200 baris pertama.
امروز علیرغم وجود خبرهای ،دلگرمکننده اقتصادی
بنظر میرسد همهی شاغلین آمریکایی .دیدمثبتی نسبت به زندگی ندارند
بسیاری از نسل هزاره ،دارای مشکلات مالی هستند
.مخصوصاٌ وقتی با نسل قبلی مقایسه میشوند
اجازه بدین دوست خوبم ...جرج تایروس" صحبت کنه"
نسل هزاره، کودکان نسل انفجار را .عامل نابودی زندگیاشان میدانند
...پنجاه و یک درصد از نسل هزاره توسط
نسل "فرسایش شغلی" با استرس ناشی...
چندین عامل ...مثل اضطراب، وجدان کاری
نسل هزاره: آیا اونا فقط دارن تاثیر منفی بر روی چرخه این اقتصاد میذارن؟
بدهیها در این کشور... .از یک تریلیون دلار گذشته است
.هیچ فهمی از وجدان کاری وجود نداره .همچنین کمبود مهارت هم هست
چه درصدی از فارغالتحصیلان... ...دانشگاهی درحال گرفتن شغل هستند
نگرانی در مورد سرقتهایی... ...در خانه رخ میدهد
آیا این بحران مالی بعدیست؟
آنها حتی یک عکس واضح از چهار ...مرد مسلح ندارند، بهغیر از چهره با ماسک
در مجموع ، پلیسس شیکاگو .دوتا هشدار جمعی منتشر کرد
اکنون پلیس به کمک شما .برای پیداکردن آنان نیاز دارد
.قطعاً خواهان دستگیری این گروه میباشد
- .من پایهام - .قبلاً از اینکه بیای بیرون، اینو بذار
- .میگن داری بهمون ملحق میشی - ...تو اینجا جدیدی
- بهم اعتماد داری؟ - ...فکرنکن لیاقتش رو
- .لنس - .لنس
.لنس
میخوام بابت اینکه موافقت کردی .بامن ملاقات کنی ازت تشکر کنم
با این کتاب، تو فرصت این رو خواهی داشت که
.داستان رو، از دیدگاه خودت بگی
میتونیم اینکارو انجام بدیم؟
من میتونم دیدگاه خودم ،از داستان رو بهت بگم
اما نمیتونم تضمین بدم .که تو درک خواهی کرد
چرا؟
.بخاطر تفاوت نسلها
.حق باتوئه
.یه چند سالی ازت بزرگترم
.فکر میکنم متوجه خواهی شد
اما من واقعاً، واقعاً دلم .میخواد تو این راه یه چیزی یاد بگیرم
.میتونی بهم کمک کنی این تفاوت رو تمام کنم
.خیلیخب
.باشه
تمام اینا از کجا شروع شد؟
.با بلیت قطار به شیکاگو
هیچوقت فراموش نمیکنم .اون بلیط چقدر هزینه برداشت
.سلام، مامان
.بله، سالم رسیدم
.نه، جک میاد دنبالم
گفتش که تعریفهای .خوبی ازت کردم، مشکلی پیش نمیاد
.خیلیخب، دوست دارم
.خداحافظ
.سلام، لنس
- !سلام، جک - چه خبر، بچه ننه؟
- .پسر، خوشحالم از دیدنت - چه خبرا؟
.خوشحالم از دیدنت .خیلی خوب بنظر میای
.وسایلت رو بده به من .بریم از اینجا
- .ممنون، پسر - !چه حرفیه، خدا
.ممنون بابت اینکه اومدی دنبالم
بیخیال، چی فکر کردی میذارم پیاده بری؟
.باورم نمیشه پورش میرونی
.آره، پسر، خیلی خوبه
خب، بقیه حالشون چطوره؟
.خیلی خوبن، پسر .دلشون برات تنگ شده
اگه اونقدر دلشون برام تنگ شده، میتونن .هر از چندگاهی بیان به دیدنم
.اینم درسته
زندگی بعد از دانشگاه چطوره؟
- .خیلی سخت بوده - چرا؟
یعنی، اصلاً نمیتونم بهت بگم بعد از فارغالتحصیلی تو چندتا
.مصاحبه شغلی شرکت کردم
