200 baris pertama.
جالبه
اون تو حالت خوبه؟
یادم نمیاد سر وایت اینقدر بد ویار داشته باشم
اوه، عزیزم، چه بد
فقط دارم اینجا چند تا عکس رو مرور میکنم
دارم سعی میکنم قبل از رفتن به مهمونی همکلاسیهای فیبی یکم اطلاعات به دست بیارم
تاد مارکس. نمیدونم اصلاً هنوز زندهست یا نه
زنده؟ اصلاً فیبی به چه جور مدرسهای میرفت؟
در واقع بد هم نبود
فقط فیبی عادت داشت با بچههای شر و شور بگرده
میدونی، هر کاری میکرد تا مادربزرگ رو حرص بده
عشق اولش بود؟ بیشتر شبیه هوس اولش
ولی از دیوونهبازیهاش نگم برات
ریک گیتریج. اون یه جورایی رهبر گروه کوچیکشون بود
فیبی تو گروه گنگ بود؟ نه از اون مدلهایی که با ماشین تیراندازی میکنن
ولی خب خودش از اون مدل آدما بود
اگه اون تو مهمونی باشه، ازش دوری کن
این خیلی عجیبه
این یه روی دیگه از خانم فیبیه
فکر کنم اون بیشتر از پرو یا من، جای خالی مامان رو تو زندگیش حس میکرد
و هر چقدر مادربزرگ سعی میکرد کنترلش کنه، اون سرکشتر میشد
اوه خدای من. اوه خدای من. اوه خدای من
چی شد؟ چی شد؟
!خشکشویی لباسم رو برای امشب خراب کرده، این اتفاق افتاده
فیبی، تو بهتر میدونی که نباید تو این خونه جیغ بزنی
مگر اینکه یه دیو اینجا باشه
متاسفم، ولی من امشب برای مهمونی همکلاسیها چی بپوشم؟
چطور با لباس زندان؟
در مورد دزدی از مغازه بهش گفتی؟
دزد کوچولو. نه، من فقط شیطنت کردم
حالا، برگردیم به اینکه من امشب چی بپوشم
میدونم، چرا کت و شلوار مشکی کوچیکت رو امتحان نمیکنی؟
همون که چاک تا رون داره؟ سکسی، در عین حال موفق
نه، فکر کنم مشکی خیلی تهدیدآمیزه. من میرم تو کمد لباسام
کریس، سلام. هی
ببین، به کمکت احتیاج دارم. فکر کنم دیوهای موذی افتادن دنبالم
اوه، خب، من یه کم آب اکسیژنه تو حمام دارم
نه، دیوهای اسکبر
مخفیانه دنبال سرنخی رفتم که کی وایت رو تغییر میده
ولی فکر کنم اونا مچم رو گرفتن
در هر صورت یه طلسم استتار لازم دارم. کتاب تو زیر شیروونیه؟
آره، تا جایی که من دیدم
میخوای کمکت کنم؟
اون از من متنفره. نه، متنفر نیست
آره، هست
اون فقط حواسش پرت شده، همین، میدونی، به خاطر مرگ قریبالوقوع
این هیچ بهانهای نیست
یعنی، اون هفتههاست که از من دوری میکنه. حتی بهم نگاه هم نمیکنه
من تو آینده چیکار کردم که اینقدر بد باشه؟
شاید باید با پدرش حرف بزنه
نه، نمیتونم با لئو این کار رو بکنم
اون به اندازه کافی برای کنار اومدن باهاش مشکل داشت
تازه، اون نمیدونه من حاملهام
میدونم، ولی پسرا به ...شون نیاز ندارن؟
میدونم، و برای همین به بابام زنگ زدم
تا اون بتونه بفهمه چرا این نوه بداخلاق جدیدش از من متنفره
گرفتمت
بچهها، این یکی چطوره؟
باشه
این شعر رو یادمه
آنها که مرا مسخره میکنند، بگذارید همیشه به یاد داشته باشند که
سلام. پایپر
