Dragons: Race to the Edge

Dragons: Race to the Edge

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 8

Informasi rilis

Dreamworks Dragons S08E10(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E09(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E08(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E07(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E06(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E05(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E04(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E03(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E02(Race To Edge S06) WEBRip
Dreamworks Dragons S08E01(Race To Edge S06) WEBRip
Komentar oleh SepSensi
WwW.Downloadha.com --- Translated By:Sep Sensi

Tag

webrip
web
BRip
Diterbitkan pada: 2018-03-04
Unduhan: 15
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

176 baris pertama.

این همه چیز رو عوض میکنه

!این ممکن نیست

شاه اژدهای من کجاست؟ - احتمالاً داستان ها اشتباه بوده -

ما باید امکان اینکه شاه اژدها وجود نداشته باشه رو هم درنظربگیریم

هیچکدوم از شما نمیتونه چیزی که روبروشه ببینه؟

شاه اژدهای تو اینجاست

یا حداقل به زودی قرارمیگیره

این لنزها پنج نوع اژدها رو نشون میدن

تنها،هیچ معنی ای ندارن

اما باهم،اونا جوابی که ما دنبالشیم رو نشون میدن

من بلافاصله سواران اژدها رو میفرستم

ما همه جزیره هارو برای این لنزها میگردیم

کارآمد مثل همیشه،کروگان

ایده بهتری داری؟

.کروگان،سواران اژدها رو بفرست

من هیچ ضرری توی ماموریت شناسایی نمیبینم

و ،ویگو،تو راه دیگه ای پیشنهاد میدی؟

راه محتاطانه تر

ما یه فردخاصی رو نمیشناسیم

که یه عالمه لنز رو جمع کرده و ازش استفاده نمیکنه؟

اره،میشناسیم

و فکرمیکنم یه راهی هست که دوست قدیمیمون هیکاپ رو

برای اینکه اونا رو مستقیماً به ما تحویل بده متقاعد کنم

نمیتونم باورکنم که داگور با هیتر به واناهایم نمیره

هیتر میخواست که خودش تنها از باباش خداحافظی کنه

میدونی چه چیزی رو نمیتونم باورکنم؟

،اگه تو یه گاو رو برعکس کنی میتونه خودش رو بلافاصله به حالت اول برگردونه

چی؟

و میدونی،ما حتی متوجه نشدیم

که هیتر لنز چشم اژدها رو ،روی کمربندش داره

خیلی بده که شما چشم اژدها رو ندارید حداقل میتونستیم دنبال بقیه لنز ها بگردیم

بقیه لنزها؟ - ... خب -

بابا هردو لنز رو وقتی که به بچه بودیم بهمون داد

من از مال خودم برای نگاه کردن به اشیا یا روشن کردن آتیش با خورشید استفاده میکردم

هنوز داریش؟ - نه -

اما میدونم کی داره به هرحال،چه اهمیتی داره؟

جوری میگی که انگار شما یه چشم اژدهای دیگه دارید

شما یه چشم اژدهای دیگه دارید

البته که داری

"من بهش میگم"چشم اژدهای دو

"اه،"چشم اژدهای دو اون یه اسم خیلی ضعیفه

ما بهت "سی.بی.بی"رو پیشنهاد میکنیم

"ببخشید،"سی.بی.بی

"ساخته شده به وسیله بی مغز" یه اصطلاح فنیه

بذار یکی دیگه بهت یاد بدم "تورستون-تورستون"

