200 baris pertama.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
ورشو - ۱۳ ژانویه ۲۲ ساعت قبل از ندای کمک
عزیزان شنونده، میدونم امروز چهارشنبه هست،
ولی شاید امروز بتونیم یه کم واقعیتو بپیچونیم.
اگه همهمون این آهنگو گوش بدیم،
جمعه زودتر نمیرسه؟ امتحان کنیم.
چی شد؟ مونیکا هنوز خوابه؟
آره، خوشبختانه.
یه شعبه ایکیا تو مالمو داره.
از اونجا براش گهواره میخرم.
کِی برمیگردی؟
زودتر از اونی که دلت بخواد.
به جای ول گردی با ماچیوشیک کوچولو
باید به مامان و خواهرت برسی
اگه میخوای مرد باشی، مثل مردا رفتار کن.
باشه، یه کم ازش دور شو. چایی برات ریختم.
- مرسی. - خواهش میکنم.
تخم مرغ نیمرو میخواید یا همزده؟
- همزده. - نیمرو.
پس نیمرو میشه.
نمیدونم، ببینیم چی میشه.
بیا!
- دارم میام. - آقا!
ساندویچات!
- امروز چندمه؟ - ۱۳.
خوبه که جمعه نیست.
امروز اسکانیا میرونی چون مال خودت تو تعمیرگاهه.
اوکیه؟
حتماً.
درست... اینم داریم.
خداحافظ.
مرسی.
صبح بخیر.
بالاخره رسیدی.
کشاورزا اعتصاب کردن.
بار چقدره؟
خیلی سنگینه.
بد شد!
آره، بار بزرگه.
خیلی بزرگ.
امروز چهارشنبه ۱۳ ژانویه هست، ساعت الان ۸:۳۰.
از ساحل تا فارمیا و مازوریا،
بادهای خیلی شدید پیش بینی میشه،
ممکنه تا ۱۲۰ کیلومتر در ساعت برسه.
بارون شدید با تگرگ میباره.
- دما هم... - نگاه کن.
...بین ۲ تا ۵ درجهست، ولی باد هوا رو سردتر نشون میده.
بد شد!
خانم کاچکوفسکا،
شوهرتون زیاد به سوئد سفر میکرد؟
راستش، گاهی چهار بار در ماه میرفت.
استارگارد شچچینسکی
یعنی مسیر براش آشنا بود؟
راستش، تنها مسیری بود که روش کار میکرد.
چند بار با کشتی هِوِلویوش سفر کرده بود؟
دقیق نمیدونم، ولی خیلی وقتا اتفاق می افتاد.
چیزی توجهشو جلب کرده بود؟
شاید در مورد ترس هاش چیزی گفته باشه.
چیزی نگرانش میکرد؟ شاید چیزی دیده باشه؟
شوهرم سفر زمستونی دوست نداشت.
از طوفان میترسید.
- وقتی سوار هِوِلویوش بود؟ - نه فقط اون موقع.
وقتی سوار هِوِلویوش بود چی؟
اون موقع هم.
کشتی کارکونوشی چی؟
ببخشید.
عذر میخوام، ولی این حرفا
هیچ ربطی به پرونده نداره اگه اجازه بدید.
فقط دارم نشون میدم
که آقای کاچکوفسکی کلاً از عبور دریای بالتیک زمستون میترسید،
نه فقط سوار هِوِلویوش. درست نمیگم خانم کاچکوفسکا؟
خب، برگردیم به اصل موضوع، موافقید؟
دوباره میپرسم. شوهرتون چیزی در مورد کشتی هِوِلویوش گفت؟
شاید رفتار عجیب کاپیتان یا خدمه؟
نباید جوابو به شاهد پیشنهاد بدی.
لطفاً ساکت باش آقای بودجیچ.
میتونید بگید...
شوهرتون چیزی در مورد کاپیتان آواشیویچ یا خدمه گفت؟
نمیفهمم چی میخواید بگید آقا.
این صحنه رو هم نمیفهمم یا چرا اینجام.
همه گولم زدن.
هیچکی بابت اتفاقی که افتاد عذرخواهی نکرد.
رفتم شوهرمو از شوینوآویشتچه بیارم
بعد از اینکه گفتن زنده مونده.
وقتی با پسرم رسیدم اونجا، معلوم شد اشتباه بوده.
اشتباه بود، میفهمی؟
آدم وقتی شماره تلفن اشتباه میگیره اشتباه میکنه،
نه وقتی نجات یافتههای یه فاجعه رو مشخص میکنه.
میدونی وقتی فهمیدم چی کشیدم
وقتی رسیدم اونجا تا یه غریبه کامل رو استقبال کنم؟
خانم، ما ناراحتیتون رو درک میکنیم...
و خیلی متأسفیم بابت اون کوتاهی و سهل انگاری.
ولی شاید هیچکدوم اینا اتفاق نمی افتاد
اگه هِوِلویوش منظم میبود و کاپیتان...
آقا...
آقا، بهتون اطمینان میدم که تو دلم پر از خشم و ناراحتیه
نسبت به کاپیتان و خدمه،
ولی نمیتونم ببینم اینجا چی داره میگذره.
شاید زن سادهای باشم، ولی احمق نیستم.
کاملاً میفهمم چیکار میکنید آقا.
