168 baris pertama.
" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "
بمب اتمی!
مخربترین سلاح در سرتاسر جهان.
سلاحی که جهان پیرامون ما را در یک ثانیه نابود خواهد کرد.
ویرانیای که به بار خواهد آورد...
رنجی که بر جانها فرو خواهد ریخت...
از ترس زخمها و بیماریهایی که ایجاد خواهد کرد...
جهان از بمب اتمی در هراس است.
چیزی که بیش از هر چیز دیگری از آن میترسیم...
تلاش برای تصاحب این قدرت جهت ایجاد وحشت، همان طمع بشری است.
طمع برای قدرت و سلطه...
باعث شد تا انسان سلاحهای هستهای بیشتری بسازد.
این داستانِ تیمی در یک ماموریت برای یافتن آن سلاحهای هستهای است.
و اینکه چگونه شروع شد...
در سال ۱۹۶۴،
همه چیز زمانی شروع شد که چین اولین آزمایش هستهای خود را انجام داد.
آمریکا که از توانایی هستهای چین به وحشت افتاده بود...
برای درخواست کمک نزد هند آمد.
یک دستگاه شنود بر روی کوههای ناندا دوی نصب شد،
که در مرز بین هند و چین واقع شده است.
این موضوع باعث آغاز مأموریتی با نام رمز...
«عملیات کلاه» شد.
مأموران سیآیاِی و یک تیم کوهنوردی از هند...
دستگاه شنود را برای نصب در کوههای ناندا دوی با خود حمل کردند.
آمریکا حقیقت را از هند مخفی کرد...
اینکه آنها دستگاهی حاوی هفت کپسول پلوتونیوم رادیواکتیو را حمل میکنند.
با شدت گرفتن کولاک...
فرمانده هندی که رهبری این سفر اکتشافی را بر عهده داشت،
تصمیم گرفت مأموریت را در نیمهراه متوقف کند.
امکان صعود نیست!
بهمن!
همگی فرار کنید!
هند بعدها متوجه شد که دستگاه هستهای مفقود شده...
میتونه باعث آلودگیهای رادیواکتیوی بشه که تا ۲۰۰ سال موندگارن.
تیمهای جستجوی زیادی اعزام شدن.
اما هیچوقت نتونستن پیداش کنن.
داستانهای زیادی بر اساس این ماجرا نوشته شد.
"جاسوسهای چینی بردنش."
"توی اعماق رود گنگ غرق شده."
"زیر یخچالهای طبیعی دفن شده."
اما تا به امروز هیچکس نمیدونه چه بلایی سرش اومده.
تا الان...
فقط تا همین الان!
"مستر ایکس"
«شهر چنای، سال ۲۰۲۴»
صبح بخیر چنای، من نلسون هستم، مجری شما!
به چیزی که میگم خوب گوش کنید.
هفتهی آینده اشتباه نکنید و به ماهابالیپورام نرید.
تدابیر امنیتی خیلی شدید خواهد بود.
چون اجلاس گروه ۲۰ قراره در چنای برگزار بشه.
شاید بپرسید، مگه این موضوع چقدر اهمیت داره؟
قطعا خیلی زیاد!
تا چهار روز دیگه، نمایندگان ۲۰ کشور...
برای شرکت در اجلاس گروه ۲۰ وارد ماهابالیپورام میشن.
این بار، ریاست گروه ۲۰ به هند واگذار شده.
امسال، اجلاسی که به رهبری هند برگزار میشه...
تمام رهبران جهان رو دور هم جمع میکنه تا معاهدهی اشتراکگذاری انرژی هستهای رو امضا کنن.
این مایهی افتخاره.
پس طبق عادت همیشگیتون، آخر این هفته سر از ماهابالیپورام درنیارید.
و از آهنگی که الان قراره پخش کنم لذت ببرید.
بسیار خب!
گاتام، سرتیم - واحد تحقیق و تحلیل هند (RAW)، نام مستعار: بیزنسمن
«دهلی نو»
خب گاتام، رکورد زیر آب رو شکستی؟
هنوز نه قربان، ولی به زودی میشکنمش!
خلاصهی ماموریت رو به گوشیت فرستادم.
این یه پروندهی پولشوییه.
امشب توی «سوکارپت»...
قراره ده میلیون دلار پولشویی انجام بشه.
این پول صرف شبکههای تروریستی میشه.
«سامپات» مهرهی اصلی این معاملهست.
این شبکه رو پیدا کن و جلوشون رو بگیر!
گاتام، این ماموریت...
