Madam Beja

Madam Beja (Dona Beja)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Madam Beja S01E02 1080p WEB h264-EDITH
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Dona Beja زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-02-27
Unduhan: 37
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

خواهش می‌کنم، بذار برم

التماست می‌کنم، ولم کن

دست‌های کثیفت رو ازم بکش، پست‌فطرت

دستت رو به من نزن

لعنت بهت

کمک

تکون نخور

اگه برای مرد بودن به دو تا سرباز احتیاج داری

اگه برای هم‌بستری با یه زن مجبوری به زور متوسل بشی

یالا، کارتو تموم کن و بذار برم

من ازت نمی‌ترسم، برات دلم می‌سوزه

دلت می‌سوزه؟

نقشه این بود که ازت استفاده کنم و بعد ولت کنم

اما تو منو به مبارزه طلبیدی

و من از چالش خوشم می‌آد

بندازینش توی کالسکه

خواهی دید که اون‌قدری مرد هستم

که یه زن برای هم‌بستر شدن باهام التماس کنه

نه

عجب چالش جالبی راه انداختم

بدخلقی می‌کنی؟

ازتون عذر می‌خوام

که توی راه این‌همه توقف کردیم

اما کارهایی داشتم که باید انجام می‌دادم

در ضمن، پنج روز توی راه بودن هر کسی رو از پا درمیاره

اگه این‌همه برای فرار تلاش نمی‌کردی، الان این‌قدر خسته نبودی

ولی یه جورایی خنده‌دار بود

این دیگه چه بساطیه؟

لواط. هرزگی

جادوگری با ساحره‌های رودخونه

و کلیسا داره سعی می‌کنه اون‌ها رو از پاراکاتو بیرون کنه

برای گناهانت طلب بخشش کن

وگرنه هم روی زمین و هم توی جهنم، کنار شیطان می‌سوزی

نمی‌خوام مردم تو رو این‌طوری ببینن. بیا

فقط آتش می‌تونه شیاطین رو آروم کنه

که در بدن این مردی که خودش رو جای زن جا زده، لونه کردن

توی جهنم بسوز

توبه نمی‌کنی؟

پس آتش تنها راه نجاتت خواهد بود

توی جهنم بسوز، رذل

این مفلوک کیه؟

اگه اون رو بسوزونید، باید من رو هم بسوزونید

دونا بِژا

فکر نمی‌کنی خیلی زیاده‌روی کردی؟

می‌خواستن یه زن رو آتیش بزنن. اون زن نیست

اون آشپزِ دفترِ حاکمه که اصرار داره لباس زنونه بپوشه

فقط خدا حق داره جونِ کسی رو بگیره

پدر مِلو فرانکو نماینده‌ی خدا در پاراکاتوئه

و مرتدها رو مثل زمان‌های قدیم مجازات می‌کنه

سوزوندنِ کسی فقط به خاطرِ لباس‌هایی که می‌پوشه؟

این کارِ خدا نیست

این مردی هم که روی شونه‌ات گریه می‌کنه کارِ خدا نیست؛ و داره به من ضرر می‌زنه

اگه اون‌قدری که ادعا می‌کنی قدرتمندی، می‌تونی این مجازات رو لغو کنی

کشیش توی کارِ من دخالت نمی‌کنه و منم توی کارِ اون

من هیچ قصدی ندارم که با کلیسا دربیفتم

و به خاطر من چی؟

ارزشِ دردسر رو نداره؟

در ضمن، اگه قراره اینجا بمونم، به یه ندیمه احتیاج دارم

بِژا، تو می‌تونی هر کسی رو به عنوان ندیمه انتخاب کنی

چرا این مرد؟ یه منحرف که کشیش محکومش کرده؟

یا اون می‌مونه

یا می‌تونی من رو هم بسوزونی

اگه این‌طوره، از امروز

