My Boss's Daughter

My Boss's Daughter

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

My Boss's Daughter 2003 WS DVDRip XviD-AXIAL
Komentar oleh Abolfazl_Sh_I
██ مهتاب، مرتضی، ابوالفضل شفیع الاسلام || Abolfazl_Sh_I ██

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Diterbitkan pada: 2013-08-14
Unduhan: 55
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

.:::دختــر رئــيس مــن:::.

مي دونيد، تا حالا شنيدين که يکي .در مورد تجربيات قديمي چيزي بگه

"هر اتفاقي که ميفته دليلي داره؟" .خب، فکر نمي کنم که اين موضوع واسه من صدق کنه

منظورم اينه که من هر روز صبحم رو با عجله ميرم سره کار سعي ميکنم که

يه جورايي به همون مترو برسم .که برم سره همون کار کسل کننده ام

چه دليلي براي اون هست؟

ببينيد، من يه محقق براي يکي از بزرگترين .خونه هاي چاپ و نشر توي شيکاگو هستم

اما جايي که من واقعاً بهش .تعلق دارم "نوآوري" کردنه

مشکل اينجاست که، رئيسم هنوز .چيزي نمي دونه، پس منم کاملاً نااميدم

،در حالي که رفيقم "پائول" مدام بهم ميگه که

"تو بايد خوش بين باشي" "تو بايد مثبت گرا باشي"

باشه. باشه. ميدوني چيه؟

.امروز ميخواد روز خوش شانسي من باشه ...امروز ميخواد

!آه !اوه! واوو

هي، اونو نگاه کن، اين روز خوش شانسيته، نمي توني ببينيش؟

.اوه، من هزاران بار ديدمش

تو ميخواي اينجوري باشي؟ .نه

،منم اينجوري نمي خوام .برو جلو، تو يه کيف جديد گرفتي

آره، شايد يه اسم روش نوشته شده .يا يه چيزي تو همين مايه ها

اوه، بيخيال... تو چي هستي، ديوونه اي؟ چي؟

تو ميخواي برگردونيش؟ ،آره

تو نمي گفتي که به يه دونه جديدش نياز داري؟

.آره، وقتيکه ترفيع گرفتم

تا حالا اينقدر کار کردي، مثل ـه، يه سال؟

شرط مي بندم که تيلور هنوز نمي دونه .تو اونجا کار ميکني، من که عصباني مي شدم

.تو هم عصباني مي شدي؟ من که عصباني مي شدم .آره، من... منم يه خورده عصباني مي شدم

ميدوني، بهش که فکر ميکنم، من واقعاً .هيچوقت قبلاً نديده بودم که تو عصباني بشي

هندرسون"، تو واقعاً يه بارم شده ببيني" تام عصباني بشه؟

.نه .خيله خب، باشه، خب من عصباني نميشم

اين چيه، چيزه بديه؟

اين مي دوني تو هميشه خودت رو سرکوب مي کني و بعدش دير يا زود

...تو مياي سره کار و همه رو با يکي از اينا

.اِي کي47" قتل عام ميکني" .اِي کي47"، مي دوني، فقط براي تحت تاثير قرار دادن، اوه"

."جودي فاستر" ."جودي فاستر"

باشه، من اين کار رو توي روز تعطيلي تو انجام ميدم، باشه؟

.احسنت. اون اينجاست، اينم از "جودي فاستر" تو

.پائول"، بيخيال، مرد"

