Az első 200 sor.
Meraj Masarat & ALIREZA
!هی
معذرت میخوام، رفیق .اصلا قصد نداشتیم بترسونیمت
مسئله اینه که ما نمیتونیم بریم .اونجایی که میخوایم بریم
اونوقت، شما کجا میخواید برید؟
.ما بدنبال رد پایک هستیم
دنبال پایک؟ - آره -
نقشهای که از یه لنگرگاه تهیه کردیم .بهدرد نمی خوره
.خب، شمال که بالاست .این ممکنه کمکمون کنه
شاید بهتر باشه که از خطوط ساحلی .حرکت کنید
اگه هم گم بشید جایی اتاق پذیرایی .نیست
سه کیلومتر همین مسیر رو .مستقیم برید
بعدش میرسید به یه درخت بلوط، اونجا .بپیچید سمت چپ
بعدش نیمکیلومتر برید و میرسید .به همونجایی که میخواید
خیلی ممنون - مرسی -
(در ضمن، اینجا تو جزیرهی کینگ (پادشاه .یه سری قوانین وجود داره
.باید قبل از تاریک شدن هوا برگردید .آشغال ریختن ممنوع. مشروب خوردن ممنوع
!چشم
!خب... مشروبا رو بریز تو سطل
مسخره بازی در نیار، رفیق
.روز خوبی داشته باشی - .خداحافظ -
راستی، نذار کسی اون .فلاسک رو ببینه
روزت چطور بوده؟ همهچیز ردیف بوده؟
میدونی، این رودخانه میریزه .اون پایین تو دریاچه
.ما باید اینا رو بذاریم همینجا
.ما توی یه جزیره بزرگ هستیم
ولی یه لیست از چیزای مختلف .اینجاست
.اُه، اینجا موبایل آنتن نمیده
معذرت میخوام، ولی شما فقط .میتونید به دریاچه نگاه کنید
سلام، آقای ساندرسون خونهاید؟
.راستش من میدونم همین دور و برید
آخه دودی که از دودکش میومد بیرون .رو دیدم
دارین چیزی میپزین؟
دارین تاس کباب میپزین؟ .بوی خوبی میده
.بوی یه تاس کباب خوشمزه میده
میخواین دعوتم کنید تو یکم از اون بخورم؟
هی - .برو رد کارت. من حالم خوبه -
میدونم، میدونم .من فقط دارم به وظیفهم عمل میکنم
شما تنها کسی هستید که .تو این جزیره ساکنه
مردم پیش خودشون چی فکر میکنن اگه من نیام و به همسایم سر نزنم؟
"دقیقا کدوم بخش از جمله " من خوبم برات نامفهوم بود؟
...من
از اینکه بهم سر زدی ممنونم، هنری
قابل شما رو نداشت، جناب ساندرسون
میاید تو واسه شام؟ .مزاحم نیستید
.شعاع خیلی وسیعیه
لعنتی. ما باید اون آدما رو قبل .از فرود میزدیم
.ما درگیر بعضی مسائل هستیم
.ما تشکلات درستحسابیای نداریم
.ما به افراد بیشتری نیاز داریم
آره خب، ما به چیزای زیادی .نیاز داریم
.مرز اینجا 6500 متره
مشکل ما اینه که تمام حواسمون .به کانادا هست
.کاناداییها نمیخوان از مرز ما عبور کنن
.بخاطر همینه که تُپُل نمیشیم
همه حواسشون به مکزیکیهاست .که از مرزشون عبور نکنن
.فکر کنم جای اشتباهی اومدیم
.صبر کن ببینم
جی.پی.اس کجا رو نشون میده؟
.آه، فعلا که چیزی پیدا نکرده - چه خبر از گشت ساحلی؟ -
هواپیما با فاصله کمی از زمین داشت پرواز میکرد .و بههمین خاطر نتونستن بگیرنش
تنها یه دلیل داره که یک هواپیما بدون دستگاه گیرنده ...نزدیک به زمین پرواز کنه
اونم اینه که دستگاه رادار .نتونه شناساییش کنه
و اونم بهاینخاطره که اونا دارن .یه مشت خرتوپرت خطرناک حمل میکنند
ما باید کل مسیر آب رو زیر و رو کنیم، خانمها و آقایان
.و این ممکنه کل شب وقتمونو بگیره
.درو باز کن
.ببخشید که بدون اجازه اومدیم
،ما از پلیس سوارهنظام کانادا هستیم .واسه گشتزنی به این منطقه اومدیم
ما شنیدیم که شما بخاطر ...مواد مخدر مشکوکی که
...چند ساعت پیش نزدیک مرز افتاده شده
.نیاز به کمک دارید
.ما اطلاعاتی از جزیره داریم
.و ما اومدیم بهتون پیشنهاد همکاری بدیم
،شما از حوزه خودتون خارج شدید مگه نه؟
.و ما از اسب استفاده نمیکنیم
.ببین، ما ماشین میرونیم
منظور آقای جانسون اینه که ممنون از پیشنهادتون .ولی ما نیازی به کمک شما نداریم
ما فعلا قصد همکاری با سوارهنظامِ .قرمز پوش شما رو نداریم
ولی اگه مجبور شدیم. حتما .خبرتون میکنیم
،عذر میخوام .ولی ما میتونیم مفید باشیم
ما لامپهای یدی و ژانراتور و کلی وسایل .پیشرفته دیگه داریم
اگه ما مواد رو قبل از قاچاقچیها ...پیدا نکنیم
...اونا ممکنه تا صبح نشده بیان
.و همه چیزو با خودشون ببرن
.زمان حرف اول رو میزنه
