Charmed

Charmed

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 3

Informasi rilis

Charmed S03E01 The Honeymoons Over 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 1 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-11-17
Unduhan: 9
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

وای خدا

فیبی، متوجه نشده بودم که خونه‌ای. حالت خوبه؟

ببخشید. خودت خوبی؟ آره، من خوبم!

کمی زود میپری، نه؟ خب...

آره، مخصوصاً حالا که می‌دونیم

سه‌گانه‌ی شیطانی پشت همه‌ی اون حمله‌هاست.

آره. لازم نیست دوباره تعریف کنی. ولی چیزی که نیاز دارم یه کمی گرماست.

اینجا داره یخ می‌زنه؟ یادت رفت قبض گاز رو بدی؟

فکر کردم قرار بود تو قبض گاز رو بدی.

قرار بود من به کلاب رسیدگی کنم و تو به کارای خونه برسی.

یادته؟ وقتی مدرسه‌ام دوباره شروع شد.

آه، درسته. اولین کاری که می‌کنم، زنگ می‌زنم شرکت گاز.

خیلی خوشحال می‌شم وقتی پایپر برگرده.

اگه برنگرده چی؟

اون فکس منه.

چی برنگرده؟

خب، اگه برنگرده چی؟

منظورم اینه، اگه وقتی اون و لئو غیب شدن، برای همیشه بوده باشه چی؟

فیبی، این مسخره‌ست. نه، پرو، مسخره نیست.

فکرشو بکن. یه ماهه ازش خبر نداریم.

این اصلا شبیه اون نیست. باشه، ببین.

پایپر همینطوری ما رو ول نمی‌کنه، باشه؟ ما خواهراشیم.

لئو هم همینطور. اونم وایت‌لایتر ماست.

پس چرا باهامون تماس نگرفته؟

حتماً می‌دونه که نگرانشیم.

اون حتماً می‌دونه که ما رو تنها گذاشته

و یک خواهر برای قدرت سه کم داریم.

پس وقتی اون داره اون بالا با لئو خوش می‌گذرونه

ما اینجا مثل جادوگرای بی‌کس و تنها، دست و پا می‌زنیم.

منظورم اینه، ما خیلی خوش‌شانسیم، پرو، که هنوز مورد حمله قرار نگرفتیم.

نه، این اصلا ربطی به شانس نداره.

سه‌گانه داره یه کاری می‌کنه، فقط هنوز نمی‌دونیم چیه.

دقیقاً نکته‌ی من همینه. پایپر اینو می‌دونه. پس اون کوفتی کجاست؟

واسه همینه که دارم کتاب رو مطالعه می‌کنم.

پرو، مطالعه‌ی کتاب فایده‌ای نداره.

بدون پایپر کارمون ساخته است و تو اینو می‌دونی.

چرا نگران نیستی؟ من نگرانم.

می‌ترسم که حق با تو باشه، که دیگه هرگز نمی‌بینیمش.

و نه به خاطر اینکه خودش نمی‌خواد برگرده.

بلکه به خاطر اینکه اونا بهش اجازه نمی‌دن، چون اون بیش از حد قانون شکسته.

کی ساعت دو صبح به ما زنگ زده؟ احتمالاً دریل.

الو؟ - فکسی که فرستادم رو گرفتی؟

آره، همین الان می‌خواستم چکش کنم. صبر کن.

چه خبره؟ دریل داره یه مظنون به قتل رو تعقیب می‌کنه.

که فکر می‌کنه با یه اهریمن همدسته.

بر چه اساسی؟ بر اساس این واقعیت که قاتل

یه نماد اهریمنی روی پیشونی قربانیش حک می‌کنه.

یه مثلث برعکس.

اون و این واقعیت که به طور جادویی داره از دستگیری فرار می‌کنه.

به نظر من یه "رون" میاد.

آره، یه جایی اینجا دیدمش.

دریل، هنوز تو پارتی "پیر استریت" هست؟

آره، ولی فکر کنم داره حرکت می‌کنه.

فکر نکنم هنوز منو دیده باشه.

داره از پشت میره بیرون.

اینه. "یک گذرگاه که اهریمن‌ها از طریق آن

معروف به "نگهبان‌ها"، یک روح بیگناه را می‌ربایند."

ازش دور بمون، دریل. و بذارم یه نفر دیگه رو بکشه؟

فکر نمی‌کنم. - نه، به حرفم گوش کن.

این نگهبان‌ها از قاتلان فناپذیرشون محافظت می‌کنن در ازای ارواح قربانی‌ها.

تو نمی‌تونی جلوشو بگیری.

