The Westies

The Westies

Unduh Subtitle Farsi/persian

Musim 1

Informasi rilis

The Westies 2026 S01E04 1080p WEB h264-ETHEL
Komentar oleh shine021
سریال وِستی‌ها

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-07-26
Unduhan: 37
Tuna Rungu: No
FPS: 23.976

Pratinjau subtitle Farsi/persian

200 baris pertama.

گاتی این مرد رو بی‌دلیل با خودش برد.

اون متقاعد شده که آدمِ تو ممکنه یه ربطی

به ناپدید شدن 'وینسنت زاکارو' داشته باشه.

باید یه گلوله خالی کنی توی مغز فلاناگان.

جیمی، بهت گفتم چیکار کنی.

اون دوست منه، ایمون. و از خودِ ماست.

اون حرومزاده‌های ایرلندی مسئول این کارن.

من به اون حرومزاده‌های ایرلندی نیاز دارم.

من می‌تونم 'جاوتس' رو اداره کنم.

شاید در نظر بگیرم که اجازه بدم این کار رو بکنی.

اما پسرِ شیطونی بودی.

ظاهراً بعضی از سروان‌های کاستلانو

دارن برخلاف میل اون عمل می‌کنن و قاچاق مواد مخدر می‌کنن.

اون باشگاه یه پوششه

برای یه شبکه توزیع کلمبیایی.

ما جنس‌های انبار رو به غریبه‌ها نمی‌فروشیم.

من برای وینسنت زاکارو کار می‌کنم.

اما اگه می‌خوای میکی رو پس بگیری،

فکر می‌کنم این بهترین راهته.

باید یه پیغامی به کلمبیایی‌ها بدم.

'به جان گاتی کوکائین نفروشید.'

- این خودکشیِ محضِ لعنتیه! - آره، می‌دونم.

اما چه انتخاب دیگه‌ای دارم؟

یه لطف کوچیک دارم که ازت بخوام.

یه بسته‌ای دارم که باید جاش امن بمونه.

- چند تا کلاهک هست؟ - فقط یکیه.

مواد مخدر کثیف و خطرناکه.

شان!

من قرار نیست همه چیز رو به خطر بندازم

که ساختم، فقط برای یه پولِ مفت.

با کمال احترام، مواد مخدر موندنیه.

و اگه ما نفروشیم، یکی دیگه می‌فروشه.

بس کن!

یه یادگاری برداشتم.

زمان‌بندی ما جلو افتاده.

به‌زودی اون سلاح رو از دستت می‌گیرم.

یه پلیس توی ماساچوست به قتل رسیده.

قاتل از اون آدماییه که پسرم تحسینش می‌کنه.

خب، حداقل یه چیز خوب از توش دراومد.

من یه پلیس رو کشتم.

بدتر از اون، از اون آدماییه که

پسرم ممکنه یه روزی بشه.

من می‌دونم کی اون پلیس رو کشت.

اون لعنتی 'پت مورفی' بود.

چی باعث شده اینو بگی؟

تو قراره به اون لعنتی بگی.

- کاری می‌کنم که حل بشه. - چقدر؟

فقط می‌خوام پسرم دنی رو به حال خودش بذاری.

در عوض...

من حساب پت مورفی رو می‌رسم.

برادرمان را به رحمت خداوند می‌سپاریم.

با این باور که، حتی در مرگ هم فیض الهی جاری است.

کتاب مقدس به ما می‌آموزد: قضاوت نکنید تا قضاوت نشوید.

این نه تنها در مورد اعمال انسان‌ها،

بلکه در مورد کارهای اسرارآمیز پروردگار نیز صدق می‌کند.

پت مورفی دوستی عزیز بود...

پسری...

و پدری که به زودی صاحب فرزند می‌شد.

و اگرچه پروردگار او را به سوی خود فراخوانده،

ما او را برای زمانی که در کنار پت بودیم، شکر می‌گوییم.

و روح پت را...

به مراقبت ابدی او می‌سپاریم.

باشد که زمین او را به آرامی در آغوش بگیرد.

به نام پدر، پسر و روح‌القدس، آمین.

خدای من، شماها دوست‌دختر سابق پت رو دیدید؟

شکمش اونقدر بزرگ بود که انگار هر لحظه ممکنه بترکه.

من نمی‌دونستم پت قراره پدر بشه.

شماها می‌دونستید؟

- آره. آره. - آره، معلومه که می‌دونستیم.

چون نمی‌خواست باهاش ازدواج کنه، بیرونش کرد.

اگه می‌خواست، دوباره قبولش می‌کرد.

بدشانسی بزرگی برای اون بچه است.

میک، چرا خودت بزرگش نمی‌کنی، هان؟

قیافت که به پدر شدن می‌خوره.

گمشو بابا.

چیزی که می‌خوام بدونم اینه که

کی جرات کرده پت رو تو حیاط خلوت خودمون بکشه؟

آره.

سویینی، برین.

رئیس.

روز غم‌انگیزیه.

واقعاً روز غم‌انگیزیه.

خبری شده؟

می‌گن یه عده پورتوریکویی

اون شب تو محله دنبال دردسر می‌گشتن.

واسه همین... داریم روش تحقیق می‌کنیم.

مراقب خودتون باشید.

بجنبید. بریم یه نوشیدنی بزنیم.

به سلامتی پت!

به یاد پت!

دلمون برات تنگ می‌شه. دوستت داریم.

کلیفی!

هی! هی!

رفقا، رفقا، رفقا!

ساکت! ساکت!

کانر، کانر. خفه شو.

ممنون، کلیفی.

وقتی اینجا تو 'هلز کیچن' بزرگ می‌شدم...

می‌تونستم خیابان نهم رو از خیابان پنجاهم

تا خیابان سی و چهارم پیاده برم...

