200 baris pertama.
یک سال بعد
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
میدونید ؛ هرکی خاطرات خودشو داره
اما برای من اینطور بود
هنوز میتونم خودمو تصور کنم که قبل از بازی توی اتوبوس نشستم
طبق معمول دارم آهنگ گوش میدم
فقط یه فکر توی ذهنم بود
ما امروز برنده میشیم
فصل ششم نسل ومبلی
تعطیلات تابستانی ژوئن ۲۰۱۲
بایرن تمام هفته مثل گور بود
میتونستی راه بری و همه شکست خورده هایی مثل ما رو ببینی
ما هیچ نقشه ای نداشتیم که چطور بتونیم از این مصیبت خارج بشیم
اما در مقطعی، بعد از حدود یک هفته، حال و هوا عوض شد
همه ما هر روز تماس تلفنی داشتیم
با اینکه واقعاً قرار بود در تعطیلات باشیم
و ما فقط یکم تیم رو بازسازی کردیم
همچنین خوش شانس بودیم
اینکه بازیکنان جدیدی به ما ملحق شدند که معمولا اینطوری نبودند
خیلی شناخته شده، مثل ماریو مانژوکیچ اما خوب جا افتاده بود
من واقعا اونو نمی شناختم
بعد کم کم متوجه اون شدم
این یارو که همیشه محکم وارد میشه
در اون زمان اونا تغییراتی در تیم ایجاد کردند و
قطعات گمشدهی پازل اومدند
ماریو، ما یک مهاجم داشتیم که استعداد بینظیرش
برای شکست دادن مدافعان و حمایت از
تیم خودش تا آخرین لحظه تلاش می کرد
یه بازیکن کاملا متفاوت نسبت به من بود
نه تنها در بازی حتی وقتی که بازی می کردیم
هیچکس نمیخواست مقابل اون بازی کنه
من همیشه یه مبارز بودم
وقتی به بایرن اومدم میدونستم
من هنوز کاملا ناشناخته بودم
من اسم و رسمی نداشتم
پس میدونستم که اونا تیم فوق العاده ای دارند
و یک اسم بزرگ، اما من چیز جدیدی آورده بودم
که شاید قبلا نداشتند
ما فقط یکم تیم رو بازسازی کردیم و این جواب داد
هم از نظر کیفی و هم از نظر ذهنیت
چند بازیکن واقعاً مهم اضافه شدند
بازیکنان واقعاً خوبی بودند که به تیم کمک کردند
دارم به دانته فکر میکنم
بهترین روز زندگیم روزی بود که
وقتی قرارداد رو امضا کردم
مدیربرنامه هام گفت که بایرن مونیخ دنبالته
و من گفتم : خب لازم نیست با هیچ باشگاه دیگه ای صحبت کنی
چون میخوام برم اونجا
اون گفت : این کار ریسکیه چون رقابتیه
پس گفتم : آره اما
این باشگاه
فقط یه بار توی زندگیت پیش میاد
دانته: یک بازیکن برجسته،میانی کلاسیک در سمت چپ
با یک پاس بلند عالی و اون کاملاً در موقعیت قرار گرفت
من همزمان با ماریو مانژوکیچ رسیدم
و کلودیو پیزارو
از قبل میدونستم این شانس من بود
برای بردن لیگ قهرمانان اروپا چون این چیزی بود که میخواستم
این چیزی بود که من از دست داده بودم در این مورد شکی نداشتم
البته من فورا تصمیم گرفتم به بایرن برم
در اون لحظه
انتقالهای درست در زمان درست انجام شدند
شاقی هم همینطور
ژردان شکیری پسر جوانی بود که در بازل بازی کرده بود
یوپ اونو زیر نظر داشت
و نگاهی بهش انداخت و گفت
بیاید اونو ببریم ؛ چیز خاصی داره
اون خیلی ریزنقش بود همیشه میگم مثل توپ برفی بود
اوتمار هیتزفلد سرمربی تیم ملی بود
و به نظرم هیتسفلد نقش بزرگی داشت
