200 baris pertama.
خیلی خیلی بده. درست وقتی قرار بود بچهدار بشید.
میخواستید بچهدار بشید.
درست وقتی میخواستید بچهدار بشید.
میخواستید بچهدار بشید.
به نظرت کسی که
برای سرقت 44 میلیون یورو نقشه کشیده تو فکر بچهدار شدنه؟
و چرا جواهراتی رو بدزده که فقط اون در موردش میدونه؟
و از خزانهای که فقط خودش بهش دسترسی داره؟
به نظرت منطقیه؟
باید احمق باشی که واسه این کار برنامه بریزی.
درسته، خیلی احمقانهس. با عقل جور در نمیاد.
ولی میدونی، گاهی زندگی...
مدارکی که گفتی پلیسا جمع کردن چی؟
اگه یکی دزدکی وارد خونه شده چی؟
همینه. اون شب زنگ خطر رو فعال نکردیم.
یکی دزدکی اومده، کلیدها، کت، ماشین و همه چیزش رو برده.
همه چیو برده.
کامیل، منکر این نمیشم که بعضی دزدها خل و چل هستن.
بعضیا که کلاً روانپریش هستن.
ولی با اینحال، باورش برام سخته آدمی به این منحصر به فردی پیدا بشه
که 44 میلیون ازش سرقت کنه و بعد دزدکی وارد خونهش بشه.
سارقها معمولاً اول دزدی میکنن، بعد فرار میکنن.
نه.
نه، شوهرم هیچ وقت گوشیش رو روشن نمیذاشت.
و جواهرات رو نمیاورد خونهی روستاییمون.
فرانسوا عاشق فیلمای سرقت پولـه و این قانون شماره یکه.
راستش خودمم طرفدار فیلمای سرقت پول هستم.
هشت ساله که میشناسمش.
و میدونم فرانسوا آدم خوبیه.
پلیس شاید بهش مضنون باشه، ولی من بهش شک ندارم.
تصمیم گرفته بودم شوهرم رو ترک کنم و بیام پاریس با تو زندگی کنم.
ولی حالا با اتفاقاتی که در جریانه،
نمیتونم فرانسوا رو برای جرمی که مرتکب نشده تنها تو زندان ول کنم.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviezb
| ترجمه از مریــم |
با توجه به مدارک و شواهدی که علیهت داریم،
دستکم 15 سال حبس بهت میدن.
میفهمی چی میگم؟
اگه همکاری کنی، از زمان محکومیتت کم میشه.
ولی زیاد وقت نداری.
باید جلوی همدستانت رو بگیریم قبل از اینکه از کشور خارج بشن.
بازرس، گوش کن. هر کاری برای کمک میکنم.
ولی باید حرفم رو باور کنید، من هیچ ربطی به این قضایا ندارم.
باشه.
فعلاً از قاضی میخوام درخواست وثیقه رو رد کنه
و بفرستت بازداشتگاه.
و کل اموال و داراییهات مصادره میشن
و حسابهای بانکیت بلوکه میشه.
منو وادار کردی که ترتیب یه عملیات جستجوی گسترده رو بدم،
ولی بهت قول میدم که جواهرات هیچ وقت از فرانسه خارج نمیشن.
جاده رو ببندید.
زود باش. زنجیر رو بنداز.
آروم باشید.
چه غلطی میکنی؟
اگه پلیس جلومون رو گرفت، از دریچه فرار میکنم.
همگی آروم باشید. مشکلی پیش نمیاد. هیچ سرنخی باقی نذاشتیم.
این طور فکر میکنی؟ مطمئنی؟ اگه پوششمون رو لو رفته باشه چی؟
اگه فیلممون تو دوربین باشه چی؟
یا رد کاروان رو گرفته باشن؟
چی کار میکنن؟
- ایست! - اگه ماشین رو نگه دارن، من میپرم.
میبیننت، خنگول! پلیسا همه جا هستن.
در بیصاحب رو ببند!
اونجا. پیادهش کن در اون خونه. نمیبیننش.
تو تشویقش نکن!
ایست!
قوطیها رو بذار کنار. ناسلامتی اومدیم تعطیلات خانوادگی!
مراقب باش! الان زیرش میکنی!
زده به سرت؟
میخواستی زیرم بگیری؟
ببخشید...
اسپانیایی بگید. فرانسوی بلد نیستیم.
نزدیک بود منو بکشی.
معذرت میخوام. شما رو ندیدم، سرکار.
با پسرم بحثم شده بود.
در چه مورد؟
غذا. میخواست نگه داریم.
دو بار در عرض دو ساعت.
میدونید که چطوره.
نوجوونای لعنتی سیرمونی ندارن.
لطفاً کارت شناسایی.
و در پشتی رو باز کن.
باشه.
مارتیتا، میشه کارت شناسایی رو بدی و در رو باز کنی؟
سر جاتون باشید.
- از کجا میایید؟ از ورسای.
چند روز پاریس بودیم و دیروز ورسای.
مدرکی چیزی دارید؟
غیر از کاغذ ساندویچ و سوغاتی؟
مطمئن نیستم.
نمیدونم.
یه لحظه، اجازه بدید...
نه، این نه. بلیت مترو.
آره. بایناهاش. اینه.
بفرمایید.
ساعت 2:40 دقیقه اتاق هتل رو تحویل دادید؟
آره.
چی باعث شده تو این وقت از سال یه خانواده اسپانیایی بیان فرانسه؟
مدرسه نداری؟ اومدید تعطیلات؟
بهش نمیگم تعطیلات، نه.
