Informasi rilis

The New Year that Never Came 2024 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Komentar oleh Samurai_EP
A commentary by AYNIL

Tag

webdl
full_subtitles
Diterbitkan pada: 2025-07-18
Unduhan: 43
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫ میلیون ها همشهری ‫رومانی سوسیالیست

‫ اکنون، آن هم در زمانی که سیاستمداران ‫امپریالیست جمع شده اند

‫ تا استقلال و یکپارچگی کشور ‫ما را تهدید نمایند

‫ بهترین پاسخی که ما میتوانیم ‫به این اقدامات بدهیم

‫ همکاری با یکدیگر، همراه با تعهد ‫و از خود گذشتگی است

‫ وظیفه تمامی فرزندان این سرزمین

‫ بدون در نظر گرفتن ملیت...

‫به لطف و حمایت ‫آقای قدسی منش

‫- روز بخیر ‫- روز بخیر

‫- روحیه چطوره؟ ‫- کاملا مثبت

‫اقدام خصمانه ای؟ یادداشت تنفر انگیزی؟

‫- نه، اینجا که خبری نیست ‫- خیلی خوب

‫- اگه خبری شد بهم بگو ‫- باشه

‫علاقمند به خبرای مربوط به ‫تیمیشوارا هستم

‫نه، راستش بچه های من ‫رفتار خوبی دارند

‫- چند نفر باقی موندند؟ ‫- حدودا نصف اونها

‫بقیه به خونه رفته اند

‫ظرف دو روز همه باید رفته باشند

‫بله، می فهمم

‫بدرود، رفیق

‫ای گندش بزنن

‫لعنتی

‫جلو!

‫بله رفیق مارچل!

‫سه چهارتا از آدمای ‫قلچماق و یه کامیون بردار

‫و برو به خونه ای که قراره توی اورانوس ‫تخریب بشه

‫هر چی رو که گفتند بذارید ‫توی کامیون

‫-همین الان؟ ‫-همین الان

‫و مراقب اینا باش، آخرین چیزی ‫که لازم داریم خراب شدن ایناست!

‫سلام، روز بخیر

‫من میخوام به یه شماره زنگ بزنم ‫اما همش اشغال می زنه

‫6-3-8...7-4-5

‫ممنونم

‫ سال نویی که هرگز از راه نرسید

‫چرا صبح به این زودی به ما زنگ زدن؟

‫کی میدونه چرا!

‫-سلام ‫- صب بخیر

‫ ادامه بده لطفا

‫ تمامی ملت ، تنها مردی رو دنبال میکند ‫که نماد زنده

‫ عشق به این کشور است

‫ عالیه، سکوت نکن، ادامه بده

‫ و حالا تبریک نهایی

‫ لیلی

‫ فیلم میگیریم

‫ سال نو مبارک

‫اینم همه برداشت ها!

‫و اون تو همشون هست

‫رفیق میخالچا، چرا قبلا به من اطلاع ندادید؟

‫اون به نظر رفیق قابل اعتمادی میومد ‫جدی بود و دل به کار میداد

‫این چرت و پرتها رو تمومش کن!

‫من فقط میتونم از ‫خودم انتقاد کنم رفیق

‫و وظیفه شما چی؟ کی ‫وظیفه شما رو انجام میده؟

‫همه مدام از خودشون انتقاد می کنن!

‫رفیق کارگردان

‫من روی شعور هنری تو حساب میکنم

‫که ما رو از این دردسر بیرون بیاری

‫البته

‫و این بخش ادای احترام خیلی ضروریه

‫واقعا اوضاع قاراشمیشه!

‫خوب اگه...

‫اون شروع کنه به صحبت

‫توی رادیوی اروپای آزاد چی؟

‫اونم درحالیکه یه نمای کلوز آپ ازش ‫داشته باشیم چی؟

‫من میگم...

‫ببینیم چیکار میتونیم بکنیم...