به تک‌تک کسانی که می‌دیدم سلام می‌کردم.

زن و مرد و بچه، همه رو به اسم می‌شناختم.

زمانه عوض می‌شه.

خیلی از چهره‌ها عوض شدن.

بعضی‌هامون اون‌قدر پیر شدیم که دیگه قابل شناسایی نیستیم.

بعضی‌ها هم دیگه نیستن.

منظورم اینه که...

فرقی نمی‌کنه بهترین دوستت باشه...

خانواده‌ت باشه...

یا کسی که حتی نمی‌شناسیش.

وقتی کسی رو از اهالی محله از دست می‌دیم...

همه ما دردش رو حس می‌کنیم.

پت مورفی بخشی از چیزی بود که این محله رو عالی کرده.

و بهترین ادای احترام ما به اون...

اینه که به پیشرفت ادامه بدیم.

این همون چیزیه که پت می‌خواست.

پس، به سلامتی پت مورفی،

و همه ما که اون رو در قلبمون نگه می‌داریم.

به سلامتی پدی.

به سلامتی.

به سلامتی.

الان برمی‌گردم.

- یه گپ کوچیک با دنی زدم. - آره؟

بهش گفتم دیگه برای من کار نمی‌کنه،

- همون‌طور که خواسته بودی. - ممنونم ازت.

قضیه یه کم پیچیده‌تره.

چطور؟

اون فکر می‌کنه تو یه دستی توی مرگ پت مورفی داشتی.

لعنتی. صبر کن، اون اینو گفت؟

می‌گه تو عملاً با کتک زدنش اطلاعات رو ازش گرفتی،

و بعد از اون، پت جنازه‌ش تو خیابون پیدا شد.

نه. فقط یه چکِ لعنتی بهش زدم

چون داشت زبون‌درازی می‌کرد.

هر چی. اگه بخواد در این مورد با دوستای پت حرف بزنه،

به نفع تو نخواهد بود.

مهم‌تر از اون، اگه بچه‌ها فکر کنن من دستی تو این ماجرا داشتم،

به نفع من نیست، که اینم یعنی به نفع تو نیست.

- فهمیدی؟ - آره، آره.

می‌خوای چیکار کنم؟

پسرت رو قانع کن که تو هیچ نقشی نداشتی.

آره، چطوری قانعش کنم؟

هر غلطی می‌خوای بکن، گلن، نمی‌دونم.

من پدرش نیستم، تویی. خودت یه فکری بکن.

تا اینجا چقدر جمع کردیم، جیمی؟

حدود ۴۸۰ تا.

رندش کن به ۵۰۰.

لعنتی، بیشتر از اینا لازم داریم.

ببین جیمی،

همه می‌دونیم از کجا می‌تونیم پول بیشتری جور کنیم.

خیلی بیشتر.

ما روی یه گنج نشستیم، جیمی.

آقای سوئینی فروش مواد رو برامون ممنوع کرده.

پس چرا اون‌ها رو از دیسکو برداشتی؟

امیدوارم نظرش رو عوض کنم.

خودت برو. من نیستم.

داری چی میگی؟ سوئینی از ما می‌خواد

که پول‌ها رو جمع کنیم. داریم دیر می‌کنیم.

سوئینی نمی‌خواد من رو ببینه.

چرا؟

تقصیر بابای احمقمه.

داره کفرم رو درمیاره.

ولی گور باباش. من نظر سوئینی رو عوض می‌کنم.

حتی نمی‌تونم دکمه‌ی این شلوار لعنتی رو ببندم،

- یه اینچ گشادش کن. - چشم، آقای سوئینی.

وزنم دقیقاً همونیه که دفعه‌ی قبل

که این لباس مسخره رو پوشیدم، بود.

- پس چطور شکمم بزرگ‌تر شده؟ - حدس می‌زنم کمرتون

دوباره پشت سرتون آبجو خورده.

شاید هم شلوارتون آب رفته، آقای سوئینی.

آدم باهوشیه.

ادی، می‌خوام تو رو با آقای کویین جایگزین کنم.

عالیه. این‌طوری به هر دومون لطف بزرگی می‌کنه.

ببخشید که مزاحم شدم.

خواهش می‌کنم. ما فقط...

داریم من رو برای اون شب بزرگ آماده می‌کنیم.

قراره توسط انجمن هیبرنیان ازش تقدیر بشه.

جایزه دستاورد یک عمر فعالیت.

برای این جایزه کمی جوون نیستی؟

لطفاً ازش تعریف نکن، همین الانشم دماغش خیلی باد کرده.

درست مثل دور کمر لعنتیش.

خب، جایزه برای چیه؟

خب، برای کسیه که نماد میراث ایرلندی،

ارزش‌های کاتولیک و خدمات عمومی باشه.

به زبون ساده، کسی که قراره کمک مالی بزرگی

به یکی از خیریه‌هاشون بکنه.

آره، همه دستشون تو جیب منه.

به دنیای من خوش اومدی.

جیمی، گوش کن، به بچه‌ها بگو اون‌ها رو پخش کنن،

اون دعوت‌نامه‌ها رو، باشه؟

انتظار ندارم شما عوام بیاید،

نفری ۵۰ دلاره.

خب، راستش... یه چیزی بود که

می‌خواستم در موردش باهات حرف بزنم.

- می‌تونیم خصوصی حرف بزنیم؟ - آره.

یه دقیقه بهم وقت بده. بیرون می‌بینمت.

لعنتی.

اول از همه، فقط می‌خوام بابت کاری که

برای میکی کردی، ازت تشکر کنم.

حالش چطوره؟

آه، اون... اون درد داره.

More Farsi/persian subtitles for The Westies

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left