Homeland

Homeland

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 6

Informasi rilis

Homeland S06E09 Sock Puppets 720p AMZN WEBRip DD5 1 x264-NTb
Homeland S06E09 Sock Puppets 720p WEB-DL DD5 1 H264-NTb
Homeland S06E09 Sock Puppets 720p Webrip hevc x265 rmteam
Homeland S06E09 Sock Puppets 720p Web dl hevc x265 rmteam
Homeland S06E09 PROPER 480p HDTV x264-mSD
Homeland S06E09 PROPER 480p HDTV x264-RMTeam
Homeland S06E09 PROPER 720p HDTV x265 ShAaNiG
Homeland S06E09 PROPER 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Homeland S06E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Homeland S06E09 HDTV x264-KILLERS
Komentar oleh Naser_69
►► ناصر اسماعیلی◄◄ | TinyMoviez

Tag

web
720p
720
x265
HEVC
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
x264
BRip
Diterbitkan pada: 2017-03-25
Unduhan: 43
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

...آنچه گذشت

مکس درباره‌ی فرنی بهم گفت

فقط می‌تونم دستور دادگاه رو قبول کنم

به امید خدا بتونم قاضی رو قانع کنم که تغییر کردم

برش می‌گردونی

ایرانی‌ها به شرایط توافق پایبند هستن

هیچ برنامه‌ی موازی‌ای ‫با کره‌ی شمالی وجود نداره

به گمونم از این مسائل مدرک داری

اوهوم

مجید جوادی

خانم، ایشون سرلشکر مجید جوادی هستند

توافق نقض شده- مجید-

ما روی برنامه موازی توی کره شمالی کار میکنیم

اون دیشب دقیقا برعکس این حرف‌ها رو به من گفت

خانم رئیس جمهور منتخب

خانم رئیس جمهور منتخب باید باهاتون صحبت کنم

جوادی داره دروغ میگه این تنها توضیح منطقیه

نه، اینطور نیست

توضیح‌های دیگه‌ای هم به ذهنم میرسه

مثل اینکه تو هم اشتباه میکردی

و من هم از اول اشتباه کردم که بهت گوش دادم

خداحافظ کری

چرا مجید؟ چرا؟

چون‌که نمیخوام بقیه عمرم همش حواسم به پشت سرم باشه

با دار ادال ارتباط برقرار کردی؟

روی اسبی شرط بستم

که در آخر خیالم از بابتش راحت باشه

میتونی از پسش بر بیایی؟ این‌جا زندگی کنی؟

بخواب

یه تفنگ توی ماشینه میرم برش دارم

!استرید نه

ترجمه از ناصر اسماعیلی

اولین انقلاب زمانیه که

شما نحوه تفکرتون رو در مورد نگرشت به دنیا تغییر بدید

یعنی با زاویه جدیدی اطراف خود را نگاه کنید

که قبلاً بهتون نشون داده نشده

خشونت علیه معترضان

با فشارهای قانونی نیروهای نظامی

بخاطر همین باید بیشتر تلاش کنی

ما تو این کشور برای مبارزه با تروریسم ‫نیاز به پلیس نداریم

‫ما نیاز به یک استراتژی جدید داریم

انقلاب از تلوزیون پخش نخواهد شد

...نظام بازداشت های تمام نشدنی...

