیزم.

ببین کی برگشته.

کُل.

می‌ترسیدم به مراسم خاکسپاری نرسی.

خب، من...

نمی‌تونم خودم رو برسونم. یا اصلاً نباید بیام، به هر حال.

سرچشمه هر شکارچی جایزه شیطانی رو دنبالم فرستاده.

آره، خب، دیگه چه خبر؟

این فرق می‌کنه. نجات دادن تو باعث میشه فرق کنه.

منو خائن می‌کنه.

اون تا وقتی که منو پیدا نکنه، دست برنمی‌داره.

نمی‌خوام این تو مراسم خاکسپاری پرو اتفاق بیفته.

خب ما ازت محافظت می‌کنیم. شما نمی‌تونید از من محافظت کنید.

چرا نه؟ ما که هنوز جادوگریم، مگه نه؟

اما شما دیگه خواهران افسونگر نیستید.

اون راست میگه فیبی. بدون قدرت سه...

نمی‌فهمم. مگه ردیابی یه اهریمن تو قبرستون سخت‌تر نیست، کُل؟

باید بری.

بهت اونجا نیاز دارم.

سلام. چطوری تحمل می‌کنی؟

خوبم.

خیلی لطف کردی سر زدی. مجبور بودم.

به علاوه، فکر کردم باید بدونی که پرونده پرو رو دارن...

به یه بازرس دیگه میدن. چه پرونده‌ای؟

«چه پرونده‌ای»؟ شوخی می‌کنی؟

پرو و یه دکتر سرشناس اینجا کشته شدن، لئو.

کلی خبرساز شد. مردم جواب می‌خوان.

آدمای مهم.

خب، این یارو چی می‌خواد پیدا کنه؟ اینکه یه جور آدمکش شیطانی بوده؟

بیخیال. ممکنه.

ببین، تو اونو مثل من نمی‌شناسی.

اون انقدر دنبالش می‌گرده تا یه چیزی پیدا کنه.

باور کن. من نگران نیستم.

خب، من هستم. من دیدم وقتی جادوگر بودنشون فاش شد چی شد.

شاید زمان برگشت، اما هنوز پرو جونش رو از دست داد.

میشه اینقدر سروصدا نکنید؟

به خاطر خدا، امروز داریم دخترم رو خاک می‌کنیم. نمی‌تونه این صبر کنه؟

پایپر؟

عزیزم.

ما باید بریم.

نمی‌خوام برم.

چرا نه؟

چون اگه برم...

یعنی پرو واقعاً برنمی‌گرده.

و فکر نمی‌کنم بتونم این رو تحمل کنم.

ما می‌تونیم با هم تحملش کنیم.

اون تمام زندگیم کنارم بوده.

من همیشه یه خواهر بزرگ‌تر داشتم.

و نمی‌دونم چطور بدون اون زندگی کنم.

پایپر.

چرا نجاتش ندادی؟

تلاش کردم. اما تو نکردی.

چرا نذاشتن تو هم نجاتش بدی؟

بزرگترها؟

نمی‌تونستن. اونا اون نوع قدرت رو ندارن.

پس به چه دردی می‌خورن پس؟

اشکالی نداره عصبانی باشی.

من عصبانی نیستم. من از کوره در رفتم.

نمی‌فهمی؟ تو خواهر اشتباهی رو شفا دادی.

تو منو نجات دادی چون من زن لعنتیتم.

و باید اون رو نجات می‌دادی چون اون بهترین بود.

چون اون...

باید...

چرا این همه بلا سرمون آوردن؟

که اینطوری تموم شه؟

می‌تونم دیده بشم؟

بلتازور رو پیدا کردی؟ نه، چیز دیگه‌ای

شاید چیزی مهم‌تر

هیچی مهم‌تر نیست

حتی جادوگران هم نه؟

جادوگران مردن. نه همه‌شون

یکی که نباشه، تهدید تموم می‌شه.

البته، اگه پیش‌بینی کرده بودی که یه سفیدنور

می‌خواد به بلتازور کمک کنه تا جادوگرش رو نجات بده، همه‌شون از بین می‌رفتن.

شکرگزار باش که تبدیل به مار نمی‌شی.

آره، ولی خب اون‌وقت بدون من چطوری آینده رو می‌بینی؟

دیگه نیازی نیست نگران جادوگران باشیم

شاید دیگه نیازی نباشه.

خب، پس بهتره منو پیش خودت نگه داری

یه مدت دیگه.

چی می‌بینی؟

می‌بینم

فراخوان یه جادوگر رو روی بادهای روح.

می‌بینم

یکی دیگه.

