The Demon

The Demon (鬼畜)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

The Demon 1978
Komentar oleh Hadi.Nadian
سینمای ناب https://t.me/pureCinema

Tag

other
Diterbitkan pada: 2017-08-25
Unduhan: 30
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

نکن

بس کن

آماده بشين ميريم بيرون

کجا؟

اينو بپوش، يوشيکو

ريچي، شوجي رو ببر جيش کنه

ميخوايم بريم پارک؟

فکر نکنم

اهريمن

بر اساس داستاني از SEICHO MATSUMOTO

فيلمنامه MASATO I DE

فيلمبردار TAKASHI KAWAMATA

موسيقي YASUSHI AKUTAGAWA

...قطار، قطار

!نگاه کن مامان، قطار

بازيگران

SHI MA IWASHITA as O-ume

KEN OGATA as Sokichi

بازيگران خردسال HI ROKI IWASE MIYUKI YOSHIZAWA,J UN ISHII

MIZUHO SUZUKI KEIZO KANI E

HI DEJI OTAKI, KUNI E TANAKA

SHI NOBU OTAKE

MAYUMI OGAWA as Kikuyo

کارگردان YOSHITARO NOMURA

برو سمت راست

ممنون

از اون خيابون برين

ممنون

چاپخانه تاکشيتا

خونه کيه؟

اينجا آتيش گرفته، درسته؟

داداش از غذاي من خورد

بازم برداشت

مامان، همش از غذاي من ميخوره

!ريچي

چيکار ميکني؟ مسخره بازي درنيار

شب بخير

فردا يه سفارش جزيي داريم

تو سفارشهاي جزيي پول نيست

چاره اي نداريم

ساعت 8 اينجا باش

هستش؟

کيه؟

ميتونم کمکتون کنم؟

هستش؟

کي هستش؟

!بابايي

ميشه يه لحظه بياي بيرون؟

اون کيه؟

...خب

خودتو به اون راه نزن

!ميدوني که

پول نداري؟

چطور تونستي ما رو به امان خدا رها کني؟

چطور ميتونم خرج بچه هامو بدم؟

فردا ميبينمت حالا خواهشا برو

حرفتو باور نميکنم

قول ميدم تا اونموقع برات پول جور ميکنم

چطور ميتوني به اين سرعت پول جور کني؟

!دروغ ميگي

داد نزن

بريم خونه

حالا چيکار کنم؟

!بهم بگو چيکار کنم

بچه بازي درنيار

ببين، داره گريه ميکنه

باهات تا ايستگاه ميام بيا، ريچي

همسايه ها ميشنون

بهش بگو بياد تو

اون که يه گربه ولگرد نيست

لازم نيست تو تاريکي قايم بشه

با من بيا

کجا داري ميري؟

وقتشه همه چي روشن بشه

چي داري ميگي؟

ترسو...يالا

صبر کن

من کيکويو هستم تو اين مدت سوکيچي خرج منو ميداد

از اين بابت معذرت ميخوام

...هفت سال پيش شروع شد

...وقتي کار ميکردم

تو يه رستوران؟

آره، پيشخدمت بودم

شنيدم خواننده خوبي هم بودي

چي داري ميگي؟

!تو دخالت نکن

!هفت ساله داري بهم کلک ميزني

چطور اين اتفاق افتاد؟

برام تعريف کن

...رستوراني که توش کار ميکردم

اون معمولا براي مشتريهاش... از اونجا غذا تهيه ميکرد

چيز زيادي از تشريفات نميدونست

مجبور شدم بهش ياد بدم

بهش ياد دادم چطور با مهمانهاش برخورد کنه ...چطور حساب و کتاب کنه

...و از اينجور چيزا

...و همينطور که بهش کمک ميکردم

تبديل به مشتريِ اونجا شد...

