200 baris pertama.
مسئول بخش خدمات ساختمانی. مسئول بخش خدمات ساختمانی
درسته؟ آره، بعدش از اینجا میبریمش
فکر کردم این کار رو تموم کردی
صاحبش الان میخواد راه ماشینرو پهنتر باشه
وقتی پولش رو میدن... هر چی بگن همونه. ممنون
از تازهواردها امتحان میگیرن. مثل آتشنشانها
هی، حاجی، شرط میبندم تو شغل قبلیت مجبور نبودی چرخدستی هل بدی
اعتراف میکنم، همینطوره
چطوری، جنی؟
الان بهترم
سلام آقای مککال. رفی
اونجا چی داری؟ تن ماهی
نون چی؟ غلات کامل، بدون گلوتن
خب. چاشنی؟ جوانه، آووکادو و سس مایونز گیاهی
باشه
استخون توی تن ماهی؟
چیه؟ سیبزمینی هم سبزیجاتیه دیگه. چیزهای ترد دوست دارم
هویج هم ترده. جلبک دریایی خشکشده هم هست
من آدمم، خرگوش که نیستم
برای اینکه نگهبان بشی باید وزن کم کنی
خب، خودت ازم خواستی کمکت کنم، ولی اگه همت نکنی
آره. هی
پیشرفت مهمه، نه بینقص بودن
دیگه از چیپس خبری نیست. دیگه چیپس بی چیپس
اصلاً کی طعم میخواد؟ مگه نه؟
خیلی خب، بعداً میبینمت، جِی. خوش بگذره، بیلی
دهنت سرویس
ممنون. خواهش میکنم
هنوز اون ماهیه رو نگرفته؟
همین الان افتاد تو قلابش
دیگه وقتش بود لعنتی
خب، ماهی بزرگیه. نمیدونم بتونه نگهش داره یا نه
اوه، نه
الان دارن با چنگ و دندون میجنگن
آره، خب، شاید دیگه خیلی پیر شده
فکر کردم قراره قند مصنوعی رو بذاری کنار
میذارم. کِی؟
همین روزها. آره؟
برای تارهای صوتیت خوب نیست
جسم، ذهن، روح، یادت هست؟
یه دستگاه کوچیک برای ضبط دمو خریدم
واقعاً؟ شرط میبندم کارت عالیه
از کجا میدونی؟
حس ششم
خیلی خب، بعداً میبینمت، جیک
باشه. فعلاً، عزیزم
بهم بگو قضیه اون ماهیه چی شد
باشه. حتماً، میبینمت
هی
صد دلار بهم بدهکار میشی. تماشا کن
هی، حاجی. داریم سر این شرط میبندیم که قبل از اینکه بیای اینجا چیکاره بودی
منظورم واسه نون درآوردنه. من میگم تو کار بیمه و خسارت بودی
کارگزار بورس بوده، از اونهای وال استریت
من یه «پیپ» بودم. هی، جاکش بودی؟
نه، جاکش نه. پیپ. پ-ی-پ. پیپ
پیپ دیگه چه کوفتیه؟ چرا اینقدر فحش میدی؟
میدونی، مثل گروه گلادیس نایت و پیپس. این شکلی
اینو ببین
بیخیال بابا! تمومش کن
آره. بترکون. الان نه، این کار رو نکن. نکن
اوه، چرخشش رو دیدی؟ چی؟
یه لحظه صبر کن. میخوای لو بدی؟
بیخیال. همین الان سرچش میکنم. پسر، دارم دنبالش میگردم
هی، تو کدومشون بودی؟ همونی که سمت راسته
هی، دوباره انجامش بده! هی، این که اون نیست
پسر، خودشه با موهای افرو
اون که کچله. خب لابد کلاهگیس داشته
موهاش ریخته دیگه. خودشه
لعنتی! زود بیارش اینجا
هی، جیک. چه شب گندی بود
آره عزیزم، بیرون اوضاع سخته
بیا بگیر، بچه
ممنون
بالاخره گرفتش؟
ماهی رو؟ اوه، آره. آره، گرفتش
پایان خوشی داره
خب، نه دقیقاً
پیرمرد ماهی رو بست به بدنه قایق، مجبور شد تا ساحل پارو بزنه
خون ماهی توی آب پخش شد
کوسهها اومدن
و کل ماهی رو خوردن تا جایی که هیچی ازش نموند
اینطوری که همهش هدر رفت، نه؟ بستگی داره چطور بهش نگاه کنی
پیرمرد وقتی با رقیبش روبرو شد که فکر میکرد اون بخش از زندگیش تموم شده
خودش رو توی اون ماهی میدید
کمکم
هر چی بیشتر میجنگید، احترامش به اون بیشتر میشد
چرا فقط ماهی رو رها نکرد؟
پیرمرد باید پیرمرد باشه. ماهی هم باید ماهی باشه
تو این دنیا باید همونی باشی که هستی، مگه نه؟
مهم نیست چی بشه