آخه چجوري ميخواي اونو بشناسي اگه که تو اونجا ننشستي؟

...اين دختر آقاي "تيلور" ـه، مرد، من فقط نمي تونم

تو فقط نمي توني چي؟ ها؟ تو ميخواي توي کل زندگيت يه بازنده باشي؟ هووم؟

،فقط برو اونطرف و باهاش حرف بزن، برو، برو

،خيله خب، باشه. ميرم، ميرم .ميري

.معذرت ميخوام

!آه

...سلام، من

...آه

!من، اوه

...آه... من... اون

،اوه

...اوه! آه

داري با سگم چيکار مي کني؟ .خانم

کي داره سر به سر سگم ميذاره؟ ...هيچکي سربه سره سگ اتون نذاشته، اون

...اوه، آه

...اوه

،بيا چرا شما سره جاي من نميشينيد؟ اينجا

.عاليه .حالا، عالي شد

.تا دو دقيقه، ديگه من از تو به اون نزديکتر ميشم

.ببين، جا باز شد، برو

،فقط برو

،برو، برو

عيبي نداره، برو فقط ، برو

تو "تام استنسفيلد" هستي، درسته؟ از تحقيقات؟

."آره، آره، "تام"، "تام استنسفيلد

.استنسفيلد" از تحقيقات"

اين يه ورزش در حال رشده، مي دوني که؟

پائول"، هيچ راهي وجود نداره که اون فکر کنه" .اين يه مجله ي کُشتي بوده باشه

اوه، بيخيال، خب جبرانش کن، باشه؟

،تو يه خورده خجالت زده شدي اتفاق ميفته ديگه، باشه؟

بذار يه چيزي رو بهت بگم، اگه من به خاطره ...هر دفعه افتادن يه مجله همجنس گراها

...از توي کيفم احساس شرمندگي مي کردم .شوخي ميکنم، شوخي ميکنم

چي! "پائول"؟

نه، اما بدون شوخي تو .يه خورده تحقير شدي

حداقل اينکه حالا ما يه پايه گذاري کرديم که اون مي دونه تو کي هستي، درسته؟

.من بايد از اين شرکت برم .نه، نبايد بري

.اوه، خدا، اون اينجاست

.اوه و من سريعاً بايد مدارک تايلندي هارو ببينم

خيله خب، ديگه چي داريم؟

تو "تام" هستي؟ ،آره

،آقاي "تيلور" ميخواد ببينتت .اوه... باشه

،باشه

،خيله خب، ميبيني؟ اين شانسته، اين سرنوشت ه .اين چيزي که من در موردش حرف ميزنم

اين يه شروع جديده واسه نوآوري کردن و .تو مردي هستي که براي اين کار ساخته شده

تو ميري اون داخل و از اون ايده هات .يه خورده به اون توضيح ميدي

،نه، من... من الان اصلاً آمادگيش رو ندارم

بيا به کارمون برسيم، حالا ديگه .خيلي نزديک شديم، باشه

زودباش، تو ميري اون داخل و يه خورده ...از ايده هات واسه اون توضيح ميدي

وايسا، وايسا، پرونده آبي ـم کجاست؟

.نيازي بهش نداري، بهونه هات ديگه کافيه، بيا اينجا

تو خوبي؟ احساس خوبي داري؟ ،من احساس ميکنم که ميخوام بالا بيارم

خب، اين خوبه، ازت ميخوام که ازش استفاده کني، باشه؟

اين چيه؟ ماله باباته؟ قشنگه، حالا برو اونجا باشه؟

.دست به باسنم نزن .چيه؟ اين يه درکوني سريع بود، اين که خيلي سريع بود

،هي ،هي

اوه من فقط بايد برم داخل؟ ،اوم، نه، اون هنوز کارش تموم نشده

،اما تو ميتوني اونطرف بشيني .اوه، باشه

."بزار يه چيزي رو بهت توضيح بدم، "هندرسون

،من از ايده هات خوشم نيومد .من به اين موضوع پي بردم که اونا چندش آورن

.من ازشون متنفرم

.تو اخراجي از دفترتون؟

.تلاش خوبي بود

...موفق باشي، اينو لازمت ميشه .اون آمادست که ببينتت

،تو ميتوني بري داخل

مي دونيد چيه؟ ما هيچوقت نبايد .از انقلاب کردن هم دست بکشيم

بشين، بشين، قهوه ميخوري؟

حالا... اين موضوع چيه که در مورد تهديد کردن تو

با اسپري و اسلحه "اِي.کي.47" به اينجا شنيدم؟

چي؟

...اوه، اوه، اوه، نه، اون .من فقط شوخي کردم

اوه، اين از نظر تو خنده داره؟ کشتن همه توي اين دفتر؟

...نه، نه، نه، نه، نه .پائول" گفت که چطوره که من هيچوقت عصباني نميشم"

