200 baris pertama.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
مطمئنی فکر خوبیه؟
یکم دیروقت دیدار ما نیومدین، بانو؟
خواب دیدم تاج ناپدید شده
و پسرم که وارث تاج و تخته، نمیتونه تاج گذاری کنه
نگران نباشید بانو، تاج جاش امنه
برید بیرون
بفرمایید بانو
همونطور که می بینید کلیدها اینجاست و قفل ها دست نخوردست
فکر میکنی این موقع شب با وارث تخت اومدم اینجا که
قفل و کلیدهای لعنتی رو ببینم
باید تاج رو ببینم، قفل رو باز کن
انجام بده
بازش کن
این چی بود؟
هیچی، شاهزاده یکم بی قراره
کارت رو بکن
ممنونم خزانه دار
تو وظیفت رو انجام دادی
دیگه بیشتر از این بهت نیاز ندارم
منو ببخش خزانه دار
بریم
به گروه ما خوش اومدی، میکلوش
نه برادر، نکن
گرگر
بس کن، نکن، گرگر
چیزی نیست، چیزی نیست
بهتره ما بمیریم
اگر برای زنده بودن ما التماس نمی کردی ما الان در آرامش بودیم، زیر زمین
اینقدر این حرف رو نزن
ولی درعوض
الان اینجا حبس شدیم مثل زندانی ها و همه برامون می خندن
هیچ کس نمی خنده
تو هیچی نمی فهمی، تو فقط فاحشه مرادی
فاحشه
آره
درست میگی
ولی چرا؟
چرا من فاحشه اونم؟
چون شما منو بهش فروختین
پدر این کارو کرد
و شما کجا بودید؟
چرا جلوش رو نگرفتید؟
فکر کردین از من با ارزش ترین چون پسرین؟
و من میتونم فروخته بشم؟
و من میتونم اینجا حبس بشم ولی شما نه؟
ولی خوب، شما الان اینجایید
پس بهش عادت کنید
همونطور که من عادت کردم
خوشحالم می بینمت
البته همیشه از دیدنت خوشحال میشم
ولی الان اینجا به عنوان دوست نیستم
گوش میدم
ملکه الیزابت در لوکزامبورگ یک پسر به دنیا آورده
مجارستان به زودی صاحب یک شاه جدید میشه
چرا الیزابت نمیتونه حکومت کنه؟
چون اشراف هرگز سلطنت یک زن رو قبول نداره
فقط بچه می خوان؟
متاسفانه آره
همه ما می دونیم چه کسی به نام بچه حکومت خواهد کرد
سیلی؟
مگر اینکه مگر اینکه؟
مگر اینکه کسی با ولادیسلاو صحبت کنه
پادشاه لهستان چه ربطی به این داره؟
اگر بتونیم اون رو متقاعد کنیم که تاج مقدس رو بر عهده بگیره
ما نقشه بزرگ سیلی رو خراب می کنیم
من مطمئنم که اشراف از ولادیسلاو حمایت خواهند کرد
آنها رو یاد روزهای خوش گذشته میندازه زمانی که لهستان و مجارستان یک پادشاهی داشتند
و بالاخره اون ارتشی که همیشه آرزوش رو داشتی به دست میاری
چه اهمیتی داره چه کسی بر تخت پادشاهی نشسته؟
ولادیسلاو یک جنگجوی صلیبی به دنیا اومده
اون به ما کمک میکنه از خودمون در برابر عثمانی ها دفاع کنیم
و تو می خوای بری لهستان؟
ولادیسلاو داره میاد بودا
یک نفر دعوتش کرده
فکر کنم از سفرش لذت ببره
پس بهتره عجله کنیم
ما؟ چرا باید بریم بودا؟
تو برای اون یک قهرمانی
تو باید بیای جانسون
آینده ما در خطره
هونیادی، هونیادی
آماده نبرد باش مرد
برید سر پست هاتون
چه خبر شده؟
یک ارتش کامل از دهقانان
میخواهند وارد شوند
دروازه ها رو باز کنید ارباب
اونها به نیزه های تیز مسلح شدند گفتم دروازه ها رو باز کنید
ارباب
آنتل
این کار برای چیه؟
ارباب، متوجه شدیم ترک ها اونطرف کوه هستند
ما ترسیدیم
و فکر کردی لشکر کشی کنی اینجا؟
اگر شما نتونید از ما محافظت کنید، ارباب
پس هیچ کس نمیتونه
اینجا مستقر بشید و آماده نبرد باشید
سپاسگزارم، ارباب