سوءتفاهم نشه

اونجا يه مکان آبرومند بود

هميشه رفتار نجيبانه اي داشتم

حقيقت داره

اون بود که شروع کرد

انگار خوابت مياد صدات خيلي خسته ست

واقعا؟

ساعت چنده؟

يکم از نيمه شب گذشته

ديگه تعطيل کرديم

ميتوني درست راه بري؟

واقعا خوابت برده بود

چي شده؟

جدي هستي؟ يا فقط ميخواي اذيت کني؟

جدي هستم

قصد بازي ندارم تا حالا اينکارو نکردم

من عاشقتم

!آقاي تاکشيتا

قول ميدي؟

واقعا ازم مراقبت ميکني؟

بهم اعتماد کن

وقتي حامله شدم از رستوران اومدم بيرون

کم کم همه اونايي که اونجا کار ميکردن فهميده بودن

براي همين ازش پرسيدم چيکار کنيم

من حامله ام

جدي؟

الان سه ماهه هستم

ديگه نميتونم کار کنم

ميدونن مال منه؟

!احمق

پس ميخواستي مال کي باشه؟

يعني قراره پدر بشم؟

کيکويو! مهمانها منتظرن

ميتونم اونو بدنيا بيارم؟

آره، اونو براي من بدنيا بيار

هميشه يه بچه ميخواستم

يه خونه برام اجاره ميکني؟

آره، نگران نباش

بسپارش به من

گفت از بچه خوشش مياد و خواست اونو بخاطرش بدنيا بيارم

همينطور وقتي يوشيکو و شوجي رو حامله شدم

ولي پولي که بهم ميداد کفاف زندگي رو نميداد

حالا حتي چيزي براي خوردن نداريم

...مگه بهت نگفتم

که مغازه ات تو آتيش سوخت؟

اينکه بازار کساده؟

ولي اونقدر پول داشتي که زنتو تامين کني

چرا اونقدر بهم پول ندادي که حداقل شکم بچه ها رو سير کنم؟

کارخونه هاي بزرگ امکانات خوبي دارن

کارها رو از چنگم درآوردن

پس برات مهم نيست !ما چهار نفر از گرسنگي بميريم

به منم سخت ميگذره

بهم گفتي اونا رو بدنيا بيار

گفتي ازم مراقبت ميکني

دروغ گفتي؟

فکر کردم حاضري !حتي براي خرج ما دزدي کني

!نميتونم از مردم دزدي کنم

فکر کردي ميتوني راحت از زيرش در بري

هيچ چيز ديگه اي برات مهم نيست

بچه هات از گرسنگي گريه ميکنن !ولي برات مهم نيست

...ولي

هروقت ميومدم ديدنت بداخلاق بودي

چطور ميتونم مهربون باشم وقتي دارم از گرسنگي ميميرم؟

ببخشيد، تقصير منه

منو ببخش

!معذرت‌خواهي فايده اي نداره

اگه باهات ازدواج نکرده بودم !هنوز داشتي کارگري ميکردي

آه در بساط نداشتي

!اين مغازه رو بخاطر من داري

چطور ميخواستي خرج يه زن رو بدي؟

!اين منم که بهش خيانت شده

چطور اجازه ميدي همچين زني بهت دستور بده؟

غرورت کجا رفته؟

يه همچين زني؟

!توي فاحشه خونه کار ميکني

!من فاحشه نيستم

واقعا؟

اينا واقعا بچه هات هستن؟

مطمئني؟

چي داري ميگي؟

دارم از اون ميپرسم

...سوکيچي

چرا ساکتي؟ يه چيزي بگو

!داره ميگه اونا بچه هات نيستن

اونا بچه هام هستن

حداکثر سه روز در ماه پيش اون بودي

چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي؟

چي ميگي؟

بس کن

دارن گوش ميکنن

بريم خونه، مامان

ديگه قطار نيست

نميتونيم بريم خونه

بريم

نفهميدي چي گفتم؟

بچه ها گرسنه هستين؟

سوپ نودل خورديم، مگه نه؟

حالا ميفهمم

بهم کلک زدي

بودن با تو زندگيمو تباه کرد

امشب فرصت خيلي خوبيه

حالا زنت منو ميشناسه

بهتره همين الان اين موضوع رو حل کنيم

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left