200 baris pertama.
..:: گـروه تـرجمه ايـران فيـلم با افتـخار تـقديم مي کند ::..
.اسم من امانوئله
.هفده سالمه و مادرم رو کُشتم
.مثل يک بُز که سلاخي شده باشه
.بدنش رو پاره کردم و بيرون اومدم
،همونطور که خونريزي ميکرد .دکتر بهم تنفس مصنوعي ميداد
و دستهاش رو مدام ،روي سينهام فشار داد
،با يه ريتم تکراري و مشخص ...مثل کاري که
.صبح ها موقع استمنا انجام ميداد
.جواب داد
،اون ارضا شد و من هم به دنيا اومدم به زندگي برگشتم
،اينکه مادرم موقع زايمان جونش رو از دست داد
،اونم بخاطر من البته اصل ماجرا اين نيست
بهايي بود که پرداخت
اما اين منم که دارم تقاص پس ميدم
باريه که روي دوش منه
و هر سال که ميگذره، سنگين تر ميشه
،منظورم اينه که جايي توي زندگي ندارم
چون که اصلاً قرار نبوده اينجا باشم
اگه يه قهرمان المپيک يا يه دانشمند نابغه بودم يه چيزي
اما نيستم
هيچ کدوم از اونها نيستم
،فقط يه دخترم يه قاتل بيانگيزه
همينطوري ميگذرونم تا اينکه به عاقبتم برسم
.هووم .خيلي خشومزهست
،"بجاي پنير "چدار با پنير "گودا" درست شده
.واسه همين مزه تندتري داره .هووم
نظر تو چيه، عزيزم؟
خوش رنگ و لعاب .کلمه ايه که به فکرم مياد
،خوش رنگ و لعاب .خوشم اومد
روزت چطوري گذشت، کدوتنبلِ بابا؟
،عالي ، با يه پسري آشنا شدم با هم قرار گذاشتيم، يجورايي جديه
!اوه، معرکه ست اسمش چيه؟
"کلاد" - "کلاد" -
تازه هَمو ديدين بعد ميگي جدي ـه ؟
آره ، همينطوره ميتوني کلم بروکلي رو بدي؟
خوب ، فکر کنم خيلي هم خوبه
"فکر کنم ديگه وقتش ـه که "امانوئل يه پسر تو زندگي ـش داشته باشه
چرا؟ فکر ميکردي که همجنس بازم؟
.نه
خدايا ، چرا همچين حرفي رو زدي؟
هفته پيش يه خواب سکسي در موردت ديدم
"امانوئل"
فکر کردم ممکنه فهميده باشي
نه ، نه ، اينطور نيست
کاملاً طبيعي ـه
دوستي بين پدر و دختر ـه ديگه "بهش ميگن "عقده الکترا
به نفرت دختر از مادر در علم روانشناسي گفته ميشه
... آروم باش. منظورم اين نبود که ميخوام - امانوئل -
توهين نباشه اما به سليقه من نميخوري
،"امانوئل" ! کافيه
بي خيالش
هميشه از اينجور کارا رو موقع نزديک شدن به روز تولدش انجام ميده
! هي
امانوئل بيشتر مواظب باش خواهش ميکنم
نه ، نميتونم
اينجا قفسه ي مخفي استمنا کردنت نيست
ميدونم اين يه نردبون درب داغونه که
باهاش بعضي از تجهيزات پيچيده رو جابجا ميکنم
بنظر نمياد مَکنده آلت چندان تجهيزات پيچيده اي باشه
چرا امتحانش نميکني و خودت رو خلاص نميکني ؟
چرا اين چسبنده است؟
ببين ، اگه منم آلت مردونه داشتم امتحانش ميکردم
مثل اين ميمونه که توي رستوران کار کني و اونا يک غذاي جديد به منو اضافه کرده باشند
بايد بدوني که داري چي به خورد مردم ميدي
نميخوام در مورد غذا فکر کنم
هـمـم
بليت ها
من "کلاد" ـم
ميدونم
روي کيفت نوشته
اوه ، خب اين کيف من نيست
خوب منظورم اينه الان هست برميگرده به موقعي که بچه بودم
کيفم دزديده شد ، اين رو از ته کُمدم درآوردم
بليت ها
روي دست ـت چي نوشته شده ؟
اسم ـم
امانوئل" ، اسم پسرونه نيست ؟"
فکر ميکردند قراره پسر بشم
اما نيستي
به حقيقت خيلي بها داده شده
خب ، چرا اسمت رو روي دست ات خالکوبي کردي؟
چونکه اگه از کيفم دور افتادم هنوز بدونم که کي هستم
"ايستگاه بعدي ، "بنو وِل
خداحافظ
به نظر خوب ميومد ميدوني ، محفوظ به حيا ـه
اهل کجاست؟ - "دنور" -
شوهر داره؟
نپرسيدم ، اما به نظر نميرسيد
شرم آوره که بايد يه بچه مثل اون رو تنهايي بزرگ کني
بابا اين کار رو بلد ـه ببين چقدر خوب بزرگم کرده
بد نيست بري پيشش و يکم بهش مشاوره بدي
گفتش که دنبال يک پرستار بچه ميگرده
