Az első 200 sor.
:آنچه گذشت
نیاز دارم که به افراد خاص و زمانهای خاص نگاه کنم
.میدونم که تئو از من خوشش میاد میتونم وانمود کنم مثلا شانسی داره
.شوهر اول لاو درخواست طلاق داد .بعدش یه دفعه مُرد
خودتو ببین، داری دنیا رو زیباتر میکنی
.نمیذارم هیچوقت بهت صدمه بزنه، مریان این دفعه یه قدم از اون جلوتر میمونم
.من و کری با چند نفر رابطه داریم
ما دوست داریم رابطهمون رو وارد سطح جدیدی کنیم
.شری و کری واسه اولین بار گزینه خوبی هستن
باز کردن ازدواجمون؟ این راه فرار نمیتونه همینجوری نصیبم شده باشه
هیچ ایدهای اونقدرام مسخره نیست
برای تو
موضوع اینه، مریان
.من به تکهمسری اعتقاد دارم حتی ممکنه بعضیا بگن خیلی روش جدیام
پس تصور کن چقدر تعجب کردم وقتی که همسرم ازم خواست درباره چندهمسری کتاب بخونم
که همچنین با نامهای سکس ضربدری، سبکزندگی
نفسنفس زدن یک ازدواج درحال مرگ شناخته میشه
تحقیرآمیزه؟
...خوب
خوش و خرم زندگی کردن یه افسانهاس»
«چون آدما ثابت نیستن
شریکمون به ما هیچ ضمانتی بدهکار نیست» «که قراره هیچوقت تغییر نکنه
باشه. بنظر احمقانه میاد
میرم یه سر به هنری بزنم فکر کنم دیگه وقت بیدار شدنشه
حالا اون بخش رو رد میشم که میگه اگه ازدواج شما پایهمحکمی نداره
رابطهضربدری فقط باعث میشه سریعتر زندگیتون نابود بشه
یا بهاصطلاح آرزوی زودگذره
بااینحال بعد مکالمهام با داتی درمورد سرنوشت شوهر اول لاو
نیازه که با احتیاط عمل کنم
.آماده باشم ولی نه هیجانزده یکاری کنم که ایده خودش باشه
تئو: هنوز هیچی فردا اول وقت چک میکنم
لاو : مرسی
لاوی که من باهاش آشنا شدم یه زن مستقل بود
از وقتی به مادری لیندا اومدیم، واقعیت اونو ناامید کرده
،میتونم یکاری کنم راحت ترکم کنه دلخوری پیش نیاد و بره دنبال سعادتش
«یه کلمه جدید یاد گرفتم. «کامپرژن
خب؟
یعنی از دیدن رابطه جنسی شریک خود با یک نفر دیگه احساس شادی کردن
هممم
مطمئن نیستم ایدهی خوبی باشه
لعنتی. زیادی هیجانی شد
فکر نکنم الان رابطهمون در سطح پایداری باشه
باشه، یهمدتی عقبنشینی میکنم
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
تو و جیمز هیچوقت از اینکارا کردید؟
نه، خیلی اهل ریسک نبود
...بعدشم
...خیلی از ازدواجمون نگذشته بود که
آره. متاسفم. خیلی متاسفم - نه، اشکال نداره -
جیمز خودشم نمیدونست چی میخواد
میخواستیم بچهدار بشیم
ولی بعدش بیخیال شد
و بعدشم مریض شد
واضحه که خیلی ترسناک بود
ولی از بیماریش مثل سپر استفاده کرد
و منم انگار اجازه نداشتم هیچوقت عصبانی بشم
خیلی متاسفم
که زنم بیشک شوهر قبلیش رو به قتل رسونده
اشکال نداره
احتمالا الان بنظرت یه عوضی میام - نه -
بدتر
جیمز اجازه داد که آدمبده داستانشون بشه
من نمیتونم آدمبده داستان خودمون بشم
