Charmed

Charmed

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 3

Informasi rilis

Charmed S03E16 Death Takes a Halliwell 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 16 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-11-18
Unduhan: 12
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

بدین وسیله این برج شنی را پادشاهی فیبی‌ویل اعلام می‌کنم.

آخه می‌دونی، نمی‌فهمم.

وایستا، چی رو نمی‌فهمی؟

اینکه تو یک ساعت از عمرت رو صرف کردی

برای ساختن چیزی که قراره کاملاً

کاملاً نابود و ناپدید بشه، اونم در عرض پنج ثانیه.

اما فیبی‌ویل تا ابد زنده خواهد ماند

در قلب روستاییانی که عاشقش شدند.

این چه روحیه ضدحالیه؟

چی؟

خب، هدف اصلی امروز این بود که استراحت کنیم و خوش بگذرونیم.

ببین، من فکر کردم هدف این بود که پایپر و لئو

یه کم وقت خلوت زن و شوهری داشته باشن،

از اونجایی که تصمیم گرفتن ماه عسلشون رو به تعویق بندازن.

خب، پس مطمئنی مشکلی نیست؟

می‌دونی، ساحل دقیقاً چیزی نیست که من از خوش‌گذرونی تصور می‌کنم.

پرو، مگه می‌شه؟

باشه، خب، تو زیادی جوونی که یادت باشه،

اما اینجاییه که مادربزرگ ما رو آورد

بعد از مراسم تدفین مامان، تا حال و هوامون رو عوض کنه.

اوه، آره.

نه، ولی می‌دونم تو عاشق ساحلی و نمی‌خواستم برات خرابش کنم.

اما چیزی در مورد شن و اقیانوس، می‌دونی،

عصبیم می‌کنه.

چرا عصبیت می‌کنه؟

مرگ مامان تو رو عصبانی نمی‌کنه؟

منو غمگین می‌کنه.

خب، من واقعاً با غمگینی خوب کنار نمیام، می‌دونی؟

من حتی تو مراسم تدفینش گریه نکردم.

پس دیدن مامان تو عروسی پایپر و حالا ساحل...

آره. پس متاسفم اگه یه کم بدخلق بودم.

دیگه هیچی نگو.

شاهزاده پرو سخن گفت!

طبق دستورات ملکه،

فیبی‌ویل و تمام شکوهش رها خواهد شد

برای جای بهتر و دو تا لاته. اوه، درود بر ملکه!

من عاشق اینم که بهم درود بگن.

هی!

نه، نه، نه. صبر کن.

خوبی؟

یه زنی بود و یه سایه‌ای کنارش بود.

حتماً شیطانی بود.

یه سایه؟ یعنی چی؟

مثل ووجی؟ نه. ترسناک‌تر. خیلی ترسناک‌تر.

فکر کنم ازش عکس دارم.

دیگه لاته هم پرید!

مثل اینکه یه شیطان جدید اومده تو شهر.

پس شما تازه‌واردید؟

بله.

و... و هر دوتون اینجا زندگی می‌کنید؟

حتماً.

بله، درسته.

اوه، اشتباه متوجه نشید.

با کُلِ این سبک زندگی متفاوت مشکلی ندارم.

فقط از سر و صدا خوشم نمیاد.

خب، می‌فهمید که.

از سر و صدا خوشم نمیاد.

فهمیدم.

مثل مستأجر قبلی، آقای ترنر.

اون یه کم عجیب بود.

و بعد، البته اون بدون هیچ ردی ناپدید شد.

اما آدم خوب و آرومی بود، برای همین ازش خوشم می‌اومد.

بدون هیچ ردی...

اینجوریه؟

بقایای شیطانی همه جای این قربانگاه هست.

مال اونه، حسش می‌کنم.

چی؟ چی گفتی؟

مطمئناً شما می‌دونستید یه اتفاق عجیب اینجا افتاده.

مسئولیت شماست که چنین چیزهایی رو به مستأجران آینده بگید.

حالا، گوش کن، من هیچی نمی‌دونم.

و اینکه شما نتونستید قربانگاه رو به ما نشون بدید، باعث می‌شه تعجب کنیم

که دیگه چی در مورد کول ترنر ممکنه پنهان کرده باشید

درون اون مغز کوچیک انسان‌تون.

