The Regime

The Regime

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

The Regime S01E01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Komentar oleh Night_walker77

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2024-03-04
Unduhan: 79
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫[خانواده‌های قربانیان ‫خشونت را محکوم می‌کنند.]

‫- چه مرگشـه؟ ‫- هیچی

‫یه چیزی بهش دادیم که آروم بشه

‫ولی وقتی اثرش رفت، ‫خطرناک که نیست، مگه نه؟

‫- الان دیگه این مشکل خودتـه ‫- لعنتی

‫خیلی‌خب، بیاریدش

‫یالا، چیزی به سخنرانیش نمونده

‫گفتی اسمت چی بود، سرجوخه؟

‫زوباک

‫چه حروفِ بدقلقی. ‫تلفظش سختـه.

‫اسم مسیحی‌ت چیه؟

‫- هربرت ‫- هربرت؟

‫هربرت زوباک، گفتنش آسونـه

‫بابت به‌هم ریختگی شرمنده

‫کارگرهای کوفتی

‫گمونم بتونم به همه‌شون شلیک کنم، ‫اگه راه و چاهش رو نشونم بدی

‫سلام عزیزم

‫نگران بوی آمونیاک نباش

‫واسه سومین بار توی این چند ماه، ‫دارن ضدعفونی می‌کنن

‫چیه نکنه خیال کردید این خونه‌ی همگانیـه؟

‫برو پایین پیش همکارات!

‫اون زن قدبلندِ ترسناک ‫سوزان گوین، وزیر دارایی‌ـه

‫مرد کوتاه قدِ پشمالو هم دکتر کرشاو، ‫پزشک شخصی صدر اعظمـه

‫فرنچش رو تنش کنید

‫یا خدا، اندازه‌ی گاو زور داره

‫این یکی یه هفته هم دووم نمیاره

‫خیلی‌خب، بشین

‫خیلی‌خب. سلام سلام

‫حواست به ماست؟

‫باید بهت بگم که به شدت ‫با انتخابِ تو مخالف بودم

‫آدمی مثل تو که دست به ماشه‌ست، ‫برامون دردسر زیادی درست می‌کنه

‫ولی صدر اعظم اصرار کرد، ‫پس دیگه چه کنیم؟

‫همه چی رو هم امضاء کرده دیگه، اگنس؟

‫- آره، آره، قبلاً کرده ‫- خوبه. خوبه!

‫خب، از کجا شروع کنیم؟

‫گمونم رطوبت بد باشه، نه؟

‫- جان؟ ‫- میشه گوش بدی، لطفاً؟

‫چقدر می‌دونی؟

‫ببخشید، اصلاً می‌شنوی چی میگم؟

‫فقط می‌دونم محل خدمتم عوض شده

‫درسته. کیر توش

‫خب، وضعیت از این قراره که ‫ما یه مشکلی داریم

‫- که قارچ‌ها هستن ‫- قارچ‌ها

‫- قارچ‌ها؟ ‫- کپک سیاه

‫- میکوتوکسین‌ها ‫- حساسیت‌زاهای خطرناکی هستن

‫صدر اعظم متوجه‌شون شد

‫قبلاً خودش دکتر بوده دیگه

‫اوهوم

‫- ولی مسئله‌ی خیلی مهمیـه ‫- خیلی

‫ولی ما داریم مشکل رو مهار می‌کنیم

‫آره. آره. خب، نه، نه، نه

‫داریم سعی می‌کنیم مهارش کنیم

‫به همین دلیل داریم کاخ رو بازسازی می‌کنیم

‫زیر و روش می‌کنیم و ‫کاملاً تمیزش می‌کنیم و غیره

‫ولی اهمیت مشکل رو درک می‌کنی ‫مگه نه، سرجوخه زوباک؟

‫و متوجهی که این مشکل برای صدر اعظم

‫واقعی و جدیـه؟

‫اون توی خطره؟

‫خب، به شدت توی خطره، آره

‫ولی نه، داریم حلش می‌کنیم

‫پس با صدر اعظم یه گپی می‌زنی، آره؟

‫- حاضری؟ ‫- الان؟

‫آره، الان، خوبه. ‫یالا زود باش.