عزیزم، خوشحالم میبینمت. خوشحالم میبینمت
همهتون. ببین، تو حاملهای
آره، اینطور به نظر میاد، نه؟
این کی اتفاق افتاد؟
...اوه، خب، میدونی، میخواستم بهت زنگ بزنم، ولی خب، میدونی
لئو پدرشه
لئو؟ فکر کردم شماها جدا شدید
همینطوره
خب، پس چطور...؟
من نمیفهمم
اون داشت میمرد و من گریه میکردم
همه چیز خیلی پیچیدهست
پس لئو، اون... دیگه رفته؟
آره، ولی من براش خوشحالم. اون واقعاً میخواست بره
اون میخواست بمیره؟ نه، نه، نه. اون نمرده
اون فقط اون بالاست و یه بزرگتر تمام وقته
اون در مورد این قضیه خبر نداره؟
نه، نه، هنوز نه
گفتم که همه اینا خیلی پیچیدهست؟
مهم اینه که اون اینجا نیست
اصلاً بود؟ تو بودی؟
ببخشید. نه، نه، نه، حقمه
من به اندازه کافی برای شما دخترا کنار نبودم
ولی
میخوام این رو با وایت و کوچولوش جبران کنم
پسرِ. کریس، در واقع
کریس؟ چرا این اسم رو انتخاب کردی؟
نمیدونم و اون هم بهم نمیگه
اون خیلی در مورد آینده راز داره
اون در واقع دلیل اینه که ازت خواستم بیای
ببین، اون از من متنفره
و نمیخواد با من حرف بزنه و من میخوام تو بفهمی چرا
من از روشهای جادوگری شما سر در نمیارم
ولی سعی میکنم
سلام، کریس. کریس؟
سلام، کریس. صدای من رو میشنوی؟
کسی منو صدا میکنه؟
آره. عزیزم، میشه یه لحظه بیای اینجا؟
وای، اون میتونه بیاد بیرون؟
...میشه زودتر تمومش کنیم چون باید برم
پدربزرگ
...باشه، پیج، باید بهت بگم
.قراره کلی آدم اونجا باشن که قبلاً ازم متنفر بودن
.اونا از تو متنفر نمیشن
.سانفرانسیسکو هر روز روزنامهتو میخونه و دوستت دارن
.من که هیچوقت روی سانفرانسیسکو بمب دودزا ننداختم
.از اون جشنهای تشویقی متنفر بودم
...خیلی خب. خب، بعد از اینکه امشب کارمون تموم شد
.اونا اسم سالن ورزشی رو فقط به خاطر تو عوض میکنن
!یالا قهرمان فاتح
فیبی
.سلام. وای، عالی شدی. واقعاً؟ ممنون
.خب، داخل میبینمت. آره. عالی میشه
.اون کی بود؟ هیچ ایدهای ندارم
.خب، انتظار نداشتم شما رو اینجا ببینم خانم هالیول
هنوزم داری مرزهای سیستم عدالت کیفری رو امتحان میکنی، نه؟
.سلام، خانم هیکاک. نه، در واقع من الان یه ستوننویس هستم
.مشاوره میدم
.در مورد روابط عاطفی
.متاسفم عزیزم
.من هیچوقت فکر نمیکردم تو از اون مدل آدمهایی باشی که نصیحت میکنن
.خودت که هیچوقت نصیحت نپذیرفتی
.لذت ببر
معلم ورزش؟
از کجا فهمیدی معلم ورزش بود؟
.خب عزیزم، بریم تو
!به گذشته شرمآورت یه درس حسابی بده. آره
.اوه خدای من، همه دارن منو نگاه میکنن
...آره، چون تو یه سلبریتی هستی
.و فوقالعاده به نظر میرسی و احتمالاً همشون میخوان جای تو باشن
.تلاش خوبی بود. من همدلم، تنفر رو حس میکنم
.فیبی. فیبی هالیول. باورم نمیشه پیدات شد
.رامونا. سلام. چقدر لاغر شدی
چطوری اینقدر لاغر موندی؟ این کیه؟