مشتری داری
نمیخوام
چی؟
نمیتونی یکی دیگه رو بفرستی؟
اون تو رو میخواد
اما این مشتری مثل لجنه
بیرون منتظره
چقدر؟ نگرانش نباش
برو نونت رو دربیار. ممنون، جیک
هی عزیزم! چطوری؟ آمادهای خوش بگذرونیم؟
یالله. بکش، بکش، بکش
بکش، بکش، بکش
زود باش، زود باش
هشت، هفت، شش، پنج
چهار، چهار، چهار
یالله دیگه. زود باش
نمیتونم. نمیتونی؟
اگه اون من بودم چی؟
میخوای بذاری از دودخفگی بمیرم؟ من نود کیلو وزنم هست
چطوری میخوای منو از توی آتیش بکشی بیرون وقتی نمیتونی یه لاستیک رو بیست متر بکشی؟
اونقدرها قوی نیستم
به خودت شک نکن پسرم. تردید آدم رو میکشه. بلند شو. یالله. بلند شو. بلند شو
تکون بخور، یالله، یالله
به جای خود، آماده
بکش
زود باش. کی قراره نگهبان بشه؟
من
کی قراره نگهبان بشه؟ من
کی قراره نگهبان بشه؟
باریکلا. من
خوشم اومد. بیا یه بار دیگه انجامش بدیم
پر از سم، همونجور که دوست داری
تولدت درسته؟
نه، مال یکی از همکارهام بود. دلم نیومد حروم بشه
تولدت مبارک، آقای همکار
چند سالته؟
تو چند سالته؟
زیاد مهم نیست
ببخشید. دارم پروتکل رو میشکنم، نه؟
نه، نه. گوش کن، هی، بیا بشین
بنشین. بنشین
بشین
باشه
بیا بشین. خیلی خب
مطمئنی مزاحم چیزی نشدم؟
آره
خب؟
نمیدانم
میدونی، فقط نیاز به یه صدای آروم داشتم
قبل از اینکه همه چیز قاطیپاتی بشه
باشه
من تِریام
باب
خوبه. میدونی، بهت نمیآد «باب» باشی
جداً؟ ممنون
بیشتر شبیه «رابرت»هایی
رابرت اینجور کتابها رو میخونه
و باب تلویزیون تماشا میکنه
اسم واقعیم آلیناست
چه بلایی سر صورتت اومده؟
یه حماقت
ببین، حرفهای نیست. فقط نظرت رو بهم بگو، باشه؟
آلینا، خواننده
من و تو میدونیم من واقعاً چیام
فکر میکنم میتونی هر چی که دلت میخواد باشی
شاید توی دنیای تو اینطوری باشه، رابرت
تو دنیای من از این خبرها نیست. دنیات رو عوض کن
حلقهای نیست
توی انگشت حلقت، حلقهای نیست. نه
خانم رابرت توی خونه منتظر نیست؟
نه
هیچوقت بوده؟
یه بار
دلش رو شکستی؟
اون دل منو شکست
میدونی، من مردهای زنمرده زیادی دیدم
یه چیزی توی چشماته
میدونی، غمگین نیست
فقط یه جورایی
گمگشتهست، میفهمی؟
همیشه کتاب میخونی؟
زنم میخوند. اون
داشت لیست ۱۰۰ کتابی که همه باید بخونن رو تموم میکرد
تا نود و هفتمیش رو خوند، برای همین فکر کردم
منم امتحانش کنم
تا یه روز وقتی دوباره پیش هم بودیم، چیزی برای حرف زدن داشته باشیم
واو، صد تا کتاب. آره
یا ابوالفضل
تا حالا چندتاش رو خوندی، رابرت؟ نود و یکی
ببخشید، این وسیله لعنتی
ولی نود و یک کتاب
تقریباً تموم کردی. تقریباً
بعدش میخوای چیکار کنی؟ کلاس آواز
بعدش هم یه کارخونه دوناتسازی راه میندازم
واقعاً میگم. چیه؟ چرا میخندی؟
میدونی، عاشق بیدار بودن تو این ساعتم. واقعاً؟
آره. میدونی، همه جا خیلی تاریکه
باعث میشه دوباره همه چیز ممکن به نظر بیاد
آره، منم شبها خوابم نمیبره
آره، خب، در عوض میتونم داستانهات رو بشنوم
داستان جدیدت درباره چیه؟
اوه، درباره یه مردیه که فکر میکنه یه شوالیه با زره درخشانه
فقط مسئله اینجاست که تو دنیایی زندگی میکنه که دیگه شوالیهای توش نیست
یه جورایی شبیه دنیای منه
همین سرِ خیابونم
یه تاکسی یا یه چیزی میگیرم
ممنون بابت این صدای آرومت، رابرت
خواهش میکنم، آلینا
آره
میبینمت، باشه؟ شب بخیر
No comments yet. Be the first to leave one.