Where the Crawdads Sing

Where the Crawdads Sing

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Where The Crawdads Sing 2022 1080p WEBRip DDP5 1 x264-c0kE JiG
Komentar oleh JiG
زیرنویس از صاحب هماهنگ با نسخه وب ریپ از جیگ برای اطلاعات بیشتر به کانال زیر مراجعه کنید @Bluray1080pJiG

Tag

webrip
web
x264
brip
1080
Diterbitkan pada: 2022-10-19
Unduhan: 109
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫چند وقته همدیگه رو ندیدیم، اوکّوتسو؟

مرداب، باتلاق نیست.‏

مرداب فضایی از نوره.‏

جایی که علف در آب رشد می‌کنه...‏

و آب به آسمون می‌ریزه.‏

‏« جایی که صدای خرچنگ‌ها به گوش می‌رسد »‏

در میان مرداب، همین گوشه و کنارها...‏

باتلاق حقیقی وجود داره.‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

باتلاق از تمام جوانب مرگ آگاهه.‏

و لزوماً اون رو یه حادثۀ ناگوار نمی‌شناسه.‏

به عنوان گناه که قطعاً نه.‏

فکر می‌کردم چیس اندروز عاقل‌تر از این حرفا باشه.‏

بهترین مهاجمی که تیم شهر به خودش دیده.‏

پسرا؟

اینا ردپاهای شما هستن؟

بله، آقا.‏

پس ردپای اون کجاست؟

فکرهای دیوانه‌واری به کلۀ بعضی بچه‌ها خطور می‌کنه...‏

مست می‌کنن...‏

و فکر می‌کنن شکست‌ناپذیرن.‏

چیس اندروز که بچه نبود.‏

هی، این‌جا رو نگاه کن.‏

خودش این دریچه رو باز کرده؟

ممکنه یه حادثه بوده باشه.‏ هر دو مثل هم‌ان.‏

زمان مرگ بین نیمه‌شب تا 2 بامداد.‏

دلیل مرگ، ضربۀ ناگهانی در اثر...‏

سقوط از ارتفاع 20 متری.‏

با توجه به خون و موئی که رو میلۀ نگهدارنده پیدا کردین...‏

حدس می‌زنم به‌خاطر برخورد اولیه بوده باشه.‏

به قول مردم...‏

تو راه افتادن پشت کله‌ش داغون شده.‏

اگه پشت سرش به میله خورده پس حتماً از پشت افتاده، درسته؟

از نظر من بله.‏

یعنی ممکنه هلش داده باشن.‏

هیچ اثرانگشتی روی میله و نرده‌ها نبود.‏

هیچ اثرانگشتی؟

از چیس هم هیچی نبود؟

هیچ اثرانگشتی، هیچ ردی.‏

یه‌سری...‏

نخ‌های قرمز روی ژاکتش پیدا کردیم.‏

گزارش آزمایشگاه آتلانتا تازه به دستم رسیده.‏

این الیاف مربوط به هیچ‌کدوم از لباس‌های تنش نیست.‏

‏- به‌نظر پشمه.‏ ‏- ممکنه...‏

‏- واسه زیرپوش باشه یا شال.‏ ‏- لعنت، ممکنه واسه هرچیزی باشه...‏

و باید پیداش کنیم.‏

همسر زیبا. خانوادۀ خوب.‏

فکر نمی‌کردم کسی دلش بیاد چیس رو بکشه.‏

بی‌خیال، خودت می‌دونی چیس چطور بود.‏

وحشی، مثل گاو نری که ولش کرده باشن.‏

پشت سر مرده بد نگو، فرانک.‏

فقط دارم می‌گم از نظر من اینکه کسی بخواد اونو بکشه ممکنه.‏

‏- آقای میلتون.‏ ‏- سلام، سندی.‏

‏- همون همیشگی؟ خوراک برانزویک؟ ‏- کارت درسته.‏

نظر تو درمورد پروندۀ چیس اندروز چیه، تام؟

من بازنشسته شدم،‏ دیگه کاری به این چیزها ندارم.‏

صحیح.‏

ممکنه کار اون زن ساکن مرداب باشه.‏

اون‌قدر دیوونه هست که دست به این کارها بزنه.‏

مطمئنم یه ریگی به کفشش هست.‏

برادرم همیشه بهم می‌گفت دختر مرداب یه انسان‌نماست.‏

می‌دونی، چیس اندروز بی‌چاره طرف‌های مرداب زیاد آفتابی می‌شده.‏

چیس اندروز و دختر مرداب؟

امیدوارم این مشکل ساز نشه.‏

به‌نظرت واقعاً چه اتفاقی افتاده، فرانک؟

می‌گی دختر مرداب چیس رو کشته؟

نمی‌دونم. حقیقت آشکار می‌شه.‏

این پرها و چیزهای دیگه رو نگاه کن.‏

اون دانشمنده؟

یا جادوگر؟

خانم کلارک؟

‏- از کلانتری اومدیم.‏ ‏- کلانتر.‏

نگاه کن.‏

برای اون ممکنه حکم دستگیریش صادر بشه.‏

در معرض دیده...‏

می‌تونیم به‌زور وارد بشیم، کلانتر.‏

ولی این در اصلاً قفل نیست.‏

اون‌جاست.‏

کلانتری شهر.‏

موتور قایق رو خاموش کنین.‏

مستقیم برو، مستقیم برو.‏ دنبالش کن.‏