‫اول انجامش بدید

‫بعد خودتون می بینید خوبه یا نه

‫فردا شب باید فیلمهای گرفته شده ‫رو برای تایید شدن بفرستم

‫همه از این موضوع با خبرند؟

‫کاملا باخبرند رفیق کارگردان

‫کسی از اینجا بیرون نمیره

‫تا وقتی که یه راه حل پیدا کنید

‫یه چیز دیگه...

‫به طور رسمی اعلام کنید

‫اون مریض شده

‫لعنت به تو لیلی! عجب وقتی رو ‫برای رفتن انتخاب کردی!

‫بعد؟

‫- آ مینور... د مینور ‫- خیلی خوب

‫- آخ، گوشم! ‫- صبرکن... خیلی خوب

‫بزن برامون!

‫- هی بچه ها! این مهمونی رو تمومش کنید! ‫- اینم از خانم مهمونی بهم زن ما!

‫خانم، هان؟

‫بی خیال، نیم ساعت دیگه تمومه

‫آواز خوندن کافیه، یالا ‫برید دیگه

‫-بی خیال بابا! ‫- خودت بی خیال!

‫- تو هم میایی؟ ‫- نه

‫یکم بیشتر بمون

‫نرو!

‫رفتش!

‫کبریتو رد کن بیاد

‫چیه؟ انگار عصبی هستی

‫نه، نیستم

‫هی!

‫هان؟

‫همه چی درست میشه

‫همه چی رو آماده کردم

‫اون مرتیکه ساعت یک ‫میاد بیرون خوابگاه

‫- مثل آب خوردنه ‫- باشه

‫- به کسی نگو ‫- باشه

‫- به هیچکس! ‫- باشه!

‫- چون معلوم نیست چی پیش میاد! ‫- خیلی خوب

‫ یه روغن پوست عالی درست کردم

‫ یکم بهم بده، بعد از حمام استفاده می کنم

‫ دو قطره اش رو توی یک نسبت ‫آب یخ زده بریز

‫ اون رو آوردی پایین؟

‫ نگران نباش، خودش داشت می افتاد!

‫بزن عقب

‫ -یه چیزی بگو، چی خوندی؟ ‫-از روی چی خوندی؟

‫ یه چیزی بگو که شنیدی

‫ اونم توی کلاس ها

‫ بهش برسونید رفقا

‫ -بیشتر از این برسونیم؟ ‫-آره

‫ بهش برسونید، ‫بهش کمک کنید!

‫ -بیشتر کمکش کنید ‫-بهمون بگو

‫ به ما بگو

‫ همه چیز رو بگو

‫ شش، هفت، هشت، نه ‫به ما بگو، به ما بگو

‫استامات منتظر ماست

‫ویدیو رو متوقف کن

‫همه چیز رو تایپ کن و ‫بذار توی پرونده

‫- با پدرومادرش صحبت کردی؟ ‫- البته، ولی...

‫نمیدونم باید بیشتر فشار بیاریم؟ ‫خیلی ترسیده اند

‫- چیکاره اند ‫- پدره یه فیزیکدان هسته ایه، مادره...

‫مادرش مهم نیست، بهش فشار بیار ‫سعی کن بکارش بگیری

‫تو این قضیه به اون احتیاج داریم

‫باید اینو بفهمی

‫دینکا، جوونهای استودیو در ‫چه حالی هستند؟

‫خوبند رفیق کلنل ‫محیط کاری بسیار مثبته

‫اقدام خصمانه ای؟ ‫ یادداشت تنفر انگیزی؟

‫نه، به هیچ وجه

‫یادت باشه فقط به یه منبع ‫اطمینان نکنی

‫یکی از دانشجوها با ما همکاری میکنه

‫خیلی خوب، ازش بیشتر کار بکش

‫خوب بلروجا ‫تکلیف نمایش تئاتر نوتارا چی شد؟

‫آونا تمام اشاره ها به وقایع مرتجعانه ‫در متن اصلی رو حذف کردند

‫حالا منبعت قابل اعتماد هست؟ نکنه شب ‫افتتاحیه روی صحنه یه چیزایی بلغور کنن؟

‫هم قابل اعتماده وهم چند بار چک شده

‫خیلی خوب، چیز دیگه ای نیست

‫- دینکا، تو بمون ‫- روز خوبی داشته باشید رفیق کلنل

‫گوش کن

‫درمورد پسر اون یارو از تلویزیون ‫ملی...

