200 baris pertama.
«آن که به خدای قادر مطلق پناه میبرد،
زیر سایۀ او در امان خواهد بود،
او به خداوند خواهد گفت...»
اَنی.
اونجایی؟
اَنی، عزیزم، میشه بیام تو؟
دخترم؟
اَنی، میشه در رو باز کنی؟
اَنی، بذار بیام تو.
در رو باز کن، اَنی.
اَنی.
بذار بیام تو، اَنی!
اَنی!
بذار بیام تو! بذار بیام تو!
اَنی، بذار بیام تو، اَنی!
در رو باز کن!
مادرت به اسکیزوفرنی مبتلا بود؟
این جلسات برای تمام کارکنان اجباریه، خواهر اَن.
مادرم با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد.
و بله،
در آخر تشخیص دادن اسکیزوفرنی داره.
ولی حتی وقتی کمسن بودم، میدونستم...
مشکلش بیشتر از اینه.
بیشتر؟
اون موقع نمیدونستم بهش چی میگن.
هر شب، میاومد تو اتاقم...
یوقتایی مادرم بود.
زیبا.
بامحبت.
و گاهی خودش نبود.
موهام رو برس میکشید.
زیر لب یه شعر میخوند.
اذیتم میکرد.
و بعد منو در آغوش میگرفت و گریه میکرد و میگفت
صدای تو سرش مجبورش کرد این کار رو بکنه.
خیلی ناراحت شدم شنیدم، اَن.
به دست کسی که بهش اعتماد داری مورد آزار و اذیت...
از مادرم بر نمیاومد بهم صدمه بزنه،
دوستم داشت.
کار اون موجود درونش بود.
مادرم تسخیر شده بود.
واتیکان به منظور تعلیم کشیشان در مراسم جنگیری
مدرسهای در رم تاسیس کرد.
موارد تسخیرشدگی توسط نیروهای شیطانی
با افزایش بیسابقه روبرو شد. واتیکان در واکنش به این مشکل برای اولین بار
مدارس جنگیری را در خارج از رم بازگشایی کرد.
راهبهها به عنوان پرستار خدمت میکنند. برای مراقبت از بیمار آموزش میبینند
و آموزش جنگیری برایشان ممنوع است، چون این آموزش صرفاً مختص کشیشان میباشد.
«کلیسای قدیس میکائیل، فرشتۀ مقرب» «مدرسۀ جنگیری، بوستون. ماساچوست»
:ترجمه و تنظیم مریم
ببین کی اومده.
- صبح بخیر، استیو. - صبح بخیر. ممنون.
به نکتۀ خوبی اشاره کردید.
ولی نه، ما در مقایسه به گذشته بیشتر معصیت میکنیم.
قلب انسانها هرگز عوض نمیشه.
خواهر اَن.
چیزی که عوض شده
اینه که نسبت به هر برههای در تاریخ
موارد تسخیرشدگی افزایش پیدا کرده.
داریم تو جنگی شکست میخوریم که چند قرنـه ادامه داشته.
باید با مقاومت ادامه بدیم،
برای نجات تک تکشون بجنگیم.
در طول تفتیش عقاید اسپانیایی،
کلیسای کاتولیک مسئول شکنجه و مرگ
هزاران نفر به اصطلاح کافر بود.
اکثر اونا مبتلا به
روانپریشی و اختلالات شخصیتی و روانی بودند.
این ساختمانی که الان توش نشستید،
در پاسخ به افزایش سحر و جادو
در اواخر قرن هجدهم ساخته شد.
روحانیون زنانی رو که گمان میرفت جادوی سیاه انجام میدادن
تو چاه غسل تعمید اینجا مینداختن تا از ارواح خبیث آزاد بشن.
تعداد بیشماری در آب مقدس غرق شدن
تا اینکه در نهایت جادوگری متوقف شد.
ببخشید، دکتر.
شما منکر این هستید که موارد حقیقی تسخیرشدگی وجود داره؟
به اندازه کافی اینجا بودم و چیزایی دیدم
که توجیهی براشون ندارم.
ولی اینو خوب میدونم که ذهن آدم فوقالعاده قدرتمنده.
و خیلی دوست داره فریبمون بده.
واقعیت رو برامون آشفته کنه.
در حال حاضر، خوشبختانه رویه کلیسا در طی چند قرن پیشرفت کرده.
و روانپزشکانی مثل من تو این مسئله ورود کردن.
دستورالعمل جدید واتیکان از این قراره زمانی که گمان میره کسی تسخیرشده
قبل از تایید انجام مراسم جنگیری
بایستی تحت ارزیابی کامل فیزیکی و روانشناسی قرار بگیره.
امروز چطوری، کلارک؟
نمیخوای چیزی بیارم بخوری؟
بهتره کمپوت سیب رو امتحان کنیم؟
هی.
