Charmed

Charmed

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 3

Informasi rilis

Charmed S03E04 All Halliwells Eve 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 4 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-11-17
Unduhan: 10
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

باشه، بریم. نیم ساعت پیش باید کلاب می‌بودم.

هی، تو جادوگر خوبی هستی یا بد؟

از این به بعد قراره یه جادوگر خیلی خوب باشم.

و تو الگویی رو انتخاب کردی که پر از لباسای صورتیه؟

آره. گلیندا به بی‌گناهان کمک می‌کرد، مگه نه؟

آره. از اول جوابو داشتی؟

این کمک نیست، بازی روانیه.

نمی‌ذارم حال و هوای جدیدمو خراب کنی.

قراره تعطیلات جادوگرا رو با اشتیاق جشن بگیرم.

مشکل اینه که هیچ‌وقت نمی‌دونی داری چی رو جشن می‌گیری...

...وقتی هالووین رو جشن می‌گیری. جزئیات. دارل کجاست؟

تو آشپزخونه‌ست، داره تلفنی حرف می‌زنه.

پیرزن‌های دماغ‌قلابی سوار بر جارو! این چیزیه که داریم جشن می‌گیریم.

شخصاً از تصویری که از جادوگرا...

...تو فرهنگ عامه وجود داره، دلخورم.

آره، واسه همینه که لباس معشوقه تاریکی رو پوشیدی.

این لباس اتفاقاً یه بیانیه اعتراضیه.

خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم که می‌تونی یه بیانیه اعتراضی بدی...

...و همزمان سینه‌هات رو هم به نمایش بذاری.

ممنون. عالیه.

بریم.

باشه، جناب بازرس. تلفنو بذار زمین تا کسی صدمه نبینه.

آره عزیزم، باید برم. سلام منو به بزرگترا برسون، باشه؟

دلم براتون تنگ میشه.

لباس خوبی داری. آره، مال دوران تازه‌کاریمه.

هنوز اندازه‌ته. آره، مال منم.

این مال جنگ جهانی دوم نیست؟

تو کی هستی؟

سر راه توضیح میدم.

پس فعلاً می‌تونیم با هم بمونیم، چون هر دومون قرار نداریم.

اون قرار نداره، اون زن داره. تو قرارت کنسل شده چون سخت‌گیری.

نه. من کمتر از چیزی که میخوام قبول نمی‌کنم، باشه؟

مرد ایده‌آل اون بیرون منتظرمه، یه مرد واقعی...

...و پیداش می‌کنم، بهم اعتماد کن.

و ذرت و کارامل لای دندونتو هم دوست خواهند داشت.

باشه، دارل، بریم. یکی یه چیزی برداره.

هنوز نمی‌تونیم بریم. باید منتظر کول باشیم.

کول ترنر؟

معاون دادستان؟

داری باهاش قرار می‌ذاری؟

نه، فقط یه جورایی دعوتش کردم که باهامون بیاد.

قطعی نبود یا چیزی شبیه به اون، ولی حتماً کاری براش پیش اومده.

هی. هی، لباساتون باحاله، رفقا.

داری چه غلطی می‌کنی؟

بلتازور؟

اینجا از اسم "کول" استفاده می‌کنم.

ولش کن.

بهش نیازی نداریم. نه برای دستگیر کردن خواهران افسونگر.

سوال بعدیم اینه که اونا قبلاً تو رو...

...دو سال پیش نگرفتن؟ آره، ولی هالووینه.

وقتی که پرده بین دنیاها نازک میشه...

...وقتی اهریمن‌هایی که بلدن، می‌تونن برگردن تا انتقام بگیرن.

می‌دونم.

واسه همینه که من یه نقشه دیگه برای جادوگرا دارم.

نقشه‌ای که تو توش نیستی.

نقشه‌ای که توسط "تریاد" تایید شده.

ما دیگه به کسی جواب پس نمی‌دیم. ما مردیم.

مُردن هست...

...و مُردن هست.

باشه. من فقط برنامه‌هامو جلو میندازم.

همیشه از اون اهریمن متنفر بودم.

لباس قشنگیه البته.

اول یه عکس از هممون می‌خوام، ولی باید جارویمو بردارم.

کلیشه‌ایه.

یالا بچه‌ها، عجله کنید.

شکلات یا شیطنت!

اوه خدای من، چقدر عجیبه، اونا درست مثل گریم‌ها هستن.

