200 baris pertama.
...آنچه در "جادوگران" گذشت
:این دانشکده فقط و فقط برای یک هدف ایجاد شده
...برای آشکار نمودن استعدادهای نهفتهی شما
.و ارتقاء آنها تا بالاترین سطح ممکن
!ای وای .من دارم این کار رو میکنم
.کوئنتین کولد واتر
.اینجایی
...تنها کاری که میتونیم بکنیم
.اینه که اونها رو جادوگر کنیم
.این کافی نیست
.مارینا به مادرم خیانت نکرد
.خرابکاریِ اون رو درست کرد
...تا الان مارینا من رو مجبور کرده
.هفتهای ده بار براش چیز بدزدم
میدونی کی یه عالمه طلسم و جادو داره؟
.مارینا
!فرار کن
911، مورد اضطراریتون چیه؟
.تو یک رهنورد هستی
این، یه بار سنگین و .زندگیخرابکن هستش
.خودم طراحیش کردم
.جسمت رو به زمین پیوند میده
...باید لخت در مقابل یک استاد جادو
...قرار بگیرین
.و نهایتِ صداقت رو از خود نشون بدین
.من عاشقت شدم
من از همون اول فقط به این دلیل ...با تو لاس زدم
،که مفید به نظر میومدی .و البته مفید هم بودی
.ما خیلی چیزها دزدیدیم .حقایق رو شنیدی
.همهش دروغه
!هی
...آلیس، من
...پزشک متخصص میگه که احتمالاً
.یه خونریزیِ نادرِ مغزی بوده
دوستت تا حالا سابقهی اینجور چیزها رو داشته؟
.اون دوستِ من نبود
پس چرا داری گریه میکنی؟
.نمیدونم
.به هر حال، میتونی بری
.یکی اومده دنبالت
.میگه که خواهرته
واقعی بود، نه؟
...ما تا اینجا
یعنی تا "آتارکتیکا" پرواز کردیم؟
...نمیخوام فراموشش کنم
.حسی که داشت
...من...اون ...آسمون، اون
...میتونستم عبور از میونِ هوا رو
.حس کنم
...تا حدی ...کاملاً
...همهچیز خودبخود
.با هم جور در میاد
...پنی، میشه
.پرندهها
.هیچوقت توی زندگیم اینقدر نریده بودم
...حداقل خوبیش اینه که فقط باید حشرات رو میخوردم، پس
.حالا هم داره برف میاد .من از برف متنفرم
هی،به تو گفتن که باید یه اینا بیای، درسته؟
همون یارو گفت دیگه، نه؟
.آره
دیدم که داشت شش هفت نفر دیگه .از بچهها رو جمع میکرد
پس این چیه؟
.برای تحقیق در مورد "مایاکوفسکی" اینجا هستیم
.- احمقانه است .- اشتباه میکنی
.بشینید
...من درخواست نمیکنم
.دو بار هم دستور نمیدم
.از تو متنفرم
.از همهتون متنفرم
میدونین چرا؟
.این طلسم چکش "لگراند" ـه
.این رو بلدیم
...از همهتون متنفرم
.چون هیچی بلد نیستین
...شما طوری جادو رو یاد میگیرین
:که طوطی، شکسپیر رو یاد میگیره ."تکنیک "دانه در ازاء یادگیری
.همهتون حیوونای خونگیِ باهوش، هستین
.تو
.شهوتی ولی مشکلدار
طلسم چکش "لگراند" چیه؟
...اون ...اون
...عاقبت شما همین میشه
...و اگه پشت اون مژههای شلاقی
...مغز نداشته باشین
...باید بری کنار خیابون
.پرتقال بفروشی
اون یک طلسم هستش که ...میخها رو کاملاً راست
.توی تخته میبره
،فکر میکنین راهش رو بلدین
.بهتون اطمینان میدم که بلد نیستین
...ای میخ برو تا بیخ [[طلسم به زبان آلمانی
.صداهاتون، دشمن شما هستن
...یک جادوگر برجسته
...باید بگم که در آینده
...وقتی به آینه خیره شدین