سِوِرو ندیمه‌ی توئه

خواهش می‌کنم

نمی‌خوای ازم تشکر کنی؟

هنوز اسمت رو بهم نگفتی. سِوِرینا هستم، خانم

بهم نگو «خانم». چطور نگم؟

من زندگیم رو به شما مدیونم

ممنونم

نه، من از تو ممنونم

دست‌کم توی این جهنم‌دره تنها نیستم

لااقل یه جهنمِ مجلله

حاکم این‌همه لباس بهت داده

دوستشون نداری؟ ساده‌ترینش رو انتخاب کردی

من هیچ‌چیزی از اون هیولا نمی‌خوام

خوشحالم که اینجا پیشمی

دیگه تنها نیستم

برای دردی که کشیدی متأسفم. دردت به قلبِ منم نشست

حاکم ازت سوءاستفاده کرد؟ نه

هرگز. اول باید می‌مُرد

نمی‌دونم کارِ درستی کردم یا نه

ولی دست‌کم از شرفم محافظت کردم

اما من رو دزدیدن

اون می‌تونست تو رو بکشه. ولی کشت

اون پدربزرگم رو کشت

پدربزرگم سعی کرد ازم محافظت کنه و

پدربزرگم سعی کرد ازم محافظت کنه و اون پدربزرگم رو کشت

اون پدربزرگم رو کشت

اون پدربزرگم رو کشت

بیچاره پیرمرد. کسی توی مراسمِ ترحیمش نبود

والدو خبری شنیده؟ کل دهکده رو گشتن

حتی یه رد از بِژا پیدا نشد. اون رو هم کشتن، بابا؟

یا عیسیِ مسیح! حتی فکرش رو هم نکن، آنجلیکا

یعنی اون مُرده؟

مطمئنم نمرده، پدر

اون‌طوری که من از کاستا پینتو فهمیدم، بِژا زنده‌ست

شوهرت از کجا می‌دونست؟ یه شاهد اون رو توی میدون دیده

شب‌هنگام. همراه با دو تا مرد

دیدم که دارن بِژا رو با خودشون می‌کشن. سعی کردم کمک کنم

اما درست همین‌جا زدنم. نگاه کن، اینجا زخمه

عالی‌جناب، جناب بارتولومئو

فکر می‌کنید بشه به حرفِ یه آدمِ مَست اعتماد کرد؟

اونوراتو، فکر می‌کنی بتونی اون دو تا رو شناسایی کنی؟

صورتشون رو ندیدم چون هوا تاریک بود

و با اون‌همه عرق که توی سرش بود

ولی از روی لباس‌هاشون می‌شد فهمید که سرباز بودن

به نظر می‌رسید گارد سلطنتی باشن. گارد سلطنتی؟

مطمئنی؟

کاملاً مطمئنم. بِژا با مردهای گاردِ حاکم از آراشا رفت

اون زنِ فریبکار وقتی یکی مهم‌تر پیدا شد، ذاتِ خودش رو نشون داد

نه، ماریا

فکر می‌کنی بِژا و حاکم...؟

اون عاشقِ حاکم شد

همه دیدن که چطور خودش رو توی آغوشِ اون انداخت

شاید به زور برده باشنش

با شکوه و جلال تا پاراکاتو همراهیش کردن، اون هرزه رو

یا عیسیِ مسیح! اونا پدربزرگش رو کشتن

همه‌اش نقشه بود. از شرِ اون پیرمردِ زمین‌گیر خلاص شد

و یه مردِ قدرتمند پیدا کرد که بهش تکیه کنه

آنتونیوی بیچاره

حتماً تا حالا جسد رو بردن

بِژا رو دزدیدن

و آقای آلوِس به قتل رسید

خب، پس دو تا جنایت که اون‌طور که باید، درباره‌شون تحقیق نمی‌شه

آروم باش، ژوزِفا

باید منتظر بمونیم تا قاضی بارتولومئو حلش کنه

فکر می‌کنی یه قاضیِ پیر و خسته‌ای مثلِ اون

بخواد با حاکم دربیفته؟

اون همه‌چیز رو مخفی نگه می‌داره

خب

اما من نمی‌تونم روی حرفِ قاضی حرف بزنم

تو نمی‌تونی. اما فرماندار می‌تونه

واقعاً فکر می‌کنی فرماندار به ما توجهی می‌کنه؟

باید یه کاری بکنیم، زِه

