Revenge: A Love Story

Revenge: A Love Story (復仇者之死)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Revenge a Love Story BDRip-Bluray
Komentar oleh azadeh65
Translated By Azadeh

Tag

bdrip
bdr
BluRay
BDR
Diterbitkan pada: 2012-03-27
Unduhan: 63
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

در طولِ پادشاهيِ شيطان ...و مبارزه ي خير و شر

...هنگامي که روز داوري فرا ميرسد

!چه کسي در کوتاه ترين راه به سمتِ جهنم است؟

عزيزم

عزيزم

"انتقــام" يک قصه ي عشق

فصلِ اول قتل، توسطِ مردِ ديوانه ي شيطان صفت

امروز صبح گزارش شد که يه بوي بدي از رودخونه ي سان باي به مشام ميرسه

تيم غواصي اين کيسه رو پيدا کردن

چرا هنوز لئو گوآي و تينگ زاي برنگشتن؟

لئو گوآي رفت همسرش رو از شِنت زِن بياره بزودي برميگرده

نميتونم با موبايل تينگ زاي ارتباط برقرار کنم

به تماس ادامه بده

قيچي رو بده به من

رئيس

کارتِ پليسِ تينگ زاي

"به اخبارِ نيمروز خوش آمديد"

"امروز يک قتل در روستاي يونگ لانگ ساي مِي کشف شد"

مقتول يک زنِ باردار بود که فرزندي که در شکم داشت" "را از طريق بريدگيهاي روي شکمش بيرون کشيده بودند

"زن از خونريزي مُرد"

"اين پرونده يک مورد از قتل است"

پليس براي يک گزارشِ بازجوئيِ کامل" "منطقه رو محاصره کرده است

گزارشات حاکي از اين است که" "مقتول در سن 20 سالگي بوده

امروز صبح پليس گزارشتاتي دريافت کرد" "حاکي از اينکه جسدِ شخصي در کفِ اين خانه پيدا شده

پليس جسدِ زن را" "...با شکمي پاره پيدا کرد

"در حاليکه فرزندي که در شکم داشت گم شده بود"

پليس معتقد است که او حداقل" "يک يا دو روز از مرگش ميگذرد

بررسي هاي اوليه نشان ميدهد که" "او از خونريزي کشته شده

"کالبد شکافي براي ثابت شدنِ علتِ مرگ انجام خواهد شد"

"پليس چندين مدرک بدست آورده"

"آلتِ قتاله هنوز کشف نشده"

پليس هنوز هم در حالِ تلاش است" "تا با شوهرِ مقتول ارتباط برقرار کند

معلوم نيست که آيا اين مورد ارتباطي با جسدِ کودکي" "که در رودخانه ي سان راي پيدا شد دارد يا خير؟

هنوز تينگ زاي رو پيدا نکردي؟

!هنوز نميشه باهاش ارتباط برقرار کرد

کدوم گوري رفته؟

عزيزم، اينه

ديدي دروغ نميگفتم قشنگه، نه؟

خيلي قشنگه

روي کاناپه بشين من برات آب ميارم

مواظب باش، ليز نخوري

بهت گفتم راه نرو

لوو گوآي

...الو، لوو گوآي

...الو

!يه چيزي بگو

!لوو گوآي

...الو، لوو گوآي

...الو

!يه چيزي بگو

!لوو گوآي

"به اخبارِ شامگاهي خوش آمديد"

"...بعد از قتلِ زنِ حامله در يوئن لانگ"

يک موردِ مشابه هم در روستاي فانلينگ" "شان يون اتفاق افتاد

يک زنِ باردار به قتل رسيد" "و فرزندش از شکمش برداشته شد

پليس به اين قضيه که اين دو مورد" "با هم مرتبط است مشکوک است

"و اين قتلها بعنوانِ قتلهاي زنجيره اي تلقي گرديده است"

گزارشات حاکي از اين است که امروز ظهر در مدتي که در" "...روستاي شان يين تجسس صورت ميگرفت