‫باید بیشتر مراقبش باشیم، معلوم نیست ‫کی به پدرش نیاز خواهیم داشت

‫اما پدر بقیه رو دربیار! ‫تا درس عبرتی واسه بقیه باشه

‫باشه رفیق کلنل

‫روز بخیر

‫تو فکر می کنی اینجا هتله؟

‫که هروقت دلت بخواد بیایی و بری؟

‫من دیگه با موندنت توی اون خوابگاه ‫کثیف موافق نیستم

‫خدای نکرده ممکنه یه مریضی ‫چیزی بگیری

‫بیا خونه و با پدرت آشتی کن

‫- گرسنه ای؟ ‫- نه

‫- من لباس تمیز دارم؟ ‫- کجا داری میری؟

‫همن الان بهت گفتم دیگه از اینجا ‫نمیری

‫اوضاع شوخی بردار نیست ‫تازه با این وضع نا آروم کشور

‫الان دارم میرم یه جشن تولد ‫بعد برمیگردم

‫فقط به مهمونی رفتن فکر می کنی

‫اونم به جای اینکه بیای خونه با ما صحبت کنی ‫تا ببینیم چیکار میشه کرد

‫برمیگردم، قول میدم

‫وقتی اونجا رسیدی بهم زنگ بزن

‫حتما

‫همینطوری زنگ بزنید، احمقها

‫انگار اینجا دیوونه خونه است

‫روز بخیر

‫صدای زنگ در رو نشنیدی؟

‫- این پسرا کلی زنگ زدند! ‫- چی گفتی؟

‫روز بخیر، از کجا شروع کنیم؟

‫راهرو رو تمیز کنید ‫کیسه ها رو ببرید بیرون، همه جا رو تمیز کنید

‫خیلی خوب

‫چرا اون کیسه رو باز کردی؟

‫سرویس قهوه خوریم کجاست؟

‫کدوم یکی رو میگی؟

‫همون که لبه فنجوناش طلائیه

‫مگه نیاوردنش به آپارتمان؟

‫من چه میدونم چیکار کردند یا نکردند

‫اوه راستی برات قهوه هم آوردم

‫من قهوه خودم رو درست کردم ‫مال تو مزه آب ظرفشویی میده

‫ولی تو حتی اجازه قهوه خوردن هم نداری

‫خودم میدونم چی باید بخورم ‫و چی نباید بخورم

‫- آقای... ‫- جلو

‫- قهوه می خورید؟ ‫- نمیدونم اجازه دارم یا نه

‫من میدونم، بیا یه ‫فنجون کوچیک بخور

‫- همین الان درست کردم ‫- اوه، ممنونم

‫یالا ، عجله کنید ‫اون یکی اتاق رو خالی کنید

‫بفرما بنشین

‫ممنونم

‫بخاطر فنجون معذرت میخوام

‫حالا که همه چیز بهم ریخته ‫با فنجون قهوه های دیگه ام جور نیست

‫- ممنونم ‫- من یه سرویس قهوه خوری سفالی دارم

‫از اونها که لبه هاش طلاییه، ‫مخصوص مهمونیه

‫مال زمانیه که مادربزرگم ‫یه بچه بود

‫- تو همینها هم خوشمزه است ‫- معلومه که هست

‫پسرم از مغازه خودش برام ‫قهوه میاره

‫اون یه جورایی

‫آدم بدردنخوریه

‫وگرنه اونا زندگی منو داغون نمی کردند

‫آقای جلو، شما بچه ندارید؟

‫چرا، یه پسر دارم، ماریوس ‫اون هفت سالشه

‫خدا حفظش کنه

‫بیا، اینو بگیر

‫تا بابانوئل یه چیزی براش بیاره

The New Year That Never Came subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left