A Woman of Substance

A Woman of Substance

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

A Woman of Substance S01E04 Episode 4 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-FFG
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 A Woman of Substance 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-03-29
Unduhan: 46
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

خانم هارت، کنتس اومدن ببیننتون

مامان

چه هفته وحشتناکی برات بود. واقعاً طاقتش رو ندارم

به گل‌فروش گفتم «بهترین دسته‌گلت رو می‌خوام»

«البته بدون گل رز»

دختره هم بلافاصله فهمید که اینا باید برای تو باشه

چطوره؟

اوه، اون روزنامه‌های نکبتی

خیلی خوشحال شدم که پیشنهاد ناهار دادی

دووم میاری؟

کی بوده که ندونی از پسش برمی‌آم؟

سلام عزیزم

«پتسی» رو برای ساعت یک و نیم رزرو کردم. خوبه؟

جنت قسم می‌خوره که همین سه‌شنبه پیش سیناترا رو اونجا دیده

تکیه‌کلام مامان اینه که

هر کاری کرده، همه‌ش برای خانواده بوده

که خب معلومه مضحکه

برای زنی که تمام عمرِ بزرگسالیش رو

صرفِ فرار از خانواده‌ش و نطق‌های غرا کرده

درباره انتقام‌های خونی

رقت‌انگیزه.

البته یه جنبه منفی هم داره

اینکه آدم مطمئن بشه بچه‌هاش

هیچ‌وقت لنگِ چیزی نمی‌مونن

و اونم اینه که مجبوری تماشا کنی چطور توی زندگی ول می‌چرخن

و هر چی سر راهشون هست رو وظیفه می‌دونن

مامان، واقعاً معذرت می‌خوام. من

اول کدوم رو می‌خوای توضیح بدی، عزیزم؟

افشاگری پرجزئیاتت برای مطبوعات

درباره پرونده‌های پزشکی محرمانه‌ام؟

یا اینکه به آقای فیرلی گفتی من یه «پیرزنِ بددهن» هستم؟

می‌تونم توضیح بدم

خب، خیلی مشتاقم بشنوم عزیزم

واقعاً

واقعاً دلم می‌خواد بفهمم

چون هر کاری که تا حالا کردم، برای خونواده‌ام بوده

برگه‌های حضور و غیاب، آقای فیرلی. ممنون

همه چی روبه‌راهه... خونه؟

چطور مگه؟

می‌دونم بعضی از خدمه توی تالار کنجکاو بودن

که ببینن اِما خبری، چیزی داده یا نه

تا الان

ماه‌هاست که ندیدیمش

شش ماه... شش ماه شده

شش ماه و نیم

هر ماه پول می‌فرسته

مُهرِ لیدز روی پاکت‌هاست

اون دخترِ عاقلیه، آقای فیرلی

کار خودش رو می‌کنه. نه آدرسی، نه خبری

نمی‌خواد نگرانمون کنه

به هر حال، شنیدم که باید بهتون تبریک بگم

بابت نامزدیتون

شیفت شب دارم و باید بیدار بمونم

خب، خانم فروِدِر، من تمام شب بیدار بودم

تا این لباس رو فقط برای شما تموم کنم

فکر می‌کنم دقیقاً همون چیزی باشه که دنبالش بودین

خانم هارت، با این وضعیتی که داری وقت از کجا میاری؟

یه اسم برای وضعیت خانم هارت هست: «خستگی‌ناپذیر»

راستش خانم هارت، منم باردارم

مبارکه خانم فروِدر

شاید بتونم براتون یه دامن مثل مال خودم بدوزم

از اینا که کمرشون بندداره

ببینید؟ این‌طوری دور کمر می‌پیچه

یه سری بهم بزنید تا اندازه‌تون رو بگیرم

به زودی می‌بینمتون

تا حالا شاگردی نداشتم که مثل تو این‌قدر مشتری بیاره

همه‌ش داره جمع می‌شه

سه چهارمش مال شما، آقای لودر

و یک چهارمش برای

نقشه‌ت. با «ن» بزرگ

با «ب» بزرگ، برای «بچه»