"اوه اوه" چی؟ پایپر. پرو. فیبی.

ما قبلاً اونا رو نابود نکردیم؟

چیزی که می‌خواستم بهتون هشدار بدم این نبود.

منظورت چیه؟

این چیزی بود که می‌خواستم بهتون هشدار بدم.

مواظب باشین!

لئو، این چه کوفتیه--؟

صبر کنین!

اونا نمی‌دونن چی داره اتفاق میفته!

این خوب نیست، درسته؟

همه خوبن؟ هنوز زوده گفتنش.

گریم‌لاک‌ها این کارو کردن؟

مگه اینکه مرده باشیم و اینجا اون دنیا باشه، فکر نمی‌کنم.

الویرای ابدی.

باشه.

پس این یه جورایی شبیه محرابه. یه محراب جادوگرا. چی داره اتفاق میفته؟

اونهاهاشن!

جادوگرا رو بکشین!

مجبور بودی بپرسی؟! خوب نیست، خوب نیست، خوب نیست.

دیگه تو کانزاس نیستیم.

بیاین!

اونجا!

از این طرف با من بیاین.

نگو که دوباره تو زمان سفر کردیم. از سفر در زمان متنفرم.

متنفری؟ من دفعه قبل تو آتیش سوزونده شدم، یادت نیست؟

باشه، بیاییم مطمئن بشیم دیگه این اتفاق نمیفته.

از روی لباساشون، به نظر میاد، چی، قرن ۱۶، ۱۷؟

جایی که امید به زندگی یه جادوگر معمولی، چی، ۱۵ دقیقه‌ست.

چیزی پیدا کردی، مایکاه؟

نه، هیچی اینجا نیست.

حرکت کنید! حرکت کنید، مردا!

هی، چرا نذاشتی من یخ‌اش کنم؟

نمی‌دونم، یه چیزی بود.

باشه، می‌دونی چیه؟ اصلاً برام مهم نیست اینجا چرا هستیم

یا چطوری به اینجا رسیدیم. فقط می‌خوام برگردم خونه

من زندگی و کارهای خودم رو دارم و تزئیناتی برای آویزون کردن. پس اون گرداب لعنتی کجاست؟

من نمی‌دونم گرداب کجاست.

این اولین اهریمن‌هایی هستن که تا حالا دیدم.

راستش، به جز اون بلوند موطلاییه با اون زبون مار مانند عجیب و غریبش.

اینا چین؟ نمی‌دونم.

از کجا می‌دونی اونا دخترا رو ناپدید نکردن؟

چون این فرق داره.

این یه پورتال زمانه که رئیس‌هام اونا رو از طریقش فرستادن.

که الان بسته شده، لعنتی!

تو کی هستی؟ من همراهشونم...

بی‌خیال. خیلی پیچیده‌ست.

باید شما رو از اینجا ببرم بیرون قبل از اینکه اونا از انجماد خارج بشن.

وایسا، من هیچ‌جا نمیرم. باید یه راهی پیدا کنم

برای اینکه از شر این اهریمن‌ها خلاص بشم قبل از اینکه دخترا برگردن.

وگرنه اونا طعمه‌ی آسون میشن.

مطمئنی برمی‌گردن؟ بهتره که برگردن.

باید قبل از اینکه هالووین هم تموم بشه برگردن، که یعنی...

که یعنی به کمک من احتیاج داری.

تو نمی‌دونی اینجا با چی سر و کار داری.

مشکل اینه که تو هم نمی‌دونی.

که یعنی به یه پلیس این اطراف نیاز داری تا کمکت کنه سر از کارش دربیاری.

اونا مثل خواهرم هستن برام، لیو.

باشه.

فیبی گفت فکر می‌کرد که قبلاً این اهریمن‌ها رو نابود کرده بودن.

پس اولین کاری که باید بکنیم اینه که...

فرار کنیم!

یالا، بریم!

حداقل ما نمی‌تونیم بمیریم.

اونا می‌تونن.

باید بفهمیم جادوگرا کجا رفتن.

ما می‌دونیم کجا رفتن.

کول اونا رو برد.

ولی اگه شکست بخوره، برمی‌گردن.

و سر راهمون قرار می‌گیرن.

خجسته باد.

دعاهای ما مستجاب شده.