‫نفس‌ت رو نده توی صورتش

‫آروم باش. استفراغ نکن

‫وارد شید

‫سرجوخه زوباک اینجاست، خانم صدر اعظم

‫بله. ممنون سوزان

‫شرمنده بابت این همه اقدامات امنیتی

‫حالت خوبه؟

‫بله، رئیس

‫مطمئنی؟

‫به خاطر من خیلی بیش از حد محتاط هستن

‫ضمناً نگرانِ اینا نباش

‫فقط دارن اینجا رو آماده می‌کنن

‫خب شنیدم اهل وست‌گیت هستی

‫- بله رئیس ‫- سرزمین چغندر. جای بی‌نظیریـه

‫نه چندان، رئیس

‫پدر و مادرت چی؟

‫فوت کردن

‫پدر و مادر من هم همینطور. ‫تنهامون بذارید.

‫بشین

‫نمی‌خوام بی‌نزاکت باشم

‫ولی می‌دونی چرا تو رو ‫برای این کار انتخاب کردم؟

‫- نه رئیس ‫- یه پسر اهل سایت‌فایو می‌خواستم

‫نه، نه، خجالت نکش

‫اون مُعترض‌ها مثل حیوون رفتار کردن

‫شما سربازها فقط واکنش نشون دادید

‫کار درستی کردم شماها رو ‫فرستادم به اون معدن

‫علی‌رغم نظر منتقدانم

‫لقبی که بهتون دادن خوب نیست ‫«قصابانِ سایت‌فایو»

‫ولی مشکلی نیست. ‫من حقیقت رو می‌دونم.

‫یه مردِ خوب درونت هست ‫که لایق عشق و محبتـه

‫ممنون رئیس

‫می‌دونی چی خیلی عجیبـه؟ ‫حس می‌کنم قبلاً همدیگه رو دیدیم

‫مثل حس آشنا پنداری و دژاوو

‫یا انگار توی خواب همدیگه رو دیده باشیم

‫دیدیم؟

‫فکر نکنم، رئیس

‫پس وظیفه‌ات رو برات توضیح دادن؟

‫نه، رئیس

‫خب، باشه

‫چه بهتر که توضیح ندادن

‫باور کن، این به اصطلاح «متخصص‌ها» ‫نصفِ ما مردم عادی هم حالی‌شون نیست

‫بلند شو. خب

‫این نَم‌سنجـه. ‫رطوبت هوا رو اندازه می‌‌گیره.

‫کمکت می‌کنه که بهم بگی ‫اطراف کپک قارچ هست یا نه

‫ازت می‌خوایم همه جا دنبالم بیای و ‫اندازه بگیری، می‌فهمی؟

‫- بله، گمونم آره، رئیس ‫- خوبه

‫من که میگم ما واسه هم ساخته شدیم

‫موافق نیستی؟

‫خب دیگه مرخصی

‫ممنون

‫سرجوخه

‫ذهن هوشیار

‫باید سعی کنی ذهن هوشیاری داشته باشی

‫بله، سعیم رو می‌کنم، رئیس. ممنون

‫آره

‫خوبه، پس دیگه تموم شد

‫اوه، نه، نه، نه، نه. ‫اصلاً دست دادن نداریم.

‫اتفاقاً باید نذاری هیچکس

‫با صدر اعظم تماس دستی داشته باشه

‫می‌فهمی؟

‫- خیلی مهمـه ‫- بله

‫عجب فرصتی گیرت اومد، قصابِ خوش‌شانس

‫بریم

‫میگن پاکسازی کاخ شاید چند سال طول بکشه

‫خدا به دادمون برسه

‫خب، رسیدیم. خونه‌ی جدیدت

‫صبح اول وقت کارت شروع میشه

‫امشب، نقشه‌ی ساختمون و ‫برنامه‌ی فردا رو حفظ می‌کنی

‫به یکی میگم بره وسایلت رو بیاره

‫وسایلی داری؟

‫آهای، تو

‫تمام عمرم از این آشغال‌دونی مراقبت کردم

‫پس کثیفش کن

‫در ضمن مرطوب‌کننده‌ استفاده کن

‫چون رطوبت‌گیرها پوستِ آدم رو ‫مثل کونِ پیرزن چروک می‌کنن

‫ما صدر اعظم «اِدوارد کپلینگر» و باند افراطیش ‫رو توی یه انتخابات آزاد و عادلانه...

