200 baris pertama.
بفرمایید
ملکه من
وقت تونیکه
نمیتونی کاری درمورد این رعد و برق بکنی؟
چون داره کلافهم میکنه!
من کنترلی روی آب و هوا ندارم
ولی یه دوستی دارم که با باد کار میکنه
اما اون شهر نیست
در مورد شیاطین چطور؟
کنترلی روی اونا داری؟ چون به خدا قسم...
اگه ساکت نشن...
از این چیزا بدم میاد.
برای خودت خوبه.
خب، ویتامینهای معمولی چی شدن؟
هیچ چیز در مورد بارداری تو معمولی نیست.
قدرت جدیدی که داری تجربه میکنی
فقط یه سایه از چیزیه که در راهه.
تونیک قویت میکنه تا بتونی وزنش رو تحمل کنی.
باشه. خب، پس یه لطفی در حقم بکن.
یه چیزی پیدا کن که قویت میکنه...
و مزه گند نده.
حالت خوبه؟
آره، فقط...
کلی کار دارم که باید انجام بدم...
و نمیتونم تمرکز کنم!
ولی تو الان ملکهای.
هیچ دلیلی نداره که اصلاً به این کار ادامه بدی.
من کارم رو دوست دارم.
سرگرمی خوبیه.
سرگرمی از چی؟
هنوز با تصمیمت درگیری؟
نه، منظورم اینه...
من کول رو دوست دارم، و خب، اشتباه برداشت نکن...
این قضیه ملکه بودن یه جورایی باحاله. فقط...
خواهرات.
آره، نمیفهمم چرا باید اینقدر لجباز باشن.
چرا نمیتونن به تصمیم من احترام بذارن؟
چون سازش کردن تو ذات خوبی نیست.
اونا هیچوقت نمیفهمن.
اونا فقط میخوان تو رو به حالت اولت برگردونن.
هرچی زودتر این رو قبول کنی و رهاشون کنی...
شادتر خواهی بود.
بیا، تونیکت رو بخور.
اون بیرون چه خبره؟
میدونی، از وقتی تاجگذاری کرده فقط کار میکنه.
دنیای زیرین مدتیه تو هرج و مرجه.
و اون یه وظیفه بزرگ داره. برام مهم نیست.
من از شوهرم توجه میخوام.
مرخصی.
مطمئن شو که به محض بیدار شدن اون رو میخوری.
بعد از نیمهشبه، کول. بیا بخوابیم.
فیبی، لطفاً، ما وسط یه مراسمیم.
تقریباً تموم کردیم.
"تقریباً" به درد من نمیخوره.
فکر کردم در موردش حرف زدیم.
ببخشید، هورموناست.
لعنتی، اینو ۱۵ بار خوندم.
هیچ چیز حتی ذرهای کمککنندهای در مورد اینکه چطور فیبی رو نجات بدیم وجود نداره.
بهت گفتم، اون انتخاب کرده. هیچ درمان جادویی برای اون نیست.
آره خب، اون حاملهست، پایپر.
پس تحت تاثیر بچه داخل شکمش قرار گرفته.
و ما میتونستیم کمکش کنیم...
بر اون غلبه کنه، ولی اون کول رو انتخاب کرد.
دیگه اینقدر معجون درست نمیکنی؟
آشپزخونه رو پر کردی. به نظرم به اندازه کافی داریم.
این یکی قدرت یخ زدنمو دو برابر میکنه.
به علاوه گوشت رو میسوزونه پس فقط باید ازش استفاده کنیم...
در مواقع اضطراری شدید.
نه.
من گوشت فیبی رو نمیسوزونم.
اون هنوز خواهر ماست.
پیج.
اون چطوره؟
اون مثل پایپرِ لایته.
تمام شخصیت رو داره بدون اون احساسات درهمبرهم.
خواهیم دید.
شایعهها تو دنیای شیاطین اینه که...
ملکه جدیدشون داره شیاطین رده بالا رو میکشه.
خبر رسیده که دیشب دو تا رو کشته. یعنی چی؟
یعنی به نظر میاد فیبی داره از داخل برای طرف خوبا کار میکنه.
عالیه!
از کی تا حالا شماها شایعهها رو باور میکنید...
که شیاطین پخش میکنن؟
الیسون ویت.
از جمله کارهای دیگه، اون کمپین رو رهبری میکنه...
برای پاکسازی پارک دلورس.
اون منطقه منه.
منم اونجا آدم دارم.
از کی تا حالا؟ از وقتی خودم گذاشتمشون اونجا.
پس اونا تو منطقه من کار میکنن. آقایون...
همه اونجا منطقه منه.
نفر بعدی.
گرگوری کانروی.
یک افسر ناظر مجرمان نوجوان.
موفق میشه بدترینِ بدها رو بازپروری کنه.
اون باعث شده ما چندین شیطان بالقوه رو از دست بدیم.
اون مال شماست.
اون تو...
آروم باشید پسرا.