.من پیج متیوزم، خواهر گمشدهاش
اوه، وای، تو هم معروفی؟
...شبیه آدمهای معروف هستی. خب، پس
میدونم بچهگونهست، اما خب، از اونجایی که من تو رو از قدیم میشناسم، میشه یه امضا بهم بدی؟
.اوه، آره، البته. من معمولاً براش 20 دلار میگیرم
.فکر کنم یه 20 دلاری اینجا داشته باشم
.نه، شوخی میکنم
.من قبلاً هر کاری که فیبی میگفت رو انجام میدادم
اون شب رو یادت میاد که یواشکی منو بردی توی کلوپ؟
توی صندوق عقب ماشینت؟
...و بعد هم منو همونجا تنها گذاشتی
تا خودت بری با تاد توی زمین گلف لاس بزنی؟
.آره، بابت اون متاسفم
.در واقع، بابت خیلی از شیطنتهایی که سرت درمیاوردیم متاسفم
شیطنتها؟
.تو باعث شدی حس کنم بخشی از اون گروه هستم
.اونها بهترین دوران زندگیم بودن
.پس فکر کنم باید بیشتر در مورد این گروه بهم بگی
دیگه چیکار کرده؟
...یه بار یواشکی زد تو دفتر مدیر
.فقط برای اینکه با یه پسره روی میزش لاس بزنه
.ببین، من یادمه که تو بودی که زدی تو دفتر مدیر
.و من فقط از روی کنجکاوی دنبالت اومدم
.پائولا کجاست؟ همین دور و بره، یه جایی هست
!این خیلی عالیه
.انگار همه گروهمون دوباره دور هم جمع شدیم. خب، تقریباً
اوه، آره. سر دسته کجاست؟
ریک، ریک خودمون. ریک کجاست؟
.شنیدم به خاطر سرقت از یه مشروبفروشی دستگیر شده
اوه خدای من، شوخی میکنی؟ اون این کارو کرد؟
.من فقط چیزی رو میدونم که توی روزنامهت خوندم و هر چی مینویسی رو میخونم
.ممنون. لطف داری
.خب، الان چیکار میکنی؟ من یه وکیل دعاوی خسارت شخصیام
.جالب به نظر میرسه
.خب، نیست
.اما قانونیه، فقط به زور
.قسط خونه رو میده
.دلم برای خوشیهایی که داشتیم تنگ شده
.آره، منم همینطور
.تاد. بالاخره پیدات شد عزیزم
.اوه، و تو هم که اینجایی
.داشتم فکر میکردم که جرئت میکنی بیای یا نه
.منظورت از "جرئت" چیه؟ اوه، تو نقل محفل مهمونی هستی
...میدونی، میتونی سانفرانسیسکو رو با نصیحتهای پر مغزت گول بزنی
.اما نمیتونی ما رو گول بزنی
.ما همه تو رو میشناسیم، عزیزم
کافیه. منظورت چیه؟
.یعنی تو یه دروغگویی
...تنها چیزی که به خاطرش شناخته شده بودی
.دروغ گفتن و جا گذاشتن و دزدیدن دوستپسرهای بقیه بود
...فیبی، میخوای اجازه بدی یکی
با اون کلاه کاسکت گنده که به جای مو گذاشته باهات اینطوری حرف بزنه؟
...خدا وکیلی پائولا، فقط به خاطر اینکه تاد از فیبی خوشش میومد
.لازم نیست اینقدر بدجنس باشی
.بدجنس نیستم، دارم در حقش لطف میکنم
...برای بقیه دنیا ممکنه "از فیبی بپرسید" باشی
.اما برای ما، همیشه فیبیِ مفتبر خواهی بود
حالت خوبه؟
.هی
.بریم برقصیم
هی، چرا به اون دختره نگفتی بره گورشو گم کنه؟
فیبی؟
خب، الان چی شد؟
.تو بگو. من که هیچ ایدهای ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.