200 baris pertama.
ميدوني چيه
چي ؟
نمي تونم تكون بخورم
آره ، خوب ، مجبور نيستي تو توي ماشيني
دارم رانندگي ميكنم ؟
مثل يك حرفه اي
بيا ، بيدار شو ، لعنتي پاشو
تلاش نكردي كه كمكمش كني تا آزاد بشه ؟
كمي
كمي ؟
وقتي ماشين به اون پايين رسيد ، زندگي خودم برام خيلي مهمتر از اون بود
خودخواهانه است ، ها ؟
...ما اينا رو در
ماشين مدل عنكبوتي تو پيدا كرديم
درواقع ، ديگه يك ماشين مدل عنكبوتي رو رانندگي نميكنم
الان يك سي 8 لاويولت دارم
...اون سبكتر ، و سريعتره
بهتر شنا ميكنه
بله
...اين سه تا سطوحي از كتامين رو شامل ميشن
مشابه اونچه كه ما در خون تو اون پيدا كرديم
...اين يكي دي توبوكوراين خالصه كه
ما فقط در خون اون پيدا كرديم
بايد در مهموني كه اون بوده خورده باشه
نه . دي تي سي قرص مهموني نيست
همراه با موادي كه در خونشه اون ریه هاشو رو از كار انداخته
كوين فرانكز غرق نشده
اون قبلآ زماني كه تو داشتي توي جاده رانندگي ميكردي نفسش بند اومده بود
وقتي ما از جاده منحرف شديم اون داشت نفس مي كشيد
از كجا ميدوني ؟
اون داشت منو ميكرد
چي ؟ شما با سرعت 100 مايل در ساعت سكس داشتين ؟
صد و ده تا بايد با يك دست انداز برخورد كرده باشيم
...دوستت ، ديكي پيپ
ميگه كه پنج شنبه گذشته 15 ميلي ليتر دي تي سي به تو فروخته
من هيچ ديكي پيپي رو نمي شناسم ، اما اون داره دروغ ميگه
يا تو دروغ ميگي
چرا بايد دروغ بگه ؟
شما اونو واسه يك جرم ديگه گرفتين و اون داره تلاش ميكنه كه اينطوري خودش رو نجات بده
اگه حتي اون وجود داشته باشه
واسه چيزي كه اتفاق افتاده خيلي ناراحت بنظر نمي رسي
معلومه كه هستم ، دچار عذاب روحي شدم
كي ميدونه كه دوباره يكي پيدا شه بتونه منو ارضا كنه ؟
ميخوام اون عوضي توي زندان باشه
روي ، ما مدركي نداريم
خوب ، پس يك مدرك لعنتي رو درست كنين ، لطفآ
اونا براي آزاد كردنش به قيد ضمانت دستور ميدن كه يك روانپزشك معاينه اش كنه
مطمئنم كه يك فرد خوب و محكم رو پيدا ميكنم
دكتر گلاس . من هنري رز ، وكيل خانم ترامل هستم
ايشون كاترين ترامل هستن
در طول ارزيابي من حاضر خواهم بود
خوب ، واسه من خوبه
من ميخوام سوالات نسبتآ شخصي بپرسم ...اگه اون به حضور شما اهميتي نميده
...موكل من ميفهمه و موافقه كه من بايد حاضر باشم
شايد دكتر گلاس حق داره و ما بايد تنها باشيم
...من شديدآ به شما توصيه ميكنم كه نظرتون رو
بنابراين اينجا ميخوايم كارمون رو شروع كنيم ؟
آقاي رز هدف از اين ارزيابي رو به شما گفته
من براي يك پرونده قتل خواسته شدم
كرون ميخواد بدونه كه من خطري براي خودم يا ديگران هستم
شما روانپزشك كرون هستين ، بنابراين خواهيد گفت كه من خطرناكم
روانپزشك من خواهد گفت كه نيستم ، و قاضي سكه ميندازه
هرچيزي كه تو به من ميگه ميتونه كلمه به كلمه در گواهي نقل بشه
و ميتونه روي پرونده ات تاثير بذاره
تو ميتوني هرچي رو كه بخواي از قول من نقل كني
ممنون
خوب ، ميبينم كه تو نويسنده اي
چي مي نويسي ؟
قتل ، سكس ، خشونت
تا حالا درباره خودت نوشتي ؟
نه بصورت زندگي نامه