برای ادای احترام به مادرمون اومدیم.
- سفر خداحافظی. - سه هفته پیش فوت کرد.
آرزو داشت یه بار دستهجمعی بریم، ولی اجل بهش مهلت نداد.
و این خاکستر مادرتونه.
تو فرانسه حمل خاکستر بدون مجوز غیرقانونیه.
پلیسا که داخل همه قوطیها رو نگاه نمیکنن.
به عبارت دیگه، هیچ پلیسی تو دنیا وجود نداره
که مزاحم یه خانواده سوگوار بشه که تازه مادرشون رو از دست دادن.
وقتی برسیم كوههاى پيرنه هنوز با ماست.
و بعدش هم همینطور.
تو فرانسه پخش کردن خاکستر بدون مجوز غیرقانونیه.
در حقیقت حملش هم غیرقانونیه.
به دلایل محیط زیستی.
بهخاطر مادههای خطرناکی که بعد از سوزاندن جسد آزاد میشن.
وجود فلز در دندان یا اندامهای مصنوعی.
متوجه هستید؟
قانون اینو میگه. نمیتونید باهاش مسافرت کنید.
منظورش چیه، بابا؟
- میخواید مامان رو ازمون بگیرید؟ - اصلاً منطقی نیست.
مگه اینجا کشور آزادی نیست؟ هان؟
- برابری و برادری؟ - بشین. آروم باش.
خوزه لوییس، خفه شو. و بشین.
گفتم بشین.!
در کوزه رو باز کن.
لطفاً در قوطیها رو هم باز کنید.
جلوشو بگیرید!
دستا بالا!
زانو بزن.
بندازش!
نه، خواهش میکنم...
بندازش!
نه! نه! نه! لطفاً نکنید!
دست از سرش بردارید! سنّی نداره. بچهس!
- چیزی نیست. - مامان...
هر کاری لازمه بکنید.
هر چقدر میخوایید بگردید، ولی مزاحم ما نشید.
به طرف یه بچه شلیک کردی.
چرا فرار میکرد؟
خودشو تو خطر انداخت.
همه برگردید تو ماشین.
به راهتون ادامه بدید.
زیرکانه بود.
باید بهت اسکار بدن.
یه پنهلوپه کروز واقعی.
به کیلا و بروس زنگ بزن.
غلیرغم حضور گستردهی پلیس در محل حادثه،
مقامات هنوز سرقت
از خانه مزایده ویئنو در پاریس را تایید نکردند.
در خبری دیگر، در حومهی شهر نورز...
جسد یک زوج مسن و دامادشان بعد از سرقت پیدا شده.
به گفتهی شاهدان عینی، سارقین که زوج جوانی بودن
بیش از 20 بار به مقتولین شلیک کردند.
- بله؟ - هنوز تو اتوبوسید؟
با بله یا نه جواب بده.
آره.
عملیات جستجو شروع شده.
از پلیسا فهمیدیم
که سه جای جاده ایست بازرسی گذاشتن.
الان از یکیش رد شدیم. فکر کنم باید توقف کنیم.
تو ایستگاه بعدی از اتوبوس پیاده بشید.
- بله. - برید سمت جنگل.
وقتی هوا تاریک شد، تو یه جای دور افتاده چادر بزنید.
با روشنی هوا وسایلتون رو بردارید و برید.
ولی به جاده نزدیک نشید. باید از تو جنگل برید.
- فهمیدی؟ - بله.
تا سه روز آینده تو محوطه کمپ میمونیم
تا آبا از آسیاب بیفته.
- یعنی بهتره اینجا بمونیم؟ - آره.
چون فرار کردن از قایم شدن تو روز روشن خطرناکتره.
جادهها رو بازرسی میکنن، نه یه دریاچه محلی رو.
پس میریم اونجا.
میفهمم ازم متنفری، ولی حداقل میتونی باهام حرف بزنی.
اون چیه؟
فکر کردم یه دست دندون دیدم که منتظره لبخندته.
بیخیال، کیلا، میتونیم همزمان راه بریم و حرف بزنیم.
ببین، بروس.
من و تو فقط داریم کارمون رو تموم میکنیم،
نه دوستیم نه همکار.
پس مجبور نیستیم تظاهر کنیم که میخوایم بریم با هم قهوه بخوریم.
یا برای همدیگه کارت کریسمس بفرستیم.
و لازم نیست حرف بزنیم.
پس وقتی این کار تموم شد، به سلامت.
خب، من ساکت نمیمونم.
نمیدونم چی بگم.
اعصابم رو خرد کرد.
بهتره خفه بشم.
باشه، وایسا!
شما داخل کاروان رو تزیین کنید. منم بیرون رو.
- کمک نمیخوای؟ - نه، ممنون.
برم یه نگاهی به اطراف بندازم.
تصمیم گرفته بودم شوهرم رو ترک کنم و با تو زندگی کنم.
میدونم فرانسوا آدم خوبیه.
عصر بخیر، آقا.
اگه میدونید چقدر قصد دارید بمونید،
لطفاً منو در جریان بذارید.
تصمیم گرفتم بمونم.
- ممنون. - البته.
تمایل دارید نظافتچی بفرستم؟
مثلاً اگه میخواید ملافهها عوض بشن؟
الان مدتی میشه که علامت «مزاحم نشوید» رو به در زدید.
No comments yet. Be the first to leave one.