200 baris pertama.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
شب بخير، آستريد- حالت چطوره؟-
آره، راستش خوبم من يک کم
دندون درد دارم
چرا نميري پيش دندانپزشک؟
خوب، خيلي سرم شلوغه
...همين الان
مشغول تزئين قايق براي کريسمسم
اوه، اين رقتانگيزه
اون براي قوطيهاي بازيافتي ساخته شده
که يک درخت کمتر مجبور به قطع شدن باشه
خوب، شبيه برس دستشوييه
هوم
ببخشيد
مکس
جلسه چهارشنبه صبحتو فراموش نکنيها باشه؟
مکس
آره، توي دفترچه يادداشتم نوشتم
ميشه لطفا به دوربين نگاه کني؟
وقتي اينطوري پرسه ميزني
احساس ميکنم اصلا وجود خارجي ندارم
ببخشيد
سلام ممنونم
اينجوري بهتره
اونجا... اونجا همديگه رو ميبينيم؟
اين ميتونه شروع يک فصل جديد برامون باشه
آره
آره خوب واقعا از اين قضيه هيجانزدهام
اونجا ميبينمت- خيلي خوب-
اوه
کلوئي؟
کلوئي، اونجايي؟
فقط سريع يک عکس ميگيرم، قربان
مرسي، قربان
قربان
خانم
مکس
شب بخير
ديدي اون بيرون، چه خبر بود؟
خوب، خيلي طول نکشيد
يک اتاق خواب دوم وجود داره
به نظر ميرسه اون يک هم آپارتماني داشته
يک نفر به شدت مشغول مهموني گرفتن بوده
چي داريم، اشلي؟
يک زن چهل ساله
به نظر ميرسه علت مرگ غرقشدگي باشه
ما يک گزارش سمشناسي از آزمايشگاه داريم
اما به نظر ميرسه که پاي مواد مخدر در ميونه
و دوتا از ناخنهاي انگشتهاش شکستند
اين ميتونه نشونهاي از يک درگيري باشه
اوه، خدايا
آدمهاي بيشتري از نسبت به نيم ساعت پيش اينجا هستند
آره، اين تازه اولشه
ببخشيد، لطفا ببخشيد، لطفا
ممنونم
باورم نميشه
من يکي از طرفداران بزرگش بودم، ميدوني؟
يک پوستر از اون روي ديوار اتاق خوابش بود
اون يک تک آهنگ معروف نداشت؟
آره، کلماتش همين بودند
اون آهنگ چطور پيش رفت؟
صبح بخير- صبح بخير-
ديشب؟- شب طولانياي بود-
اوه، خدايا
اين چيزيه که از صحنه دستگيرمون شده
کلوئي کارمايکل چهل و يک ساله، جسدش توي وان حمامش پيدا شده
نشانههايي از درگيري و شواهدي از استفاده از مواد مخدر
در آپارتمان اون، ديده ميشه
حدس موقتمون اينه که که اين يک قتل بوده
اما منتظر گزارش اشلي هستيم
جس؟
خيلي خوب
خوب کلوئي توي دهه دوهزار خيلي گل کرده بود کلي آهنگهاي پرطرفدار داشت
اون چيزي بيش از ستارههاي پاپ معمولي بود
همون آهنگ کريسمسي که همه بلديم؟
اون حق امتيازشو به سازمانهاي خيريه داده بوده
معرکه است
و در اوج معروفيتش
از همهچيز کنارهگيري کرد
بخاطر اينکه؟
مشکل اعتياد داشت و با
فشارهاي شهرت دست و پنجه نرم ميکرد
قبل از خيلي از آدمهاي مشهور
در مورد بيماري رواني صحبت ميکرد
ديگه چي؟
خوب در روزهاي اوليه هستيم اما اين ميتونه سرنخ نويدبخشي باشه
لوک بکت مدير سابق برنامههاش
در اوايل سال، کلوئي
اينو توي رسانههاي اجتماعيش پست کرده بود پيامي به لوک بکت
بگذار زندگيمو بکنم تا بگذارم زندگيتو بکني
مکس، کارآگاهيو ميشناسم
اينجا در چلسي در واحد جرايم سايبري کار ميکنه
شاون کيلدير
من شاونو ميشناسم
اون بهم گفته که در مورد خطرات اينترنت به کلوئي
چند ماه پيش هشدار داده
آره
بيايد باهاش صحبت کنيم
.. و مايليم با اين خانم صحبت کنيم
زيدي اوانز
اون يک مدل مده
مطبوعات گمان ميکنند که اون
با کلوئي رابطه داشته