مطمئنی این کار درستیه؟
من نمیتونم با شما بیام
من اینجا سرم شوغه
ترک ها نزدیکند
بهتره با ویتز بری
من بدون تو جایی نمیرم تو اینجا در امان نیستی
مارگت بهتره لیکو رو ببره قلعه پدرت
و هر دوتون توی بودا بمونید
یک هدیه از طرف سلطان
تو الان دیگه یک مرد شدی محمد
مادرت بهت افتخار میکنه
سلطان بزرگوار
محمد
می بینم خوب غذا خوردی
همینطور خوب هم درس خوندی؟
زندگی من متعلق به شماست سلطان بزرگوار
و دیگه کی؟
برادرم علی
میدونی چرا؟
وقتی من بمیرم اون جایگاه من رو خواهد گرفت
درنتیجه هیچ مبارزه ای برای تاج و تخت نخواهد بود
فرزند اول
همه برادرها رو خواهد کشت
باید اینطوری باشه
ولی من هنوز زنده ام
این امپراطوری از تو بزرگتره
بزرگتر از برادرت
و بزرگتر از من
این همیشه بوده
و همیشه خواهد بود
وظیفه ما اینه که این امپراطوری رو حفظ کنیم و گسترده ترش کنیم
این وظیفه من هست
و اگر تو با من باشی
وظیفه تو هم هست
میتونم با شما بیام؟
به همین دلیل این رو به من دادی؟
از روزی که به دنیا اومدی مقدر شده که یک جنگجو باشی
و الان وقتشه چیزی که سرنوشتت بوده رو محقق کنی
قول میدم که هیچ وقت از من ناامید نشید
هرگز نا امید نخواهید شد، سرورم
بلند شو
نمی خوای خداحافظی کنی؟
میدونم میای خونه
اون رو از من دور نکن
به جاش بگذارم توی خفت بمیره؟
من بهش شانس قهرمان شدن رو دادم
تو داری اون رو به سمت مرگ میبری
یک بچه رو
کدوم قهرمانی؟
خواهرت یک نامه نوشته
چیز مهمی نیست
اون گفته
پادشاه جدید مجارستان یک بچه است
تو میتونی با من بیای ولی اون نباید چیزی بفهمه
اصلا نمیتونم چون من لهستانی بلد نیستم
اون مجارستانی صحبت میکنه واقعا؟
تو نباید باهاش صحبت کنی حتی اگر حرف های احمقانه زد
چرا باید احمقانه حرف بزنه؟
فقط باهاش صحبت نکن
خیلی خوب؟
یک کلمه هم نمیگم
خیلی بزرگتر از اونی هست که لهستان دارم
با کمال احترام به شما تقدیمش می کنیم
اگر قبولش کنم باید نبرد سختی رو انجام بدم
با هامبورگ، با سیلی
و اشراف مجارستانی که ازشون حمایت می کنند
بیشتر اشراف با ما هستند، عالیجناب
طبق قانون پسر الیزابت باید صاحب تاج باشه
من بچه رو می دزدم
اگر شما به ما کمک نکنید سیلی و افرادش هر کاری که دوست داشته باشند می کنند
اگر شما پادشاه ما نباشید مجارستان از هم می پاشه
ذهنم نمیتونه انتخاب کنه
صد سال پیش ما به نیروی تحت رهبری لوئیس پیوستیم
وقتی به مجارستانی ها و لهستانی ها فکر می کنم
این که بتونند دوباره در نبرد با هم متحد شوند
به رهبری یک شوالیه سلطنتی
قلبم پر از امید میشه
انگار همه باهات موافق نیستند
عذر می خوام، عالیجناب
بی احترامی من رو ببخشید
ایشون ارزابت سزلگی هستند، عالیجناب
همسر جانسون هونیادی
هونیادی؟
بله
زیاد درمورد شوهرت شنیدم
خودش اینجاست؟
اون درگیر تشکیل ارتش هست
درمقابل عثمانی ها
این کاریه که یک قهرمان واقعی انجام میده
ولی تو به چیزی که ما گفتیم خندیدی
چرا؟
ببخشید عالیجناب، من یک زن هستم
من نباید دخالت کنم
نه، لطفا حرف بزن
ویتز خوب حرف میزنه
کلمات قشنگ
ولی ما به حرف نیاز نداریم به عمل نیاز داریم
شوهرم اجازه داد اعمالش به جای اون صحبت کنه
و شما عالیجناب؟
تو رو تحت تاثیر قرار دادم، میلکوش
No comments yet. Be the first to leave one.