Charmed

Charmed

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 6

Informasi rilis

Charmed S06E22-E23 Its a Bad Bad Bad Bad World Part 1 and Its a Bad Bad Bad Bad World Part 2 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 22 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-12-03
Unduhan: 13
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

.می‌دونی، بخش سفر در زمانت واقعاً نیاز به یه سر و سامان اساسی داره

.یعنی، اگه تو گوگل سرچ کنم اطلاعات بیشتری پیدا می‌کنم

.گوگل؟ ولش کن

از اون طلسم خبری شد؟

منظورت از دو دقیقه پیشه که ازم پرسیدی؟

.دارم یه کم نگران می‌شم

.تولدم دو روز دیگه‌ست

...و اگه قبل از به دنیا اومدنم از اینجا نرم

یه اتفاق بدی می‌افته که تو ازش خبر نداری؟

.من فقط نمی‌خوام هیچ ریسکی کنم

.گذشته از این، من اومدم اینجا و کاری که باید رو کردم، اونم نجات وایت بود

.حالا وقتشه برم خونه

.زودتر از چیزی که فکرشو بکنی. اوه، نه

.نه، نه، نه. هنوز نه. زود اومدی. اوه، آروم باش

.فقط دارم کارا رو جلو می‌ندازم. دردم نگرفته

.دارم یه سری وسایل رو برمی‌گردونم خونه

فقط منو نترسون، باشه؟

چی شده؟ طلسم آماده نیست؟

.فکر کنم آماده‌ست. این باید کار کنه

باید کار کنه؟ منظورت چیه؟

.تو سفر در زمان هیچ تضمینی نیست، لئو

.اینو باید بهتر از هر کسی بدونی

.ببخشید. همیشه این احتمال هست که یه چیزی اشتباه پیش بره

.باشه، ما هیچ ریسکی نمی‌کنیم

.شاید مجبور باشیم. وقتم داره تموم میشه

.نه، من تو رو از یه پورتال یه طرفه نمی‌فرستم

.مگه اینکه بدونم کجا فرود میای

.خب، هیچ‌وقت نمی‌شه مطمئن بود

...مگه اینکه البته تو هم بری. و حتی اون موقع هم

.خیلی خب، بیا طلسم رو بی‌خیال بشیم و دوباره روی اون معجون کار کنیم

.اما طلسم شانس بیشتری برای موفقیت داره. قدرت سه هست

...آره، اما اگه یه چیزی اشتباه پیش بره

.اون معجون اضافی داره و می‌تونه برگرده

.موافقم، امن‌تر به نظر میاد

.پس شماها برید سراغش

پیج، می‌تونی اینا رو اورب کنی ببری خونه؟

.فقط چپوندشون تو اتاق بچه یا یه همچین جایی

اتاق بچه؟

...اتاق بچه رو تمیز کردی، درسته؟ آره

.نه. داشتم رو طلسم کار می‌کردم. متاسفم

.خب، بهتره عجله کنی، وگرنه کریس کوچولو تو اتاق تو می‌خوابه

.آره، نگران نباش. حواسم بهش هست

.باشه. پوشک یادت نره. کلی پوشک

.باشه، باید از اینجا برم

.اونا آماده میشن تا پسر رو بفرستن خونه

.وقتشه

...برای اینکه نقشه‌مون کار کنه، باید خواهرا رو

.و لئو و کریس رو از سر راهمون برداریم

.نگران نباش، انجامش می‌دیم

.باشه

!سلام فیبی. ببخشید، فیبی

.سلام

هی خانم نوبل، چه خبر؟

.چه خبره؟ اینه که بازم تو پارکینگ من پارک کردی

.آره، متاسفانه جای دیگه ای برای پارک کردن نیست

پس من باید زجر بکشم؟

.پایپر چند روز دیگه بچه رو میاره خونه

.و منم یه کم خرید کردم

.این داره تبدیل میشه به یه مشکل جدی

.می‌دونی چیه؟ فقط یه لطفی کن

.بذار بدو برم تو این کیسه‌ها رو بذارم

