200 baris pertama.
وای خدایا، یه پسلرزه دیگه نه.
حداقل دارن کوچیکتر میشن. اون اصلیه چند ریشتر بود، ۴.۳؟
رادیو گفت ۴.۵. بفرمایید، مادربزرگ.
زمینلرزه دلشورهام میندازه. این یعنی همون دلشورههای فیبیائه دیگه؟
آه، آره دیگه، شوخیهای پرُو هالیوِل.
تنها هالیوِلی که واقعاً زمینلرزه دوست داره.
من دوستشون ندارم، ولی منم که لخت تو خونه نمیدوم...
...و فریاد بزنم: «فرار کنید، جونتون رو نجات بدید» هم.
باشه، این دیگه خیلی اغراقه.
دمپایی پام بود.
باشه. باشه. باشه. کسی اون بو رو حس میکنه؟
آره. من اول صبح بوشو حس کردم.
فکر کنم از زیرزمین میاد. نشت گاز؟
نمیدونم. زنگ زدم بیان چک کنن.
الان دیگه باید اینجا باشن.
الان. من باز میکنم.
ما هیچوقت نمیتونیم اینو انجام بدیم. همه چی خوب پیش میره.
آره، تا وقتی که خونه منفجر بشه.
ببین، این مشتری ویژه باکلند مشخصاً درخواست کرده بود...
...که مهمونی شام اینجا باشه.
خب، شاید کلر منو مجبور کرده باشه که قبول کنم.
ولی حرف من اینه که قبول کردم و هیچی تغییر نکرده.
پایپر یه مهمونی شاهانه درست میکنه. منم با وقار پذیرایی میکنم.
و کلر هم خودشو برات میکشه...
...استعدادهای آشپزی فوقالعادهات رو.
صبح بخیر، خانمها.
وای، این همون بوئه.
واقعاً بوی گاز نمیده.
آره. ولی اگه باشه، نمیتونیم گاز رو روشن کنیم.
گاز نباشه، شام هم نیست.
آروم باشید. میتونم بگم تو رستوران درستش کنن و بیارن اینجا.
خب، بذارید من برم نگاه کنم ببینم چه خبره.
عالیه. ممنون. زیرزمین اون سمته.
باشه. ممنون.
ببین، فیبی. داره میره زیرزمین. تنها.
حتی شروع هم نکن.
اگه، جسارتاً، لولوخورخوره بگیردش چی؟
فکر کنم فیبی بهش میگفت «ووگیمن».
یا اون به خاطر دندونهای خرگوشیاش بود؟
باشه، من پنج سالم بود بچهها.
آه، پس چی؟ الان دیگه ترکش کردی؟
که حدس میزنم برای همینه که تو ۱۸ ساله پات رو اونجا نذاشتی؟
باشه. شماها اونجا نبودید.
واقعی بود. این یه... یه داستان بود.
گرامز بهت گفت که ووگیمن زیرزمین رو از بین برده...
...تا تو بهتر بخوابی.
این دیگه چیه...؟
تو منو آزاد کردی.
و حالا تو به من کمک میکنی تا خونه رو پس بگیرم.
چانده لیر کیه؟
اوه، اون منم. من چندتا سیدی سفارش دادم.
با استفاده از یه اسم مستعار، تا چندتا سیدی مجانی بگیری؟
این یکم نادرست نیست؟
روی تاریک فیبی داره خودشو نشون میده؟
من روی تاریک ندارم، خیلی هم ممنون.
فقط چون من از بیگناهان محافظت میکنم...
...به این معنی نیست که همیشه باید بیگناه باشم.
اوه، نمیدونم.
هنوز به ووگیمن اعتقاد داشتن خیلی بیگناهه.
و خیلی هم بامزه است.
اون موقع که همه تو یه اتاق بودیم، اینقدر بامزه به نظرت نمیاومد...
...و اون شما رو تمام شب بیدار نگه میداشت.
ترسناک بود و واقعی بود.
خب، چی شد؟
بد.
بد به معنی اینکه کل مهمونی شامم رو خراب میکنه؟
یا بد به معنی اینکه میتونی سریع درستش کنی...
...و فقط هزینهاش از کل تحصیلات من بیشتر میشه؟
تا امشب، دیگه مشکلی وجود نخواهد داشت.
باشه. من دیگه رفتم.
منم باید برم. دارم میرم مشروبفروشی.
بیا، این برای تو. ممنون.
کدوم رو میخوای؟
من بالا هستم اگه بهم احتیاج داشتی.
فیبی.
یه کم پایینتر سمت چپ.
ممنون.
خب، پس این اولین زمینلرزهات بود؟
و امیدوارم آخریش باشه. من سقفم رو بالای سرم ترجیح میدم.
باشه.
این لیست نهایی مهمونهای امشب برای شماست.
همشون مشتریان مهمی هستن، هم برای من، هم برای باکلند.
و در نتیجه برای شما هم. و در صدر لیست...
پروفسور ویتلزی. مگه اون کالدِر رو تازه نخرید؟
خب، خانوادهاش خریدن، و اونا میتونن خیلی خیلی بیشتر از اینا هم بخرن.
و به هر دلیلی، اون شیفته خونه شماست.
پس وظیفه تو اینه که اونو راضی نگه داری.
ببخشید. کلر، من یه مهمون میارم، اگه مشکلی نداره.
البته. پرُو، امشب پنج به علاوه یک میشه.
خب، خونه خودته دیگه. آره.
اوه، پرُو هالیوِل، پروفسور ویتلزی.
بث. نمیتونم بگم چقدر هیجانزدهام...
...که امشب رو تو خونهای با این همه تاریخچه بگذرونم.