دارم پس‌انداز می‌کنم

خب، ولی انرژیت رو که اصلاً ذخیره نمی‌کنی

وقتی بچه به دنیا بیاد، می‌شینم استراحت می‌کنم

مادر بودن مگه همین‌طوری نیست؟

کاری جز استراحت نداری

خب، فکر نمی‌کنم واقعاً این‌طوری باشه

خانم بارلو! امیدوار بودم خونه باشین

عاشق این می‌شید

اوه

خداروشکر

اون تو جاش کاملاً امن و امانه

همین‌طوری هم نگهت می‌دارم

نه

اون تو حالت خوبه؟ داری بازی می‌کنی؟

وای

بفرمایید قربان. طولش نمی‌دم

خانم هارت، امیدوارم تنبلی نکنی

نااهاره. ولی نگران نباشید، کار رو تعطیل نکردم

خدا اون روز رو نیاره

به این زودی داره می‌بنده؟ این که هیچ‌وقت باز نیست

فکر کنم خیلی خوشحال بشید

از چیزی که امروز براتون آوردم

اوه! ابریشم‌های جدید! عالی‌ان

و برای شما، هر یارد فقط دو و شیش پنس

پس حیف که منم فقط دو و شیش پنس بهت می‌دم

سه... شیلینگ. دو و نُه

اوه، تو یه مستبدی

اینا جای سوزنه روی انگشتات؟

خانم هارت، چند وقته که برای جو لودر کار می‌کنی؟

شش ماه شده، نه؟ و تمام این مدت

مثل سگ کار کردی

مردم دوست دارن بهم بگن که سرعتم رو کم کنم

ولی بچه‌ها که از قبل نامه نمی‌فرستن و وقت نمی‌گیرن

وقتم هم داره تموم می‌شه

پول هم اون‌قدرها سریع جور نمی‌شه

شوهرت بدش نمیاد که این‌قدر سخت کار می‌کنی؟

اونم داره کار می‌کنه، که قبلاً بهتون گفتم. نیروی دریایی نمی‌تونه بهش مرخصی بده

خب، فقط می‌تونم بگم که داره ضرر می‌کنه

حدس می‌زنم تو هم که دور از خونه‌ای دلت براش تنگ شده باشه

دلم برای بابا و داداشم تنگ شده

وقتی برای دلتنگیِ کسِ دیگه‌ای ندارم

به هر حال، دارم پس‌انداز می‌کنم

تا وقتی بچه به دنیا اومد، بتونم دو ماه مرخصی بگیرم

شاید هم سه ماه، اگه این چند هفته آخر حسابی کار کنم

به نظر می‌رسه امروز یه رکورد دیگه می‌زنیم

نتیجه کار تیمی، آقای لودر

هه. فکر نکنم

وقتی فروشندگی‌ت رو تماشا می‌کنم

ذهنت اصلاً شبیه زن‌ها نیست

بیشتر شبیه مردهاست

مگه فرقی هم می‌کنه؟

حالا دیگه اینجا زندگی می‌کنی، نه؟

کار دارم که انجام بدم

این پارچه جدیده است؟ به نظر گرون میاد

قرار هم همین بود

این برای جایگزین کردن جنس‌های «فیرلی» هست، آقای لودر

واقعیت اینه که مشتری‌ها متوجه می‌شن

پارچه‌های کارخونه فیرلی کیفیتشون بده

بعضیا ممکنه بگن افتضاحه

یه سفارش پارچه دیگه رو هم از دست دادیم

شکایت‌های بیشتری درباره کیفیت رسیده

خیلی از اون تجهیزات قدیمی و فرسوده‌ان

و نمی‌تونیم مدام از کارگرها بخوایم شبانه‌روزی کار کنن

غرغر همیشگی تو اینه که ما به این «رعیت‌ها» پول کافی نمی‌دیم

حالا که داریم ساعات شب‌کاری بهشون می‌دیم

یهو یادشون افتاده که باید برای عصرونه خونه باشن

اونا رعیت نیستن. آدمیزادن

...که حق و حقوق و احساسات دارن

هوم

اوه، پریا

برگشتی

ببخشید. روز طولانی‌ای بود

اوه، حتماً خسته‌ای

ادوین، من و پریا امیدوار بودیم که فردا شاید بتونم

به کار اصلی این هفته برسیم

برنامه‌ریزی عروسی

حتماً در یه مرحله‌ای باید درباره کلیساها صحبت کنیم

امیدوار بودم حداقل تا وقتی من اینجام

سرِ تاریخش تصمیم بگیریم

چون پدرت مرد شلوغیه

سر ویکرام باید برنامه‌ریزی کنه

پس باید تمام جزئیات عروسی رو مشخص کنیم

مگه نه، ادوین؟

فکرش درگیرِ کاره

اوم. ادوینِ همیشگی

هر کاری از دستش برمیاد می‌کنه تا کسب‌وکار رو نجات بده

تو اصلاً فکر کردی کی هستی؟

باید خجالت بکشی

نمی‌تونی همین‌طوری سرت رو بندازی پایین بیای اینجا، وقتی ماه‌هاست سراغش رو نگرفتی

خب، معلومه که الان اینجام

وقتی می‌بینم... که سرش شلوغ بوده

اوه

عزیزِ من، چه غلطی داشتی می‌کردی؟

آقای هارت، باید بدونید که همسرتون

هر لحظه داشته خستگی‌ناپذیر کار می‌کرده

در حالی که هیچ‌کسِ دیگه به خودش زحمت نداده

آقای کالینسکی... دیوید. ایشون شوهرم نیستن

فقط یه دوسته

یه دوستِ عزیز

مک

اون اصلاً شوهرم رو نمی‌شناسه

تعجب می‌کنی اگه بدونی چقدر کم

ولی من اصلاً خبر نداشتم

وقتِ تعطیل شدن می‌بینمت. بعدش

به زودی می‌بینمت

اَدل؟ این‌ها رو برات آوردم

داشتم دنبال یه گلدون مثل مالِ مادر می‌گشتم، می‌دونی که

از اونا که می‌ذاشت گل‌ها پخش بشن، اما

یادت هست؟ اون همیشه توی کار با گل‌ها سلیقه خاصی داشت

ادوین دوباره زود رفت

ولی کار توی کارخونه هیچ‌وقت تموم نمی‌شه

مخصوصاً این روزها

منظورم اینه که آدام اصلاً خونه نیست

یعنی، من به ندرت می‌بینمش. اصلاً اینجا نیست

آب گرمِ بیشتری لازم داری عزیزم؟

یا هر چیز دیگه‌ای؟ چیزی برای خوردن؟

عزیزم

با خودم فکر کردم شاید بهتر باشه بری بیرون

به نظرت؟

فقط از این محیط دور بشی

داشتم به کلبه ساحلیِ عمه جسی فکر می‌کردم

دوست داری بری اونجا؟

اون ساحلِ کوچیکِ پایین و مرغ‌های دریایی رو یادته؟

اونم خیلی خوشحال می‌شه پیشش باشی. مطمئنم

و شاید این‌طوری

اَدل؟

اَدل

اَدل، خواهش می‌کنم. تمومش کن

اینا گل‌های موگه هستن؟

More Farsi Persian subtitles for A Woman of Substance

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left