واقعآ ؟ چرا نه ؟
شايد ميخوام كه عقب بشينم و بقيه مردم رو به خودشون نشون بدم
براي مثال ، تو انگار تازه جدا شدي
چي باعث شد كه فكر كني من جدا شدم ؟
اثر حلقه محو نشده
تو خيلي هوشياري
آره ، اما من اشتباه ميكنم ؟
اگه بفهمي كه اشتباه ميكني اين تو رو اذيت ميكنه ؟
اگه حق با من باشه تو اذيت ميشي ؟
بهم بگو تو از چي خيلي ميترسي
خستگي
واسه همينه كه دوست داري ريسك كني ؟
ريسك كردن رو دوست دارم
مثل قرص خوردن و سكس داشتن توي يك ماشين با سرعت زياد ؟
مثل صحبت با من بدون حضور وكيلت ؟
درواقع ، پيشنهاد شما بود
مثل بودن در دادگاه براي قتل ؟ خيلي ريسك بالاييه . ميتونه با رفتن به زندان تموم شه
نه اگه من بي گناه باشم
هميشه افراد بي گناه آخرش ميفتن زندان
نه مردم بي گناه ثروتمندي كه وكيلشون هنري رز باشه
در اين پرونده ، پس واقعآ مهيج نيست مگر اينكه تو گناهكار باشي
اوه ، باهات شرط ميبندم كه دوست داري ريسك كني ، مگه نه دكتر گلاس ؟
اما اين من نيستم كه براي قتل در دادگاه حاضر ميشه
نه هنوز
متاسفم ، اجازه نداري اينجا سيگار بكشي
ميدوني من چي تو رو دوست دارم ؟
تو از اينكه كنترل دستت باشه لذت ميبري
مثل من
متاسفم ، آقا . نمي تونين از اينجا عبور كنين
خوب ، من ميگم بي نهايت باهوش و با استعداد و ماهر
...با اين وجود ، هنوز باور دارم كه
...اون بين يك حس قدرت مطلق خدايي
...و حسي كه اون به سادگي وجود نداره ترديد داره
كه البته غيز قابل تحمله
شما فكر ميكنين كه خانم ترامل از لحاظ روحي مشكل داره ؟
نه با تعريف قانوني . نه ، اصلآ
اگه آزاد باشه ، احتمال داره كه يك جنايت خشن مرتكب بشه ؟
من باور دارم كه رفتار ايشون نوع خاصيه كه ما بهش ميگيم اعتياد به ريسك
يك نياز اجباري داره تا بخودش ثابت كنه ميتونه ريسك كنه
و در خطراتي كه ديگران نميتونن زنده بمونه
مخصوصآ اينكه بعدآ با پليس يا قدرت هاي ديگه اي برخورد كنه
چرا بايد يك نفر اينطوري باشه ؟
ريسك بزگتر ، قدرت مطلقش رو بيشتر اثبات ميكنه
در واقع ، وجودش رو
...وقتي ميگين اون يك معتاد ريسك كردنه
اين موقعيت ميتونه بدتر هم بشه ؟
تمام اعتياد ها پيشرفت ميكنن
معتاد هميشه نياز داره تا ريسك هاي بزرگتري بكنه
...اگه مردم ديگه اي بعنوان نتيجه اي از رفتارش صدمه ببينن
يا كشته بشن ، احتمال نداره كه جلوشو بگيره ؟
...فكر كنم تنها چيزي كه جلوي ايشون رو ميگيره
گمان كنم تنها محدوديت براي اون مرگش خواهد بود
بنابراين اون براي خودش يك خطره
آره ، باور دارم كه اون اينطوريه
مايكل ، كارت خوب بود ، عاليه
دكتر گلاس ، كاترين ترامل كوين فرانكز رو كشته ؟
نه ، من نميتونم هيچ نظري بدم ، متاسفم
ميتونين لطفآ درباره آزادي به قيد ضمانت به ما چيزي بگين ؟
دكتر مايكل گلاس ، يهويي چقدر بزرگ شدي
آدام ، اينجا چيكار ميكني ؟ نگو كه داري درباره ترامل مي نويسي
يك قاتل كاملآ مطلق سكسي ، با يك قرار خونه تصادفي
چرا بايد اونو بنويسم ؟
تو كه نمي دوني اون يك قاتله
نه ، اما اميدوارم كه باشه منظورم اينه كه ، بخاطر اون به خدا دعا ميكنم
