200 baris pertama.
باشه
در مياري؟ آره
خيلي خب
روز ولنتاين مبارک
بگو، سلام، مرد من سلام، چه طوري، تام؟
ممنون، تام روز ولنتاين مبارک
منظورت چيه داري منو ترک ميکني؟
تو باورم نميکني تا وقتي که تو واقعا اينجايي که بري
آره، من درباره معني بحث ميکنم، سارا اين حداقل چيزيه که ميتونم بکنم
من روز ولنتاين اومدم خونه
با دو تا کيف آماده رفتن دم در
و جان عزيز بهم ميگه که جا ميخواِي؟
يالا، اون چيه؟
اون کاملا غير اصله
و کاملا خالي از هر گونه اطلاعات واقعي
که بهم ميگه که چرا داري اين کارو ميکني
آره، من ميخوام بدونم دارم ازت ميپرسم، درسته؟
من داد نميزنم، فقط دارم روراست حرف ميزنم تا به نتيجه من برسيم
لعنت به همسايه ها، ساعت 2 صبحه تو شب شنبه
لعنت بهشون اونا يه زندگي اجتماعي ندارن. نه
سارا، گوش کن، منو ترک نکن
تو نميتوني منو ترک کني من هر کاري که ميدونستم کردم
من هر اونس از قلب و روحم رو بهت ميدم
من بيشتر از خودم که به هر کسي دادم بهت ميدم
و حالا تو ميخواي بري؟
تو ميخواي منو بندازي دور مثل اون و حتي بهم نگي چرا؟
آره، آره، من اينجا هستم
من نصف بار رو دعوت کردم که کمکمون کنن که روز ولنتاين رو جشن بگيريم، يادته؟
باشه، خيلي خب، خب پس وقتي اومدي اينجا ميبينمت
باي
لعنت
کسيحف تامي، تو 5 دقيقه زودتر رفتي
جدا، 5 دقيقه غير قابل باوره، دخترا کجان؟
چي؟ تو دخترا رو به اين دعوت نکردي؟
نه، اون درباره اين نيست اوه، مسيح، خدا رو شکر که من کردم، ها؟
چي؟ زنا، خانوما
من يه دسته دختر دارم که تا 15 دقيقه ديگه ميان حاضر شو
تو نميفهمي تو نميفهمي
بعد از اتفاقي که براي من افتاد من اينجا ها نميشينم
در حال جنگ تو روز ولنتاين من به خانوما احتياج دارم، و حالا
چرا؟ چي شده؟ شارلوت رو يادته، درسته؟
کدوم يکي شارلوته؟ اون با چيزه
دهن گاييده پيتر فالک اوه، آره، البته، اون خوشگل بود
من انداختمش بيرون انداختيش بيرون؟ چرا؟
من دستپاچه ميشدم که باهاش حرف بزنم هميشه اون چشم که بهت خيره شده
دارم بهت ميگم، که اون چيز مغز خودش رو داره
باعث ميشه که حس خودآگاهي داشته باشم باعث ميشه که حس خود آگاهي داشته باشي؟
تو باور ميکني؟ من شکلات ها، تو نبايد داشته باشي
تو نميتوني با کسي باشي که خجالت ميکشي که باهاش ديده بشي
اون عملي نيست. تو کلي وقت گذاشتي که برين جاهاي مختلف
که هيچوقت نرفتي، سعي کني که بين مردمي که ميشناسي بري
اون هيچ فرقي نميکنه
بعلاوه، اون دقيقا به ماه هم راکت نميفرستاد
چرا؟ اون به من گفت که
جهان دور من باز نيست
اون گفت "باز"
و تو سعي نکردي که تئوري انقلابي خودت رو بهش بگي ؟
نه، من قيچيش کردم تو قيچيش کردي
اون داشت شروع ميکرد که بچسبه کي رو داري سعي ميکني متقاعد کني؟
تو ميدوني اونا چي ميگن عزيز اين.. عزيز اون
فکر کردم که دارم تبديل به زنبور عسل ميشم به هر حال، من اونو پشت تلفن قيچش کردم
پشت تلفن؟ پشت تلفن
اون چطور برخورد کرد؟ نميدونم
من ازش خواستم که ميشه تون رو ببينيم اون گفت نه، تو بقيه شو ميدوني
اون وحشتناکه، سال
تو گفتي که دختره خوب بود سگ من خوبه
نميبيني که بهش چي کردم من به کسي نميگم