‏- تو گناهکاری!‏ ‏- تو چیس اندروز رو کشتی!‏

‏- به سزای اعمالت می‌رسی، دختر مرداب!‏ ‏- تو زندان بپوس!‏

کجا رفتی، کیتی؟

لطفاً بمون.‏

بیا، کیتی، کیتی.‏

خانم کلارک؟

من تام میلتون هستم.‏

وکیلم.‏

می‌تونم بیام داخل؟

ممنونم، آقای فریزر.‏

احتمالاً می‌دونی که به‌خاطر قتل...‏

چیس اندروز این‌جایی.‏

و...‏

منم این اجازه رو کسب کردم که تو دادگاه ازت دفاع کنم.‏‏

می‌دونم قبلاً تو همچین شرایطی نبودی...‏

پس می‌تونم دادگاه، روند محاکمه...‏

و این چیزها رو برات توضیح بدم.‏

امـم، خانواده‌ای داری که احتمالاً بخوای کنارت باشن؟

خانم کلارک...‏

دقیقاً نمی‌دونم چطور اینو بگم.‏

ولی...‏

خب...‏

من تو رو با اسم کاترین دنیل کلارک می‌شناسم...‏

ولی این‌جا توی بارکلی کوو...‏

با این اسم صدات نمی‌کنن.‏

بهت می‌گن دختر مرداب.‏

و وقتی وارد دادگاه بشی...‏

مورد قضاوت هیئت منصفه‌ای قرار می‌گیری...‏

که تو رو فقط با این اسم می‌شناسن.‏

و چه تو رو بشناسن و چه نشناسن،‏ قراره قضاوتت کنن.‏

ولی...‏

من نمی‌تونم کمکت کنم...‏

مگر اینکه بشناسمت.‏

حتی تا حد خیلی کمی.‏

خیلی خب، پس...‏

بعداً برمی‌گردم تا بتونی به این موضوع فکر کنی.‏

در ضمن اینم برات آوردم...‏

تا با خوندنش مشغول بشی.‏

آقای فریزر.‏

مردم موجوداتی رو که...‏

تو صدف زندگی می‌کنن، فراموش می‌کنن.‏

من زمانی یه خانواده داشتم.‏

بهم می‌گفتن «کایا».‏

‏ ‏

کایا.‏

کایا؟

بهتره زیاد دور نشی.‏

بگیرش، بگیرش.‏

حالا این خوک کوچولو رفت مغازه.‏

تکون نخور.‏

این خوک کوچولو موند خونه.‏

این یکی روست بیف خورد.‏

این خوک کوچولو هیچی واسه خوردن نداشت.‏

و...‏

این خوک کوچولو...‏

تا خونه همش دستشویی داشت!‏

دختر خاص خودمی.‏

سلام، جودی.‏

سلام، تیت.‏

میای بریم ماهیگیری؟

اصلاً وقت ندارم.‏

‏«اصلاً» کلمه حساب نمی‌شه.‏

هی!‏

چند بار بهتون گفتم سراغ قایق‌ کوفتی من نرین!‏

برو تو خونه! مخت عیب داره؟

بیا!‏

دیگه اون روی منو بالا آوردی.‏

باید احترام گذاشتن یادت بدم.‏

فهمیدی؟

‏- کافیه! داری اذیتش می‌کنی!‏ ‏- هی!‏

‏- به بابام نزدیک نشو!‏ ‏- گمشو!‏

دوباره این‌جا پیدات بشه بهت شلیک می‌کنم.‏

‏- فهمیدی؟ ‏- دیگه آروم باش.‏

خفه شو!‏

خفه شو!‏

‏- ولم کن.‏ ‏- نشونت می‌دم!‏

لطفاً بس کن!‏

مامان!‏

مامان؟

مامان هیچ‌وقت برنگشت.‏

بقیه هم مجبور شدن مثل اون از خونه برن.‏

مورف اول از همه رفت.‏

چند ماه بعد...‏

مندی و میسی رفتن.‏

و در نهایت...‏

جودی.‏

کایا.‏

کایا، گوش کن.‏

باید برم، کایا.‏

دیگه نمی‌تونم این‌جا زندگی کنم.‏

کایا، مراقب خودت باش.‏ فهمیدی؟

اگه تو دردسر افتادی...‏

فرار کن به اعماق مرداب...‏

برو جایی که صدای خرچنگ‌ها به گوش می‌رسه.‏

چیزی که مامان همیشه می‌گفت.‏

بدو!‏

جودی!‏

از اشتباهات بقیه یاد گرفتم که چطور با اون زندگی کنم.‏

سر راهش سبز نشو.‏

نذار تو رو ببینه.‏

خودت از خودت مراقبت کن.‏

با جودی بارها به مرداب رفته بودم.‏

ولی تنها هرگز.‏

نمی‌دونستم خونه از کدوم طرفه.‏

لعنت بهت که منو این‌جا تنها گذاشتی، جودی!‏

لعنت بهت.‏

خوبی؟

تو خواهر جودی کلارک هستی.‏

بودم.‏ اون رفته.‏

‏- راه خونه رو بلدی؟ ‏- آره.‏

اشکالی نداره، منم همش گم می‌شم.‏

اگه باز دوباره همو دیدیم،‏ اسم من تیت‌ـه.‏

تیت.‏

اون پسر چیزی داشت که باعث می‌شد...‏

دردی که در حال تحملش بودم کم بشه.‏

برای اولین بار بعد از رفتن مامان و جودی...‏

چیزی جز عذاب حس کردم.‏

More Farsi Persian subtitles for Where the Crawdads Sing

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left