...ممکنه به یاد بیارین که من
،برجستهترین جادوگری بودم که شما دیدین
،یک جادوگرِ برجسته
،تا استخوانها
...خون، قلب و کیرش
.جادویی هستش
.یا آلت زنانه .حالا هر چی
.شروع کنید
شبیه فرم لباس مردم جزیرهی "ایبیزا" شده؟
.آره
...ولی این
.آخرِ "ایبیزا" هستش
...هی، خب ایبیزا چی هست
.اسم یک مکان هستش
.جایی که قراره بریم
..."شنیدم امسال "اِنکانتو اُکولتو
.خیلی باحال شده
...ولی باید از کسی که قبلاً اونجا بوده
...دعوتنامه بگیری
.و هر دوی شما قبلاً اونجا بودین
.- دو بار .- درسته
.مارگو، خیلی خوشگل شدی
...من نمی تونم حتی
.این با من
اِسمت چی بود؟
."- "تاد .- تاد
.ببین چی میگم
،انکانتو اُکولتو ...یه جای آفتابی
.مملو از مواد مخدر و هنرهای جادوئیه
،زمان به کندی پیش میره، واقعیتها تغییر میکنن
.و روزی پنج بار میتونی بکنی
.تازه در شرایط بد
.خیلی محشر به نظر میاد
.واقعاً هست، تاد
...محشره، ولی راستش
.آخرش به تنهایی ختم میشه
.تلخ .همه سرگردان میشن
."مثل پارسال در مراسم "باکانال
...بیچاره واستا، اسمش چی بود؟
.- تاد .- تاد
.چقدر عجیب
تاد، واقعاً دلت نمیخواد .مثل اون یکی "تاد" بشی
چه اتفاقی براش افتاد؟
.اون اصلاً قرار نبود اونجا باشه
.افسرده و غمگین شد و همهچیز خراب شد
،خب، ما هم کمی داغون شدیم
...و یک نفر واسه مزه ریختن
....- البته ما نبودیم .- نه، ما نبودیم
.- تاد رو به خوک تبدیل کرد .- و ما خوردیمش
چیه، دارین الان من رو مسخره میکنین؟
.باشه
...خب، من فقط
.من میرم
.اُه، خدای من
.خب، تمرکز کن
.آخرین چیز: کادو
چی چی؟
...یه هدیه به رسم بزرگترها
.که برای خوشگذرونی هزینه میشه
.پارسال از اونا چی گرفتیم
.یه بسته آلت واقعی و سالم
.درسته .خیلی ضایع بود
چیزی پیدا کردی؟
تو؟
.از یه چیزی یادداشت برداشتم
،ان ورد زبون "تی اِی"ها بود
.واسه همین فکر کردم چیزخوبیه
..داشتن در مورد...آها
.نحوه ساخت عرق "جین" حرف میزدن
.همممم، جین و تونیک
.با دوام، کلاسیک
.هیچکس همچین مدلی رو از مهمونی بیرون نمیندازه
.خوشم اومد
...خوبه، ولی از این یکی خوشت نمیاد
.من فقط بخشی از طلسم رو دارم
.باید توی کتابخونه، دنبالش بگردیم
چرا خیلی راحت نمیرین هم رو بکنین؟
نه؟
:پس این رو امتحان کنین
!کار کنید
...من خوبم، باشه
....من فقط
،گیرِ چند تا آدم ناجور افتاده بودم
.ولی حالم خوبه باشه؟
.فردا اینجا رو مرتب میکنم
..اون لباس پر از خون شده
.باید بندازیش بیرون
...باشه، ممنون
.که من رو در آوردی
.بهت زنگ میزنم
.- همینجا میمونم - چی؟
.تا مطمئن بشم که مشکلی نداری
...واقعاً نیازی به این کار نیست، من
پتوها هنوز اینجا هستن؟
.آره
این چیه؟
.به زبون عربی ـه
.من توی امتحان عربی رد شدم
.من نمرهی عالی گرفتم
خب علتش تقریباً این بود که ...واسه جواب سوالات
.هزینه کردم
.یه بسته کیر به نظر خیلی عالی میاد
.اوه، باهات موافقم
.واو
.منظورش "سلام" ـه
No comments yet. Be the first to leave one.