*
يه شراب بهم بده پس امروز بود
امشب، من تو بار
اون مياد تو با هيکل . اينا
سعي ميکنه که من حسودي کنم. من
جينو نشونون بده. من تو اين موفق شدم
من ميرم و ميگم
شما که واقعا با اين خدمتکار سرخوش نيستين، هستين؟
اون ميگه، چي ميگي؟
من کتم رو در ميارم به اندازه کافي تا اون بتونه سينه منو ببيه و ميگم
من فقط تو رو يه کله کدو ، اسب آبي و سرخوش قورباغه نما گفتم
چيکار ميخواي بکني؟ لعنت. اون چيکار کرد؟
اون چيکار ميتونه بکنه؟ مثل يه روح سفيد ميشه
و مثل رالف کرامدن ميشه
پس من ميرم اون پشت که بخورم
جينو مياد بعدا و ميگه، " ميشه به اون نگاه کني؟"
و فابيو اونجاست که داره با کلومبو کل بار ميره
هر چي. پس من ويسکي خودم رو تموم ميکنم پس ميرم
من يه سيلي به تارزان ميزنم و ميگم
آنتونيو باندراس داري دختر قديمي منو بوس ميکني
و اون ميگه، آره؟ من ميگم" آره . مزه چيز من چه جوره؟"
*
من قدم ميزنم، يه بطري برا خودم ميگيرم
و اينجام
و اون داره اون فابيو رو بوس ميکنه درست اونجا جلوي تو؟
آره
شما تازه جدا شدين؟ من ازش جدا شدم
اونا چيکار کردن؟ اونا بايد حساس بوده باشن
زنايي که کير ميخورن تو فکر ميکني؟
اما کمشون خوب ميخورن
نميتونم بهت بگم که ديشب چقدر کار اونجوري داشتم
من تاييد ميکنم که اون هنر گمشده ست
من نصف وقتا جلوشون رو ميگرفتم. انگار " تو، اون که کنگر نيست، باشه؟"
کاملا چيز خنده دار اينه
اين زنا که فکر ميکنن توش فوق العاده هستن
من نميتونم بهت خيلي وقتا بگم که شنيدم
اوه، عزيز، تو نميتوني از عهده من بر بياي من دنياي تو رو ميترکونم
پس وقتش مياد که اون يه معامله واقعي بشه و اون مثل باله ميمونه
تا حالا يه ماهي مرده داشتي؟
اين زنا که الان هستن
همه استعداد اتاق خواب رو دارن
شايد اون کارها که يه يارو هر روز سال حال ميکنه
اما براي يه نفر مثل من، يه ماهي مرده ميتونه شاخه هاي سختي داشته باشه
من نميتونم باور کنم که اون يه حرکت اونجوري کرد
و يه قرار به بار تو آورد
که تجاوز ميکنه از هرگز گفتن تو جدا شدن
اولين چيزي که تو هيچوقت تحت هيچ شرايطي
که تو قلمرو دوست قبليت ميگردي
بعد از جدا شدنه
يه شهر بزرگه، درسته؟
چرا اون بايد تو بار ما بگرده؟
اون هيچوقت اين طرفا نميپريد تو راست ميگي
چي، ميليون ها بار ديگه تو شهر نيست؟
ما اونو اونجا نميخوايم اون خوش نيومده
جهنم، نه
تو ما رو نديدي که لنس کرافترز ميگرديم، ديدي؟
اين دومين چيز زشت ترين تجاوزه
حقيقت که تو امروز صبح جدا شدي
من ازش جدا شدم
تو اون سندي دانکن رو امروز صبح کردي
اون اومده تو لنس کرافتز ما با يه قرار؟
اينجا يکمي قانون زمان يا متغير زماني هست
يا چيزي که باعث اون خلاف عرف بشه؟
اون مزخرفه، تامي مزخرف، سال
آروم باش تو کارن رو بيدار ميکني
اون اينجا مياد با لباس فرانکشتاين
کني. از فرانکشتاين حرف ميزني زنت چطوره؟
سال با شارلوت بهم زد کدوم يکي؟
اون رفيق سياهه که با دين مارتين رو نمايش ميده
آره، اون خوب بود شما دو تا چشم به چشم نشدين؟
کارن يه لباس سبز پوشيده با يه چيز رو صورتش؟
اره تو يه نگاه نکردي
و تو رو اينجوري ترسونده؟