واضحه که بایرن هم از اون درباره من سوال کرده بود
این بازیکنان ؛ نمیتونم بهتون بگم که چقدر برامون مهم بودند
اونا مثل یه نفس تازه بودند
انرژی جدیدی آوردند
عالی بود
یوپ در این نقل و انتقالات کار فوقالعادهای انجام داد
ما نقل و انتقالات گزینشی خوبی انجام دادیم
ماتیاس سامر هم به اونا پیوست
کسی که از موضوعات دشوار نمی ترسه
همینطور یه انتقال خیلی خوب از طرف بایرن بود
ماتیاس مدیر ورزشی فدراسیون فوتبال آلمان بود
و زمانی که اون از دی.اف.بی به بایرن منتقل شد
ما مدت زیادی بود که با ماتیاس سامر به یه پیشرفتی رسیده بودیم
ما هر از گاهی با هم در تماس بودیم
وقتی که اون در جایگاه تماشاچیان بازی بایرن رو تماشا می کرد
...ما درباره فوتبال صحبت می کردیم
وقتی اونو ببینید ناخودآگاه درباره فوتبال صحبت می کنید
و من همیشه از شایستگی موجود در سخنان و بیانیههای اون شگفتزده میشدم
و ماتیاس
یک بلوک ساختمانی از کل موزاییک اون سال بود
بایرن مونیخ یک باشگاه برتر در آلمان اروپا و جهانه
و البته خودتم میدونی که این خیلی جذابه
و من حس می کنم که به شایستگی مورد احترام هستم
و روشی که من بهش فکر می کنم به طور مخصوصی همینه
اینکه ما به یه روحیه جدید در بایرن نیاز داریم
برای بازیکنان، اتفاقی که سال گذشته افتاد خیلی آسون نیست
بد نبود ؛ اما چیزی کم بود
در تاریخ ۲۸ یا ۲۹ آگوست درست قبل از بسته شدن پنجره نقل و انتقالات
ما طبقه بالا جلسه داشتیم
یوپ، ماتیاس سامر، کارل هاپفنر، اولی هوئنس و من
و بعد کارل-هاینز بحث رو قطع کرد و گفت
یوپ نظرت چیه؟ اون بازیکن مناسبی برای ماست؟
اون ما رو بهتر می کنه؟ ما رو قوی تر می کنه؟
یوپ فقط آروم اونجا نشست و گفت : آره
پس گفتم : پس من رای میدم که باهاش قرارداد ببندیم
و همه افراد حاضر در اتاق غریزی دستشون رو بالا بردند
بعد گفتم : پس همه موافق هستند
این انتقال اون بود
یوپ هاینکس همیشه میگفت من باید یکی رو داشته باشم
خاوی مارتینز
سلام
این حس رو داشتم که فقط باید باشگاهم رو عوض کنم
اما البته اتلتیک بیلبائو باهاش مخالف بود
خاوی سختگیر و بهخصوص گرون بود ۴۰میلیون در اون زمان پول زیادی بود
بیلبائو اصلاً اهل کمک نبود
اگه پیشنهادی به ارزش ۴۰ میلیون بگیری بیخیالت میشم
در اون صورت واقعا سخت بود اما به اونجا رسیدیم
البته که خاوی برای ما فوقالعاده مهم بود
به عنوان محرک ذهنیت ما
من بازیکنی هستم که همیشه تمام تلاشم رو می کنم
و در بازیهای بزرگ واقعاً در بهترین حالت خودم هستم
مهم بود که سرحال بمونم
چون واقعا ؛ واقعا
کل باشگاه در وضعیت خیلی سختی بود
همه چیز رو تحت تاثیر قرار میداد درست مثل تمرین
در بایرن مونیخ دوباره شروع شد
همون چهره هایی که قبلا دیدی رو میدیدی
که در کنار دوش و رختکن گریه می کردند
بعد یوپ هاینکس یه سخنرانی روحیه بخش برامون کرد
و همه خودمون رو جمع و جور کردیم
بعد در اردوی تمرینی متوجه شدیم آها پس همه چیز داره درست میشه
از روز اول، در تابستان ۲۰۱۲
در ترنتینو فکر میکنم ما
