200 baris pertama.
. من به آمريکا ايمان داشتم
، فکر ميکردم اين کشور . جايي براي رستگاريم باشه
وقتي 7 سالِ بودم ، پدرم به علت . مبتلا به سرطان مُرد
بنابراين ، من و مادرم مجبور بوديم . با عموم زندگي کنيم
، روزي که مادرم فوت شد .. من يه تصميمي گرفتم که
، .. از اين کلاس هاي خسته کننده معمولي فرار کنم .و براي گرفتن مدرک دکترا به آمريکا برم
، انگار که عمو " جاناتان " فقط منتظر يک اشاره بود . به همين سادگي مقدمات وصلت ما رو آماده کرد
. ... اون توي امريکا بود، پس
. ميبينم
به اين دليل بود که تو قبول کردي که علاوه بر . اختلاف سني زياد ، با آقاي " ويشوانات " ازدواج کني
. البته که ازدواج راحتي بود
، نميدونم ، "ويز " منتظر چي بود . ولي ميدونست داره به چي ميرسه
" ويز ؟ " .آره ، "ويز " ، همسرمه
اوه ، اين يه اسم خودمونييه که روش گذاشتي ؟ . اصلا -
. همه به اين اسم صداش ميکنند ، منم همينطور
.ما هرگز يه زوج عاشق نبوديم
از اولش بهش گفتم که من اينجام . که درس بخونم
. براي سخت درس خوندن ، نه براي شراب خوري
.اون لبخند زد و قبول کرد
. اون يه حس شوخ طبعي بزرگ داره
خب ، چه خبر از دکتراي فلسفه ات ؟
! غده شناسي
.. من چندتا پيشنهاد کاري داشتم
. ولي من تحقيقات هسته اي و غده شناسي رو انتخاب کردم
..حقوق خوب بود ، هيچ شکايتي نداشتم
تيل ديپاک" ؟"
ديپاک " ، کيه ؟" توي شرکتت کار ميکنه؟
نه ، نه .من توي شرکت اون کار ميکردم
. اون رئيسمه و خيلي هم پولداره
..و اين دليلي نيست که
.. من شروع به ! عشق بازي -
. من آدم بدي نيستم ، دکتر
خيلي از بيمارانم هستن ، ولي . تو حتي بيماره من هم نيستي
. من بخاطر " بيندو " قبول کردم که تورو ببينم
. اون گفت که شما در طول طلاقش پشتيبانش بوديد
. اون " پِتر مانيوانان " رو معرفي کرد
. کارآگاه " پيتر مانيوانان " اينجاست
. زود باش بگو
. اون بيرون کلاس داشت قدم ميزد
. الانم دارم همسرتون رو تعقيب ميکنم ، خانم
بسيار خب ، فقط بفهم که .. زنِ ديگه اي توي زندگيش هست
به احتمال زياد زني در کار نباشه . در هر حال بذار بفهمم ، ضروريه
. اگر هم نباشه ، من واقعا احساس گناه خواهم کرد
. خب به نظر مياد کليد اينجاست
.. بسيارخب
کِي احساس کردي گناهکاري؟
قبل يا بعد از سکس ؟
چه سکسي ؟ . با عشق مخفيت ديگه -
. چه زُمُخت ! همچين چيزي اتفاق نيوفتاده
هنوز ؟ يعني نزديکه ؟
نزديک ؟ ببين دکتر, حتي اگه اينکارو بکنم چه مشکلي داره مگه ؟
.اين چيز جديدي در آمريکا نيست
بيندو " ، در مورد همسرم چيزي بهت نگفت ؟ "
. اون همسرته ، خودت بهم گقتي
از چه زماني تو و " ويشنوانات " ، بعنوان يه زوج زندگي عاديتون تموم شد ؟
. اون عادي نيست
! پس
اون چطوريه ؟
" . تو پادشاه بي همتاي " آنينايا " هستي "
" بچه ي گُـکولا " " . تو 10 ميليون نور منتشر کردي "
" ، توي اين سرزمين نصيبت زده" " . تو عين يه ناجي هستي "
" چند بار آرزو کنم و بيميرم ؟ "
" بايد چيکار کنم که قبولم کني ؟ "