اما کسي توي ذهنم نيومد که بهش معرفي کنم
دوقولوهاي "دنزل" رفته اند درسته؟
من انجامش ميدم
جدي ؟
آره ، حتماً
اما تو از بچه ها متنفري - پول لازم ـم -
واسه چي؟
تصميم گرفتم يه سري مجسمه هاي گرون قيمت رو جمع آوري کنم
اوه - داره سربهسرت ميذاره -
نه ، سربهسرش نميذارم بايد اونها رو جمع آوري کنم
به عنوان يادگاريهاي گرانبها در زندگيم
کي ميتونم شروع کنم؟
فردا باهاش صحبت ميکنم
ممکنه که ......... ؟ بايد با اون صحبت کنم
معذرت ميخوام
چي بهش گفتي؟
بهش گفتم تو من رو حامله کردي
خب ، تصميم گرفتم سقط جنين کنم
اما ميخواستم توي قطار بهت بگم
محض احتياط اگه بخواي حرکت خشونت آميزي بکني آدماي زيادي اطرافم باشن
خوب ، اينم يه راه واسه خالي کردن صندلي ـه
سلام
سلام - من "امانوئل" ـم -
بيا داخل
چيزي ميخوري ؟
فقط يکم آب ميخوام ممنون
باشه
چند سالته؟
اين ماه ميرم توي 18 سال
اوه ، خوبه توي سن عشق و حالي
آره گمونم
برنامه اي واسه دانشگاه داري؟
نه ، راستش درس خوندن رو زياد دوست ندارم
اصلاً نميتونم تصور کنم که چرا کسي بايد بخواد بيشتر درس بخونه
اما دوست دارم يه چيزايي رو ياد بگيرم
به خودم فرانسوي ياد ميدم
اوه ، پس برنامه داري که سفر کني
نه
خوب ، اينجوري که حيفه زبان فرانسوي رو ياد بگيري و به فرانسه نري
خوب يک برنامه سفر کوتاه دارم ... پس
حدود يه ساعت و نيم ديگه ميبينمت
اوه خواهشاً ليوانت رو هم بذار توي ظرف شويي
و بچه چي ميشه؟
خب، واسه همينه که گفتم بياي
،آره، ميدونم منظورم اينه که
نبايد قبل اينکه شما بري بچه رو ببينم؟
اوه ، نه ، "کلوئي" خوابيده
و اگه بيدارش کنم خيلي بدخلق ميشه
اوه - فقط خودت رو توي خونه سرگرم کن -
اونجا يک ضبط هست
اگه بچه بيدار شه، چي ؟
دستگاه شنود صداي بچه هست ... پس
اگه بهت نياز داشته باشه باخبر ميشي
خيله خب
خيله خب
زندگي توي اينجا چطوره؟
حدس ميزنم خوب باشه
واقعاً جاهاي ديگه رو زياد نميشناسم
چيز زيادي هم جريان نداره
! سلام، بچه ها
فکر کردم بدک نيست توي اين گرما، رفع خستگي کنيم
بفرماييد - خيلي فکر خوبي بود -
اوه ، اين که چيزي نيست - ممنونم -
اوه، به نظر خوب مياد
تازه شروعش ـه
هووم
خب، نميخوام تو رو از کارت بندازم ... پس
اوه ، بفرما
! اوه
نه ، نه ، نميتونم - اوه ، خواهش ميکنم؟ -
اگه همه اينا رو توي خونه ام بزارم شبيه شب زنده دارها ميشم
، اوه ، ممنونم چقدر خوشگلند
باشه ، بعداً ميبينمت
چرا نامادريت رو دوست نداري؟
اون خوبه
خيلي وقت ـه که فقط من و پدرم بوديم
هنوز دارم به بودن يه نفر ديگه بينمون عادت ميکنم
مادرت کجاست؟
مُـرده
اوه ، چه غم انگيز
... ميتوني
ميتوني اين ابزارها و روکش ها رو برداري و اون پشت توي انباري بذاري؟
آره ،حتماً
هشدار اشتباهي بود
داشت فقط حرکات کششي ميکرد و خودش رو راحت ميکرد
اوه ، منم دوست دارم مثل اون بتونم چُرت بزنم
يه چيزي واست دارم
براي تو
در واقع يه مدت کوتاهي تو فرانسه زندگي کردم
ممنون بهشون احتياج نداري ؟
اوه، نميخوام حتي نميدونم چطوري از توي اون جعبه ها سردرآوردن
.اونجا يک سبد ـه توش لباساي شُسته شده "کلوئي" ـه
ميشه اونا رو ببري طبقه بالا توي کمد بزاريشون ؟
آره ، حتماً
چکار ميکني؟
فکر کردم يه صدايي شنيدم اما الان صدايي نمياد
ها
من که چيزي نميشنوم
دوباره ميندازمشون تو سبد اشکالي نداره
بيا پايين
نميخوام برنامه خوابش بهم بخوره
هي ، اين بيرون چکار ميکني؟
درس ميخونم
درس ميخوني ؟
فرانسوي - واقعاً -
الان بايد ديگه کاملاً وارد باشي
ميدوني ، اين رو از مادرت به ارث بردي
No comments yet. Be the first to leave one.