200 baris pertama.
.فصل شکار...تمومه
.هی ،بوراخ .وقتشه بیدار بشی
اگه قراره تمام روز بخوابی نمیتونی توی .این آپارتمان بمونی
.بوراخ ،پاشو- خیلی خب-
ساعت چنده؟- 8-
صبح به این زودی اینجا چیکار میکنی؟
...زنم داشت رو مخم راه میرفت
.و من میخواستم فیلممو تا آخر ببینم
نباید بری آدوراما؟
.بهشون گفتم پسر کوچیکم مریضه
.حالا پاشو ،زودباش- !پا شدم ، پا شدم-
.ولی گوش کن، دلیل خوبی دارم که برای دیر خوابیدنم
باشه؟- جدی؟ چی هست؟-
.بعد غذا تمام شب با یه دختر بیرون بودم
کی؟ لیبا ماندلبام؟
!نه دیوونه شدی؟
.نه، یه شیکسا بود (دختر نجیبِ یهودی)
آره- مزخرف نگو-
.به تورات قسم .خوشگل ترین دختر بود. خیلی باهوش بود
.خیلی سطحش از من بالاتر بود
.خیلی به من علاقه داره
...هر جور سوال شخصی ای ازم پرسید
.انگار داشت امتحانم میکرد
.صبرکن ببینم اون یه نویسنده ست؟
.آره ،نویسنده ست
از کجا فهمیدی؟
تنها دلیلی که یه شیکسا با داغونی مثل تو حرف میزنه
...یا به خاطر اینه که
،میخواد داستانتو توی یه فیلم مستند بگه
...یا
.اینکه میخواد تو رو از دنیای یهودیت خارج کنه
باشه؟ بهم اعتماد کن
خب؟ این مشکلش چیه؟- هیچی-
.البته اگه بتونی درش بزاری
.اون گفت امشب میتونم باهاش بپرم یا نه
اینجا؟- آره-
،تا وقتی که عکس نگیره
.یا اسمی نگه
.برام مهم نیست
باشه ،ممنون- مشکلی نیست، من میرم ،خداحافظ-
.و بابت همه چیز ممنون
حالا هیچی
میتونی با تمیز کاری کردن تو روز شنبه ازم تشکر کنی ،خب؟
.خداحافظ- .خداحافظ-
- اوه! آره - آره
محکمتر
!ایول
- اوه، لعنتی - اون شروع کرد سمت من داد زدن، چون من...
با یه نفر سوار یه ماشین شدم؟ خدا لعنتش کنه
دست از جندهبازی بردار؟
و بخاطر اینکه یه لیوان تو اتاقم جا گذاشتم سرم داد میزنه؟
این دیوونگیه، به خدا قسم
- سلام - کی اونجا بود؟
- من اونجا بودم، دقیقاً - ببخشید، نفهمیدم که...
به خدا قسم، دارم دیوونه میشم. دارم تبدیل به...
لعنتی. یعنی نمیتونستی اینو بذاری صندوق عقب؟
- مثلاً، این یارو... - ببخشید
به خدا قسم میخورن که کلِ ماشین مال اوناست
به خدا قسم
واقعاً نمیتونم این شرایطو برات توضیح بدم
و نه. توام نمیتونی اونو بیاری
چون اون از اینکه من اون روز بهش گفتم،
ممهش بیرونه، خوشحال شد
مثل یه عوضی اینور اونور میرفت
و قدر دوستی منو نمیدونه
و اگه تو هم قدر دوستیِ منو نمیدونی،
پس در حد ما نیستی. به همین سادگی
به همین سادگی. حقیقتاً
خب، لعنتی. فکر کنم، لعنت!
نه، بخاطر این یاروئه. به خدا قسم!
- هی - سلام
بیا تو
.ممنون
اوضاع چطوره؟- - خوبم، تو چطور؟
درواقع، خیلی خوبم. به تازگی شروع به نوشتن مقاله برای مجلهی وایس کردم
اوه، تبریک میگم (اصطلاح یهودی)
- عالیه - خیلی جالبه که اینو میگی
عملاً دارم یه داستان درمورد گروه یهودیهایی مینویسم
- که از جامعهی خودشون طرد شدن - ایول
اونا میدونن که داری درموردشون یه داستان مینویسی؟
شوخی کردم
- ها - خب، هیچ سیگار قلمی برام نمونده
- ولی بقیهی چیزا رو دارم - خیلیخب
ایول.
درواقع، دیشب به یه جایی به اسم چولنت رفتم
مثل جلسه های هفتگی برای هَسیدهای سابق ـه
که، مثلاً از جامعه طرد شدن. خیلی جالبه
فقط بذار اینو بردارم. فقط میخوام...
- آره، ببخشید - مشکلی نیست
آره، مثل آدماییان که نظرشون مثل اطراف اروپاییهاست
مثلاً، خانوادههاشون کاملاً رابطهشونو باهاشون قطع کردن
هیچ آموزش غیر مذهبیای ندیدن
و وقتی رفتن، به سختی انگلیسی حرف میزنن
خیلی ناراحت کنندهست
آره. خیلی سخته. اون دوتا رو بر میداری؟
- آره، این دوتا - خیلیخب، میشه 100 دلار
بذار برم کیفپولـمو بیارم
هی، سارا! سارا!