شنیدم شما در مورد تاریخچه هالیوِلها زیاد میدونید؟
من در مورد ساختار خونه بیشتر میدونم تا ساکنینش.
پروفسور در برکلی استاد تمامه.
تاریخ معماری.
در واقع، من از خونه شما به عنوان مثال تو یکی از سخنرانیهام استفاده میکنم.
واقعاً؟ به سقف چکه کن و آب گرم محدودش هم اشاره میکنید؟
اوه، خونه اصلی که تو اون نقطه قرار داشت یه شاهکار بود.
ولی بعد از زلزله ۱۹۰۶ مجبور شدن از نو بسازنش.
چون کلاً نابود شده بود.
اون موقع اجدادم اومدن اینجا ساکن شدن.
اونایی که به متافیزیک اعتقاد دارن، اینجارو یه جور "مرکز انرژی معنوی" میدونن.
ولی با این لرزش صبح امروز، هنوزم سرپاست.
خب، باشه، من دیگه باید برم. باید برم.
ساعت ۷ میبینمت.
یه نفر دیگه هم میتونم بیارم.
سلام؟ - سلام. خواهر دوستداشتنی من چطوره؟
یه چیزی میخوای. میدونم یه چیزی میخوای.
ببین، رئیسم الان بهم گفت که فقط یه نفر دیگه میتونم بیارم. واقعاً متاسفم.
فقط یه نفر دیگه؟ ولی من که از قبل خریده بودم...
اه، هرچی. بهم بدهکاری.
ببخشید. اون...
کالرا جنسن، محصول ۹۳. آخرین بطریه.
مال منه. ببین، چرا اینو امتحان نمیکنی؟
طعم پرمایهای داره.
عطر خوبی داره. سال خوبیه.
احتمالاً از اون کالرا هم بهتره.
تحت تاثیر قرار گرفتم.
ولی چرا اینقدر اینو میخوای؟
چون غلظت خوبی داره.
ببین، دارم کوک او وَن درست میکنم.
و من بیشتر از تو به اون بطری نیاز دارم.
ببین، متاسفم، ولی من قبلاً به سه تا مغازه شرابفروشی رفتم.
وقت ناهارم خیلی وقته تموم شده، و بهم گفتن که این همون بطریه که باید بگیرم.
گفتن؟ زنی که اینو پیشنهاد کرد...
تو یه تاکستان بزرگ شده.
و اون خوب میدونه چطور شراب انتخاب کنه.
آره. خب، منم تو یه خونه با دو تا خواهر بزرگ شدم.
و منم خوب بلدم چیکار کنم.
من نمیتونم... نمیتونم از قدرتم برای نفع شخصی استفاده کنم.
ولی خب دقیقاً نفع شخصی نیست.
لعنتی! شراب مال خودت.
کمکم کنید!
کمکم کن! کجایی؟
خواهش میکنم. کمکم کن.
چی شده؟ افتادم.
فکر کنم یه چیزی رگ به رگ شده.
مچم. واقعاً اینجا یه دستی به من برسون.
باشه.
یه دست...
باشه. من خوبم.
دارم میام!
مادربزرگ؟
فیبی! برو برگرد بخواب، عزیزم.
برو.
ووگیمن.
میدونی، فکر کنم زنگ بزنم به یکی برای کمک.
نه، لطفاً.
من به کمکت نیاز دارم.
باشه.
الو؟
کجایی؟
فکر کردم گفتی که هستی...
فیبی.
نه.
کابوسهای تو حقیقت دارن. من وجود دارم.
من یه جادوگر خوبم.
نمیتونی منو بگیری. اولش با من میجنگی.
ولی در نهایت هر کاری که ازت بخوام رو انجام میدی.
نگران نباش. خودم از پس همهاش برمیام.
منم، همون فیل آشپزخونه!
فیبی؟ شاید بهتره به یکی هم زنگ بزنیم برق رو چک کنه.
کیت؟ هی!
فیبس؟
وای خدا! وای خدا، ترسوندیم.
با خونه همه چی روبهراهه؟
آره، خوب میشه. خوبه. میتونی زمان تقریبی رسیدنت رو بگی؟
چون قراره یه خواهر خیلی کلافه داشته باشم.
خواهرمو دیدی؟
فیبی!
فیبی!
فیبی. اون فقط...
اشکالی نداره. اشکالی نداره.
فکر کردم میخواد منو بکشه.
حتی فرصت نکردم منجمدش کنم.
این چوبو از کجا آوردی؟
نمیدونم. خودش ظاهر شد.
چی میگی خودش ظاهر شد؟ در کمدو باز کردی و پیداش کردی؟
یا ظاهر شد، انگار بهش فکر کردی و اونجا بود؟
آره. گزینه دوم.
نمیتونم توضیحش بدم.
ولی یه اتفاق عجیب برام افتاد اون پایین تو...
چی؟ فیبی، بگو! چطور اون چوبو ظاهر کردی؟
اول امنیت. بعد جادوگری. باید به ۹۱۱ زنگ بزنیم.
این جور در نمیاد. چی شده؟
همین الان اطلاعاتی از مامور گاز گرفتم. سابقه نداره.
حتی یه جریمه پارک هم نداره.
خانوادهداره، داوطلب کلیسا، مربی لیگ کوچولوهاست.
وقتی مربیهای خوب بد میشن. هفته بعد از فاکس.
اندی، چی شده؟ همه چی خوبه.
یه اتفاق مربوط به مامور گازی که خونهتونو چک میکرد.
یکم با پایپر خشن رفتار کرد.
پرو.
هی. پایپر، خوبی؟ آسیبی دیدی؟
نه. آره، خوبم.
اون بهم حمله کرد.
و بعد فیبی جلوشو گرفت.
بیا، بهش نشون بده.
No comments yet. Be the first to leave one.