سازمان فدرال و سیا اجتماعات اسلامی را هدف گرفته

حراست، یک بیمار آشفته و سرکش داریم

ازم دور بشید- اسمش چی بود؟-

پیتر کوئین- پیتر کوئین-

توی نمیتونی تو خونه ات بمونی

‫تو نمی‌تونی وصلش کنی، روشنش کنی ‫و ازش طفره بری

اتهامات قابل توجهی‌ هستن

روس‌ها کمیته‌های ما رو هک کردند

ادامه جنگ تمام نشدنی

نمیتونی اینو توی کله‌ات فرو بکنی ؟

‫انقلاب شما رو در جایگاه ‫تصمیم‌گیرنده قرار میده

آمریکا به دخالت های خود در

جنگ های پنهان ادامه میدهد

من قول هایی دادم و بهشون پایبند نبودم

این دنیا درست بعد از یازده سپتامبر شروع شد

انقلاب از تلوزیون پخش نخواهد شد

و نخواهد شد و هیچ تکرار پخشی هم نخواد داشت

خواهران و برادران من انقلاب زنده خواهد بود

کدوم سازمان؟

من اجازه ندارم اینجا توی عموم همچین چیزی رو بگم

تو منو نجات دادی

آره

چرا؟

فرنی هیچ وقت پدرش رو ندید

اون قبل از به دنیا اومدن فرنی از دنیا رفت

راستش، اصلاً مطمئن نبودم که باید نگه‌ش دارم یا نه

و بخاطر این نبود که فکر میکردم مادر افتضاحی بشم

بعضی‌ها که میگن خدادادی اینطوریم

...ولی بخاطر این بود که

...من و پدرش

ما رابطه‌ی پیچیده و گرمی با هم داشتیم

حالا هرچقدر که زندگی من پیچیده بود

مال اون هزار برابر پیچیده‌تر بود

آخرش هم عاقبت خوبی نداشت

به هیچ وجه

شاید میترسیدم که فرنی منو به یادش بندازه

خوب، یادت انداخت؟

خوب، پدرش موهای قرمز داشت

حالا... و حالا خودش هم موهاش قرمزه

...خوب اولش

هر وقت نگاهش میکردم

...چیزی که می‌دیدم

چیزی که میدیدم این بود که، اون اینجا نیست

قرنی تورو به یاد غیاب اون می‌نداخت؟

نه فقط این

منو یاد کارم میندازه که باعث شدم الان پدرش اینجا نباشه

من می‌دونستم قراره چی بشه

من...من می‌دونستم

و من بهش فشار آوردم که بره به اون سمت

...من واقعاً

وقعاً از اینکارا خوشم نمیاد

هیچ کس خوشش نمیاد

‫یکی دیگه تصمیم می‌گیره ‫می‌تونم دخترم رو ببینم یا نه

‫باشه، هرچی بخوان میگم، ولی...

‫ولی فکر نمی‌کنی عادلانه باشه

‫نمی‌تونم تصور کنم که ‫این موضوع رو درک می‌کنی

‫ببین، همه‌ی حقایق زندگیت ‫رو نمی‌دونم، درسته

‫ولی می‌دونم مامور سابق سیا هستی ‫از توی گوگل میشه پیدات کرد

‫یجورایی می‌دونم درباره‌ی چی حرف می‌زنی

‫خوبه، پس شاید اینو بفهمی

‫پیتر کوئین

‫مردی که گذاشتم تو خونه‌م زندگی کنه

‫کسی که میگن فرنی رو ‫گروگان گرفته بود

‫با اونم رابطه‌ی بسیار گرمی دارم

‫منظورم، مثل رابطه‌م با پدر فرنی نیست

‫فیزیکی نه، ولی...

‫پارسال نزدیک بود تو برلین بمیره

‫و من تونستم نجاتش بدم، ولی...

