200 baris pertama.
سلام؟
نانسي؟
دقيقا
حداقل در مورد وقايع رو راست باش
- من اينو مي گم - کي رو راسته؟
من رو راستم
من در مورد چيزي که مي نويسم رو راستم
بهتون مي گم که يه شرح حاله
يا درمورد منه يا نيست
و به نظرم شرح حال ها
در اين مقطع زندگي من کسل کننده اند
... ميگي که من يه چيزم ولي در واقع يه چيز ديگه هستي
به نظرم اين مهمه که آدم با خودش روراست باشه
نمي گم که بايد تمام قضيه رو روانکاوي کني
ولي نترس آره نترس... ولي نترس
چند روز پيش با جيمي بالدوين ناهار مي خوردم
چطور آدميه؟
خيلي دوست داشتنيه
و برام از موضوع اصلي کتاب جديدش گفت
و بهم گفت مي خوام مطمئن بشم که اين
يکي از اون کتابهاي مسئله دار نباشه
و من گفتم، جيمي...
رمان تو در مورد يه سياهپوست همجنس بازه که عاشق يه يهودي شده
خب، از نظر تو اين مشکل نداره؟
بعد اون به من نگاه کرد و خنديد چون مي دونست که من راست مي گم.
من مي گم که اگه مي خواي همچين چيزي بنويسي
حداقل با خودت روراست باش
نمي تونم روراست باشيم؟
خوب، البته به نظر من لازم نيست که حتما رو راست باشي
ولي نيا و ز سفيد پوست بپرس که...
داستان کتابت که در مورد يه سياهپوست که يه يهودي رو ميگاد...
که هر دو هم از يه جنس هستن مشکل داره يا نه
اينو از من نپرس
اوه، نه مشکلي نيست جيمي
همه از اين موضوع خوششون مياد
تو چطور، ترومن؟ تو همچين چيزي رو مي پذيري؟
خب، من اينقدر بي آبرو نيستم
نيستم! نيستم! نيستم
من اينقدر بي آبرو نيستم
او، جدي مي گم
سلام من ترومن هستم ميخواستم لطفا با ويليام شان صحبت کنم
مقاله اي که در مورد قتل در کانزاس
تو صفحه ي اول نيويورک تايمز نوشته رو خوندي؟
فکر کنم بخوام در موردش بنويسم
من ... من مي خوام امشب برم
فکر کردم به قطار نرسيدي متأسفم
عيبي نداره. فکر مي کردم بايد تنهايي برم به کانزاس
خداي من خيلي خوشحالم که قبول کردي بياي
تو تنها کسي هستي که من مي شناسم که...
هم قابليت يه دستيار تحقيقاتي رو داره و هم يه محافظ شخصي
ممنون.
عصبي هستم.
بله؟
آقاي ترومن کاپوتي و خانم نل هارپر لي؟
خودمون هستيم.
کجا بذارمشون، قربان؟
مي توني همون جا بين اون درها بذاري
چي با خودت آوردي؟
چند تا چيز
واقعا ممنونم قربان ممنون
خواهش مي کنم
اوم...
باعث افتخاره که شما اينجا هستيد قربان...
اميدوارم اشکالي نداشته باشه بگم...
اما به نظر من آخرين کتاب تون از اولي هم بهتر بود
ممنون
منظورم اينه که فکرش رو که ميکني اونا تا اونجايي که بشه خوب هستند
خيلي ممنون
خانم
تو واقعا رقت انگيزي
چي؟ تو پول دادي بهش که اينو بگه.
تو بهش پول دادي که اينو بگه
از کجا فهميدي؟
فکرش رو که ميکني اونا تا اونجايي که بشه خوب هستند؟
فکر کردم تيکه خوبي باشه
فکر مي کني ديگه خيلي زياد بود؟
آره، يه خورده
کليدهاتون
اينجا رو لطفا امضاء کنيد متشکرم
آلوين دوئي
دفتر تحقيقات کانزاس
K.B.I.
K.B.I.
