159 baris pertama.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
خب نظر تو دربارهی انتخابات چیه؟
،راستش به نظرم ریچ کش حتما برنده می شه
!اوه
...ریچ کش
.آره
.هوم
یه جعبهی کوچیک اکلیلی
چیزی رو داریم جشن می گیریم؟ هوم؟
...آم برادر من مرده؟
...خب، قربان، آه
اونا کشتنش؟ خب حالا کجان؟
.آه، این خود اونان، قربان
،البته چیزی که ازشون باقی مونده
،اگه تیم زبده نتونسته بکشتش .پس دیگه هیچکش نمی تونه
.ما همه رو فرستادیم
.خب، نه همه رو، قربان
،من اونقدر بدبخت نشدم
،هنوز تا انتخابات وقت داریم
...درسته، قربان. عذر می خوام
فقط اینکه شما اخیرا اون نوار رو ،خیلی تماشا می کنید
...فقط فکر کردم کدوم نوار؟
،من این نوار رو نمیشناسم
،نگاهش هم نمی کنم
.تنهام بذار، کار دارم
.حتما، قربان
معذرت می خوام
خب، دربارهی ریچ کش چی فکر می کنی؟
،حقیقتش من بیشتر به برادرش علاقه دارم
،باک کش ،کسی که باهاش در رقابته
به نظرت میتونه با اون جای زخم زشت روی صورتش پیروز بشه؟
خب، شاید
اما مردم هم از طرفی
نظرات دیگهای دارن .چون اون پیشتاز نیست
.تونستی متقاعدم کنی
ریچ کش برنده می شه و باک می بازه
!آره، معلومه
هیچ جوره امکان نداره که
،باک کش در این انتخابات پیروز بشه
!تو تونستی
،ازدواج مثل قطع کردن دستاته
،اولیش آسونتره
وای، داداش
این چندمین طلاقته که پشت سر می ذاری؟
!یا مقلب القلوب !تو گای منلیای
!تو جاسوس مورد علاقه منی
راستش، من نیستم
!واقعا خودتی
،چه افتخاری، آقای منلی
!من لوییسم
،اوه، قربونت لوییس
،تو پسر خوبی هستی
،نه، من یه گای دیگهام
،من... من زن دارم
،خیلی خب، نگران نباش
،من به کسی نمیگم
،ولی بین خودم و خودت باشه
،منم یه کم جاسوس بازی می کنم
پس اگه یه روز توی ماموریتی کمک لازم بودی ...شاید من بتونم
چی دارم میگم آخه؟
احمق
...چرا باید به من نیاز داشته باشی
!ولی، فقط محض احتیاط
،شمارهمو روی دستمال نوشتم ...پس هروقت خواستی زنگ بزن
یا... یا زنگ نزن
،چه میدونم
اوه، نه
نه
خیلی خب، من دیگه می رم
!گای منلی، چه اسطورهای
اون بچه ها خیلی قبلتر از اینکه ،من بهشون شلیک کنم مرده بودن، افسر
چه خبرا، آقای منلی؟
،امیدوارم از بازنشستگی لذت ببری
،اوه! سلام، باک
تو دیگه چی میخوای، مشاورهی ازدواج؟
،نیت (نه
،درک میکنم
،راستش ازدواج من خیلی خیلی بد پیش رفت
.صحیح
به هر حال، من فقط واسه یه گپ و گفت دوستانه ،زنگ نزدم
در واقع، یه نگرانی بزرگ دارم
و ممکنه بهت نیاز داشته باشم ،که برگردی سر کار
امکانش هست حضوری صحبت کنیم؟
،خب، حتماً
!اوه
.موضوع برادرمه، ریچارد
!اوه، ریچ کش
همون آر گنده؟
،آره
،ریچ کش شهردار
برادر کشی که میتونی !روش حساب کنی
با این تفاوت که اون قرار نیست .شهردار بعدی ما بشه
!آه
.من می شم
،اوه
چون تو قراره قبل از انتخابات ،اونو بکشی
،متوجه شدم .و شنیدم
،تو آخرین چارهی منی
،ریچ کش رو بعد از انتخابات بکش
!حله
!قبل از انتخابات
،که می شه تا ۳۰ روز دیگه ،یعنی یک ماه
،و این خودش زمان زیادیه
،و برام مهم نیست چطوری انجامش می دی
،قلبشو از سینه در بیار ،بکن تو حلقش
!فقط برادرم بمیره
،باشه، انجامش میدم
نمیخوای بدونی چی عايدت می شه؟
.چرا، چرا، خیلی می خوام
...هوم، پنج
،قبوله
،میلیون دلار
،این کار خیلی خطرناکه
.باید برای این کار در اوج آمادگی باشی
.من آمادهام
.من آمادهام که برم سراغ کش
،یه وقت سوءتفاهم نشه
،اما قبلش، به نوشیدنی نیاز دارم
!نوشیدن قدغنه
!حتی یه قطرهشم تا پایان ماموریت ممنوعه
آب چی؟
،می میرما
...فقط
،فقط هوشیار بمون
،ناامیدم نکن، آقای منلی
!خب، چند دقیقهای می شه که نوشیدنی نزدم
.یه نوشیدنی لطفا
.حله، گای منلی
،اوه، فقط جهت یادآوری
،فردا شب رویداد انتخابات برگزار می شه
،پس اگه میخوای نتایج رو زنده تماشا کنی
.خب...کجا بهتر از اینجا
فردا؟
.حتما میام
فردا؟
،که می شه تا ۳۰ روز دیگه ،یعنی یک ماه
،و این خودش زمان زیادیه
...من
حا-حالت خوبه؟
،یادم رفت یه نفرو بکشم
!باید برم
،وایسا
من دارم چه غلطی میکنم؟
اگه خسوس بود چیکار میکرد؟
،همش تقصیر توئه
،تقصیر توئه
،اگه هوشیار بودن اینطوریه
.پس من تسلیمم
این چیه؟
یک، دو، سه
!آره، اعداد
...وایسا
...اگه یه روز توی ماموریتی کمک لازم بودی
،الان توی یه ماموریت کمک لازمم
چطوری باهات تماس بگیرم؟
شمارهمو روی دستمال نوشتم ...پس هروقت خواستی بزنگ
!شمارهام رو دستماله
!درست جلوته
No comments yet. Be the first to leave one.