و در مورد مسخره کردن تو با کوتوله ها چي؟

.من هيچوقت کوتوله هارو مسخره نکردم

تو گفتي که توي روز اول ...خيلي خنده دار ميشه

که بعدش تو بتوني آبجو ت رو بزاري .روي سره يکي از اونا با خيال راحت بخوريش

.نه، نه، من همچين چيزي رو نگفتم

.ظاهراً که "هندرسون" فکر ميکنه که همينو گفتي

،حالا منم يه حس شوخ طبعي خوبي دارم .اما اين کار کاملاً مريض گونه ست

.اما، قربان، من چيزي نگفتم ."آدري"

کدوم پرونده اي رو ازت خواسته بودم؟ اوه، پرونده ي آقاي "پلات"؟

."جان پلات"، نه "سم پلات" .معذرت ميخوام، حدس ميزنم که فکرشو نمي کردم

.درسته، تو فکر نکردي

،حالا اگه زحتمي نيست ...اگه بتوني پرونده درست رو برام بياري

.باشه .و براي من و "تام" يه خورده دونات بيار

.باشه

حالا... بهم گفته شده که سعي بر اين داشتي با من يه قرار ملاقات بزاري در مورد

يه سري از ايده هات، اونا چي هستند؟

،اوه، آه... آره، من يه ايده هايي داشتم

قهوه مشکلي داره؟ .اوه، نه. قهوه اش عاليه

چرا از خودت ادا در مياري؟ چي؟

اوه، خب، اين... اين ...يه خورده بهتره، اما

.يا مسيح، آدري، بيا اينجا .قربان، واقعاً، اين... مشکلي نداره

.آروغ زدناي من بهتر از اينه .قربان، اين عاليه

مشکلي پيش اومده؟ .قهوه تام رو بچش

.نه، واقعاً، عيبي نداره

اونو چجوري ارزيابي مي کني؟ .خب، اين عالي نيست

.عالي نيست؟ منم همين حدس رو ميزنم .تام فکر ميکنه که اين آشغاله

آدري، تو عقب افتاده اي؟

.اين سوالي نيست که جواب نداشته باشه تو عقب افتاده اي؟

.نه، من عقب افتاده نيستم

بخاطره اينکه يه آدم عقب افتاده ام مي تونه يه فنجون قهوه درست کنه، درست ميگم، "تام"؟

اوه، من... من واقعاً چيزه زيادي در مورد

.محدوديت هاي معلولين نمي دونم

من يه آژانس کاريابي ميشناسم که افراد عقب مونده .رو براي 4 ساعت استخدام مي کنند

پس اگه درست کردن يه فنجون قهوه خيلي ."واسه ي شما کار مشکلي ـه، خانم "بِنِت

شايد بهتر باشه که منو در جريان بذاريد ...که بدونم و با اين آژانس تماس بگيرم

.و به يه شخص عقب مونده يه کار بدم

.واوو

من خيلي با اون تند برخورد کردم، نه؟ .خب، اون يه تازه وارده و همش همين

شايد، زياد از حد خودم خارج شدم، اما درک مي کني که من اينجا با چي سروکار دارم؟

منظورم اينه که من اينجا دارم سعي ميکنم .که يه جورايي حرفه ي نوآوري کردن رو پر کنم

و نمي تونم يه شخصي رو پيدا کنم که به اندازه کافي .بتونه عامل بدست آوردن اعتماد من باشه