چی؟
نه
سلام!
شَـبوس!
از پیراهنت خوشم میاد
- هی، دست نگه دار - چه خبر، مَرد؟
شَـبوس! شَـبوس!
چه خبر؟
- سلام - سلام، سلام
- بیا تو، بیا تو - آره
سلام بچهها، این... آنیاست.
- سلام - آنیا، بقیه
من فقط... میشینم...
الآن برات یه صندلی میارم الآن برات یه صندلی میارم
- آره، بقیه - سلام
سلام، آنیام
- سلام - شَـبوسِ خوب
من به زنا دست نمیزنم. شوخی کردم
- اوه، خیلیخب - شَـبوس
فکر کنم یکم قاطی کردیم
- عبدالله؟ - آره رفیق، منم. بیا تو.
حالت چطوره، مَرد؟
آدامس، نعنا، شکلات دارم
اگه طعم کرهی بادام زمینی رو دوست نداری، با طعم شیر هم دارم
آب و آبمیوه هم هست، از خودت پذیرایی کن
واو، مَرد. داری یکم بیشتر پذیرایی میکنی
هی، مَرد. هرچیزی ارزش انجام دادن داره رو باید درست انجام داد، درسته؟
آره
- اوه، سلام مَرد. چه خبر؟ - اوه لعنتی، تویی
اوه خدای من. فکر کردم که صداتو میشناسم
حتی رو برنامه دقت هم نکردم
تو... موهاتو کوتاه کردی، مَرد
آره مَرد. موهامو کوتاه کردم. یکم خودمو تر و تمیز کردم
این پیراهن رو گرفتم. این ماشینو گرفتم
پخش کننده موسیقی و خوش بو کننده رو گرفتم
یه منِ جدیده، مَرد. تو چطور؟
خوبم. یه نفر دوچرخهشو به دوچرخهی من قفل کرد
- تا نتونم دوچرخهمو بگیرم - آه
حالا باید راه برم یا با مترو برم
ولی گفتم این بار به خودم حال بدم
آره مَرد. باید به خودت حال بدی، رفیق
- دنیا جای عجیبیـه - آره، واقعاً که هست
خیلی عجیبـه
میدونی، یکی که همین الآن از فرودگاه جیافکی سوارش کردم
واقعاً ازم پرسید که تا حالا داعش سعی کرده منو استخدام کنه یا نه
- اوه! جدی میگی؟ - باورت میشه؟
- آره - چیزی که اون نمیدونه،
اینه که داعش خیلی خوششانسه که تورو داشته باشه
تو آدمی هستی که مراقب آلرژی داشتن بقیه به بادومزمینی هستی
آره، مَرد
یکی از اون دیوونهها قراره به بادومزمینی آلرژی داشته باشن، درسته؟
بدون شک
اوه لعنتی
- میخوای توام بزنی، مَرد؟ - آره
نه. عکس نگیر، عکس نگیر
- نگیرم؟ - نمیتونی عکس بگیری، نه
باشه. چرا؟ فکر کردم...
فکر کردم همه تا الآن طرد شده باشن
نه، نه، نه، نه. خیلیهاشون هنوز تو فرقهن
یکی از اون لزبین ها که اونجاست، هنوز متاهلـه
- خیلیخب - اگه شوهرش بفهمه
میدونی که، تو کلی دردسر میوفته
فهمیدم، آره
اون یارو که اون گوشهست قضیهش چیه؟ اون...
- اون یارو؟ - آره
آره، اون 9 تا بچه داره
بعد از اینکه شامِ شَـبوس رو با خانواده و زنش خورد،
میاد اینجا تا با... با دوستاش وقت بگذرونه
خیلیخب
میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
چیزی که درمورد سوراخ توی پردهها میگن، درسته؟ [شایعی درمورد یهودیها که از طریق یه سوراخ توی پرده ازدواج میکنن!!]
- نه، نه، نه - نه، خیلیخب
هی، میشه... میخوای یه سلفی باهم بگیریم؟
- یه سلفی؟ - آره، فقط ما دوتا
آره، حتماً. یه سلفی - آره
آمادهای؟
ممنون
- بذار ببینیم، بذار ببینیم - آره
- بیا - اوه، خوب شده
گوشی رو بذار کنار
- میدونم، میدونم - فقط ما دوتا بودیم
با کمال احترام...
معذرت میخوام، بیا دوباره شروع کنیم
- خیلیخب - سلام، اسم من اشمولـه، چطوری؟
- خوبم - خب شنیدم تو یه نویسندهای؟
آره، آره. نه، من... برای... برای مجلهی وایس مینویسم
وایس، وایس. ماشالوم وایز رو میشناسی؟ من با اون به یشیوا رفتم
نمیشناسیش؟
نه. پس آره، متاسفم. من فقط... لحظهی احساسیای برای منه
پس، فقط بین من و تو و نه کس دیگه، گوش کن
چقدر برای اینکار پول میگیری؟
اوه، این...
من فقط یه نویسندهی استخدام شدهام
مثلاً، من... به یه اندازهی استانداردی پول میگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.