آنها جسدِ زنِ باردارِ 32 ساله اي را" "در اتاقِ نشيمنِ آپارتمان کشف کردند

"شکمش دريده شده بود"

و فرزندِ 7 ماهه اي که در شکم داشت" "کنارش پيدا شد

اين زن وقتي پيدا شد هنوز بهوش بود" "پزشکان سعي کردند تا نجاتش دهند

متاسفانه بعلتِ خونريزيِ بيش از حد" "اين زن جانِ خود را از دست داد

پليس همچنين در حمامِ همان خانه" "...جسدِ مردِ 52 ساله اي را پيدا کرد

"که داخلِ وان با آبِ 5 درجه سانتيگراد بود"

"او به محضِ ورود به بيمارستان جانِ خود را از دست داد"

"پليس چند مورد براي بررسي بدست آورد"

همه ي جاده ها رو ببندين !و به کسي اجازه ي رد شدن ندين

کي بهتون گفته که بذاريد ماشينا رد بشن؟ !هيچکس اجازه ي خروج نداره

!يه بار ديگه چِکِشون کن

!چشم قربان

!اونو متوقفش کن

!هي! ايست

!ايــست

!ايست

ميشناسيش؟

انتقام؟

کدوم مورد؟

چرا فرار ميکردي؟

چرا پليس رو کشتي؟

اون يکي کجاست؟

اون يکي پليسه کجاست؟

اين اولين باري نيست که تو سعي ميکني برام پاپوش درست کني

ميخواي يه پليس رو بکشي؟

بيا

بيا

منو بکش

!اي مادر جنده

اون يکي پليسه رو کجا قايم کردي؟

!اون چشماي لعنتيت رو از سرت پرت ميکنم بيرون

کجاست؟

!من ميدونم تو کي هستي چان کيت

بهم شليک کن

فصلِ دوم کسي که حمله ميکند، هواي قبرِ شيطان را استنشاق ميکند

"امروز يک قتل در روستاي يونگ لانگ ساي مِي کشف شد"

مقتول يک زنِ باردار بود که فرزندي که در شکم داشت" "را از طريق بريدگيهاي روي شکمش بيرون کشيده بودند

"زن از خونريزي مُرد"

"اين پرونده يک مورد از قتل است"

پليس براي يک گزارشِ بازجوئيِ کامل" "منطقه رو محاصره کرده است

گزارشات حاکي از اين است که" "مقتول در سن 20 سالگي بوده

"...بعد از قتلِ زنِ حامله در يوئن لانگ"

يک موردِ مشابه هم در روستاي فانلينگ" "شان يون اتفاق افتاد

پليس به اين قضيه که اين دو مورد" "با هم مرتبط است مشکوک است

"و اين قتلها بعنوانِ قتلهاي زنجيره اي تلقي گرديده است"

گزارشات حاکي از اين است که امروز ظهر در مدتي که در" "...روستاي شان يين تجسس صورت ميگرفت

آنها جسدِ زنِ باردارِ 32 ساله اي را" "در اتاقِ نشيمنِ آپارتمان کشف کردند

"شکمش دريده شده بود"

و فرزندِ 7 ماهه اي که در شکم داشت" "کنارش پيدا شد

"!سر خطِ خبرها"

"...پليس يک مردِ"

"بيست و سه ساله ي چيني را بازداشت کرد"

کسي که مظنون است که به اين" "دو پرونده ي قتل مرتبط باشد

کشته شدنِ اين مادر و فرزند" "اخبار را تحتِ نفوذ قرار داده

يک مردِ 23 ساله که مشکوک به بيماريِ رواني" "است، در اين راستا بازداشت شده است

"و ارتباطِ اين قتلها با هم، تائيد شده"

"پليس بزودي اتهامِ قتل را مطرح ميکند"

"پليس از حواليِ ظهر جاده ها را مسدود کرد"

"و مظنونِ 23 ساله را دستگير کرد"

مرد بازداشت شد و براي بازجويي" "به اداره ي پليس آورده شد

"او هنوز در بازداشت به سر ميبرد"