وایستا. نمی‌فهمم.

سعی نکن حرف بزنی.

ساقه مغزت به جای تو حرف می‌زنه.

بلتازور زنده‌ست؟ اون نمی‌دونست،

اما کسی رو می‌شناسه که ممکنه بدونه.

نباید سفید بپوشم یا همچین چیزی؟

آخه مهمونی وایت‌لایترهاست و این حرفا.

پایپر، اون چیزی که پوشیدی عالیه. تو خوشگلی.

همه دوستام عاشقت می‌شن اگه بتونیم بالاخره برسیم اونجا.

باشه. اما هنوزم نمی‌فهمم چرا خواهرهام نمی‌تونن بیان.

یعنی، می‌تونستیم فقط یه بغل گروهی بکنیم، و...

من می‌تونم تو رو با گوی نور جابه‌جا کنم چون تو همسر منی، اما من تاکسی کیهانی نیستم

برای کل خانواده.

گفتی همسر.

باشه. هر چقدر که می‌تونستم آماده‌ام.

وایستا، اون چیزِ سایه‌دار شیطانی پرو چی میشه؟

خب، قول می‌دم در فاصله تماس باشیم

اگه هر چیزِ سایه‌دار شیطانی‌ای حمله کرد.

باشه، شما دو تا. خوش بگذره.

یه تیکه ابر واسم بیار.

فیبس؟

هی، باید برم پیش موریس،

ببینم می‌تونه کمکم کنه این زن رو پیدا کنم.

چرا؟ چی پیدا کردی؟ هیچی، مشکل همینه.

سایه تو هیچ کدوم از عکس‌ها نیفتاده بود.

واقعاً؟ عجیبه. چیزی تو کتاب هست؟

نه، هیچی.

ولی راستش، سرنخ زیادی نداشتم.

بازرس!

چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

می‌تونید بگید کول ترنر رو کجا پیدا کنم.

می‌دونم زنده‌ست و می‌دونم تو شهره.

واقعاً؟ آره، واقعاً.

می‌خوای بدونی از کجا؟ چون صاحب‌خونه قبلیش...

تو آدرسش به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیده.

خانم اوونز.

اوه خدای من. وحشتناکه.

وحشتناک، جوری که تصورش رو هم نمی‌کنی.

کول این کار رو نکرده. کول ترنری که من می‌شناسم این کار رو نمی‌کنه.

کول ترنری که تو می‌شناسی؟

این اصلاً شبیه حرفای زنی نیست که...

ادعا می‌کنه دوست‌پسرش چهار ماه پیش بی‌خبر ولش کرده رفته.

می‌دونم تو سرت چی می‌گذره.

و می‌دونم که این چه شکلیه. و من...

من واقعاً برای اتفاقی که افتاده متاسفم... تو متاسفی؟

چشماش از وحشت باز مونده بود.

جمجمه‌اش از دو جا سوراخ شده بود و وقتی پلیس رسید...

بیشتر مغزش روی زمین پخش شده بود.

حالت بد بشه، وحشت‌زده شو.

ولی اونجا وای‌نستا بهم دروغ بگو و بگو متاسفی.

باشه، یه لحظه صبر کن. داری جوری باهاش حرف می‌زنی انگار اون این کارو کرده.

اگه داره دروغ می‌گه تا از ترنر محافظت کنه، پس انگار خودش این کارو کرده.

حالا، برای آخرین بار، اون کجاست؟

پیداش می‌کنم، خانم هالیول و بعدش کارشو یکسره می‌کنم.

و بعدش هم کار تو رو یکسره می‌کنم.

حالت خوبه؟ اون این کارو نکرده، پرو.

می‌دونم اون این کارو نکرده.

خب، قرار نیست منو قانع کنی.

اوه خدای من.

اون خودشه، زنی که تو ساحل دیدیم.

باشه، نگاه کن. می‌بینیش؟

نه. من فقط بازرس دیویدسون و اون زن رو می‌بینم.