‫جوری که چند ماه گذشته رفتار می‌کرد

‫جوریه که انگار می‌خواد ‫کار خودش رو تموم کنه

‫برا همین، آوردمش خونه‌مون

‫چون

‫چون دوباره نمی‌تونم همچین ‫اتفاقی رو تحمل کنم

‫نمی‌تونم یکی دیگه ‫رو هم از دست بدم

‫می‌خوام یه لحظه بهم گوش بدی

‫می‌خوام گوش بدی و ‫واقعاً سعی کنی درک کنی

‫مشکلاتی که تو الان دچارشی ‫هر پدر و مادری دچارش میشن

‫تو اینجایی

‫و بچه‌ت هم اینجا

‫و چطور متعادلش می‌کنی؟ ‫چطور شدنیش می‌کنی؟

‫یه بچه‌ی چهار ساله چیز زیادی نمی‌خواد

‫ولی یه چیز رو می‌خواد

‫گاهی اوقات نیاز دارن در اولویت باشن

‫- دار ‫- خانم رئیس‌جمهور منتخب، راب

‫می‌دونم یه جلسه‌ی خلاصه‌دهی برای ‫فردا برنامه‌ریزی کرده بودیم

‫ولی اتفاقی پیش اومده

‫شامل منم میشه؟

‫راب، می‌تونی تنهامون بذاری؟

‫خانم، اگه اجازه میدین ‫حس می‌کنم یه عذرخواهی بهتون بدهکارم

‫همون دیدار اولمون هم به خوبی پیش نرفت

‫و تماماً خودم رو مقصر می‌دونم

‫اینجوری نیست ‫به‌هیچ‌وجه

‫لطفاً، بشین

‫موضوع اینه که ‫ازت خواستم بیای اینجا

‫تا نظرت رو بدونم

‫- درباره‌ی؟ ‫- ایران

‫و نقشه‌های احتمالی که لازم داریم اگه

‫همونطور که گفتی

‫دارن توی توافق هسته‌ای تقلب می‌کنن

‫منو ببخشید، باید بپرسم ‫من شایعاتی شنیدم

‫درباره‌ی یک پناهنده‌ی رده‌بالای ایرانی

‫- بسیار رده‌بالا ‫- فقط شایعه نیستن

‫- اسمی هست؟ ‫- مجید جوادی

‫داشت ما رو می‌سنجید

‫گفت اطلاعات مهمی داره

‫داشتم باور می‌کردم

‫که کار اسرائیلی‌ها بود

‫تا توافق‌مون با ایرانی‌ها رو خراب کنن

‫حرفایی که اون بهم گفت ‫کاملاً متفاوت بودن

‫ایران داره توی توافق هسته‌ای تقلب می‌کنه

‫خب، از ساول برنسون خواستم

‫تا به لنگلی برگرده

‫ببین، نمی‌خواد گیج بشی

‫بله، اون خیلی در این ماجراها دخیل بود

‫بذار اسمش رو بذاریم سوءتفاهم

‫در دفاع از ساول

‫آسونه که در این حرفه ‫اوضاع رو اشتباه متوجه بشی

‫به این معنی نمیشه که تو ‫بابتش جایزه می‌گیری

‫اگه از حرفم ناراحت نمیشی ‫تحت تاثیر قرار گرفتم

‫هر فکری که می‌کنی ‫من یه نظریه‌پرداز نیستم

‫واقعاً نگران امنیت این کشور هستم

‫منم همینطور

‫به همین خاطر می‌خوام ‫درباره‌ی مفاد این نقشه‌ی احتمالی

‫که شما دنبالشین کاملاً آگاه باشم

‫منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که ‫این فقط یه سوال ساده نیست

‫که چند تا بازرس منظورتونه ‫یا چه تحریم‌هایی

‫اول و در درجه‌ی نخست

‫چهره‌ایه که به دنیا نشون میدیم

‫برای مثال وزیر خارجه

‫هر کسی که در نظر داشتین تا ‫در بهبود روابط با ایران کمک کنه

‫الان کسی خواهد بود که ‫به هیچ دردمون نخواهد خورد

‫اول تحریم‌ها

‫ولی چند تا اسم جدید برام بیار

‫هیچ گزینه‌ای از روی میز برداشته نشده

‫چطور پیش رفت؟

‫واقعاً نمی‌دونم

‫- تونستی فرنی رو ببینی؟ ‫- نه

‫باید کلی مزخرف درباره‌ی خودت اعتراف کنی

‫که بعدش شاید بهت اجازه بدن یا نه

‫که یه روزی بچه‌ت رو در ‫یک شرایط نظارت‌شده ببینی

‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببینم

‫روان‌شناس گفت احتمالاً ‫به زودی باهام تماس می‌گیره

‫به‌علاوه، داشت لبخند میزد، پس...

‫همه چی ردیفه

‫این چیه؟

‫بر اساس سوابق گوشی همراه

‫جاییه که کانلین ازش بهت زنگ زد

‫درست قبل اینکه کشته بشه

‫- انگار متروکه میاد ‫- آره، من همچین فکری نمی‌کنم

‫همه‌ی این‌ها ‫فرصت‌های شغلی

‫همشون به این آدرس ختم میشن

‫انگار شروع کارشونه

‫دیوانه‌وار دارن استخدام می‌کنن

‫"مدیریت خوشه‌ای در مقیاس بالا"

‫کارشناس Aurora و Lamp Stack

‫پشتیبانی اینترنت ‫رسانه‌های اجتماعی

More Farsi Persian subtitles for Homeland

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left