پليس هنوز هم در منطقه ي فانلينگ مشغولِ" "تحقيق و بررسي است و دارد گره از اين پرونده ميگشايد

"...و همچنين در روستاي شان وين هم"

پليس مشغولِ بررسيِ منطقه و چمنزار و" "زباله ها براي پيدا کردنِ مدرک است

"و همه ي مدارکِ مناسب را جمع آوري ميکند"

بنا به گفته ي پليس، مظنون" "ممکن است دچارِ اختلالِ رواني باشد

"انگيزه ي اين قتلها، هنوز نا معلوم است"

"پليس بزودي اتهامِ قتل را مطرح ميکند"

مرکزِ گزارشاتِ پليس

...الو

مرکزِ گزارشاتِ پليس

!اون چشمِ لعنتيت رو از سرت پرت ميکنم بيرون

فصلِ سوم زندگي به ما يک راز گفت

کلوچه ي مرغ تموم شده کلوچه ي ساده ميخواين؟

!چند تا ديگه که اون پايين هست

اونا آماده نشدن

کلوچه ي مرغ

!کلوچه ي مرغ، احمق

هي! تو که گفتي اونا آماده نشدن

من کلوچه ي مرغ ميخوام

...نه

فقط اين يکي حاضر شده

بابتش متاسفم

جدي ميگي؟

!پولتو بردار احمق جون

يه بار ديگه نگاه بکن تا چشماتو !از حدقه بکشم بيرون

دو تا کلوچه

کلوچه

کلوچه

به چي ميخندي؟

داري خودتو بخار پز ميکني خُله؟

!بهشون يه کلوچه بده

!صف رو ببين - سه دلار -

سعي ميکني هميشه خُنک باشي توي زمستون تي شِرت ميپوشي

اسمِ اينو بيماري نميذاري؟

رئيس، ميبرم اينا رو تحويل بدم

...وينگ

...وينگ

...وينگ

...وينگ

به تو ربطي نداره !تو فقط مغازه رو ببند

...وينگ

...وينگ

!چونگ وينگ

!چونگ وينگ

هي حرومزاده نوه ي منو کجا برده يودي؟

آدم ربايي ميکني؟

...فرار ميکني؟... حرومزاده

!به رئيست ميگم اخراجت کنه

به چي ميخندي؟ !با اين حرومزاده ها اينقدر مهربون نباش

کجا رفته بودي؟ !خيلي نگران شدم

پايِ تپه ها

چي؟ اون حرومزاده تو رو برده بود توي تپه ها؟

...من خودم رفتم

گم شدم

اون پيدام کرد

اين کتِ بوگندوي پاره پوره رو هم اون بهت داد

عجب حروم زاده ايه

!حرومزاده

!هي حرومزاده! حرومزاده

!اون داره با تو حرف ميزنه

!هي حرومزاده! بيا بيرون

آخرين باري که کُتِت رو شُستي کِي بود؟

!اين پاره و بو گندوئه باعث شد همه ي شب رو بيدار بمونم تا تعميرش کنم

!بارها و بارها شستمش

چشماتو از حدقه در ميارم

سه دلار

چطور اين اتفاق افتاد؟

پيرزنه دو روز پيش توي خونه مُرد بدونِ اينکه کسي خبردار بشه

!واقعاً ناراحت کننده ست

نوه اش 3 روز رو با جسدش گذرونده بود

چي؟ شوخي ميکني؟ !خيلي وحشتناکه

خوشبختانه اداره ي خدماتِ اجتماعي اومد !وگرنه بايد توي خيابون ميموند

درسته ميدونين، اون دختره عقب مونده ي ذهنيه

نميتونه از خودش مواظبت کنه

درباره ي کي حرف ميزني؟

کي عقب مونده ست؟

بعداً صحبت ميکنيم

مغازه رو ببند

چونگ وينگ

تو از امروز اينجا زندگي ميکني

More Farsi Persian subtitles for Revenge: A Love Story

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left