.دنبال یه نفر با سابقهکاری واقعی هستم
- هیچوقت تو گالری هنری کار نکردی؟ - .این واقعاً دوره کارآموزی رقابتی هستش
- .لیاقتت خیلی بیشتر از این کاره - ...اگه چیزی تغییر کرد
- ...میخوام چندتا - .خب رزومه شما در پرونده قرار گرفت
بهتر نیست تو رشته خودت کار کنی؟
.درکت میکنم ،کار پیدا کردن هم دهن من رو سرویس کرده بود
اما بخاطر همین بود .که خودم دست به کار شدم
یه کار نوپا هستش، اما، انگار .داری چیزی که دوست داری رو انجام میدی
- .فکر کنم بهترین گزینه هستی براش - .ممنون، جک
،میدونم که حدود سه سال یا بیشتر گذشته
.اما من حواسم بهت بوده
،تو فیسبوک دیدم که فارغالتحصیل شدی
،بعد گفتم که "لعنتی "!کی بهتر از پسرعموی خودم
اصلاً خبر نداشتم که تو زمینه .هنری هم فعالیت داری
خب، یعنی .درواقع زیاد در مورد هنر نیست
.فقط حقوقش خوبه
خب، پس کار چیه؟
چطوره دیگه سوال نباشه، هـِم؟ .امشب فقط احوالپرسیه، پسر
- .فردا همهچی رو بهت میگم - .بیخیال، جک
- چیه؟ - منظورت چیه، چیه؟
اینهمه راه رو گفتی که بیام
- اونوقت هیچی بهم نمیگی؟ - .خیلیخب، باشه
.قراره تو اکتسابات کار کنی
- .اکتسابات - .اهــِــم
- .خوشم اومد - !خوبه
.اکتسابات
آره. و از الآن بدون که ،از این به بعد
.مشکلاتت رسماً تمام شده
.دمت گرم، پسر. جدی میگم
،جک همیشه از خانواده ما جلوتر بود
پس هدف من این شد که .تا هرچی میتونم ازش یاد بگیرم
.درس شماره یک: تمام کسایی که میشناسی
.بیا تو
.وسایلت رو هرجا خواستی بذار
.مبلها برای توئه
!بیا، بریم
- کجا میریم؟ - .طبقه پایین
پسر، واقعاً قراره که !عاشق همکارات بشی، بچهها، بازکنین
- جک، این کامیون برای توئه؟ - .آره، یکیشونه
آرومتر! تمام شد؟
.آره، تمام شد
- .قسم میخورم که بچهای هنوز - .اوه، جوری رفتار نکن که دلت برام تنگ نشده
،لنس، ایشون آلی هستن .خانم خونه
- .سلام، لنس - .سلام
،این استوآرته .چندلر، و اینم الیس
- چه خبر، داداش؟ - .سلام
.بفرما بشین
.ممنون
.واسه شروع 500تا
هستی؟
.اوه، نه. دوستان من 500 دلار ندارم که تو پوکر ببازم
.جک گفته که فردا به ما ملحق میشی
.آره، همینطوره
.فقط یه دوره آزمایشی
.کارش درسته فامیلمه، درسته؟
...جک، جک کجا داریم میریم، پسر؟
.کار جدید داریم
چرا اینجوری هستی؟
بهم اعتماد داری، درسته؟ .بپر
امیدوارم همونجور که جک میگه .هنر رو بشناسی
.آره
اونقدر میدونی که نباید اون دستای دلقکیت رو به تمام وسایل هنری بزنی، آره؟
.آها، اینو قبل از اینکه بیای بیرون بذار
خب، هستی یا نه؟
.آره، هستم
.واقعاً زبانم بند اومده بود
،یعنی، اونا تو روز روشن وارد خونه میشدن
.و یه جورایی تفریح میکردن
،تمام چیزای باارزش رو میدزدیدن
.و بقیه چیزا رو واسه خوشگذرونی نابود میکردند
یعنی که، این بچهها .هنرمندان نابودی بودند
قشنگ چیزایی رو که یه نفر سالها طول میکشه .بدست بیاره رو نابود میکردند
