146 baris pertama.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
از جنگل به سمتشون شليک ميکنن
اونا منتظر تانکها هستن
آتش دشمن از سمت راست ما
تکرار ميکنم از سمت راست ما
"از "پرنس رد 6" به "کالچر
عجله کنين. اين بدترين وضع ممکنه بچهها .تمام
گروهبان "هامفري" تازه اومده
اطلاعاتي از سمت راست داري؟
کالچر، جواب منفيه
حرکت کن
ايبل 2" هستم" واحد 88 داخل اون کليساست
وقتي به سمتشون ميريم بهمون شليک ميکنن
در طول جنگ جهاني دوم، تانکهاي امريکايي از نظر قدرت و تسليحات از تانکهاي پيشرفته آلماني ضعيفتر بودند
خدمه تانک امريکايي، از شکستهاي گيج کننده در مواجهه با ماشينهاي قوي دشمن، رنج ميبردند
خشم
جواب بده
صدام رو ميشنوي؟ صدام رو ميشنوي؟
اين آوريل سال 1945 است (روزهاي پاياني جنگ جهاني دوم)
نيروهاي متفقين در قلب آلمان نازي ميجنگيدند در حالي که با شديدترين مقاومت مواجه بودند
در نااميدي هيتلر دستور جنگ کامل را داد ...و هر زن و مرد و بچهاي را تجهيز کرد
زيرنويس از بهرنگ رجبي، سپهر عدواني، امير طهماسبي
!حرومزاده
اون لعنتي رو گرفتي؟
دخلش رو آوردم
گوردو (=چاق)، بس کن بذار در آرامش باشه
آها
گوردو، اون مُرده
.اون مرده بهش احترام بذار
ولش کن
!تقصير توئه
اي لعنتي هنوز تموم نشده؟
تو حق نداري از دست من عصباني باشه دست از اذيت کردنم بردار
من اذيتت نميکنم. اگه اذيتت ميکردم تو ميفهميدي
و ميدونستي که چرا اذيتت ميکنم
!"لعنت بهت "دان تقصير توئه که ما اينجاييم
هنوز حرف ميزني؟ بيا از اينجا بريم
اي لعنت! براي چي اين کار رو کردي؟
!سعي دارم درستش کنم - خودت ميدوني چرا -
ميخواي سربه سرم بذاري؟
!اينطوري هيچ کمکي نميکني
"پروبيت"، "فاکس6"
ميگم چرا هميشه سربه سرم ميذاري؟
چون تو يه حيووني يه سگ
تنها چيزي که ميفهمي، مشت و لگده
دان، دارم بهت ميگم ديگه اينطوري صدام نزن
من يه حيوون لعنتي نيستم من يه سگ لعنتي نيستم
هي، اگه ميخواي مکزيکي حرف بزني برو به يه تانک ديگه. يه تانک مکزيکي
اين يه تانک امريکاييه ما امريکايي صحبت ميکنيم
کي عصبانيت کرده، فرمانده؟
تو آلماني حرف ميزني
!تو آلماني حرف ميزني بعد من نميتونم اسپانيولي حرف بزنم؟
بايبل" (=انجيل)، ما در چه کشوري هستيم؟" - آلمان -
.آلمان ما آلماني صحبت ميکنيم
ميشه بهش توضيح بدي که اين يه وسيله جنگه؟
اين وسيله جنگه، گوردو
وسيله جنگ من اينجامه
فرمانده
تو قبل از اينکه وارد اين جنگ لعنتي بشي آلماني بلد بودي
من رو خر فرض نکن
از همه تون انتظار دارم که خودتون رو جمع و جور کنين
اميدوارم دست از دست انداختن بقيه برداري
تو "رد" رو نکشتي آلمانها کشتن
درسته. اما من هم نجاتش ندادم
.وقت مرگش سر رسيده بود همين
ما تا الان شانس آورديم
شانس آورديم؟
بله قربان
ما همگي زندهايم همگي اينجاييم
لطف خدا بوده؟
بارون در راهه
تن لش"، هروقت حاضر شدي بگو، عزيزدلم"
من عزيز دل تو هستم، درست؟
بسيار خب گوردو استارت بزن
.خفه کرده موتورش سرده
سر شمعها آب جمع شده
!اي لعنتي
بسيار خب. برو ما رو از اينجا ببر
بايبل، سلاح در جلو
دريافت شد
!يالا. تکون بخور
اون جعبهها رو از اونجا ببر
فکر کردم مُردي
"ما به اين آسوني نميميريم، "بينکوفسکي
از ديدنت خوشحالم
دان، خوشحالم که تونستي برگردي
گروه هنوز با هم هستن؟ نيت؟ ليندبرگ؟
کارها خوبه
خوبه
دستش رو بگير
بفرما
بسيار خب
بخوابونش بخوابونش
تکون بخور
آروم بذارينش زمين
گروهبان
گروهبان
بلندش کنين
بقيه جوخهي سوم کجاست؟
بقيه اش ماييم
هي، بويد؟
هي بويد اونا... اونا ميفرستنش خونه. نه؟
نميدونم گريدي
اتفاقي که براي "رد" افتاد همهمون رو ناراحت کرده اما ما کارهايي داريم که بايد انجام بديم
.گريدي، مهمات و جيره بگير گوردو، آب و سوخت
بويد، يه کم غذا بگير و يه فکري به حال مشکل فني تانک بکن
.نميتونيم فکري به حال مشکل لعنتي فني کنيم کجا ميري؟
گروهبان اول "کولير"؟
.شايد تو کدوم خري هستي؟
سرباز اليسون
.بهم گفتن که بهتون گزارش بدم .من دستيار راننده جديد شما هستم
نه. نيستي
چرا. چرا هستم
لعنتي
کي اين رو بهت گفته؟
سرگروهباني که ليست دستشه - !مزخرفه -
...درست اونجا. هموني که
اسمت چيه؟
نورمن
چند وقته که در ارتش هستي؟
هشت هفته
اون خونه توئه
کاري که بهت گفتن بکن
با هيچکس خيلي صميمي نشو
در تپهاي در دوردست
صليبي قديمي و تنومند تمثيلي از رنج و شرم برپا بود
من عاشق صليب قديمي بودم
من به صليب قديمي و تنومند وفادار خواهم بود
سلام. سلام من نورمن هستم
خط مقدم... خط مقدم از کدوم طرفه؟
خط مقدم از کدوم طرفه؟
همم
تمام اطرافمون، بچه جون چون اينجا آلمانه
آلمانيها محاصره مون کردن
مگه نه، گريدي؟
درسته
ميشه لطفا کتابم رو پس بدي؟
سيگارها کجان؟
من سيگاري نيستم
تو يه عوضي هستي
تو به مدرسه آموزش تانک رفتي؟
مدرسه تانک؟ نه
تا حالا داخل يه تانک رو هم نديدم
من يه تايپيست هستم
داشتيم به سمت مرکز فرماندهي لشگر پنجم ميرفتيم که من رو از کاميون پرت کردن بيرون
من رو فرستادن اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.