" واکالا ) ، کي يه گُلِ پژمُرده رو قبول ميکنه ؟) "
" دختر از اشتياقش خسته شده "
" اون خودشو بعنوان يه فرشته به " ايندرلاگ " فرستاد "
" حماقته يه خانم رو قبول ميکني ؟ "
. آياردام مايا " ، تو اومدي " " آيا مآيا "
. آياردام مايا " ، تو اومدي " " آيا مآيا "
. آياردام مايا " ، تو اومدي " " آيا مآيا ، اومد"
" بدونه ديدن تو ، من خودم نيستم " " . بدون ريشه ، دانه اي سبز نميشه "
" بدونه ديدن تو ، من خودم نيستم " " . بدون ريشه ، دانه اي سبز نميشه "
" کريشنا ، بدونه ديدن تو ، من خودم نيستم " " . بدون ريشه ، دانه اي سبز نميشه "
" آسماني که هر روز ميبينم واقعي نيست "
" . روياهايي که خوشي ميده ، لذت بخش نيست "
" بدون تو ، من خودم نيستم "
" بدونه ديدن تو " " بدونه ديدن تو "
" بدونه ديدن تو " " بدونه ديدن تو "
" بدونه ديدن تو قلب خانم بي قراره "
" . بدون ريشه ، دانه اي سبز نميشه "
"" شامالا رانگا " ، با غزلي عاشقانه " ""
" ( تو يه نشانه اي ( لينگا " " کسي که با ضرب موسيقي ميرقصه "
" اون واسه نداشتن يه خواب درست و حسابي خسته شده "
"" رادا " کسيه که هر روز مشتاقته " ""
رادا " ، فقط ماله توء " " . تنها کسي که ماله توء " رادا " ـست "
. شما گوشاي تيزي دارين ها
تو ماهري ، خانم " برهمن " ، بهم بگو . طعم جوجه چطوريه
چطور گوشت رو با وجود گياه خوار بودن ، اينقدر خوب درست ميکنيد ؟
. حتي سوالشم نکن
. شما که همسره منو ميشناسيد
. اون عاشقه جوجه ـست
. و منم عاشقه همسرمم
من بسيار خوشبختم که چنين . همسري دارم
. داستان تمومه ، حالا بريد
" اگه اونطوري نگاه کني ، چطور بهت نزديک شم ؟ "
" . من جلوي آينه وايستادم و خودمو نگاه ميکنم "
" ... براي بِهَم ملحق شدنمون ، من صد ها نمايش رو "
" . تمرين ميکنم و برات نگه ميدارم "
" . بدون هيچ چشم داشتي ، اون "
" . بدون هيچ چشم داشتي ، اون "
" .. اوه ، اون از پشت اومد و بغلم کرد "
" . و لبم رو بوسيد "
" . اون فراموش کرد که دنيا نزديکشه "
" عين يه لباس که روي بدن پوشيده ميشه ، منو ميپوشي ؟ "
از حالا به بعد ؟ از حالا به بعد ، "کانا" ؟
چشمايي که نميخوابيد ، حالا" " . بخاطر " کانان " ميخوابه
" . از همين حالا ،،، از همين حالا "
، بغير از اين اتفاق" " . بجز ديدن تو
" . با اين ، ضربان قلبم پايان ميابه "
" . بجز فکره اون حکاکيه بيمصرف "
" . من با تنفس تو زندگي ميکنم "
" دزد مکار ، " کانا ، کانا " " هنرمند رويايي " کانا ، کانا
" دزد مکار ، " کانا ، کانا
. يه لحظه وايستيد
. " الو ، محل اقامت خانم و آقاي "ويشوانات
. جاگانات " ، صحبت ميکنه "
سلام عمو ، لندن چطورياست ؟
. نميدونم
نميدوني؟ . من الان توي فرودگاه "جان اِف کندي" هستم
فرودگاه "جان اِف کندي" ؟ کي رسيدي ؟
همين الان
بهم خبر ندادي . خوبه ، زود بيا
. داوکينز " هم باهامه "
اونم بيار . اينجا باهم شام ميخوريم
. به راحتي ميتونم براي 4 نفر غذا بپزم
.. باشه ؟ خب ، پس
بايد برم ؟ . اول بخور ، بعد برو