آفرین.
کمپوت سیب دوست داری.
باید یادم بمونه.
دستور دادم آزمایش کامل خون ازش بگیرن
همونطور برای همۀ بیماران جدید انجام میشه.
با بروز حملات صرع، اسپاسم عضلانی،
بیاختیاری ادرار و افزایش بزاق دهان برای ارزیابی بستری شد.
مادر ناتالی معتقده
توسط یه موجود شیطانی تسخیر شده.
و من معتقدم نتایج آزمایشات خلافش رو ثابت میکنن.
فقط ظاهرش ترسناکه.
صداتو شنیدم.
آقایون، اجازه هست؟
- ممنون. - ممنون، خواهر.
هیچی که نخوردی.
از...
سگت خوشم میاد.
قطاره.
چرا دُم داره؟
نقاشی انتزاعیه.
خب،
رسماً یه هنرمند گرسنه هستی.
نمیدونم چرا بهت دسر نمیدن.
ممنون.
چی هست؟
شیرینی نوقا.
نوقا چیه؟
نمیدونم.
خیلی خوشمزهس.
تو پرستار مورد علاقمی.
خب...
ما دخترا باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.
آره.
اَنی.
اَنی، ولش کن.
هی، ناتالی.
سلام.
حالت خوبه؟
از اتاقم خوشم نمیاد.
چطور اومدی بیرون؟
دنبال تو میگشتم.
نوقا از خانوادۀ شیرینیهای
درست شده از شکر و عسل،
و بادوم بوداده و سفیده تخممرغه.
در موردش سرچ کردم.
میدونستی آبنباتها هم خانواده دارن؟
الان میدونم.
میشه برگردیم تو اتاقت؟
باشه.
اَنی.
من اینجا پیشتم.
الینا وارد مرحلۀ پایانی تسخیرشدگی شده بود.
لباسای خودشو پاره میکرد.
ادرارش رو لیس میزد، زغال میخورد.
در مرحلۀ پایانی،
فرد تسخیرشده به نهایت تباهی فیزیکی و روحی میرسه.
هنوز امکان رهایی وجود داره ولی...
مرگ قریبالوقوعـه.
متاسفانه برای الینا،
مرگ اوّل سراغش اومد.
شیاطین سربازان پیاده ابلیس هستن.
خستگی، ترس، تردید سرشون نمیشه.
وقتی وارد اتاق فرد تسخیرشده میشید،
به میدان نبرد پا میذارید.
شیطان سعی میکنه حواستون رو منحرف کنه.
بذر شک و تردید تو کلام خداوند میکاره.
همیشه یادتون باشه،
کلام خداوند
قدرتمندترین سلاح شماست.
ولی مراسم جنگیری صرفاً خواندن یه سری دعا نیست.
یه نوع رقصیدنه.
باید ریتم نبرد رو حس کنیم.
با همکارمون هماهنگ باشیم.
متوجۀ نقاط ورودی صحیح برای حمله باشیم.
متاسفانه کشیشان تو مراسم جنگیری الینا مرتکب اشتباهات مهلکی شدن.
اگه شما بودید چه کاری رو متفاوت انجام میدادید؟
مادرم میگفت یه صدایی میشنوه.
گفت صداهه واقعاً اونو نمیخواد.
دنبال منه.
چون من یکی از سربازان برگزیده خدا بودم.
خواهر.
سلام.
مشغول بررسی چند تا پرونده هستم
و به نظر میاد یه قسمتایی تو دفتر راهنما نیست.
اسناد مستقیماً وارد بایگانی اصلی شدن.
هیچی از قلم نیفتاده.
پروندههای مرگبار چی؟
اونا محرمانه هستند.
با من کار داشتید، خواهر؟
متوجه هستم که خواهر اَن خودسرانه
تو یکی از کلاسای شما حاضر شده.
من بودم نمیگفتم «حاضر شده».
بیشتر «بیاجازه شرکت کرده».
آزادانه همه جا میره.
قوانین کلیسا خیلی روشنه، پدر.
فقط روحانیون مرد میتونن آموزش جنگیری ببینن.
فعلاً.
باید شکرگزارم باشی، فرزندم.
قدیما حتی مراقبت از بیماران تو مدارس جنگیری
به عهدۀ کشیشان بود.
الانم اینجایی.
آخه چه اهمیتی داره اگه هیچوقت نتونم مراسم جنگیری انجام بدم؟
چون یه پرستار نمیتونه جراحی کنه
یعنی سودش به بیماراش نمیرسه؟
یه زمانی فکر نمیکردن زنا هم جراح بشن.
یه نفر باید پیشقدم بشه.
آره. خب،
شفا دادن جسم با شفا دادن روح
خیلی فرق میکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.