واسه همين ، شنيدم كه اونجا فوق العاده بودي
بعضي وقت ها تو خيلي رك هستي ، اين حالت حال بهم زنه
درباره مدت زمان برنامه تلويزيوني فكر كردي ؟
دنيس هميشه ميگه تو براي پرده هاي كوچيك بدنيا اومدي
همسرم اين رو زها چطوره ؟ خوش ميگذره ؟
مايكل ، همسر سابق . همسر سابق
درحالي كه داريم درباره قاتل ها حرف ميزنيم
احتمال گفتگو درباره جورج چسلاو وجود داره ؟
كي درباره چسلاو بهت گفته ؟
دنيس ؟
بايد بدترين كابوست باشه
...يك بيمار تحت نظر تو ناگهان دچار جنون ميشه
و دوست دخترش رو تا سر حد مرگ با يك آجر كتك ميزنه
اون واسه هفت سال قبل بود ، چرا الان درباره اش حرف ميزني ؟
در واقع ، كاملآ هفت سال نيست هفتم جولاي ميشه
اما تو دو بار در هفته با اون صحبت ميكردي اون هرگز اظهار نكرد كه به دختري صدمه زده باشه ؟
درباره بيمارانم صحبت نميكنم
چسلاو مرده . وقتي اونا مرده باشن هم نميتوني درباره اونا حرف بزني ؟
نه ، حتي وقتي اونا مرده باشن
مايكل ، اينجا چيكار ميكني ؟
درباره جورج چسلاو به آدام تاورز چي گفتي ؟
هيچي
ميتوني يك دقيقه ما رو تنها بذاري ؟
اون از قبل ميدونست
واقعآ ؟ چون اون گفت كه تو بهش گفتي
...نه ، تمام چيزي كه من گفتم اين بود كه
اگه اون چيزي دراين باره بنويسه اگه بخواد توي مجله اش چاپ كنه
اون اين كار رو نميكنه . تو دچار پارانويا شدي
تو هيچ كار اشتباهي انجام ندادي
درسته . اشتباه نكردم . يك بيمار كه دوست دختر باردارش رو كشته داشتم درمان ميكردم
پايان داستان تو مطمئني كه اون اين كار رو ميكنه
نگران نباش
من كانديد كرسي داگلاس در دانشگاه شدم
ميدوني كه واسه من چي معني داره فكر ميكني كه اين مسئله كمك كنه ؟
نمي تونم به آدام بگم چي بنويسه
چرا نه ؟
احمق نباش
فكر كنم تو حق داري چون براي بيش از يك ساله كه داري با اون حال ميكني
فكر ميكني نميدونستم كه از كي شروع شده ؟
افسوس كه هرگز از خودت نپرسيدي كه چرا شروع شده
پرونده دادگاه اون نويسنده مرموز چطور بود ؟
شنيدم اون شگفت آوره
همچنين خيلي باهوش دروغگوي آسيب شناختي . از خود متشكر
گمراه كننده ، تاثير گذار
فكر ميكني اون يك بازيكن فوتبال رو كشته ؟
هيچ نظري ندارم
هركاري كه اون انجام ميده كاملآ بي نقصه
طوري طراحي شده كه يا گيجت كنه يا پريشان
هرگز نميفهمي كه كه چي درسته و چي نيست . اون واقعآ ، باهوشه
روان پريش زير نقاب . حالت مورد علاقه تو
از قبل دارم روي موضوعي كار ميكنم به نام: قدرت مطلق و اعتياد به ريسك
از قبل روي موضوع ديگه اي كار ميكني ؟
درباره دو تا چيز مي نويسم ، اما اين خيلي مهم تره
بهت ميرسم
الو ؟
گلاس ؟ من روي واشبرن هستم نزديك دستگاه تلويزيوني ؟
اگه سامت باشين ، ميخوام يك چيزي بگم
چي شده ؟
قاضي اجازه داده كه اون بره
اجازه داده بره ؟ چرا ؟
...مردي كه گفته به اون دي تي سي فروخته
...قاضي فهميده كه اون مرد توي يك پرونده ديگه قسم دروغ خورده بوده
...و اونو بعنوان يك شاهد فاقد صلاحيت دونسته اما شرط مي بندم
چي ؟
اون دوباره اون كار رو ميكنه
No comments yet. Be the first to leave one.