من گاهي اوقات در تعجبم که اگه کسي .اينجا حتي بدونه که داره چيکار ميکنه

مي تونم درکتون کنم که اين وضعيت ...رو چجوري مي تونين ببينيد، قربان، اما

پس فکر نمي کني که از حد خودم خارج شدم؟

خب، اگه چيزي که شما ميگين ،اينه که استحكام‌ يه شرکت

به‌ اندازه‌ى استحكام‌ سست‌ترين‌ ...بخش اونه، کاملاً با عقل جور در مياد، اما

.دقيقاً. دقيقاً درسته

استحكام‌ يه شرکت به‌ اندازه‌ى .استحكام‌ سست‌ترين‌ بخش اونه‌‏

...آره .آدري"، بيا اينجا"

."حق با توئه، "تام .من خيلي با ملايمت با اون برخورد کردم

.چي؟ نه آره؟

..."آدري"، بعد از صحبت کردن با "تام"

من به اين واقعيت دست يافتم .که بايد بزارم از اينجا بري

تو داري منو اخراج ميکني؟ .معذرت ميخوام، اما ديگه به نتيجه اي نمي رسه

...اما، قربان، من فقط پيشنهاد دادم .من کارم رو خيلي جدي گرفتم

استحكام‌ هر زنجير به‌ اندازه‌ى .استحكام‌ سست‌ترين‌ حلقه‌ى اونه‌‏

...درسته، اما اينا همش اونطرف قضيه ست .ممنون براي حمايت کردنت

.آدري"، تا آخر امروز ميزت رو خالي کن"

.باشه ...قربان، اين... من

ممنونم براي راهنمايي کردن ."من توي اين جريان، "تام

درسته، درسته، اما من نتونستم .چيزي که مي خواستم بگم رو بهتون بگم

اوه، ايده هاي تو، البته، برنامه ريزي .يه قرار ملاقات با منشي جديدم

تام"، حالت خوبه؟"

.ٌاوه، آره، حتما

حدس ميزنم که تصادفي توي يکي ديگه از روزهاي

.غر زدن هاي اون مورد توجه اش قرار گرفتي

.معلومه .لعنتي

اميدوار بودم که بتونم توي .يه شرايط روحي خوب گيرش بيارم

...آره، اين، اوم .احتمالاً اين اتفاق نميوفته

،قرار بود که امشب برم به اين مهمونيه ...اما پدرم ازم خواست که مراقب خونه باشم

اونم بخاطره اون پرنده ي پخمه اش در حالي .که خودش هم واسه اين آخر هفته داره ميره

خب چرا نميري توي اتاقش و بهش نميگي که حاضر نيستي اينکارو بکني؟

...نمي تونم

تو فقط نمي توني چي؟ منظورم اينه که زندگي خودت رو بکني و يه آخر هفته آزاد داشته باشي؟

.نه، اينجوريا هم نيست

.وايسا، همينجوريه .آره

.من حتماً بايد برم مهموني .آره، البته

،خب، اوم، باشه .من ميخوام برگردم سره کارم

،باشه، حتماً

.تام"، ميدونم که اين شايد يه خورده بنظر بي مورد باشه"

بخاطره اينکه حتي ما به سختي ،همديگه رو ميشناسيم

اما واسه امشب هيچ برنامه اي داري؟

.نه، نه، نه

.اوه، نه، من... من کاملاً وقتم آزاده .ما تا دير وقت خونه نمي مونيم

.هي، اشکالي نداره

،پس مهموني ساعت 7 شروع ميشه تو ميتوني سر ساعت 6 خونه بابام باشي؟

.حتماً تو مطمئني که با اين موضوع مشکلي نداري؟

شوخي ميکني؟ .تام"، تو خيلي عزيزي"

خيلي ازت ممنونم، من ميخوام براي اين .کارت تا ابد دوستت داشته باشم

خيله خب، آره، حالا کي مرده؟ ديدي؟ چي بهت گفتم؟

More Farsi Persian subtitles for My Boss's Daughter

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left