Bulbbul

Bulbbul

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Bulbbul 2020 1080p NF WEB-DL DD5 1 H 264-playWEB
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian Bulbbul 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-03-24
Unduhan: 20
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

چرا داری درش می‌آری؟ بیا بنشین

بلبل

بلبل؟

بلبل؟

بلبل؟

این دختر کجاست؟

مچت رو گرفتم

باز هم بالای درختی

خاله، این کیه؟

یک‌کم الف‌بچه‌ی شلخته‌ایه

ولی ما ازش مراقبت می‌کنیم

هی

حق با اونه

حالا دوباره باید از اول آماده‌ت کنم

خاله، چرا باید انگشترِ پا دستم کنم؟

چون اینجا یه عصب هست

اگه فشارش ندیم، دخترا ممکنه پر بکشن و برن

مثل یه پرنده؟

نه. برای اینه که کنترلت کنیم

خاله

«کنترل» یعنی چی؟

خاله

بابا! خاله

داری چه کار می‌کنی، دیوونه؟

حتماً ترسیده

خاله

خاله

می‌خوای یه قصه بشنوی؟

قصه‌اش ترسناکه؟

آره

البته

خیلی خیلی سال پیش

یه زنِ دیو وجود داشت

اون بالای درختا، توی اعماقِ تاریکِ جنگل زندگی می‌کرد

پاهایی داشت که کاملاً برعکس چرخیده بودن

اون دیوِ تشنه‌ی خون منتظر موند

و منتظر موند تا روزی برسه

که شاهزاده‌خانم بیاد

تا بتونه اون رو درسته قورت بده

عروسک

ماهندرا

مگه منعت نکرده بودم که نیای اینجا؟

عروسک

بینودینی

نمی‌تونی جلوی شوهرت رو بگیری؟

منو ببخشید، ارباب

ماهندرا

برادرم

اون مثل یه بچه‌ست

کجاست؟

کی؟

شوهرم

اون منم

نه. اون مثل من کوچیک بود

توی کجاوه پیشِ من بود

برام یه قصه تعریف کرد

اسمش

ساتیا بود

وقتی بزرگ شدی تفاوتشون رو می‌فهمی

تفاوتِ بین شوهر و برادرشوهر رو

آروم‌تر

عذر می‌خوام، آقا ساتیا

اینجا امن نیست

خطر اینجا در کمینه

اون اینجا زندگی می‌کنه

کی؟

زنِ دیو

بیدار شدید، سرورم؟

بخوابید. وقتی به عمارت رسیدیم، بیدارتون می‌کنم

زن‌داداش خوابیده؟

بله، سرورم

براتون شام بیارم؟ نه، میل ندارم

خواهش می‌کنم ناراحت نباشید، بانو

دیگه برای این حرفا دیر شده

پس تکلیف زن اولِ بیچاره‌ت چی می‌شه؟

مثل دو تا خواهر با هم زندگی می‌کنن

برو بیرون

اگه به هر شکلی عذاب بکشه، باید به من جواب پس بدی

دارید نقشِ اربابِ عمارت رو بازی می‌کنید، زن‌داداش؟

یک، دو

سه، چهار

پنج، شش

هفت، هشت

نه، ده

یازده، دوازده

بعدش چی شد؟

اون وقت زنِ دیو، تمام شمع‌های اتاقِ شاهزاده‌خانم رو خاموش کرد

احمق

بعدش؟

با نوکِ پا به سمتِ تختِ شاهزاده‌خانم رفت، و

از کدوم طرف باد اومده که یادی از ما کردید؟

آهان، فهمیدم. اومدی سر و گوشی به ارث و میراثت بکشی، نه؟

زن‌داداش

پنج ساله که خبری ازت نیست

غیرممکنه که یهو دلت برای من تنگ شده باشه

من برای حضرتِ والا نامه نوشتم

و همیشه جویای حال شما بودم

اون جوابی نداد

می‌خواستم سه سال پیش بیام

وقتی که ماهندرا... کشته شد

می‌گن که

زنِ دیو اون رو کشته

و تو این اراجیف رو باور می‌کنی؟

اصلاً

بینودینی این‌طور می‌گه

توی این پنج سال، خیلی چیزا عوض شده

حتی حضرتِ والا هم خونه رو ترک کردن