"--آنچه به همراهی و عشق تعلق دارد

آنچه به حلقه تعلق دارد

با ما می‌ماند. چرخ می‌چرخد.

همانطور که زندگی یک روز است

همینطور خواهر ما به شب پیوست.

هیچ چیز نهایی نیست.

و ما که باقی مانده‌ایم، می‌دانیم که روزی دوباره

نان و شراب را با خواهر خود قسمت خواهیم کرد."

ای روح مبارک

ما با تو وداع می‌کنیم

چون سرنوشتی نو در انتظارت است.

بابت از دست دادنش خیلی متاسفم.

ممنونم.

پرو رو از کجا می‌شناختی؟

از سر کار؟ نه، فقط...

همینجوری از دور و بر.

آخه می‌دونی...

جایی همدیگه رو دیدیم؟

نه، من نه... فکر نمی‌کنم.

به هر حال...

تسلیت می‌گم.

ممنونم.

فیبی؟ فیبی!

حالت خوبه؟ من دیدمش.

همون شیطانی که پرو رو کشت. شکس؟

داشت چیکار می‌کرد؟ داشت اون دخترو می‌کشت.

کدوم دختر؟ همونی که همین الان باهاش حرف می‌زدم.

باید بریم پیداش کنیم.

برید، برید!

بس کنید!

بس کنید، بس کنید، بس کنید، لعنتی!

به خاطر خدا، این مراسم خاکسپاری پروئه!

حداقل می‌تونیم اونو با آرامش خاک کنیم؟ زیادیه مگه؟

ممنونم.

هیچ‌جا نمی‌بینمش. کیو؟

دختری که تو پیش‌بینیم دیدم.

فیبی.

باید بیشتر مراقب باشی. متاسفم.

مطمئنی از هیچ‌جا نمی‌شناسیش؟

خب، آره آشنا به نظر می‌رسید انگار قبلاً جایی دیدمش.

اما باید قبل از اینکه شب بشه یه جوری پیداش کنیم.

وگرنه... عزیزم، داری چیکار می‌کنی؟

دارم تمیز می‌کنم. تو که تمیز نمی‌کنی، از تمیز کردن بدت میاد.

می‌دونم، ولی بهتر از اینه که داغون بشم، نه؟

شاید باید فقط سعی کنی رو اون دختر تمرکز کنی.

گفتی تو پشت‌بوم بهش حمله شد؟

آره، یکی که پد هلیکوپتر داشت.

ولی یه ساختمون بلند نبود.

هرچند کلی ساختمون بلندتر اطرافش بود.

باشه، پس فقط باید بفهمیم کدوم ساختمون بوده.

قبل از اینکه شکس بفهمه. و دقیقاً چیکار کنیم؟

شکس رو نمی‌تونی شکست بدی، نه بدون قدرت سه.

خب، تو و پرو که شکست دادید.

این به خاطر این بود که پرو قوی‌ترین بود.

سعی کردن برای انجامش بدون اون، خودکشیه.

آره، ولی... شاید همینطور باشه، اما من اون پیش‌بینی رو بی‌دلیل نداشتم، پایپر.

اون دختر بی‌گناه ماست، پس باید سعی کنیم نجاتش بدیم.

کی گفته؟ چرا باید این کارو بکنیم؟

پایپر. چیه؟

واقعاً انتظار داری بعد از اتفاقی که افتاد، به این کارا ادامه بدیم؟

به اینکه جونمون رو به خطر بندازیم؟ اونا؟

پایپر، صدات رو بیار پایین. نه، لئو، نمیارم.

دیگه نمی‌خوام این کارو بکنم، باشه؟ تموم شد.

می‌تونی بهشون بگی که ما جادوگران باارزششون رو

وقتی خواهرمون رو دفن کردیم.

نه، بذار تنها باشه.

اون باید تنها باشه.

ببین، نمی‌دونم از اینجا به بعد چیکار باید بکنیم.

اما اینو می‌دونم که نمی‌تونم بذارم اون دختر بمیره.

مخصوصاً نه به دست همون شیطانی که پرو رو کشت.

سؤال همچنان باقیه: چطوری می‌خوای شکس رو متوقف کنی؟

بدون قدرت سه که طلسم نابودی رو بخونید؟

امیدوارم یه شیطان و یه جادوگر که با هم می‌جنگن، کافی باشه.

علاقه داری؟

چرا که نه؟ بهتر از اینه که اینجا بیکار بشینیم.

منتظر حمله بعدی شکارچی جایزه بگیریم.

از اینکه اومدی ممنونم. برای دخترا خیلی ارزش داره.

بابا؟ ما رو ببخش، آرون.

ما باید بریم. حالتون خوبه؟ کجا برین؟

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left