‫شکست دادیم و فردا ‫سالگرد هفت سالگی این پیروزیـه

‫ما این پیروزی رو جشن می‌گیریم

‫ولی صدر اعظم‌تون شدم، خیلی ناراحت بودم

‫می‌دونستم کارِ طاقت‌فرسای ‫در هم کوبیدنِ دولت شکست‌خورده

‫کلِ وقتم رو می‌گیره و

‫مانع از این میشه که کنارتون باشم و

‫دستتون رو بگیرم

‫ولی بدونید که

‫شما تمام قلبم رو با همه‌ی عشق و ‫محبتی که نیاز دارم پر می‌کنید

مثل همیشه شما و عشق‌مون رو به خدا می‌سپارم

‫دانلود آهنگ‌های پخش شده ‫💢 @Night_sub 💢

‫«رژیــم»

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫ترجمه از: امـیـر ستارزاده و وحـید فرحناکی ‫≡ Night_walker77 ≡ H1tmaN ≡

‫- الو؟ ‫- پا شو

‫بیست دقیقه وقت داری

‫روز پیروزی مبارک، قصاب

‫روز پیروزی مبارک، هربی

‫بریم

‫- نقشه‌ی ساختمون رو حفظ کردی؟ ‫- گمونم آره

‫اون از تردید و دودلی متنفره

‫جارو بدم خدمتت، کون‌نشور؟

‫برو افراد بخشت رو پیدا کن@

‫نفس کشیدن. اگه از جلوت رد شد، ‫نفست رو حبس کن.

‫اگه باهات حرف زد، دهنت رو بپوشون

‫خوش‌بوکننده‌ی دهان یادت نره

‫اگه بوی کپک حس کرد، ‫بگو تو هم حسش می‌کنی

‫چیکار کرد؟

‫گفت سوسیسه شبیه کیرِ میمونـه!

‫مشکلی نیست آشپزها بخورنش؟

‫آره، باشه. فقط نذار نگهبان‌ها ببینن

‫حس و حالش چطوره؟

‫پنج از ده

‫- که ده یعنی کِیفش کوکـه؟ ‫- وقتی پنج باشه دیگه چه فرقی می‌کنه؟

‫بیا جلوی این دیوار بایست

‫یالا

‫مثل آب خوردنـه

‫همراهش راه میری و ‫رطوبت نسبی رو اندازه می‌گیری

‫این عدد یعنی چی؟

‫یعنی «سؤال نپرس و ‫از خودت زرنگی نشون بده

‫وگرنه عاقبتت میشه مثل نفر قبلی.»

‫در رو باز کن و جلوم راه برو

‫- در چه وضعیم؟ ‫- خیلی خوب، رئیس

‫نه عزیزم، وضعیت رطوبت‌مون چطوره؟

‫31 درصده

‫اول با آقای لاسکین می‌ریم گلخونه، ‫رئیس سرویس امنیتی

‫امروز با یه کاسه سوپ ‫پر از کِرم روبرو میشی

‫که بهش میگن تشریفات اداری. ‫خودت رو آماده کن.

‫روز پیروزی مبارک، خانم

‫41 درصده

‫اطلاعات‌مون توی این صبح دلنشین:

‫منابعم توی دفتر برنامه‌ریزی

‫حس می‌کنن وزیر دارایی گوین ‫داره صبرش لبریز میشه

‫منتظره که شما شراکت ‫معدن کُبالت رو با آمریکا

‫نهایی کنید

‫اگه تصمیم بگیرید باهاشون قرارداد ببندیم

‫شنیدم آمریکایی‌ها شاید ‫به خاطر فجایع سایت‌فایو

More Farsi Persian subtitles for The Regime

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left