.بعد میام بیرون ماشین رو جا به جا می‌کنم

به مامور زنگ زدی؟

.این سومین باره که این هفته راهمو می‌بندی

...آره، خب، اگه سطل زباله بزرگت نصف خیابون رو اشغال نمی‌کرد

.منم مجبور نبودم تو پارکینگ تو پارک کنم

.این خلاف قوانین انجمن محله‌ست

!ببخشید

می‌تونین به خاطر اون سطل زباله زشت و چشم‌آزار اونجا یه جریمه براش بنویسین؟

.صاحب‌خونه مجوز داره

.وقت این کارا رو ندارم

!اوه، نگاه کن چقدر نازه

.یادمه وایت کوچولو هم اینجا جا می‌شد

.این ناز نیست. این یه گهواره جهنمیه

.می‌دونی اینو چطور سر هم کنی؟ نه، این کار لئوئه

.هنوز باورم نمیشه داریم یه بچه میاریم خونه

.آره، خب، این بچه که جایی برای خوابیدن نداره

می‌دونم. چی شد که اینقدر طولش دادیم تا این اتاق بچه رو آماده کنیم؟

.ما مشغول این بودیم که نذاریم وایت تبدیل به یه موجود شیطانی بشه

.بیا، بذار کمکت کنم

.می‌دونی، که خوشحالم این کارو کردیم

.اما خب یعنی اون یه اتاق خواب لازم داره

.آره، خب، حتی اگه شیطانی هم بود بازم به یه اتاق خواب دیگه نیاز داشتیم

.آره، اما حالا که همه دارن میان خونه، به اضافه یکی، یه اتاق کم داریم

.فکر کنم من می‌تونم رو کاناپه بخوابم

.من فقط واقعاً فکر می‌کنم الان باید روی بچه تمرکز کنیم

.خب، و روی فرستادن کریس به خونه

اوه، اونو یادت میاد؟

می‌دونی، خواهرزاده‌مون؟ همونی که ازش دوری می‌کردی؟

.دوری نمی‌کردم

باشه، پس چرا به من و گیدئون تو طلسم کمک نمی‌کردی؟

.چون داشتم به لئو کمک می‌کردم دنبال ریشه بابا آدم بگرده

.خیلی سخت پیدا می‌شد. همه‌جا ناموجود بود

.حق با توئه. می‌دونی چیه، ما فقط یه گهواره جدید برای کریس می‌گیریم

.دلم برای اونم تنگ میشه، می‌دونی

.خیلی بده

...منظورم اینه که، می‌دونم داره برمی‌گرده به یه آینده بهتر و اینا، فقط

تازه داریم می‌شناسیمش، می‌دونی؟

.می‌دونم

.یادم رفت ماشینمو جا به جا کنم

شیلا. داره تبدیل به عادت می‌شه، نه؟

من داغون می‌رسم اینجا

آخه ما هیچ‌وقت دعوا نمی‌کنیم، مسئله اینه

حداقل قبلاً اینجوری نبودیم

ولی تازگیا دریل خیلی کلافه شده، می‌دونی؟

حدسی داری چرا؟

راستش، امیدوار بودم تو بدونی

من؟

چند روز پیش رفتم اداره‌اش فقط برای اینکه یه سلام بگم

و یه حکم جلب برای کریس رو میزش دیدم

کریس؟ مطمئنی؟ کاملاً مطمئنم

حتی ازش پرسیدم که آیا قراره قضیه رو جمعش کنه

اونجا بود که دیگه از کوره در رفت

بهم گفت دخالت نکنم

و از این به بعد از شما دخترا دور باشم

اتفاقی افتاده که من ازش خبر ندارم؟

چند هفته پیش

دریل خیلی ترسید وقتی داشت سعی می‌کرد قضیه ما رو بپوشونه

و ما حس بدی داشتیم، می‌دونی ولی خب معلومه که خیلی روش تأثیر گذاشته

انقدر که دیگه کریس رو نپوشونه؟

خیلی ترسید

شاید فقط لازم باشه بهش زمان بدی

آره، ولی این الان به تو کمکی نمی‌کنه، و به کریس هم کمکی نمی‌کنه

ببین، من دریل رو دوست دارم و می‌دونم این داره از درون می‌خورتش

ولی شما دخترا برای ما مثل خانواده‌اید

آدم به خانواده پشت نمی‌کنه

برام سواله که آینده چقدر فرق می‌کنه

