The Invisible

The Invisible

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

The Invisible (2007) Blu-ray 720p 1080p Far
The Invisible (2007) DvDrip[Eng]-aXXo
The Invisible (2007) DVDRip XviD-FLAiTE
The Invisible (2007) DC DVDRip XviD-NQR
Komentar oleh Abolfazl_Sh_I
██ هادی علیزاده، کیارش، ابوالفضل شفیع الاسلام || Abolfazl_Sh_I ██

Tag

Blu-ray
blu-ray
720p
720
1080
Blu-Ray
Diterbitkan pada: 2013-08-24
Unduhan: 69
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

تــقــديــم بـه تـمـام پـارسـي زبـانـان جـهـان

کــاري از گــروه تــرجـمـه IranFilm

The Invisible

ترجمه و زيرنويس

...شرايط به اين همين آسوني ها هم نبود

...وقتيکه پدر "نيک" مُرد

.اين که به تنهايي يه نوجوون رو بزرگ کني

،"اما با پسري مثل ـه "نيک

...خب، اون ...الان

.همه چيزه که يه مادر ميخواد...

.ما لحظات سختي رو سپري کرديم

.هواي همديگه رو داشتيم

،حالا من به آينده نگاه مي کنم

و مي دونم چيزي نيست که نتونيم .با همديگه انجامش بديم

.ممنونم

.زودباش، بازش کن

.برگردونش

."بسلامتي نيک، از طرفي مادري که باعث شد سربلند بشه"

.پس، بسلامتي خودمون

.بسلامتي، همه ما

.بسلامتي

.دور ميز بچرخونيدش

.رنگ پريده بنظر مياي

چجوري فهميدي؟

تو اون "ريشه سنبل‌الطيب" رو که واست گرفته بودم رو برداشتي؟

.مامان - .دوره ي پاياني هفته ديگه ست -

مامان؟

چيه؟

تا حالا... در موردش فکر کردي؟

در مورد چي؟ - دوره ي نويسندگي؟ -

توي لندن؟ - .نيازي نيست که در موردش فکر کنم -

مي دوني که من چه حسي دارم. پس چرا ما بايد دوبازه اين بجث رو پيش بکشيم؟

اين چيه؟

اتو شده ؟

چه خبر، پسر؟

آورديش؟

.ممنون، پسر. جونمو نجات دادي

.از همکاري با تو خوشحال شدم

اصلاً ميخواي بدوني در مورد چيه ؟

کِـي ميخوام فرانسوي صحبت کنم آخه ؟

.هي، پيدات کردم

و فردا به مهموني "اِوا" مياي؟

.نمي تونم، سرم شلوغه

.شلوغه؟ مدرسه ها تقريباً تموم شده

.هرچي

.زودباش

اون چي داره؟ - .هيچي -

.هيچ پولي نداره

.باورنکردنيه

آدامس ترک سيگار

و يه بسته

چسب هاي ضد سيگار رو هم ميزني ؟

"يجور پيغام درهمــه "پيت

... مثل اين ميمونه که تو از من چيزي بخري

و پولشو ندي ...

!پولت رو ميارم، خواهش ميکنم

پولت رو واسه اين آشغالا ميدي، اما به من نميدي؟

!نه، خواهش ميکنم! پولت رو ميدم! خواهش ميکنم

.بچه بازي در نيار، فقط يه خراش بود

.به زودي ميبينمت

او نشسته بود و گريه مي کرد"

يه نفس راحت کشيد

ران هاي بلند

بايد پرواز کند

دوست دارم عزيزم، يک دروغ

"چرا؟

جيمي"، خودت اونو نوشتي؟"

.بله، خانوم

.باشه، پس. ممنونم

نيکولاس" بزار ببينيم اگه تو ميتوني بهتر باشي"

.خواهش ميکنم

.هنوز يه خورده کار داره

.هميشه نياز به کار داره، بهش عادت کن

روز در شب مي سوزد "

مي سوزد بر لبه ي روح من

در شبانگاه

من از درخشش خورشيد مي شکنم

و پايان بخش آتش غبار استخوان ها مي شوم

شب نفس هايم را از گلو تا به زبان زخمه ميزند

باز گرد ، باز آي ، بازگرد

در شب من واقعيت را مي بينم

دروغ در روز روشن پنهان شده

چشم ها بسته شده اند

لبخند دندان هاي سفيد

شب گردي

و صحبت ها و گام شماري هـا

.باشه، ميدونم که اين هفته مهموني گرفتن

.اما دوره پاياني هم هست

.هي

.هي. اينجوري نگام نکن .من به تلفن جديد نياز دارم

.خب برو يکيش رو از "راديوشک" بخر

جدي داري ميگي؟ .تو که بابام رو ميشناسي

.اون هيچ پولي رو بهم نميده - .تو ديگه بايد روي پاهاي خودت وايسي، پسر -

.اجازه نده که اونا اينجوري بهت فشار بيارن

،گفتنش واسه تو آسونه

بخاطره اينکه وقتي تو حرف مي زني .مردم به حرفات گوش ميدن

.وقتيکه من حرف مي زنم تو بايد گوش کني. اينجوريه

نمي تونم، پسر. باشه؟ .نمي تونم

.هي، "نيک"، بيخيال .پسر، وايسا، وايسا

."بيخيال، "نيک

.لعنت بهش

...خيله خب

رفيقم چقدر بهتون بدهکاره؟

کفايت ميکنه؟

.گمشو، عوضي

.خيلي شکسته شدي

داري به چي نگاه ميکني؟

...نه. هيچي. من فقط

ديگه وقت کارتون ديدن ندارم

.تو خيلي با فرهنگي

همه ي اون "پسر طلايي" بودنت، درسته؟

.به غير اينکه اون کسي که بايد باشي نيستي .منظورم اينه که ميدونم که اون مقاله هارو ميفروشي