باید مخفیانه و بدون حمایت پلیس محلی انجام بشه.
چه کسی را در منطقه برای پشتیبانی تاکتیکی در اختیار داری؟
راویندران: او صندوقهای دانالاکشمی چیت را مدیریت میکند.
مامور ارشد میدانی، با بیست سال سابقه در سازمان اطلاعات هند.
- کلاه ایمنیات کجاست؟ - داشتم به همین نزدیکی میرفتم.
- قبلاً سرم بود. - از موتور پیاده شو!
- بزن کنار. - یه کم باهام راه بیا قربان.
یوگی: توی دروپیدو کار میکنه.
مامور ارشد میدانی، شش سال سابقه در سازمان اطلاعات هند.
- من صلاح خودت رو میخوام. - متوجهم قربان.
«پلیس، حامی مردم است.»
جاسلین کور: متخصص تسلیحات.
شیبا: هکر تیم.
هیچچیزی تو دنیا نیست که اون نتونه هکش کنه.
انجامش میدیم خانم.
خیلی خب گوتام، من رو در جریان بذار!
اول از همه، باید رمزی که همراهشه رو پیدا کنیم.
اون یه اسکناس پارهست.
با استفاده از اون میتونیم به دلارها برسیم.
شیبا، حواست به دوربینهای مداربسته باشه و به راهنمایی کردنمون ادامه بده.
سامپات رو دیدم.
خوبه. زیر نظرش داشته باش.
دارم میام سمتت.
پلاک ۳۴، خیابون تولاسینگام.
موقعیت پلاک ۳۴ خیابون تولاسینگام رو چک کن.
بله، دارم چک میکنم!
راوی و جاسلین. historical context.
- دیدمش. - چک کنین ببینین آدمهاشون نزدیک مغازه هستن یا نه.
گاتام، یه نفر رو دیدم. historical context.
- صبر کن، مغازه همینجاست. - باشه.
ببخشید، مردی که یه اسکناس دستش باشه از اینجا رد نشد؟
داداش، بفرما.
همین الان یه جوون رفت سمت خیابون تولاسینگام.
بگو.
یه افسر پلیس میاد که یه اسکناس ۱۰ روپیهای دستشه.
باشه! فهمیدم! ردیفش میکنم!
یکی پولامون رو برده.
کی پولامون رو برده؟
- فوراً بیا خیابون تولاسینگام! - دارم میام!
بگیرش و فرار کن!
یوگی!
هی!
هی! بدو!
کیف رو بردار و بدو!
هی! پاسش بده!
هی، پرتش کن واسه من!
ماشین رو روشن کن. یالا، سوار شو!
رامش، یالا، سوار شو! (رامش، زود باش سوار شو!)
- تندتر برو! - حتماً! حتماً!
رامش، داره میاد بالا، بزنش!
هی، بزنش!
بکشش!
ولش کن!
بدهش به من.
ولش کن!
هی، پاشو!
هی، دستت زخمی شده.
بیمارستان اسام، چنای
لطفاً منتظر بمونید قربان. خانم دکتر به زودی معاینهتون میکنن.
بیشتر شبیه اتاق هتله.
اونقدر خوب هست که بشه اجارهش داد.
چطور این اتفاق افتاد؟
یه گربه چنگش زده.
- یه گربه؟ - بله!
اینطور به نظر نمیرسه.
باید واکسن کزاز بزنی.
آمپول؟
خیلی زیبایی.
اسمت چیه خانم دکتر؟
ببخشید، من از آمپول میترسم.
واسه همین دارم پرحرفی میکنم.
من اینجام که گپ بزنیم رفیق.
کیرتانا!
کیرتانا! چه اسم قشنگی!
اهل کجایی؟
شلوارت رو دربیار.
شلوارم رو دربیارم؟
صبر کن، برای آمپول زدنه.
داشتی به چی فکر میکردی؟
میشه لطفاً بیرون منتظر بمونی؟
من همین بیرون راحتم.
برو بیرون، لعنتی!
داستان داره مسیر متفاوتی رو پیش میگیره.
تولدت مبارک!
هی، چند بار بهت زنگ زدم.
چرا اینقدر جواب تماسام رو نمیدی؟
داشتم یه محموله به دبی میفرستادم.
وقتی تو محوطه کانتینرها بودم تماست رو از دست دادم.
معذرت میخوام!
تو همیشه با زبونبازی قسر در میری.
خب، چطور زخمی شدی؟
از موتور افتادم.
لطفاً مراقب باش.
گاتام!
با من ازدواج میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.