سلام. من دنبال آلوين دوئي مي گردم
سلام
آقاي دوئي
ترومن کاپوتي از نيويورکر
مال برگ دورفه
معذرت مي خوام؟
شال گردن
اوه، قشنگه
ممنون
آقاي دوئي ميخواستم بدونم که کي مي تونيم
ترتيب يه مصاحبه رو بديم که صحبت کنيم
در مورد چي؟
خوب ما دنبال اطلاعات محرمانه نيستيم
من به اين موضوع که شما عامل اين جنايت
رو دستگير کردين يا نه اهميتي نمي دم
من دارم يه مقاله در مورد اثرات اين قاتل ها روي مردم شهر مي نويسم
مي دوني اين که چطوري با اين موضوع برخورد مي کنيد
من اهميت مي دم
معذرت مي خوام من اهميت ميدم
من به دستگيري عامل اين جنايت خيلي اهميت مي دم
اوه، مي بينم
همونطوري که خيلي ها اينجا اهميت مي دن
اوه، البته
مجوز از طرف روزنامه داري؟
نيويورکر چيه؟ مجله
مجله ها مجوز...
شما مي تونيد با بقيه بيايد به کنفرانس خبري
سيرز، روباک
پسره 16 ساله بود؟
سنش 15 بود
نانسي 16 ساله بود
و دوستشون بود که اونا رو پيدا کر؟
نورا کيتي
ميشه هجي کنيد؟
فکر کنم با قسمت لورا مشکلي نداشته باشيد
K-I-N-N-E-Y.
ولي خواهش مي کنم اون رو ول کنيد
بعضي ها ميگن کار يه تعداد مکزيکي بوده تعداد زيادي مکزيکي
سلام جرج
خوشحالم که دوباره مي بينمت
منم همين فکر رو مي کنم که اين کار يک نفر بوده
يا همونطوري که گفتي يه گروه
ولي زياد مهم نيست که اونا
مکزيکي بودن يا قديسين مسيحي يا اسکيموها
ما اوني که اينکار رو کرده پيدا مي کنيم
چهار نفر از افراد خوب جامعه ما مردن
اين يادمون نره
کميته مزرعه داران غرب
هزار دلار جايزه مي ده
به هرکسي که اطلاعاتي براي دستگيريه اونا بده
لطفا اين رو چاپ کن
و از همه تشکر ميکنم که اومديد
اون ... اون با اون پيرمرد با زيرکي حرف زد
هوم م
خب اين باعث ميشه که دختر شايسته آلاباما بشي؟
حتي يه ذره هم نه
دروغ مي گي
دروغ نمي گم
صبح بخير
سلام
هيچ کدومتون ميدونيد کجا مي تونم لورا کيني رو پيدا کنم؟
همونه؟ با پسره؟
آره، با دني برک
دني برک؟
لورا؟
ممنون
ترومن
مي خوام بفهمم که اون دختره کجا زندگي مي کنه
ميشه تنهايي اين کارو انجام بدم؟
خيلي خب؟
باشه
فکر مي کنم يکي از دوست هات رو امروز صبح ترسوندم
داشتم مينوشتم که اون اومد و دنبال تو مي گشت
تو از دوستان من متنفري؟
نه، من اسمش رو تنفر نمي ذارم
به شرطي که نيان در خونه من و در بزنن
من جسدها رو امروز ديدم
کدوم؟
کلاترها
من ... من داخل تابوتها رو نگاه کردم
وحشتناکه
به من تسلي ميده
همچين چيز وحشتناکي...
آره
يه تسکينه
زندگي معمولي ميره کنار
ولي من زياد زندگي معمولي اي نداشتم
نه
آره، مردم اينجا با من حرف نمي زدن
اونا، هوم م
اونا يکي رو ميخوان مثل تو مثل نل
من، اونا متنفرن
من که هيچ چيز مشترکي با نل ندارم
خوب ...
شايد مردونگي
صبح بخير هنري
صبح بخير آقا
بريم
خداحافظ
سلام، دني. من هارپر لي هستم
نانسي بهترين دوست تو بود؟
آره، اون بهترين دوست من بود
دني چطور بوده؟
خيلي شکسته
تا حالا همچين اتفاق وحشتناکي تو زندگيش براش نيفتاده بود
دني اون شب آخرين نفري بود که تو خونه بود
به خاطر همينه که آقاي دوئي دائم ازش بازجوئي مي کنه
نه اينکه فکر کنن اون تو اين کار دست داشته
فقط مي خوان ببينن که چيزي مشکوکي يادش مياد يا نه
مردم اينجا به نظر مياد که احتمال ميدن اون تو اينکار دست داشته
آره، براي دني اين خيلي سخت بوده
بدترين چيز اينه که يکي در مورد تو تصويري داشته باشه
و غير ممکنه بتوني نظرش رو عوض کني
از زماني که من بچه بودم همه فکر مي کردن من يه تخته ام کمه
به خاطر اينکه...
به خاطر اينکه من اينجوري هستم
مي دوني به خاطر طرز حرف زدنم
No comments yet. Be the first to leave one.