.تو از منم بهتر نيستي

.حق با توئه. من کاملاً آدم رياکاريم

کسي ميخواد توضيحي بده؟

...اون

...فهميده که من خيلي قوي ام

.خيله خب. نيوتون، نميخوام موقتاً تورو اخراج کنم .من اين بازي هارو ميشناسم

.فقط امروز برو خونه و فردا هم برگرد همينجا

.سعي کن خوب باشي

چيکار داري ميکني، "نيک"؟

وقتت رو بخاطره يه فرد از دست رفته مثله "اَني نيوتون" هدر ميده؟

.اون هيچ آينده اي نداره. اما تو داري

.مارو مايوس نکن

حالا مي تونم برم؟

."هي، "اني

شام کجاست؟

هي، "ويکتور". گرسنه اي؟

ديدي؟

اون تن لشت رو همين الان از روي صندلي .بلند کن و يه چيزي درست کن تا اون بخوره

.تو نمي توني اينجوري باهام حرف بزني

.الان زدم

فقط ميخواي بري؟ - .چي ميخواي؟ من شيفت شب دارم -

.يه چيزي به اون بگو

اين يه غذاي ساده ست. تو که کل .روز رو هيچ کاره ديگه اي نمي کني

ميخواي دعوا کني پس؟ اين کاريه که تو ميخواي بکني؟

.آره - تو ميخواي همين الان درگيرش بشيم؟ -

.بچه هات رو ادب کن، بخاطر خدا

.بهم نگو که چيکاربايد بکنم

يه خورده نسبت به بچه هات .احساس مسئوليت بکن

چرا با اون صحبت نمي کني؟

...مسئوليت اصلي من

.اني"، امشب مي خواي بري بيرون"

!"اني"؟ "اني"

داري ميري؟

.بعداً ميرم، اما برميگردم

.برميگردم

.هي

.اين از طرفـه "سب" و "تاش" ـه

.اونا اون ترجمه ها رو... تا فردا صبح لازم دارن

.آره، کاره ترجمه اش تموم شده

.خب، تو از يه دختر کتک خوردي - .آره، دوست ندارم در موردش حرفي بزنم -

آره، خب تو نمي خواي در موردش حرفي بزني، ها؟

پس، ما فردا شب به مهموني "اِوا" ميريم؟

.مهمونـــي

.من تا فردا شب اينجا نيستم

.بليت و اطلاعات اسباب سفر

لندن؟ .آره

.برنامه نويسندگي هنرسراي سلطنتي

واقعاً؟

نه، تو هفته ي ديگه فارغ التحصيل .ميشي، تو نمي توني بري

.من به حد کافي اعتبار واسه فارغ التحصيل شدن رو دارم - .اوه خداي من -

لندن؟

لندن؟ - .آره -

وايسا، مامانت چيزي ميدونه؟ - .نــه -

اما اون به محض اينکه برم .همه چي رو ميفهمه

.اون فقط... اون درک نمي کنه .مي دوني، اون درک نمي کنه

آره - .هيچ راهه ديگه اي نيست -

يادت مياد وقتيکه که پدرم مُرد؟

،اولين چيزي که اون به من گفت اين بود که

"نگران هيچي نباش، "نيک .اين چيزي رو واسه تو تغيير نميده

.مي دوني، من حدوداً 13 سالم بود درست .تنها کاري که ميخواستم انجام بدم گريه کردن بود

اون در مورد آينده من فکر مي کرد؟

.اون هميشه داشت برنامه ريزي مي کرد

مي دوني، اگه من اينجا بمونم، من هم .ممکنه يه روزي بازنشسته بشم و بميرم

.منظورم اينه که، پدرمم حتي بازنشستگيش رو نگرفت

.اون 46 سالش بود وقتيکه مريض شد

.من نميذارم که اون اينکارو با من بکنه

.هي، دختر بچه

آماده اي؟

.هميشه

...هي

هي! حتي در موردش هم فکر نکن، باشه؟

اونا هنوز داخل هستند، به همين .دليل ه که پنجره رو روشن گذاشتن

هي... هي، ميخواي چه غلطي بکني؟

!نه، نه. "اني"، نه

!"خدا لعنتت کنه، "اني

.خدا لعنتت کنه

!واوو

!واوو

."آره، کارت عالي بود، "اني

تو هميشه ازم انتظار داري که توي همونجا فقط وايسم؟

تو ديگه خيلي، خيلي داري .از حدت خارج ميشي

ساعت چنده؟ - .بگير بخواب -

.کيف رو بزار. خودم بهش رسيدگي ميکنم - .مطمئناً مي کني -

تو ميخواي طرف مدرسه بري باهاش خريد کني؟ .اين مثله تلفن همراه نيست

چيه، من نمي تونم اونطرف يه خورده پول در بيارم؟

براي چي؟ دانشکده؟

.خودم يه جوري ميفهمم

."کيف رو بزار، "اني

More Farsi Persian subtitles for The Invisible

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left