زندگی من چقدر فرق می‌کنه

فقط می‌خوام سالم برسی خونه

حالا، یادت باشه اگه چیزی متفاوت به نظر رسید

تو یه شیشه دیگه از این داری که بلافاصله برگردی

تو زیادی نگران می‌شی، می‌دونی؟

من خوبم

من پدرتم

وظیفه منه که نگران باشم

ببین، وقتی برگشتی اونجا با وایات مدارا کن، باشه؟

نمی‌تونی کینه به دل بگیری

هی، تا وقتی که حاکم تمام شر نباشه، من مشکلی ندارم

من جدی می‌گم

اون فرق می‌کنه. خوب میشه

یادش نمیاد که بد بوده

اگه واقعاً می‌خوای آینده رو عوض کنی با یه شروع تازه شروع کن

باشه، باشه. فهمیدم

تو چطور؟

تو با یه شروع تازه شروع می‌کنی؟

منظورت چیه؟ مثل تو و مامان

دوست دارم بدونم شما دوتا به کجا می‌رسید قبل از اینکه برگردم. همین

پیچیده‌اس. من یه سالخورده‌ام. متعهد شدم

خب که چی؟ اینجوری نیست که قبلاً قانون شکنی نکرده باشی

من دلیل زنده‌شم

باید دید

ما به اندازه کافی از این مواد داریم

اگه می‌خوای یه تمرین قبل از اجرا داشته باشی قبل از اینکه همه برسن اینجا

نظرت چیه؟

آره. انجامش بدیم

باید جواب می‌داد

تو رو می‌رسونم خونه، رفیق. قول می‌دم

ما این رو حل می‌کنیم

باید سرت رو بالا نگه داری

اون معجون تقریباً صدرصد جواب می‌داد

ما به موقع جلوشون رو گرفتیم

گرچه قرار نبود آسیب برسونه

بریم؟

ممنونم. ممنونم

حداقل حالا مجبورن از طلسم ما استفاده کنن

هرچی زودتر، بهتر

جادوی وایات روز به روز قوی‌تر می‌شه

این همه قدرت تو یه موجود... مطمئناً اونو تبدیل می‌کنه

شر. عالیه

باید کسایی که ازش محافظت می‌کنن رو کنار بزنیم

با لئو و کریس شروع می‌کنیم

گیدیون؟

هی، مثل اینکه بالاخره به اون طلسم نیاز پیدا می‌کنیم

اینجا اکو داره؟ آکوستیک اینجا بده

پایپر رو بگو خواهراش رو جمع کنه و من طلسم رو میارم

باشه. می‌دونی، نمی‌فهمم چی شد

اون معجون باید کار می‌کرد. همونطور که گفتم، سفر در زمان پیچیده‌اس

شما هنوز پسرتون رو همراهی می‌کنید؟

خب، فکر کنم آره. فکر کنم اینجوری امن‌تره، شما چی می‌گید؟

کاملاً

همه رو جمع کن. من هم سریع میام

دارن میان

دریل. هی، دریل. دریل، وایسا

فقط لازم داریم باهات حرف بزنیم. ما چیزی برای حرف زدن نداریم

ببین، کریس امروز داره میره خونه، به خونه آیندش

آره، و ما امیدوار بودیم

می‌دونی، که از سر لطفت

با اینکه می‌دونیم از دست ما عصبانی هستی

که، می‌دونی، پرونده‌اش رو بندازی دور

همون که توش اون حکم جلب کوچولو هست؟

ظاهراً من منظورم رو واضح نگفتم

من دیگه دست از سرپوش گذاشتن رو کاراتون برمی‌دارم. تموم شد. حالا، ببخشید

دریل، بهش فکر کن، باشه؟

پلیس میاد سراغ کریس و چی قراره پیدا کنن؟

یه نوزاد کوچولوی فسقلی

و بعدش میان سراغ ما که خطر افشا شدن رو داره

خب، باید به اون فکر می‌کردید قبل از اینکه کریس رو از زندان فراری بدید

بازرس شریدان فکر می‌کنه که فرار کریس یه کار داخلی بوده

که اگه حواسم نباشه ممکنه به من برسه

منم یه خانواده دارم که باید بهشون فکر کنم، می‌دونی. عالیه

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left