گوش کن، پرو، من از پس خودم برمیام.

باید دوباره بهت زنگ بزنم. مطمئن نیستم این یارو کجاست.

دریل؟

دریل؟

باشه، ما فقط سه دقیقه فاصله داریم.

وقتی رسیدیم اونجا چی کار کنیم؟ جون دریل رو نجات بدیم.

منظورم در مورد "گاردین"ـه. ما نمی‌دونیم چطور نابودش کنیم.

کتاب می‌گه ما اون رو درست مثل یه خون‌آشام، با چوب نوک‌تیز می‌کشیم.

آه، باشه. پایپر، کجایی؟

لطفا اذیتم نکن!

دریل.

پرو!

اون زنده‌ست.

فکر کنم "گاردین" رو پیدا کردم.

باشه. از بین ببرش.

صبر کن، مگه کتاب نگفت اونا درست مثل خون‌آشام‌ها هستن؟

شاید اون قسمت رو اشتباه خونده باشم. ببخشید؟

باشه. رون. رون رو هدف بگیر!

باشه، اگه پایپر برگرده من می‌کشمش.

دختر بیچاره.

اصلاً سرگیجه داری؟ حالت تهوع؟ نه.

تو تمرکز مشکل داری؟ سردرد؟

دارم بهت می‌گم، خوبم. تنها چیزی که زخمی شده، غرورمه.

اون خوبه؟ آره، به لطف شماها.

منظورت چیه، به لطف ما؟

خب، شما مهاجم رو دور کردین، مگه نه؟

مگه این اتفاق نیفتاد؟

آره، می‌دونی، واقعاً چیز خاصی نبود.

خب، شما جونشو نجات دادین. فکر می‌کنم این کار بزرگیه.

مرد خوش‌شانسی هستی، بازرس.

مواظب باش. ممنون.

باشه، حالا می‌تونیم بریم؟

نه. شما باید شهادت بدین.

دریل، پرو، شما شاهد یک جرم هستید.

در این مورد، تنها شاهدان.

نه، دریل، ما نمی‌تونیم شاهد باشیم.

ما از قدرت‌هامون استفاده کردیم تا قاتل رو متوقف کنیم.

چی باید بگیم؟ و اونم ما رو دید که ازشون استفاده می‌کنیم.

هیچ‌کس هیچی از حرفای اون آدم عوضی رو باور نمی‌کنه.

فقط کافیه حرفاتون رو یکی کنید.

منظورت اینه دروغ‌هامون رو هماهنگ کنیم؟

فیبی، به حرفم گوش کن.

بدون شهادت تو امیلیو آزاد میشه.

اصلا چرا داره می‌خنده؟

مگه دیگه دیو نگهبانش رو داره که ازش محافظت کنه؟

و متاسفانه، فرشته نگهبان ما هم هیچ‌جا پیدا نمیشه.

الان واقعاً به یه کمک آسمونی نیاز داریم.

باید چیکار کنیم؟ ما تا حالا تو این موقعیت نبودیم.

بهتره سریع تصمیم بگیرید. معاون دادستان داره میاد.

خانم‌ها، اسم من کول ترنره.

من معاون دادستانم و مسئول این پرونده‌ام.

می‌خواستم ببینم هیچ‌کدوم از شما دیدید چی شد؟

من دیدم.

اوضاعمون خوبه، به جز اینکه...

چی اسم سلاح قتل رو گذاشتی؟ "آتامه"؟

آتامه. یه چاقوی آیینیه که توسط...

یه عالمه آدم خل و چل استفاده میشه.

و مطمئنی ندیدی کی برش داشت؟

نه. ما اونجا بودیم که به دارل سر بزنیم و...

احتمالاً یه دیوونه از اون پارتیه. پرونده رو خراب می‌کنه؟

پلیس سعی می‌کنه روی این قضیه زوم کنه، ولی این فقط یه جلسه تفهیم اتهامه

مگر اینکه چیزی باشه که من ازش خبر ندارم

باید مدارک کافی و حتی بیشتر داشته باشیم تا قاضی اون رو برای محاکمه نگه داره

نگران نباش. من تو کارم ماهرم

همه بلند شید

جلسه دادگاه شروع شد

جناب قاضی ویلیام همیلتون ریاست جلسه رو به عهده دارن. لطفاً بنشینید

من استرس دارم

آه، می‌دونی که، جادوگرها و دادگاه‌ها. کلاً همون قضیه سیلمیه

نه، منظورم در مورد دروغ گفتنه. اصلاً حس خوبی نداره، پرو

این حس بهتری داره که بذاریم بره؟

شماره پرونده بی-۶۸۴۴۰۰

ایالت کالیفرنیا علیه امیلیو اسمیت

یک فقره اتهام قتل درجه یک

یک فقره اتهام اقدام به قتل

معاون دادستان، کول ترنر، نماینده ایالت

وکیل تسخیری، آلن اسلوان، نماینده دفاع

اقرار متهم چیه؟

بی‌گناه، سرکار قاضی. ثبت شد

آقای ترنر، من لایحه‌تون رو خوندم. چیزی برای اضافه کردن دارید؟

خیر، جناب قاضی. دادستانی بر گزارش بازداشت اصرار داره...