دوتا تورستون هیچ مشکلی نداره.درست میگم،خواهری؟

من،بنظرم،فکرمیکنم هیکاپ باید خودش رو برای خلاقیتش تشویق کنه

کارمیکنه،درسته،داداشی؟ - خب،هنوز کاملاً نه -

این قطعه رو میبینی؟

برای نوری که ازش بیرون میاد باید الماس های با رنگ های مختلف رو توش بچرخونی

من هنوز اون الماس هارو میخوام

فروتنانه،هنوز استعداد های گسترده تبادلات

ممکنه توی تهیه اونا بتونه کمکتون کنه،رییس هیکاپ؟

یوهان،اینجا چیکارمیکنی؟

من یه هدیه برای خانم هیتر آوردم

یه کوزه کوچولو

برای تجربه شگفت انگیز اون توی بازار شمالی

تمومش کن،یوهان اون اینجا نیست

اه،افسوس - اره -

اما برگردیم به بخشی که تو خواستی

توی پیدا کردن الماس ها برای تموم کردن چشم اژدهای دو کمک کنی،یوهان

من شکی ندارم که میتونم این وسایل رو برای شما بیارم،رییس هیکاپ

من شخصاً میتونم اونا رو سه یا چهارماهه بهتون تحویل بدم

نه،نه،نه نمیتونیم انقدر صبرکنیم،یوهان

امکانش هست بتونیم اونا رو توی بازار شمالی به دست بیاریم

اما فکرمیکنم که ما همه با خطرات اون مکان آشناییم

خب،ما باید ریسک کنیم - هیکاپ،باید یه راه دیگه باشه -

بازارشمالی خیلی غیرقابل پیش بینیه

شرمسارم،واقعاً

اونجا مکان سنگ های قیمتیه

بی دندون و من میتونیم از تو محافظت کنیم،یوهان

من باید به سرعت چشم اژدهای دو رو کامل کنم

خیلی خب،پس

پس من باید روی شما و بی دندون توانا برای امنیتم تکیه کنم

یه سوال کوچولو:تو اندازه دقیق الماس هایی که میخوای رو میدونی؟

نه دقیقاً،اما من میتونم چشم اژدها رو برای اطمینان با خودم بیارم

!ایده عالی ایه

،و شاید خوب باشه که لنزها هم بیارید

تا بعدش بتونیم بلافاصله اثرات هر سنگ رو امتحان کنیم؟

باشه،همه با داگور برید

تلاش کنید که لنز های اونا رو برگردونید - خیلی تند نرو -

ما با تو میایم

درحالی که من برای همراهی ازتون متشکرم

اما شاید گروه کوچیکتر گروه هوشمندانه تری باشه

اون هیچوقت کارنمیکنه

تازه،ما باید بازگشت رهبر بی همتا رو تماشا کنیم

و شاید ما باید برای تولد مرغ جون یه کادو بگیریم

میدونی که چقدر سخته برای اون خرید کنیم

من همه بازارهارو گشتم

اون لحاف نمیخواد پتو هم نمیخواد

برو جلو!بذارش زیر عرشه

خوشحالم که شما دوتا با من اومدید

متنفرم که اینو قبول کنم اما شاید کمک لازم بشه

واقعاً؟برای چی؟

خب،وقتی که بچه بودم،برام قلدری میکردن - تو؟ -

اره،من توسط یه بچه

بزرگتر،هیولا،به سختی یه کواکن مثل یه استینگر سریع

"انسون،"انسون خشمگین

گفتی،"انسون خشمگین"؟ - !خشمگین -

اون اینجاست

"به جز اینکه ما بهش میگیم"انسون بی عیب

بنگرید!بهترین ها

ببخشید،آقای مهربان

کجا میتونیم گردنبندهای سایز مرغ رو برای مطالعه پیدا کنیم؟

من یه فروشگاه برای شما دوتا میشناسم

بهترین گزینه برای دکوراسیون پرندگاه و لوازم مرغی

این نیمه کنستانتینوپله

اون طرف دیگه بازار

خیلی خیلی دور

ممنون،یوهان

درحالی که رفتن میشه به سرعت

اونارو امتحان کنیم وقتی که حواسشون نیست؟

!رییس هیکاپ،بدترین ترس من تایید شد

!شکارچیان اژدها

اگه اون اژدها حتی برای عطسه دهنشو بازکنه

پابند رو براش پرتاب میکنم

اه،عزیزم

!مراقب باشید

کافیه

لنزهای چشم اژدهارو بده من

!اینکارو نکن،رییس هیکاپ

!خاموشش کن

مطمئن نیستم که انتخابی داشته باشم،یوهان

!هی،یوهان

مشکل اونا چیه؟

شکارچیای اژدها.کمین کرده بودن مارو نجات دادید

نگفته بودی.یه کمین ؟

...هیجان انگیز به نظرمیرسه.به هرحال

یوهان،تو درباره اون فروشگاه درست گفتی

به این چیزی که انتخاب کردم نگاه کنید

کمین کردن نیاز به آماده سازی داره

آماده سازی نیاز به اطلاع قبلی داره ...اطلاع قبلی

یه توضیح فقط برای اتفاقی که اینجا افتاد وجود داره

شکارچیا میدونستن که ما میایم

...و اگه شکارچیان میدونستن که ما میایم

!پس باید یه موش بین ما باشه

یه جاسوس توی گروهمون؟

یه خائن توی گروهمون

بچه ها،اون مسخره است - اه،خدایا -

من خیلی درگیر مرغ شده بودم

که نتونستم پرهای جاسوس رو ببینم

حالا معلوم شد

یه روباه توی خونه مرغ ماست و اون روباه خیلی زیرکیه

شکارچیا مارو دیدن و تصمیم گرفتن که حمله کنن

هیچ جاسوسی درکارنیست

ببینید،ما به سرعت بریم الماس هارو پیدا کنیم و پروازکنیم

!اینجاست

"انسون خشمگین"

"خب،پس این"داگور دلپذیره

اره دیگه هیچکس منو اینجوری صدا نمیکنه،انسون

حالا من رییسم

واقعاً؟

چی تورو به اینجا آورده رییس دلپذیر؟

زمانی که بچه بودیم،انسون تو از من یه چیزی قرض گرفتی

من خیلی چیزا از تو گرفتم

درحالی که ممکنه این حقیقت باشه

یه چیز کوچولو هست که میخوام بهم برگردونی

چیز خاصی نیست.فقط یه شیشه دکوراسیونی با لبه فلزیه

اره،اره،اونو یادمه

من ازش برای روشن کردن آتیش استفاده میکردم

شاید هنوز همین اطراف باشه،دلپذیر

یه دقیقه مارو ببخشیدفآقای خشمگین

منتظر چی هستی؟ بهش نگاه کن.فقط اونو ازش بگیر

نمیتونم

ببین،داگور قدیم اونو تا الان پس گرفته بود و اونو توی دریا انداخته بود

...اما من به هیتر قول دادم که به یه نمونه تبدیل بشم پس

میدونی چیه؟برات خوشحالم،داگور

!خفه شو،کله ماهی

گوش کن،همه قلدر ها چیزای آدم رو میخوان

چیزی که واقعا میخواد رو پیدا کن و باهاش تبادل کن

میدونی،اسناتلوت درست میگه

دلپذیر

فیروزه ای،خورشیدی یاقوت وزمرد

چهارتا داریم،سه تا مونده - عالیه -

اسناتلوت چی؟ اون یکم بی ثباته،درسته؟

قابل اعتماد نیست.بدن مستطیلی

More Farsi Persian subtitles for Dragons: Race to the Edge

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left