Rise of the Raven

Rise of the Raven (Hunyadi)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Rise of the Raven S01E07
Rise of the Raven S01E07 480p WEB DL
Komentar oleh Phoenix Translation Team
آدرس جـدیـد تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس @subforpersian

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-06-04
Unduhan: 94
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

پادشاهی مجارستان - والاچیا صربستان - امپراتوری عثمانی

باید زخم رو ببندیم

وایسا داداش

خوشحالم که اینجایی داداش

میخواستی دیگه کجا باشم؟

در مراسم غسل تمعیدت هم بودم

حالا چرا باید توی این وضعیت تنهات بذارم؟

پادشاه کجاست؟

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس

چند ماه قبل تر

زود بیا

چی شده؟ سزارینی

به دین رومی ها ملحق میشی؟

آخرین فرصت آیا روح القدس رو به عنوان فرزند خدا می پذیری؟

آیا برتری پاپ رو می پذیری؟

دیگه کافیه

تو به من دستور نمیدی، یوهانس

من وصیت پاپ رو اجرا می کنم

نکنه در برتری اون شک داری؟

من از پاپ دستور نمی‌گیرم

فقط از پادشاهم دستور می گیرم پادشاه مجارستان

یوهانس

...اعلی حضرت

این دیوونگیه ؛ ما نمی تونیم بلغارها رو علیه خودمون کنیم

ما باید از سرزمین های اونا عبور کنیم

اونا باید دین‌شون رو تغییر بدند اینجا که دادگاه تفتیش عقاید نیست

این یه لشکرکشی نظامیه

تموم شد؟

حق با توئه ؛ این یه لشکرکشیه

اما تو رهبرش نیستی

اینو میدونم اعلی حضرت

و به دلایل خوبی

سزارینی درست میگه

این فقط در مورد شکست دادن عثمانی‌ها نیست

ما از یک حقیقت ایمانی دفاع می کنیم و اونو گسترش میدیم

اعلیحضرت، با شکنجه دادن کشیشان ارتدکس بی‌گناه از چه چیزی دفاع می‌کنید؟

مسیحیان

یوهانس

هنوز کارم باهات تموم نشده

مجارستان رو میخوای؟ آره

ای جانور ملعون عثمانی

دوباره برو تو سوراخ موشت

و دوباره صورتت رو اینجا نشون نده ای سگ بت پرست

دفعه‌ی بعد، من، لرد اوجلاکی خودم مشکلت رو حل می‌کنم

فکر می‌کنی این جواب می‌ده؟

برای تو، این فقط یه نمایشه منظورم اینه که تو اونجا باهاش ​​دعوا کردی

اما برای اونا واقعیه

اونا چیزی که امروز می شنوند رو با خودشون به خونه

و به میخونه ها می برند

تا فردا در تمام شهر پخش میشه

اونا هونیادی رو می پرستند

نمایش هنوز تموم نشده

من هونیادی هستم

در حالی که اوجلاکی شجاع عثمانی‌ها رو نابود می کنه

من تمام طلاهای سلطان رو می دزدم

چقدر خوب

درست مثل اینکه عروس اوجلاکی رو دزدیدم

الیزابت سیلاگ

حالا من کسی هستم که سوار اون ماده های خوشگل میشه

...به اندازه کافی دیدم وایسا

بهترین قسمتش رو از دست میدی

وایسا ؛ کی اونجا میره؟

من هونیادی هستم اوه، اوجلاکی منو موقع ارتکاب جرم گیر انداخت

فکر کردی داری چیکار می کنی؟ فرار می کنم

موقع نبرد کجا بودی؟ قایم شده بودم

و حالا که وقت غارته، برگشتی؟

غارت بهترین کاریه که توش بهترینم

میدونم که ما همیشه با هم تفاهم نداشتیم

اما با رفتن هونیادی به یک ماموریت انتحاری دیگه

ملت به یک رهبر قوی نیاز دارند

اگه هونیادی مراد رو شکست بده تا وقتی که به خونه میرسه

اینقدر خسته میشه که نمیتونه مبارزه کنه

...و اگه اون شکست بخوره

خب، حتی لازم نیست عنوانت رو باهاش ​​به اشتراک بذاری

پس چه کسی جلوی مراد رو می گیره؟

من و تو؟

متوقف کردن مراد حتی به ذهنم هم خطور نکرد

به من بگو میکلوش

واقعا خیلی بد میشه اگه اون جمعیت

عصرهاشون رو به جای میخونه در حموم بخار بگذرونند؟

اگه برای یه بار هم که شده هوشیار بشند و شمارش یاد بگیرند چی؟

مطمئنا کلیساهای اونا به جای صلیب ...هلال ماه آویزون می کنه اما

صداتو پایین نگه دار

انگار داری خیانت میکنی

لرد اوجلاکی تو رو دوست داره

لرد اوجلاکی بیا بشنویم

لرد اوجلاکی صادقه

فکر کردی من همیشه عروسک خیمه شب بازی تو میمونم؟

اگه بدونی چه نخ هایی رو بکشی همه همیشه عروسک خیمه شب بازیت میشند

ادیرنه امپراتوری عثمانی

لشکر کافران در حال حرکته

ما نمیتونیم وقت تلف کنیم

ما باشکوهی زیاد بر اونا پیروز میشیم پدر

این دفعه حلیل با ما نمیاد