چی شد که این‌طوری شد؟

می‌خوای بینودینی رو ببینی؟

بینودینی

برادرِ کوچک

الهه با من انصاف نکرد

واقعاً؟

چطور می‌تونی در حالی که تسبیح می‌گردونی، هم‌زمان خدا رو نفرین کنی؟

ذکرهای پشتِ‌هم، برام شبیه یه مرثیه شده

تمام عمرم رو دعا کردم

و ببین

چی نصیبم شد

غرقِ دعا بودم که زنِ دیو ماهندرا رو کشت

حالا دیگه، حتی اگه کسی از تب بمیره یا از روی درخت بیفته

مردم تقصیر رو می‌اندازن گردنِ زنِ دیو

واقعاً؟

مگه ماهندرا تب داشت؟

اونجا توی خونِ خودش غوطه‌ور بود

تو خودت شاهد بودی

شبیه حمله‌ی یه حیوونه

یادت می‌آد برادر ایندرانیل از یه ببر آدم‌خوار برامون می‌گفت؟

ردپاهای خونیِ کج‌ومعوجی... روی زمین بود

کارِ زنِ دیو بود

باز هم همون اراجیف

تا حالا هیچ زنِ دیوی وجود نداشته

اون وقت یهو از کجا پیداش شد؟

از بالای درختا

چی؟

بعدش؟ ادامه بده

با نوکِ پا به سمتِ تختِ شاهزاده‌خانم رفت، و

شما دو تا توی تاریکی دارید چه کار می‌کنید؟

چرا همه چی رو خراب می‌کنی؟

خیلی متأسفم، بانو

فقط اومدم بگم که شوهرتون بهتون احتیاج داره

چرا؟

نمی‌دونم

اون باید سراغِ من رو بگیره

من تنها کسی‌ام که ازش مراقبت می‌کنه

نمی‌دونم چرا هنوز هم بلبل‌ش رو می‌خواد

چطور باید بهش حالی کرد

که بلبل‌ش فقط ساتیا رو می‌خواد؟

اون روزها می‌خوابه

و شب‌ها شکار می‌کنه

بسیار خب

پس من هم شب‌ها شکار می‌کنم

بینودینی فقط زمانی راضی می‌شه

که سرِ اون زنِ دیو رو تاکسیدرمی کنی و به دیوار بزنی

ببر، آهو

زنِ دیو

اون بانو کوچولویِ شیرینی که می‌شناختم، کجا غیبش زد؟

باهاش چه کار کردی؟

قورتش دادم

بانو کجا هستن؟

پایین، توی ایوون هستن

تو به پاهای من وسواس پیدا کردی

چه دقتِ نظری داری

راستی، دکتر سودیپ رو دیدی؟

دکتر؟

همه چی روبه‌راهه؟

آره

فقط برای عیادت اومده بود

من دیگه می‌رم. باید برم بهش سر بزنم

این آقا کی می‌خواد دست از کاراش برداره؟

کدوم آقا؟

آقا دینکار

اون مردِ خوبیه

استخون‌های شکستهِ زنش، چیزِ دیگه‌ای می‌گن

اون زن هم هیچ کمکی نمی‌کنه. مدام می‌گه:

«از پله‌ها افتادم.»

خب، شاید راست می‌گه

توی این منطقه، فقط یه خونه هست که پله داره

بانو

چند بار بهت گفتم من رو «بانو» صدا نزن؟

هر چی شما بگید... بانو

می‌خوای با آقا ساتیا بری شکار؟

من جانِ آدم‌ها رو نجات می‌دم. نمی‌دونم چطور باید اون رو گرفت

سرورم

چرا این‌قدر کلافه به نظر می‌رسی؟

حتی حجاب هم نداری

برو

برای شکارت دیرت نمی‌شه؟

آقا دینکار. بله، آقا ساتیا

این‌ها تمامِ مردایی هستن که تونستی جمع کنی؟ همه از زنِ دیو می‌ترسن

این اراجیف دیگه کافیه. راه بیفتید

آقا ساتیا

سرورم، دست‌کم حالا دیگه می‌دونید که کارِ زنِ دیوه

یه قاتل

این کارِ یه انسانه

یه مَرد

به افسر پلیس خبر بدید که یه نفر آقا دینکار رو کشته

بله، سرورم

من همین نزدیکی‌ها زندگی می‌کنم

می‌تونیم جنازه رو برای امشب اونجا نگه داریم

تو خیلی نزدیک به جنگل زندگی می‌کنی

More Farsi Persian subtitles for Bulbbul

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left