ما به کمک شما نیاز داریم. ببخشید؟

منو ببخشید به خاطر روشی که به اینجا آورده شدید،

ولی باید مطمئن می‌شدیم که شما همونی هستید که دنبالش فرستاده بودیم.

این درگاه به ما می‌گفت اگه شما شرور بودید.

از کجا می‌تونیم یکی از اینا پیدا کنیم؟ باشه، وایسا.

فکر می‌کنید ما کی هستیم؟

قوی‌ترین جادوگران خوب تمام دوران، البته.

باشه، حدس خوبی زدی. و شما کی هستید؟

من اوا هستم. یک ماما، یک جادوگر،

و یک شهروند آزاد از مستعمره ویرجینیا.

این خانم‌های خوب انجمن جادوگری من هستن.

بیاین. حالا، وقت زیادی نداریم.

هیچ‌کس نباید شک کنه که شما از آینده پیش ما اومدید.

این برای شماست. جادوگران نباید پنهان بشن

در زمان شما.

شما مال چه سالی هستید؟ ۲۰۰۰.

الان چه سالیه؟ ۱۶۷۰.

باشه، پس چرا به کمک ما احتیاج دارید؟

برای نجات یک بچه جادویی که پیش‌بینی شده امشب به دنیا میاد.

نجاتش بدیم از دست کی؟ یک جادوگر تاریکی.

اون مادر بچه رو دزدیده به امید اینکه بچه رو شرور بزرگ کنه.

اگه این اتفاق بیفته، جادوی خوب هرگز در دنیای جدید شکوفا نخواهد شد.

شما باید شارلوت رو نجات بدید تا بتونید اون رو اینجا بیارید

و ما بتونیم بچه‌ش رو داخل دایره محافظتی خودمون به دنیا بیاریم.

یه لحظه صبر کنید، شما قدرت دارید ما رو در زمان جابه‌جا کنید،

ولی خودتون قدرت ندارید اون رو آزاد کنید؟

خب، ما البته طلسم‌هایی ریختیم تا راه شما رو آماده کنیم،

ولی ما می‌دونیم که قدرت شب هالووین بود

که شما رو اینجا آورد، نه ما.

شب هالووین؟

مقدس‌ترین روز یک جادوگر.

روزی که میشه به منبع تمام جادو دسترسی پیدا کرد.

چطور ممکنه درباره شب هالووین ندونید؟

اون چیزی که قبلاً بود نیست.

یه لحظه صبر کنید.

شما می‌تونید از اون قدرت استفاده کنید تا ما رو به خونه بفرستید، درسته؟

ما فکر می‌کردیم شما می‌تونید.

اونا فکر می‌کردن ما می‌تونیم.

باشه، خب، پایپر، یه فکری به سرم زده. خب، ساعت چنده؟

ساعت ۲:۱۵ دقیقه است.

شما یه ساعت بزرگ رو انقدر کوچیک کردید، حتماً جادوی بزرگی دارید.

فقط یه کارت اعتباری خوب.

باشه، ببخشید یه لحظه. می‌تونیم حرف بزنیم؟

باشه، فکر کنم سر از این کار درآوردم.

فکر کنم اونا ما رو فرستادن اینجا، و این همون چیزی بود که لیو می‌خواست بهمون بگه.

کار خودشونه که اول غیب کنن و هرگز دستورالعمل ندن.

باشه، ولی اگه حق با من باشه، تنها راهی که اونا اجازه میدن ما برگردیم خونه

اینه که اون بچه رو قبل از نیمه‌شب اینجا برگردونیم.

باشه، اوا، برنامه‌ای داری؟ بله.

این شیشه کوچک یک معجون داره که مردانی رو که نگهبان خونه هستن به خواب می‌بره.

بعد شما از قدرت‌تون استفاده می‌کنید تا مادر رو به اینجا برگردونید.

گفتنش آسونه.

باید مراقب باشیم.

به نظر میاد دارن مهمونی میدن.

اون آدم‌ربا، روت کاب هست.

اون این کارو با وانمود کردن به مسخره کردن شب هالووین انجام میده، ولی من بهتر می‌دونم.

اون واقعاً این کارو می‌کنه تا به قدرت‌های جادوی سیاه دست پیدا کنه.

انگار کمیته استقبال ماست. شکارچیان جادوگر.

شاید شکارچیان جادوگران خوب.

اونا برای روت کار می‌کنن. اونا دنبال ما هستن.

نه همه‌شون.

مراقب طلسم‌ها باشید.

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left