اون رشته محکوميتهايي مربوط به مواد مخدر داره
به نظر ميرسه که توي آپارتمان کلوئي، اقامت داشته
اون الان کجاست؟- ما نميدونيم-
گوشيش قطع شده
اخيرا پستي در رسانههاي اجتماعي نگذاشته
عجيبه
کونور، ببين اون کجاست
حتما
اگه فقط چنين خونهاي داشتي
تمام مشکلاتت حل ميشد
ثروتمندان هم به اندازه
بقيهمون، مشکلات دارند
آره
آره، يک مسير پر از سنگ ريزه
بهت کمک ميکنه
ممنونم
خانم کارمايکل خيلي متاسفم
اما دليلي داريم که باور کنيم کلوئي
عمدا مورد حمله قرار گرفته
جداً؟
کسي هست که به ذهنتون برسه
که ميخواسته به اون آسيبي برسونه؟
نميدونم
تا حالا يکي از دوستانش به نام زيدي اوانزو ملاقات کردي؟
ميدونم که با کلوئي زندگي ميکرده
فقط يک بار ديدمش
کلوئي روز يکشنبه اونو آورد
باهم ناهار خورديم
نميدوني احتمالا کجا ميتونيم پيداش کنيم؟
اصلا نميدونم
خانم کارمايکل شواهدي از مصرف مواد مخدر
در آپارتمان کلوئي، ديده شده
رابطه اون با مواد چي بوده؟
من سادهلوح نيستم
خدا ميدونه اون اين سالها چيکار ميکرده
اما اخيرا ميتونم بگم
تا جايي که ميتونست، تلاش ميکرد
وقتي ريچاردو از دست داديم اوضاع خيلي از کنترل خارج شد
ريچارد؟
پدر کلوئي
اون در فصل بهار، فوت کرد
از سرطان
آخرين بار کي با کلوئي حرف زدي؟
يک هفته پيش
هميشه باهم حرف نميزنيم
اون در چلسي، زندگي خودشو داشت ما هم زندگي خودمونو داشتيم
اين اتفاق، يک مرتبه افتاد
يک بار داشتم به مدرسه شبانهروزي ميرسوندمش و
بعدش، عکس روي جلد مجلهها بود
اموال عمومي
هيچکسي توضيح نميده که چطوريه
بايد براي کلوئي سخت بوده باشه
براي من، سخت بود
خيلي خوب
حرفمو پس ميگيرم
مسير پر از سنگريزه کوچکترين کمکي نميکنه
نه
آره، مطمئنم که دوست داريم باهم حرف بزنيم
آره، شمارهتو دارم
سيلويا ويکس بود
همون خبرنگاره؟
ميگه اطلاعاتي داره که دوست داريم بشنويم
من با آژانس مدلينگ صحبت کردم
که نماينده زيدي اوانز بوده
اون سه روز پيش براي عکاسي مد، در آيبيزا بوده
بعد از اون يک پرواز مستقيم داشته و
ديگه از اون به بعد، خبري ازش نشده- ممنونم-
هي، شاون؟
حالت چطوره؟- خوبم-
از ديدنت خوشحالم- من هم همينطور-
خوب، خوب، خوب جس لامبارد
و چطوري سر از اين کار مزخرف در واحد قتل، درآوردي؟
اوه، استعداد و قابليت
از ديدنت خوشحالم شاون- از ديدنت خوشحالم-
مکس و ليلا خيلي زود برميگردند
خيلي خوب
به نظر ميرسه که سرت شلوغه- آره-
اينجا شبيه بخش جرايم سايبري نيست
ما هيچ استراحت ناهاري نداريم
آره، من يک مدتي افسر پرونده اون بودم
اون در رسانههاي اجتماعي تهديد ميشد
پس بهعنوان يک جرم سايبري به ما ارجاع داده شد
چه جور تهديدهايي به اون ميشد؟
چون دو فاز وجود داشتند
اول، مدير برنامههاي اولش لوک برکت بودند
اونها يک اختلاف مالي بلندمدت باهم داشتند
اون، پيامهاي تهديدآميزي براش ميفرستاد
چيزهايي مثل ...ميدونم کجا زندگي ميکني
ميتونم خرابت کنم تنهايي بيرون نرو
چيزهاي خيلي کثيفي
پس اون ميتونه مردمون باشه
آره، قطعا يک نگاهي بهش ميندازم
گفتي که تهديدها دو فاز داشتند
خوب، اولش بکتو خفه کرديم
اما اين تهديدها دوباره تحت عنوان ديگهاي شروع شدند
سراب واقعي واقعي
No comments yet. Be the first to leave one.