واقعا پدال گاز رو فشار دادیم
همه اعضای تیم همین حس رو داشتند
یوپ هاینکس قطعاً مربی بینقصیه اون تونست ۲۵ یا ۲۲ بازیکن رو کنار هم جمع کنه
همه ما نقش خودمون رو میدونستیم و اونو پذیرفته بودیم
حالا با خودتون میگید یوپ هانکس که در اون زمان یه تازه کار نبود
اون زمان خیلی باتجربه بود چطور با همچین موقعیتی روبرو میشد؟
از روز اول میتونستید ببینید
همه ما فقط میخواستیم
خجالت رو فراموش کنیم
همه ما گفتیم حالا واقعا میخوایم این کارو بکنیم
چیزی که محرکش بود
اینکه یوپ هاینکس سرشار از انرژی بود
یوپ گفت : گوش کنید بچه ها این فصل میخوایم همه چیز رو ببریم
باورم کن، باورم کن، میدونم تو باورم نمیکنی، اما من مطمئنم
ما این فصل همه چیز رو می بریم
داشتن اعتبار و هویت شخصی
برای من بایرن همینه
من هم وظیفه ام رو همین میدونم
برای فعال کردن، برای تحریک کردن
برای انجام کاری، برای هیجانزده کردن، برای راضی کردن، برای الهام بخشیدن
ما از نظر فیزیکی آماده بودیم کاملا قوی بودیم
من از اونموقع تا حالا هرگز خودمون رو از نظر نگرش
در همچین وضعیتی ندیدم
آماده سازی
و ذهنیت برنده
خب، شروع خوبی داشتیم وقتی که سوپرجام ۲۰۱۲/۱۳ رو بردیم
مقابل دورتموند در آلیانز آرنا
زنده باد قهرمانان مدافع عنوان قهرمانی آلمان
بوروسیا دورتموند، و قهرمان رکورددار آلمان، بایرن مونیخ
این اولین حضور رقابتی من بود
می خواستم خودمو خوب نشون بدم
بعد از دو بار از دست دادن قهرمانی و باخت 5-2 مقابل اونا در جام حذفی
برای ما واقعا مهم بود
نه برای جام
بلکه برای حیثیت بود
خب حالا ما دوباره بالاخره میتونیم اونا رو شکست بدیم
ما میدونستیم که بعد از باخت در اون بازی ها
بایرن آماده و تشنه مبارزه است
و این دقیقا همون کاری بود که اونا انجام دادند
بعد از اون ؛اونا واقعا همه چیز رو وسط گذاشتند
شکی نیست
تقریبا حسش می کردید
اینکه بایرن برتری خودش رو در این فصل از دست داده
اما اونا ثابت کردند که همه اشتباه می کنند
واقعا چشمگیره ؛ به خصوص در بوندسلیگا
و مشخص بود که اونا در حال مقابله به مثل هستند
دیوونه کننده بود
ما از اون شکست ها قدرت و انگیزه زیادی گرفتیم
که ما با همه چیز فرار کردیم
سوار اتوبوس در مسیر بازی بودی و میدونستی
من با تیم به میدون میرم و ما برنده میشیم
باشه، شکی نیست
هفتهی بعد هم همینطور با یک حریف متفاوت
ما مثل ماشینی بودیم که از روی حریفامون رد می شدیم
و همینطور محکم به پیش می رفتیم
ما موفق بودیم
ما روحیه تیمی فوقالعادهای داشتیم
و حتی بازیکنانی که از ابتدا در تیم نبودند نمایش درخشانی داشتند
به نظرم داشتن این روحیه تیمی عالی خیلی مهم بود
تا بتونی به دستاوردهای مهمی برسی
الان که به اون نیمکت نگاه می کنم فوق العاده بود
هر لحظه ممکنه ماریو گومز، پیزارو، شکیری رو بیاری جلو، پشمام
رافینیا، دانیل ون بویتن
لوئیز گوستاوو
و یوپ مدام به نیمکت نگاه میکرد و میگفت
خدای من ؛ بعدی کی رو بیارم؟
No comments yet. Be the first to leave one.