شما آدمای بزرگ و قدرتمندید، ولی فقط به فکر منافع خودتونید.
من باید بدهی های شوهرمو بدم!
خانم کاچکوفسکا، لطفاً آروم باشید و...
نه! لطفاً حرفمو قطع نکنید. بذارید تموم کنم.
نمیدونم کی مقصره.
شاید کاپیتان یا یکی دیگه، ولی یه چیز مطمئنه.
اینه که دولت شکست خورد،
دولتی که شما اینجا نمایندش هستید آقا!
شکست خوردید! همهتون! به اندازه کافی هوشیار نبودید!
بیوهها و خانواده ها قربانی ها هستن که تاوانشو میدن.
فقط امیدوارم...
همهمون رو تنها بذارن.
و این همه تموم بشه.
چون مطمئنم...
اینجا هیچ عدالتی محقق نمیشه.
هیچکی اینجا نمیخواد حقیقتو بدونه.
وقتی بهم دیکته کردن شهادتی که باید بدم کاملاً فهمیدم.
کی بهت دیکته کرد؟
من فقط میخوام...
فقط میخوام بدونم شوهرم چی حس کرد...
وقتی داشت جون میداد.
به من و بچه هامون فکر کرد؟
منظورت چیه که شهادت باید دیکته شده باشه؟
کاری به کارتون نباشه.
- متأسفم. - شوهرت چی حمل میکرد؟
- سلاح و مهمات حمل میکرد؟ - همه ساکت!
از همه میخوام ساکت بشن.
همه ساکت!
لطفاً... خانمها و آقایون ساکت و آروم باشید!
خانمها و آقایون ساکت و آروم باشید!
هیئت شاهد بعدی رو به جایگاه دعوت میکنه.
ببخشید، یه سؤال اضافه دارم.
شوهرتون میدونست چی حمل میکنه؟
ازش دور شو!
آروم باش.
شما متخصص سم شناسی هستین، درسته؟
درسته.
و محتویات معده
همه خدمه کشتی هِوِلویوش که مردن رو تحلیل کردین، درسته؟
بله، بعضی هاشون.
چیزی خاص توجهتون رو جلب کرد؟
در معده یکی آثار کمی الکل پیدا شد.
یعنی میشه منطقی فرض کرد
خدمه ممکنه مست بوده باشن؟
نمیتونم قطعی تأیید کنم...
ولی نمیتونم ردش کنم.
اگه نمیشه تأیید کرد، نمیشه برای اتهام اینجوری استفاده کرد.
بهت اجازه حرف زدن ندادم وکیل.
گفتین آثار کمی الکل در معده یکی پیدا شد.
اون کی بود دقیقاً؟
افسر سکشیپچینسکی.
- محاله! شوهرم از الکل متنفر بود! - لطفاً آروم باش.
- این دروغ محضه! - ساکت و آروم باشید!
- مرسی، دیگه سؤالی ندارم. - مرسی.
- ببخشید، یه سؤال دارم. - بفرما وکیل.
آیا آثار الکل
در جسد کاپیتان آواشیویچ بررسی شد؟
بله، حتماً.
نتیجه؟
هیچ اثری از الکل نبود.
دیگه سؤالی ندارم.
- مرسی، میتونی پایین بیای. - مرسی.
حالا میخوایم شاهد...
سرگرد آرتور ویرنس رو دعوت کنیم.
از همه میخوام ساکت و آروم باشن.
لطفاً اسمتو بگو.
اسمم آرتور آنتونی ویرنس، رتبه سرگرد.
تحقیق غرق کشتی یان هِوِلویوش رو برای اطلاعات نظارت کردم.
یادآوری میکنم تحت سوگندی.
میتونم سؤال بپرسم قاضی؟
- بفرما. - مرسی.
آقای ویرنس، چرا اطلاعات تحقیق کرد؟
به خاطر نوع بار بود؟
سؤالو نمیفهمم.
فرضیه خرابکاری و تروریسم رو به عنوان علت احتمالی بررسی کردیم.
چی پیدا کردید؟
زود ردشون کردیم.
در تحقیق، حقایق جالب دیگه ایی پیدا کردیم.
چه حقایقی؟
این پرونده پزشکی کاپیتان آندره آواشیویچ.
لطفاً این مدارک رو به دادگاه بدید.
مرسی.
سال گذشته، کاپیتان تصادف شدیدی داشت.
برگه های ترخیص بیمارستان اینجاست
میگه ممکنه نتونه هیچ وسیلهای رانندگی کنه.
بعد از معاینه شوهرم توسط متخصص اعصاب،
تأیید شد که میتونه ماشین برونه.
خب، تو پرونده دادگاه ثبت میشه خانم آواشیویچ.
ولی نیاز به گزارش پزشکی داریم.
- گزارش پزشکی داری؟ - پیش کوباراست.
برای شما سرگرد، ادامه بدید.
مرسی.
کاپیتان تنها کسی نبود که مشکل سلامتی داشت
که روی مهارتهای دریانوردیش تأثیر زیادی بذاره
و توانایی کلی ارزیابی شرایط تو دریا.
یکی از افسرا، والدمار سکشیپچینسکی،
کمی قبل از فاجعه
No comments yet. Be the first to leave one.