این یعنی چی؟

اون داره اونو می‌فرسته که ما رو تعقیب کنه؟

من بیشتر نگران اون چیزی‌ام که داره اونو تعقیب می‌کنه.

صبر کن، من نمی‌فهمم چرا تو نمی‌تونی ببینیش.

این مهم نیست، پرو، تو می‌تونی.

فکر می‌کنی این ربطی به مرگ صاحب‌خونه داره؟

خب، اگه ربطی نداشته باشه، خیلی تصادف بزرگی میشه.

دنبالش می‌رم و ازش در برابرش محافظت می‌کنم.

اگه من تنها کسی‌ام که می‌تونم ببینمش...

پس حتماً من باید باهاش بجنگم.

باشه، ولی با اون توصیفی که بازرس از قتل می‌کرد...

می‌دونم، مواظبم.

ببین، باید کول رو پیدا کنی و بهش بگی چی شده...

و ببینی چیزی راجع به این سایه می‌دونه یا نه، باشه؟

باشه، خداحافظ.

بهتره از اینجا برم.

چی؟ چرا؟

چون داره خیلی خطرناک میشه.

پس دوباره می‌خوای غیب بشی؟

اگه این تنها راهیه که تو در امان بمونی.

پس برای اینکه من عاقل بمونم چی، کول؟ من دیگه تو رو از دست نمیدم.

واضحه که یه شیطانی می‌دونه من زنده‌ام، یا حداقل شک کرده.

چرا وگرنه باید صاحب‌خونه‌مو می‌کشتن؟

اگه اونو کشتن، هر کسی رو هم که لازم باشه می‌کشن تا به من برسن.

دقیقاً به همین خاطره که نمی‌تونی بری. ما باید جلوشونو بگیریم...

قبل از اینکه به کس دیگه‌ای آسیب بزنن.

یا قبل از اینکه به تو آسیب بزنن.

اونا دنبال منن، فیبی.

این نبرد منه.

خودم از پسش برمیام.

کول...

دوستت دارم، و اگه نگه داشتن این (عشق) یعنی که من باید بجنگم...

در طول مسیر با چندتا شیطان اضافه...

پس بذار بیان.

متاسفانه، ما اصلاً نمی‌دونیم با چی طرفیم.

یه سایه عجیب که فقط پرو می‌تونه ببینتش.

کوچکترین ایده‌ای ندارم که اون چی می‌تونه باشه.

پس ما می‌فهمیم.

با همدیگه.

این کار خانم اوونز رو برنمی‌گردونه.

ولی بهم اعتماد کن، انتقام گرفتن از یه بی‌گناه واقعاً حس خوبی داره.

من هیچ چیز حتی ذره‌ای مشکوکی نمی‌بینم.

مگر اینکه پدیکور صورتی جیغ رو یه کار خلاف بدونی.

تو فقط به کاری که داری می‌کنی ادامه بده.

واقعاً فکر می‌کنی این زن‌ها قاتلن؟

مطمئن نیستم چی فکر می‌کنم.

نه. ببین، یه چیزی هست که بهم نمی‌گی.

ببین، می‌دونم تازه‌کارم و اینا...

ولی فکر می‌کنم حق دارم بدونم دنبال چی هستم اینجا.

ببین، آندریا...

من تو این پرونده چیزایی دیدم که... که درست نیستن.

که...

ببین، نمی‌دونم دنبال چی هستم، باشه؟

ولی تا وقتی که بفهمم، می‌خوام فاصله‌تو حفظ کنی.

و فقط به دنبال کردن فیبی هالیول ادامه بده.

پس چرا امشبو مرخصی نمی‌گیری، برو خونه...

و یه کم بخواب دیگه!

نه، نه، نه. نمی‌تونم. تا وقتی این تموم نشده.

می‌دونی چیه. عکسا رو بذار روی میز من و برو خونه.

و می‌تونی فردا دوباره ادامه بدی.

ریس. این یه دستوره.

شب بخیر. باشه. تو هم همینطور.

اوه خدای من. حالت خوبه؟

سعی کن به چیزی دست نزنی. نمی‌خوای اثر انگشتات بمونه.

اما اگه بخوام پیش‌بینی کنم... از پشت دستت استفاده کن.

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left