...و شهادت شاهدان عینی.

آقای اسلون؟ خب، جناب قاضی، به نظر من...

...بدون سلاح قتل نمی‌تونید برای محاکمه قتل پرونده تشکیل بدید.

دادستانی قبلاً قبول کرده که سلاح ادعایی مفقوده.

ما دو شاهد عینی داریم که چی رو دیدن، دقیقاً؟

موکل من خم شده روی بازرس؟

اینجوری حمله خودشون رو توجیه می‌کنن؟

از کجا می‌دونستن که اون اتفاقی اونجا نبوده...

...و نمی‌خواسته بازرس رو احیا کنه؟

ای بابا!

سکوت! ببخشید.

و چرا، اگه تونستن به این راحتی مهارش کنن...

...دقیقاً نمی‌دونن چه بلایی سر سلاح ادعایی اومده؟

یعنی چی، مگه...

...جادویی ناپدید شد؟ اعتراض دارم!

اوه خدای من، اون می‌دونه.

شهود اینجا محاکمه نمی‌شن. چرا؟

مگه شهادت دروغ غیرقانونی نیست؟ اعتراض دارم، جناب قاضی!

آقای ترنر

مگر اینکه حرف دیگه‌ای داشته باشی

یا بتونی اسلحه قتلی که ادعا میشه رو ارائه بدی

منم با آقای اسلون موافقم.

چی؟ داری یا نداری؟

مدرک اضافی دیگه‌ای؟

غیر از اینکه مظنون اصلی سه قتل دیگه است

و اینکه حداقل پنج نفر دیدنش که درست قبل از حمله از مهمونی رفت بیرون؟

و اینکه هرچیزی به جز اسلحه گمشده

این پرونده رو توی هر دادگاه دیگه‌ای قطعی می‌کنه؟

اتهامات منتفی‌ست. متهم آزاده.

باورم نمیشه.

منشی، پرونده بعدی.

آره، تو بخند، آشغال. من دست بردار نیستم تا وقتی ببینم که کباب میشی.

ول کن ترنر. این چیزی رو حل نمیکنه.

بریم.

خیلی متاسفم. کاش میتونستیم کار بیشتری براتون بکنیم.

اگه چیزی هست که بهم نمیگی، هرچیزی...

اگه ازش میترسی، میتونیم ازت محافظت کنیم. میتونم دوباره شکایت کنم.

باید بریم، متاسفم.

نباید دروغ می‌گفتیم، فیبی.

نباید می‌گفتیم. باید حقیقتو می‌گفتیم.

باید هر کاری می‌کردیم تا اون مرتیکه قسر در نره.

مثلاً چی؟ بگیم واقعاً چه بلایی سر اون چاقو اومد؟

به دادگاه بگیم که ما جادوگریم؟ چرا که نه، پرو؟

مهم‌تر نیست که یه قاتل تو خیابونا نچرخه؟

تا اینکه از رازمون محافظت کنیم؟

قاضی فکر می‌کرد دیوونه‌ایم، خودت هم می‌دونی.

نه اگه بهش ثابت می‌کردی و قدرتتو نشونش می‌دادی.

این املیو رو زندانی نمی‌کرد. ما رو زندانی می‌کرد.

اون‌وقت دیگه هیچ‌وقت شانس اینو نداشتیم که دوباره دستگیرش کنیم.

و این قبل از این بود که اون یه نفر دیگه‌ای رو بکشه یا بعدش؟

متاسفم. می‌دونی، من واقعاً از همه اینا کلافه‌ام.

اون وکیل تسخیری چی؟

منظورم اینه که اگه املیو واقعاً به اون وکیل تسخیری در مورد ما گفته بود...

پس چرا راز جادویی رو لو نداد؟

همون دلیلی که ما داشتیم، اعتبار.

چیزی که من کنجکاوم در موردش اینه که آیا اون یه فانیه یا یه دیو؟

تنها چیزی که من می‌دونم اینه که کول یه فرشتست.

دیروز تو اون دادگاه عالی بود.

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left