اون باید اینجا بمونه تا بفهمه کی اینه کار رو کرده

تو ارتش رو رهبری می کنی

من آماده‌ام، سلطان باشکوه

قلعه بودا پادشاهی مجارستان

اگه می‌دونستم توی رختخواب چطور آدمی هستی به جای تو با میهو سیلاگی ازدواج می‌کردم

الان مشکلت چیه؟

میخوام که توانایی هات رو شکوفا کنی

چرا فقط از بقیه تقلید می کنی

مثل سگی که دنبال صاحبش می‌دوه؟

مگه تو از بقیه پولدارتر نیستی؟

...چرا

قوی‌تر؟

آره

مگه تو از بقیه بزرگتر نیستی؟ چرا

پس چرا نامزد سابقت هونیادی رو انتخاب کرد؟

تو هم از اون شروع نکن

تمام شهر رو به خنده انداخته

سیلی و نمایش عروسکی احمقانه‌اش

همه همیشه هونیادی رو انتخاب می کنند

سیگیسموند این کارو کرد، آلبرت این کارو کرد حالا هم ولادیسلاو

و تو فقط اینجا نشستی و سیلی رو به عنوان بهترین دوستت داری؟

و تو

زندگی بی‌نقص نیست

خداروشکر ؛ یه چهره آشنا دیدم

جولیت

چی تو رو از همچین راه دوری کشیده اینجا؟

ویسکونتی تو رو فرستاده؟

نه ؛ و اون نباید بدونه من اینجا بودم

اون میخواست منو بکشه

پس اینجا چیکار می کنی؟ این زن کیه؟

اسم من جولیتا دی برینزاست آقای هونیادی رو از میلان می شناسم

خبر مهمی دارم

اون یه خبر آورده

خبر؟ جیووانی در خطره

اون میگه که هونیادی در خطره

اون گفت جیووانی؟

این چیزیه که تو ایتالیا همه یانوس صداش می‌کنند

چه نوع خطری؟

دوک ویسکونتی میگه ونیزی‌ها فراموش نکردند

چطور ایل کوروو اونا رو فریب داد و ارتش اونا رو در سونچینو شکست داد

کشتی‌هایی که قولش رو داده بودند، همونایی که پاپ برای جنگ صلیبی سفارش داده بود

اونا هرگز ساخته نشدند

ونیزی ها هرگز کشتی ها رو نساختند

هیچ چیز نمیتونه مراد رو متوقف کنه

ما باید فوراً پیک بفرستیم

ازش بپرس جایی داره که شب رو بمونه

ارزبت می‌پرسه که جایی داری که شب بمونی؟

ممنون، اما من باید فوراً برگردم

خداروشکر

چرا اون فقط یه پیام نفرستاد؟

ارزبت نمی‌فهمه چرا پیک نفرستادی

می‌خواستم حضوری باهات صحبت کنم

من خیلی بهش مدیونم

جیووانی

اون احساس می کنه که به هونیادی مدیونه

...و به تو مدیونم

یک عذرخواهی

و اون هم بهت مدیونه

من؟

چی بهم مدیونه؟

...خب

باید برای یانوس بنویسم

اگه شانس بیاره نامه‌ام رو به موقع میرسونه

شرکت ارزبت از تو که این همه راه رو اومدی ، سپاسگزاره

دیگه تو رو پیش خودش نگه نمیداره

به نگهبانان بگو هر نگهبانی که تا حالا وارد رختخواب هونیادی شده رو راه ندند

...وایسا

لرد هونیادی

چه اتفاقی داره میفته؟

سرت رو برای این کار می‌گیرم دستت رو به سمت فرستاده پاپ بلند کن

چه ننگ و رسوایی این دیگه چیه؟

بلغاری ها دارند تمام روستاهای سر راه ما رو آتیش می زنند

اگه این احمق کاهن اونا رو شکنجه نکرده بود

امشب شام گرم و کص بلغاری میخوردیم

ساکت باش

ما همه جا باهاش روبرو میشیم

اونا همه چیز رو نابود می کنند تا ما رو متوقف کنند

یانوس ؛ باید چادر بزنیم

واگن ها نمی تونند از بین گل و لای عبور کنند

ما نمی تونیم ادامه بدیم

و ما نمی تونیم به عقب برگردیم

ما داریم اردو می‌زنیم

من این ارتش رو فرماندهی می کنم

اعلی حضرت

سربازان خسته شدند افراد تب دارند

آرد کپک زده

باروت نم کشیده مقداری از اون کاملا از بین رفته

یوهانس، مشکلت چیه؟ از مبارزه می ترسی؟ چه زشت

این یه نبرد نیست که در انتظار ماست یه قتل عامه

ما داریم اردو می‌زنیم تو اینجا مسئول نیستی

نه اعلی حضرت من مسئول نیستم

اما اگه افراد من بخاطر تو کشته بشند و تو زنده بمونی

مثل سگ دنبالت میام

اعلی حضرت ؛ شما نمی تونید اجازه بدید سزارینی سربازان رو به کام مرگ بکشونه

کافیه ؛ مثل بچه ها دعوا می کنید

یوهانس، نمی‌بینی داری روحیه ارتش رو نابود می‌کنی؟

تنها چیزی که تو رو به حرکت درمیاره حسادته

افراد من اینجا می مونند

با بقیه هر طور که میخوای رفتار کن

با گفتن این حرف میتونی به جهنم بری

همین الانم توی جهنم هستیم اعلی حضرت

اردو می‌زنیم

ما به این قلعه آناتولی میگیم

جنوآیی‌ها اونو برای ما ساختند

فکر می کردم اونا دشمن ما هستند

Rise of the Raven subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left