وگرنه زبان‌های تلخِ این دهکده

بِژا رو مقصر جلوه می‌دن

اما چطوری؟

ما آزادیم

خونه و پول داریم

با این حال، خیلی‌ها حاضرن هر کاری بکنن تا ما رو توی سیاهچاله‌ی برده‌ها ببینن

این مردم متعصب هستن

اون‌ها هیچ‌وقت ما رو قبول نمی‌کنن. همون‌طور که هیچ‌وقت بِژا رو قبول نمی‌کنن

تصور کن، اون دختریه که پدر نداره

و دخترِ مادریه که خودکشی کرده

زنده‌زنده پوستش رو می‌کَنن

حق با توئه، زِفا

بیا نامه‌ای برای شکایت درباره‌ی این پرونده به فرماندار بفرستیم

مطمئنی درست شنیدی، ماریا؟ بله، بابا

بِژا دیده شده که با مردهای حاکم رفته

نصفه‌شب. آگوستا تأییدش کرده

اون از شوهرش شنیده

این احتمال مضحکه

همه دیدن که بِژا چطور توی مهمونی خودش رو برای حاکم لوس می‌کرد

مگه نه آنجلیکا؟ آره

اون سه تا آهنگ رو با حاکم رقصید

بله، رقصید

خب، شاید این داستان اون‌قدرها هم مضحک نباشه

چون اگه بِژا که حتی جهیزیه هم نداره، بتونه تحت حمایت

یکی از دوستای پادشاه باشه، چرا باید با آنتونیو بمونه؟

من زن‌هایی رو می‌شناسم که جهیزیه نداشتن ولی احترامشون رو از دست ندادن

بیاید مراقب باشیم، خب؟

این‌ها اتهامات خیلی جدی‌ایه. بهتره مطمئن بشیم

نمی‌دونم چطور خبرِ ناپدید شدنِ بِژا رو به آنتونیو بدم

اون رسیده به پایتخت

یه دوست می‌تونه اونجا بشینه؟

ژوآئو؟ ژوآئو

خیلی وقت گذشته، رفیق

فکر کردم من رو نمی‌شناسی. با اون لبخند؟

غیرممکنه. چند وقته که از کویمبرا برگشتی؟

منظورم اینه که، می‌تونی یه کم بشینی؟

البته که می‌تونم

یه مدتی می‌شه. حتی دارم کار می‌کنم

اما می‌دونی، اون‌قدرها هم ساده نیست

یه روزی می‌رسه که رنگ پوستِ ما دلیلی برای جنگیدن نباشه

سخنرانیت آماده‌ست. از انگلیس با خودت آوردیش؟

این ایده که با پایانِ برده‌داری اقتصاد فرو می‌پاشه

همه‌اش اراجیفه. من از نزدیک دیدمش

توسعه فقط سرعت می‌گیره. قراره نامزد بشی؟

فعلاً تنها چیزی که بهش فکر می‌کنم، خونه رفتنه

و به بِژا

بِژا؟

می‌دونی چطور باید برم به چشمه‌ی قاطر؟

دنبال من بیا. می‌دونی چیه؟

من دارم می‌رم خونه. باید درس بخونم

باشه. بیا بریم ژوآئو

خیلی دوره؟ نه، همین نزدیکی‌هاست

صبر کن، منم می‌آم

پس اون من رو به خاطر یه پسرِ بدقیافه ول کرد؟

نگو «پسر»، من دیگه یه مردِ بالغم

احترامت رو نگه دار، جوون

رفیق، کنارِ بِژا، هیچ‌کس از پسر بودن دست نمی‌کشه

من هیچ‌وقت زنی زیباتر از تو ندیدم

سِوِرینا، ببین چقدر زیبایی. توی آینه نگاه کن

ببین چقدر زیبایی

هیچ‌کسِ دیگه من رو این‌طوری نمی‌بینه

اما این تویی که باید این رو ببینی

مگه چیزی غیر از این مهمه؟

مهم می‌بود

اگه مجبور نبودم به هر کسی که می‌بینم ثابت کنم همین کسی هستم که هستم

Madam Beja subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Madam Beja

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left