200 baris pertama.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
۱۴ ژانویه- 16 دقیقه قبل از سیگنال کمک
چرا کج شدن کشتی کم نمیشه؟
زایدل، مخزن های ضد کج شدن چی؟
- اونجا چکار دارن میکنن؟ - نمیدونم!
برو چک کن!
کجی داره بیشتر میشه.
زاویه اش الان چنده؟
۲۰ درجه و داره زیاد میشه.
توجه خدمه و مسافران!
- چه خبره؟ - کاپیتان صحبت میکنه!
کشتی باید فوری تخلیه بشه.
تکرار میکنم، کشتی باید فوری تخلیه بشه.
فوری به نقاط تجمع برین!
توجه! به همه مسافران و خدمه، کاپیتان صحبت میکنه!
کشتی باید فوری تخلیه بشه.
وای خدا!
چه خبره؟
با اتاق موتور تماس بگیر و وضعیت پروانهها رو بپرس.
اتاق موتور، پروانه ها چی؟
اتاق موتور، ژنراتور شفت پروانه اول خرابه!
ژنراتور شفت چرخش پروانه اول خراب شده!
با کشتی کارکونوشی تماس بگیر!
کشتی کارکونوشی، اینجا کشتی هولویوش!
کشتی کارکونوشی، اینجا کشتی هولویوش!
اینجا کشتی هولویوش!
اتاق فرمان کارکونوشی ۴:۳۶ صبح
هولویوش، میشنویمت.
کشتیمون ۳۰ درجه کج شده.
سیگنال تخلیه کشتی دادم.
تکرار میکنم، کشتیمون ۳۰ درجه کج شده.
سیگنال تخلیه کشتی دادم.
موقعیتتونو بگو.
هولویوش، کارکونوشی.
لعنتی!
کجایین؟
موقعیتتونو بگو. شمال آرکونا هستین یا جنوب؟
صبر کن، رادار مشکل داره.
پروانه ها رو استفاده کنین. کشتی رو به سمت باد بچرخونین.
ژنراتور شفت چرخش خرابه!
کجی خیلی زیاده، نمیتونم کمش کنم!
حالا چیکار کنیم؟
داریم سیگنال کمک میفرستیم.
سیگنال کمک!
به همه کشتی ها!
کشتی لهستانی یان هولویوش.
کجی شدیدی به سمت چپ داریم.
در موقعیت خیلی سختی هستیم.
لعنتی!
یان هولویوش، ایستگاه رون ارتباط بیسیم.
موقعیتتون چیه؟ تعداد مسافرا چند نفره؟
- ۳۹… - ۳۵.
تصحیح: ۳۵ مسافر، و ۲۹ خدمه شامل کاپیتان.
زود! بابا!
بیا!
- وضعیت موتورها چیه؟ - خوبه، ولی با قدرت بیشتر کار میکنن.
یکی از پروانه های لعنتی بالای آبه و داره خراب میشه.
- پروانه ها چی؟ - اونا خوبن.
ولی ژنراتور شفت پروانه اول خرابه.
مخزنهای تعادل چی؟
اون لعنتی ها مسدود شدن.
یان هولویوش، موقعیتتون چیه؟
تکرار میکنم، موقعیتتون چیه؟
از کولیکر اورت دور نیستیم .
از کولیکر دور نیستیم .
زود موقعیت مونو بهتون میگم.
انگار نزدیک کولیکرن.
برگردیم؟
دقیقاً کجا بریم؟
هولویوش، موقعیتتونو بگین.
آندری، موقعیتتو بگو. موقعیتتو بگو آندری!
موقعیت لعنتیمون چیه والدیک؟
رادار کاملاً خرابه!
کجی خیلی زیاده. خشکی رو نمیبینم!
تکرار، سیگنال کمک.
- زایدل، چه خبره؟ - تکون نمیخوره!
تکون نمیخوره.
- اتاق فرمان، شیرها گیر کردن. - اینجا سیگنالی نیست.
- لعنتی! - اینجا سیگنالی نیست! از دیواره خارج شو!
اینجا هیچی کار نمیکنه.
- چه خبره؟ - بیا از اینجا بریم بیرون!
۱۶ مایل دریایی از کولیکر اورت!
۱۶ مایل دریایی جنوب غربی کولیکر اورت!
ولی موقعیتی که میگن تو خشکیه کاپیتان.
چیکار کنیم؟
کاپیتان؟
مسیرمونو نگه دارین. برنمیگردیم.
هولویوش چی؟
موقعیت شونو نمیدونیم. شک دارم تو خشکی باشن.
میتونیم فرض کنیم شرق آرکونان.
۶۰ مایل شرقی؟ یعنی جزیره بورنهولم؟
سلامتی مونو به خاطر فرضیه ها به خطر نمیندازم!
مسیر به سوینوویژچه رو نگه دارین.
یان هولویوش.