.خیلی شاعرانهست
اما کی بودن اونا؟
بیا با چندلر گینز و .استوآرت مگنتی شروع کنیم
.چندلر راننده فرار بود
اون یه دوره کوتاه تو افغانستان خدمت کرد که
.بدجوری بگایی شد براش
درحالی که بعضی از کهنهسربازان آمریکایی خیال میکردند
بدیها جنگ را پشتسر گذاشتند، اما .درعوض دریافتند، جنگ با آنان به خانه آمده است
اون برگشتش خونه و حتی .نمیتونست یه شغل کارگری پیدا کنه
بیست و شش درصد کهنهسربازان 18 تا 24 ساله بیکار میباشند
.اون احساس ردشده و گمشدگی میکرد
همون موقعها، از طرف یه .دوست قدیمی پیامی دریافت کرد
:استوآرت متخصص امنیت بود
.دزدگیرا، دوربینها، گاوصندوقها .یعنی، میتونست از همشون رد شه
اون با آرزوهای بزرگ به سیلیکونولی نقل مکان کرد
اما از راه سختش فهمید که .اکثر مردم به آرزوهاشون نمیرسن
نرخ بیکاری در محدوده سیلیکونولی
هشت و نیم درصد .از میانگین ملی بیشتر است
بعدش تو این مراکز الکترونیکی که
که مشنگها توش کار میکنند .گیرافتاده بوده
این شاید تصویری نباشه که وقتی به سیلیکونولی
فکر میکنید به ذهنتون بیاد، اما این صحنهایست که
.اینجا خیلی آشنا بنظر میآید
- بنظرت چقدر ارزش داره، هنرمند؟ - .نفر بعدی آلی تاکر هستش
اون دقیقاً چسبی بودش که .کل گروه رو کنار هم قرار میداد
،اون و الیس از دانشگاه باهم قرار میذاشتند
.جایی که هردوتاشون فعال بودند
- !اِشغال - !وال استریت
- !اِشغال - !وال استریت
.اولش، فقط همین دوتا بودن
یه جورایی مثل بانی و کلاید، اما .با یه پیامد
اینم از کلاید بارو و بانی پارکر
که همونجور زندگی میکردند مردند، با اسلحه
ما با ایجاد یک جنبش حقوق مدنی جدیدکه آماده مبارزه با هر روش لازم است
.میتوانیم که پیروز شویم
و الیس بک .یه جورایی سرگروه بود
فلسفه اون ساده بود: چرا باید برای نظامی کارکنی که انقدر باعث سرافندگیت شده؟
جمیعت یک درصدی سرمایهداران اکنون به میزانی از سرمایه رسیدهاند
.که بیشترین میزان در نیمقرن گذشته میباشد
و اون باور داشت که ما پیامآور بیداری .هستیم که نظام نیاز داشته
خب، این کاریه که میکردن، و .خیلی هم خوب بودن
اونا به اندازه کافی از عهده اینکار براومدن که فوقالعاده کارآمد شده بود.
درس شماره دو: وقتی که نظام فاسده، چرا باید طبق قوانینش عمل کرد؟
- .گرفتم - گرفتی؟
چقدر طول میکشه برسیم؟
.چهل و پنج دقیقه
.جک
.پسرعمهات
.لنس
.بیا بریم، پسر
و از طریق مل دانلی .اونا پول در میآوردن
بقیهاش کجاست؟
تقریباً همهچیزایی که .تو لیستت بود گرفتیم
.پانزده دقیقه وقت دارین
مل صاحب یه شرکت حمل و نقل توی .شهر بود، یه کار کاملاً قانونی
،اما گاهی اوقات اون یکی از محمولهها رو
،با کالاهای دزدی پر میکرد ،و میفرستادش اونور آب
.و کلی پول به جیب میزد
- گرفتی؟ - .آره
.همینجا
قرار بود که چندتا از تابلوهای ون گوک و
.و یه دستبند زمرد باشه
No comments yet. Be the first to leave one.