من اینجا اومدم آشپزی کنم، نه آدم بکشم.
اگه من جای شما بودم، یواشتر حرف میزدم
سلام عزیزم
عزیزم؟
دوستات برای شام میمونن؟
سخت میتونم راضیشون کنم بمونن، مگر اینکه تو دست برداری...
...از تهدید به کشتنشون. شوخی کردم.
تو این هفته پنج تا از بهترین شیاطین منو کشتی، پس منو ببخش...
...اگه متوجه شوخیات نمیشم.
اوه، عزیزم، ببخشید.
میدونم خیلی کار کردم.
ولی به زودی خلوتتر میشه. تو این مدت...
...دیگه کسی رو نمیکشی.
قول میدی؟
قول میدم.
همین که قبول کنن سخته...
...که ملکهام یه جادوگر افسونشده سابق بوده.
نمیخوایم فکر کنن داری دو رو بازی میکنی.
گفتم، قول میدم. ولی اگه این حالتو بهتر میکنه...
سلام.
فقط میخوام بگم واقعاً متاسفم...
...که دیشب دوستاتون رو کشتم.
اوه، و شب قبلش هم.
و چیز شخصیای نیست، میدونید. فقط...
فیبی، اون یه...؟ گرفتگی.
فقط باید دراز بکشم.
باید با غیبگو تماس بگیرم؟
نه.
نه. حالم خوبه.
کجا بودیم؟
گریگوری کانروی.
مالک به دنبال شکارشه.
وقتشو تو مرکز اجتماعی میشن هیل میگذرونه.
اینها برای اینه که مهاجم رو کُند کنن...
...ولی آسیب جدی نمیرسونه.
یه جورایی مثل اسپری فلفل جادوییه.
به نظرم منطقی میاد.
اینا کمی کشندهترن.
مواد منفجره، فلجکنندهها...
...سمهای دمدستی.
پس میخوای فیبی رو مسموم کنی؟
لئو، اون بچه منبع شیطانی رو تو شکمش داره.
داره از دستاش آتیش پرتاب میکنه. اگه اینجا پیداش بشه...
...هر کاری لازم باشه میکنیم تا از خودمون محافظت کنیم.
شما حتی یه فرصت هم بهش نمیدین.
پیج، ما هر فرصتی تو دنیا بود بهش دادیم...
...تا برگرده پیش ما. و اون همه رو پرت کرد تو صورتمون.
اون منبع تمام شرارتها رو انتخاب کرد...
...به جای خانواده خودش.
سوپرایز!
منم از دیدنت خوشحالم، پایپر.
چی میخوای؟
و من اینجا فکر میکردم از دیدنم خوشحال میشی.
از دیدنت خوشحالم.
پیج. چی؟
مگه اینکه اینجا باشی که بهمون بگی درخواست طلاق دادی...
...واقعاً حرف زیادی برای گفتن نداریم.
اوه، اینطور نیست.
مثلاً، میتونیم درباره اینکه چقدر انعطافناپذیری حرف بزنیم.
واقعاً ویژگی جذابی نیست.
صبر کن!
فیبی، اینجا چی کار میکنی؟
یه پیشآگاهی داشتم.
ما یه بیگناه داریم که باید نجاتش بدیم و وقت زیادی نداریم.
این خیلی عالیه. ببین، بهت گفتم.
هیجانزده نشو. اون چیزی نیست که تو فکر میکنی.
نظرم عوض نشده. من کول رو ترک نمیکنم...
...و از تاج و تختم دست نمیکشم.
فقط...
من تو زندگیم هیچوقت یه پیشآگاهی رو نادیده نگرفتم...
...و حالا هم قرار نیست شروع کنم.
فیبی، تو شیطانی.
تو ملکه تمام شرارتها هستی. به معنای واقعی کلمه.
این بیربطه. چطور میتونه بیربط باشه؟
من میگم انجامش بدیم.
چی؟ ببخشید؟
ببین، این همون چیزیه که امیدوار بودیم.
یه نشونه که هنوز تو وجودش خوبی هست.
چرا دیگه باید به نجات یه بیگناه اهمیت بده؟
چون این یه تلهست.
پایپر، این ممکنه تنها شانس ما باشه.
فکر میکنم پیج راست میگه.
شاید با کمک بهش برای کار خوب، بتونیم برش گردونیم به سمت خودمون.
باشه.
باشه، ما باهاتیم. ما دنبالت میایم.
اون برای چیه؟
برای احتیاط.
چرا من همیشه باید تو گِل فرود بیام؟
بیا، این طرف.
از کجا میدونی کی بهش حمله میشه؟
میدونم.
اونجاست.
هی!
داری چی کار میکنی؟ بس کن!
ملکه من!
اون بیگناه رو ول کن.
برو.
چی؟
اون یکی از رعیتهای منه.
چطور...؟ چطور تونستی این کارو بکنی؟
چطور تونستی همینطوری ولش کنی بره؟
No comments yet. Be the first to leave one.