گوش کن
.قرار نیست من جایی برم بیا درباره مسئله ضربدری عجله نکنیم
...فقط
من همچین کسی نیستم
ما همچین کسی نیستیم
دقیقا بخاطر همینه که قراره انجامش بدیم
« تـرجمه از سیروس فخری و تورج پاکاری » Stef@ & nHITM@N
هی، دانته. یه لحظه فرصت داری؟
هی، آره. چه خبر؟
...خوب
اگه اشکال نداره میخوام بپرسم ،که تو و لنسینگ
شما دو نفر چند وقته باهم هستین؟
بذار ببینم
،وقتی پسرای لنسیتگ سه ساله بودن باهم آشنا شدیم. پس میشه 13 سال
اگه سوالم خیلی شخصی بود، جواب نده
شما همیشه تکهمسر بودید؟
بخاطر همجنسگرا بودنم اینو میپرسی؟
...اوه، نه، نه، نه، نه. من
دارم سر به سرت میذارم
و جوابت اینکه که ازلحاظ فنی نه
از لحاظ فنی؟
یهبار سکس سهنفره داشتیم
یه سال از ازدواجمون میگذشت و زندگی رو به راه بود
بچهها، بخور و بخواب و تکرار همین چرخه
ولی لنسینگ دنبال یکم هیجان بیشتری بود - چطور تو رو قانع کرد؟ -
نیازی نبود
من خیلی عاشقش بودم
،گفتم اگه این خواستهی اونه پس حداقل باید امتحانش کنم
همین الان پای تلفن با ایمی وودراف حرف میزدم
این اسم آشنا بنظر میاد چون که...؟
اون ویرایشگر کتابهای کودکانیه که دوستشون دارم
عالیه - اوه، ایول -
زنگ زده بود بهم تبریک بگه
که به فینال مسابقات طراحی راه یافتم
تبریک میگم - که من واسش چیزی ارسال نکرده بودم -
ولی یادمه که به تو گفته بودم
...آره، آره. مُچم رو گرفتی. من
...میدونستم که میخواستی ارسال کنی، پس
دانته، یه لحظه تنهامون بذار
حرفمرو واضح نگفتم؟ تو یه مَرد متاهلی و ما سنمی باهم نداریم
نه، ما دوست هستیم. همین و بس ...اما تو داشتی آخرین مهلت ارسال رو
ازدست میدادی - درسته -
میدونستم که سرش خیلی ...خودتو بهزحمت انداختی، منم فقط
تصمیم گرفتی اینکارو برام بکنی؟
تصمیم گرفتم کمک کنم چون مطمئن بودم که برنده میشی
بنظرم باید دنیا کار تو رو ببینه
اینا مهلتهای من هستن و حق دارم ازدست بدم
آره، واضح گرفتم چی میگی
حق با توئه. گوش کن من از اونا نیستم که بخوام توی هرکاری دخالت کنم
پس خیلی متاسفم
خوبه
حالا میتونم دوباره هیجانزده بشم؟ - خواهش میکنم -
...من باید
لعنتی. البته - آره -
عالی شد. مورد احترامترین دلال مواد مادری لیندا پیداش شد
جلسهی حضانت بچه نزدیکه و یهویی سر و کله این مردک هم خیلی پیداش میشه
سلام، رایان - خوب، انگار شنگولی -
آره، از بودن جولیت اینجا لذت میبرم
هوشمندانه بود که خبر خوب رو بهش نداد
پس واسه اون چیز روز جمعه آمادهای؟ - اون چیز؟ -
که قراره قاضی رو متقاعد کنی که از دخترمون برای مجازات من سوءاستفاده نمیکنی؟
ترجیح میدم کارها رو مثل یه آدم بالغ پیش ببریم
فکر میکردم همین کارو داریم انجام میدیم
جولیت، وقت رفتنه
به این زودی؟ - بحث نکن -
بذار کمکت کنم، عزیزم