یان هولویوش.
یان هولویوش.
- تموم شد. - نه، هیچی تموم نشده!
دستتو بده!
ساسنیتس – آلمان
۱۴ ژانویه، ۶:۱۰ عصر
اینجا کسی نیست.
هیچکی؟
والدیک اسکشیپت شینسکی چی؟
دوست من.
والدیک اسکشیپتشینسکی.
باهام تو کشتی بود. حالش چطوره؟
مُرده.
تو بندر. دچار حمله قلبی شد.
- آروم باش. - وای بر من!
خواب کافی نداشتی.
نیاز به خواب بیشتری داری.
بیا بریم.
ورشو - لهستان
والدکت وقتی برگرده خونه باهات حرف داره
تنبیه های اخیرش فایدهای نداشته؟
اون پیرزن کینه توز عمداً دنبالمه مامان.
این درست نیست، اون پیرزن کینه توز نیست. تو شیطونی.
- چرا دستشویی رو بستی؟ - کار من نبود.
- سلام آلوش. - سلام بچه ها.
- ضبط ماشین برای فروش داری؟ - میتونم یکی جور کنم.
ببینین، دوباره با مامانش راه میره.
همتون آخرش تو زندان تموم میکنین.
این سرنوشت طبیعیتونه.
روز خوش خانم کاشکوفسکا.
این بار چیکار کردی؟
باید باهات حرف بزنیم.
چی شده؟
میتونیم بیایم داخل؟
بیاین.
برگردان به پارسی
ما اصلاً نمیدونستیم چیزی اتفاق افتاده.
کِی میتونیم ببینیمش؟
دو روز دیگه، برمیگردوننشون به لهستان.
یکی میبرتت به سوینوویژچه.
شوهرت خیلی خوش شانس بود.
نه، ما خوش شانس بودیم.
قهوه تونو بخورین.
شتشین - لهستان دفتر شرکت ناویکا کشتی ها
تماسها از صبح شروع شدن. خانوادهها، مطبوعات، همه.
رئیس گفت جواب ندم چون فحش هاشونو سرم خالی میکنن
انگار من باعث این فاجعه هستم.
خب، حداقل تلفن رو قطع کن یا چیزی.
خوشبختی که شیفت تو نبود، مگه نه؟
چه فاجعهای. کی فکرشو میکرد؟
وکیل منتسیل رو دو روز پیش اینجا دیدم.
اومده بود مدارک برداره برای کنفرانس استکهلم.
میدونی قرار بود با کشتی دیگهای بره؟
کشتی رقیب هامون.
نگران نباش فیشو. شرکت نمیذاره ورشکست بشین.
پیوتروش! خداحافظ!
پیوتروش.
بیا داخل.
بنشین.
گوش کن…
وقتی رئیس شرکت شدم…
به خودم گفتم…
کار راحتی قبل بازنشستگیه.
همش آرامش و حقوق خوب.
چی میتونه اینجا اتفاق بیفته؟
چی میتونه اتفاق بیفته؟
بگو، تو این مسیر کوتاه به یستاد چی میتونه اتفاق بیفته؟
نمیدونم.
نمیدونم چطور اینقدر بد شد.
اصلاً خوابیدی؟
گوش کن…
یه مأموریت برات دارم.
مأموریت سختیه.
میری یولا رو ببینی.
مراقبش باش.
از طرف من و شرکت ناویکا رسمی بهش بگو
آندری مُرده.
بهشون تسلیت بگو.
هر دوتون مدتهاست همدیگه رو میشناسین،
و همدیگه رو دوست دارین. این بهترینه.
و گوش کن، بهش بگو…
میتونه روی حمایت کامل ما حساب کنه.
وضع مالیشو درست میکنیم.
نباید اصلاً نگران باشه.
لیست نجات یافتهها چی؟
داریم آماده میکنیم.
و…
آنیا منتسیل چی؟
سلام عزیزم. تو سوینوویژچه هستم.
ولی یه تأخیر کوچیک به خاطر خرابی جزئی.
چند روز اخیر هوا بد بود…
شاید چون جادوگر بابا یاگا رو
تو ماشین جا گذاشتم. دریا خیلی مواج بود.
دیروز طوفان شدیدی به پهلوی کشتی زد به حدی که…
عقب کشتی به اسکله خورد،
و بچهها دارن سعی میکنن خرابی ها رو تعمیر کنن.
تو این شرایط دوست ندارم با هولویوش حرکت کنم.
قرار بود سیستم رانش رو تعمیر کنن، ولی هیچ کاری نکردن.
خب. به آگا بگو شکلات سوئدی مورد علاقه شو براش خریدم.
ولی باید بیشتر در انگلیسی تلاش کنه.
- شاید وقتی برگشتم بریم اسکی. - آندری!
آره، دارم میام.
لطفاً ترتیب آهنگ های رادیو تروئیکا رو ضبط کن، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.