که چطور اون پوستش رو جوون نگه ميداره
اگه اون درسته، من آرزو ميکنم که اون يه چيزي رو کونش بندازه
بايد يه سري چيز با اون سايز باشه
مثل يه بيمه عاليه، کون بيمه
اون بيشتره براي شما که دوست داشته باشين آسونه که بگي
سارا 5 روز تو هفته کار ميکنه
چي؟ چي ميگم؟
چه شد؟
ظاهرا، اون با دستاش امروز عصر کار کرده
وقتي اون دو تا چمدون رو با خودش برد بيرون
چي؟ بگو، من قسم ميخورم نه
درسته. سه سال و من اومدم خونه با يه جان عزيز
و اون چمدون ها که دم در نشستن
اون خيلي دوره من هيچ نظري ندارم که من چيکار کنم
جان عزيز تو روز ولنتاين..غير قابل باروه
من مريضم
من به سارا سه سال از زندگيم رو دادم سه سال خوب
يعني، البته، ما مشکلاتمون رو داشتيم ، همه دارن
اون بيشترش اوقات خوب بود اون جوريه که ميگي
يعني، هيچ کس عالي نيست، اما تا وقتي که اوقات خوب به بد چيره باشه
که به شمار بياري، درسته؟
مگه اينکه اون اونجوري نبينه مگه اينکه من واقعا اونو خوشحال نکرده باشم
مزخرفه، تامي
از کي که اون کار مردونه يه زن رو خوشحال ميکنه؟
اينو ميخواي؟ فکر نکنم
منظور من اينه، شما خوشحال بودين، درسته؟ براي سه سال، شما خوشحال بودين
ميدوني من براش چي دادم؟ اين، دست راستم
منو ببين. من تنهام. مست، يه کوني که زنا ازش متنفرن
کي از يه رابطه خالي به يکي ديگه ميره
که تنها آرامش پيدا بشه تو اعماق يه بطري ويسکي
من وقتي تو زندگيم رو بياد نميارم وقتي که خوشحال بودم
براي سه سال پياپي، سه سال تنها
شوخي ميکني؟ تو ميدوني تقصير کيه؟ من
چون من مسئول شاديم هستم
اگه سارا شاد نبود، مشکل خودشه
اون کارايي نکرد که لازم بود بکنه
که مطمئن بشه که خوشحاله
تو يه ذهن خون نيستي. تو يه دوست رواني نيستي
تو تام رايلي هستي يکي از بهترين مردمي که من ميشناسم
و اگه اون نميتونه اينو ببينه، پس اون لازمه که براي به لنس کرافترز
چرا اون اينقدر بده، ها؟ چرا من يه جوري حس ميکنم که ميخوام از درون بميرم؟
چون تو زيبايي اون راست ميگه، تو زيبايي
من يه وزغ نيستم، اما تو شبيه يه انسان واقعي هستي. تو يه مردي
تو فکر ميکني که اگه کارن ميدونست که ميره
من اينجا بودم که از شما دوتا بپرسم چطور برش گردونم؟
مسيح، سال هم تو منو يه جوري داشتي که سال رو بياري
خيلي خنده داره، چي، تو فکر نميکني که من حس دارم؟
تو فکر نميکني که من حساسم؟ بذار بهت بگم
من حس بيشتري دارم که منو ديوونه ميکنه از شما دو تا دختر مدرسه اي که با هم نشستين
بيخيال حالا بفرما دوباره
ميدونم ميدونم که اونا درباره من چي ميگن
من ميدونم که اونا درباره يه نفر مثل من چي ميگن
اونا ميگن که ما خوک هستيم، که ما سگيم برا رفاعت، اونا پوزش نميخوان
من 5 سال ازدواج کرده بودم همسرم هنوزم ميگه
اونا معذرت نميخوان، اونا ميگن" همه"
همه مردا خوک هستن. همه مردا سگ هستن همه مردا تفاله هستن
اونا ميگن و ميگن تا براشون بيافته چه هيولاهايي ما هستيم
اونا نميفهمن که اونا تک هستن
که فرانکشتين که مورد تنفره رو درست کردن
فرانکشتين يه جنده؟ زن من رو بيرون از اين نگه دار
No comments yet. Be the first to leave one.