این اوضاع واسه دخترت سخته
کاش میتونستم درستش کنم میخوام تمام مشکلاتت رو حل کنم
خوش گذشت؟ خیلیخب
هنری بالاخره خوابید
هی
بیا رو تخت
همم. سعی داری جرقه رو دوباره بزنی
و من قرار نیست برات آسون بگیرمش
متاسفم
روز طولانی بود
باشه
چطور باید به رابطهمون برگردیم؟ - لاو، من فقط خستهام -
آره. یا حوصلهات سر رفته
تا اینجا که خوب پیش رفت
...نه..من...نه - ...شاید فقط -
این کاریه که ازدواج میکنه
میدونی، عاشق رابطهمون هستم
هستم...ولی این...میدونی، من یه راز میخوام
میخوام هنوز رابطه رو جذاب نگه دارم
تو جذابی - نه، منظورم توفانی باشه -
یادته، مثل اون چند ماه اول
میدونی دیگه؟ - آره -
و الان دیگه اون روزا تموم شده؟
چون من یه مادر و همسرم
نمیتونم...؟
راستش رو بگم
الان که میدونیم شری و کری سکس ضربدری میکنن
بنظرت باحالتر نمیان؟
فکر کردم همچینچیزی نمیخوای - نمیدونم چی میخوام -
من توی سن کم ازدواج کردم
خیلی چیزا هست که هیچوقت امتحانش نکردم
،خوب، اینکه بین تو و خواستههات قرار بگیرم آخرین چیزیه که میخوام
باید با ملایمت راهنماییش کنم
فانتزی تو سرت داری؟
یا تاحالا تجربهای داشتی؟
...باشه، یهبار با هماتاقیم مست کردم، میدونی
کاملا کلیشهایه - کاملا -
دیدی. حوصلهسربره
نه، شوخی کردم منم تابحال هیچ تجربهای نداشتم
پس هیچوقت سکس سهنفره نداشتی؟ - نه -
مگر اینکه سکس زیرتخت با پیچ سیلینجر و فروشنده موادش رو حساب نکنی
تابحال یه پسر رو بوسیدی؟
انجامش میدی؟
تحت شرایط درست، مشکلی نمیبینم
وای. آره، حرف زدن دربارهاشم جذابه
وقتشه برم سراغ قدم بعدی
صادقانه بگم، کتاب خوندن عالیه ولی یجورایی حس بالینی داره
میتونیم با آدمای باتجربه حرف بزنیم
زدم به هدف
مطمئنم شری و کری خوشحال میشن ما رو راهنمایی کنن
میدونم که خیلی طرفدار شری نیستی
ترجیح میدم یه کاکتوس رو بگام
فقط از رابطه کاملا فیزیکی حرف میزنیم، درسته؟
با کری و همچنین کاملا رابطه فیزیکی
آره، من هیچ تهدیدی از جانب کری احساس نمیکنم
فقط میخوایم ازشون سوال بپرسیم، درسته؟ - آره، قصد انجامش رو که نداریم -
سند فاش نکردن الزامیه
،توی اجتماعی مثل ما که رابطهی صمیمی دارن یه چیز استاندارده
پس خیلی از این کارا میکنین؟
نمیتونم چیزی رو تایید یا انکار کنم ...ولی یعنی
همهی شهروندان مادری لیندا در یه برههای این سبکزندگی رو امتحان کردن
هممم. حومهی شهرها از اونی که فکرش رو میکردم، فلاکتبارتره
...من
اوه، لعنتی
اوه آره، این لامصبها ازش اینو داره قندخونم بالا بره
...باشه. خوب
نوشجان
،خوب، وقتی این سبکزندگی رو انتخاب کردید رابطهتون خوب بود؟
نه بهخوبی الانمون
ازدواج ما بوسیله این جهشهای کوچولو محکم و پایدار شده
بریم سراغ پرسش و پاسخ
No comments yet. Be the first to leave one.