. حتي دوش هم نگرفتم
.. خوش بويي
. ميتوني از حمام ما استفاده کني
. آهاي ، در رو ببنديد
ميخوايد معلم مذهبيمون سينه پهلو کنه ؟ . بريد ، خانم ها
دوتا زندگي اينجا پيچيده شده اند . در واقع 3 تا
.. شام براي دو نفر
. احتمالا اون قبلا شام رو درست کرده
، تو هرشب توي خونه غذا ميخوري ... براي تغييرم که شده
بسيارخب خانم " ويشوانات" ، چه ميشه اگه رئيست ازت بخواد که اضافه کاري کني؟
. خب موضوع مشخصه
ميريم به دفترم ، پول نقد توي گاوصندوق و ...بعدش شام ، خب من قبول خواهم کرد
مثل اينه که عمو و "داوکينز " ميخوان يه مختصر . در مورد يه چيزي سره ميز با ما شام صحبت کنند
ولي چطور ؟ جلوي "نيروپاما " ؟
" نيروپاما " ، براي شام نمياد خونه
قبلا اخطار دادي ؟
. دقيقا
. " سلام ، محل اقامت خانم و آقاي "ويشوانات
.ميدونم " نيروپاما " هستي
. يه شام فوق العاده برات پختم
. همراه با يه سوپرايز خاص
. ازم بپرس چي نه -
چرا ؟ .اذيتم نکن ديگه -
. سرم به کار گرمه
. الان توي دفتر هستم
. دستوره رئيسه . خيلي دير ميرسم
"گند بزنم به خوشيمون"
به هر حال بهت سوپرايز رو ميگم ! عمو از لندن اومده اينجا
! اوه خدايا
به خودت زحمت ندادي زودتر بهم بگي ؟
وقتي فهميدم که عمو توي فرودگاه "جان اِف کندي" بود . و از اونجا بهم زنگ زد
. داوکينز " هم همراهشه "
کدوم " داوکينز" ؟ بهش سلام کن -
... سلام
. سلام ، متاسفم ، نميتونم صحبت کنم . لقمه تو دهنمه
. مسئله اي نيست ، ميشه تلفن رو به همسرم بديد
البته - ممنون -
، بذار غذاشونو بخورن . اونا گرسنه اند
.زود بيا من منتظرتم
. مجبور نيستي منتظرم باشي
غذاي مونده هم باشه اشکالي نداره - يه چيزي برات درست ميکنم -
نيازي نيست ، فقط عذر خواهي منو به .عموت برسون
کي داره سرفه ميکنه ؟ . اوه ، اون
. اون تکنسين آزمايشگاه ـه
. من صداي بوق شنيدم ، گفته بودي سر کاري
. دارم با تکنسين آزمايشگاه از دفتر به آزمايشگاه ميرم
..مکزيکيه ! مي دوني جاي خيلي دوريه
. تو يه نمونه بارز از يه شوهري
. داري منو با بدگماني و سوال هات زيره رگبار ميگيري
، اين همه کاريه که ميتونم پشت تلفن بکنم . اونم زماني که نميتونم ببينمت
از دست من عصباني هستي ؟
. نه ، دارم لبخند ميزنم
. فقط نميتوني پشت تلفن ببينيش
خب پس بيا و نشونم بده ديگه - . بسه ديگه -
. بسيارخب، خداحافظ ، بايد برم
ديدي چقدر مشکوک بود ؟
چرا نبايد باشه ؟
.. زيبايي من ، سن و سال اون
... من خيلي مايه دارم
.. سوءظن و حسادت طبيعيه
. بامزه نيست
چيکار بايد بکنم ؟
. پول رو بذار توي گاوصندوق
. وارد کامپيتور شو ، بعدش ميريم
بايد برم بيرون ؟
: نه ، نه کامپيوتر رو روشن کن ، کلمه عبورش "Moolah"
. تو بهم رمز عبور رو گفتي آره ... البته عزيزم -
. حالا پولو بده به من
براي نگه داريه پولا ، اينجا امنه ؟
چرا نميذاريش تو بانک ؟
به بانک اعتماد نداري؟
. دارم
ولي بانک آمريکا به برخي از مشتري هاي من اعتماد نداره
No comments yet. Be the first to leave one.