،من از نگرانی شما تقدیر میکنم .ولی من علاقهای به همکاری با شما ندارم
فعلا اوضاع اونقدر بحرانی نشده که .کمک بخوایم
.بسیارخب، بزن به چاک
هی، چیکار داری میکنی، فرنچی؟
همونطور که به افرادت گفتم .ما کمک نمیخوایم
شوخیت گرفته؟
بهنظرت من آدم با مزهایم؟
آه، راستشو بخوای، آره
بخاطر کفشامه؟
آره، یجورایی
.آخه میدونی، من چرم نمیپوشم
من از پوست حیوانات استفاده نمیکنم. این کار .بخاطر طبیعته. من به سیارهمون کمک میکنم
...تو هیچ میدونستی وقتی یه گاو میگوزه
اون گاو مسئول آلودگی یک چهارمی متان تو جهانه؟
.تکون نخور
.اسلحهت رو بنداز
.بهش شلیک کن - .نمیتونم شلیک کنم -
.ما میتونیم این کارو به دو روش انجام بدیم - .هی! رفیقتون و اسلحه پیش منه -
تو میتونی جای اون حادثه را با استفاده .از جی.پی.اس بفهمی
.و منم از کشتن زجر آور تو چشمپوشی میکنم
یا اینکه میتونیم به همین بازی .ادامه بدیم
.یافتم
خوبه. چقدر با اینجا فاصلشه؟
.وسط دریاچه .یه چند کیلومتری با ساحل فاصله داره
نمیدونم عمقش چقدره، ولی با قایق .راحت میشه رفت
مطمئنی؟ - آره -
بیاید امیدوارم باشیم خوب .بستهبندی شده باشه
.اصلا قرار نبود بره زیر آب
حرکت کنیم. باید یه سری اطلاعات .از جنگلبان بدست بیاریم
.نباید بدون اطلاعات بریم
سوار اسبهاتون بشید و به سمت .لنگرگاه حرکت کنید
تا قبل از اینکه نیروهای بعدی بیان .چهار ساعت وقت داریم
.بهتره با جیپ بریم، زودتر میرسیم
به اون دیاکسیدکربنی که تو هوا ... پخش میکنه و
.به بچهها فکر کن
سلام؟ کسی اینجا نیست؟
سلام؟
!این پایین
.خدایا شکرت .چند ساعته اینجام
.از بس گفتم کمک، خسته شدم دیگه
میشه بیاید اینجا؟ .من ... من گیر کردم
.باشه، صبر کن .الآن میام
سلام - سلام -
پس خودتو خیلی شیک و زیبا اینجا گیر انداختی؟
.آره، یجورایی دیوونه بازی در آوردم .من... یکم شاتوت دیدم
باورت میشه؟
.قوزک پام پیچید و سر خوردم
.من اینجا گیر افتادم
.خیلیخب، بهنظر زیادم بد نمیاد
...وایسا. صبر کن. آه
چی شده؟ پات چطوره؟
.یکم، درد میکنه
واقعا؟ - آره -
بذار بلندت کنم ببرمت تو جاده، باشه؟
باشه - .من همینجا میمونم -
.برگرد و من هلت میدم .باشه؟ بریم
...تو فقط، آه .من از این پشت هلت میدم
.فقط، بذار بیام پیشت
.باشه
بسیارخب. حاضری؟ - آره -
.خوبه. منو محکم بگیر - .باشه -
میتونی تمام وزنت رو بندازی رو پات؟ - حالا یکم -
میتونی؟ - آره -
اینو بگیر. من میبرمت، باشه؟
بهخاطر اینکار من کارت طرفداری .از حقوق زنم رو از دست میدم
.خب، اگه تو به کسی نگی منم نمیگم
...هی، بچهها، برج مخابرات از بین رفته
.گندش بزنن
.هیچ فرکانسی نیست .رادیوها منفجر شدن
فقط یه سیگنال جی.پی.اس از آبهای کنار .جزیره کینگ داره میاد
.دقیقا همونجاییه که اونا رفتن .اونا دارن میرن به سمت لنگرگاه
.بهنظر زیاد بد نمیاد
.باید اینو بالا نگهش داریم
باید یکم سفتتر ببندمش، اینکار باعث میشه .یکم از ورمش کم بشه
خیلیخب - خوبه. حاضری؟ -
با شمارهی سه
یک ... دو ... سه
.تو منو گول زدی
خب، تو یه نظامی هستی؟
آره. چطور فهمیدی؟
.خیلی شبیهشونی
.عکسای روی دیوارو دیدم
.عجب. من یه غواص بودم
.اونا ما رو مردان وزغی صدا میکردن
.واو. چه جالب
راستش، منظورم اینه که بستگی به میزان خطرش .هم داره
درسته. منظورم این نبود که .این کار یجور تفریحه
مثل کارهای معمولی نیست که 9 صبح بری .و 5 عصر برگردی
تو از اینکه اینجا تنها زندگی میکنی احساس تنهایی نمیکنی؟
.صدها نفر آخر هفتهها میان اینجا
...آره. اما کسی که این اطراف
.زندگی کنه نیست
دارم شبیه هرزهها حرف میزنم؟ .معذرت میخوام
.نه، نه، نه. من متوجهم .خیلی عجیبه
... من فقط ...من فقط میخوام که تنها باشم
اینطوری میتونم ذهنم رو درگیر بعضی .مسائل الکی نکنم
راست میگی. چقد وقته که اینجایی؟
سه سال - سه سال؟ -
.پس حتما تا الآن تنهایی زندگی کردن برات عادت شده
.آره. یکم عادت کردم .ولی هنوزم گاهی احساس تنهایی میکنم
.چه عجیب .تنهایی زندگی کردن و عادت به این زندگی
ممنونم، خانم
هی، قوزک پات چطوره؟
.خیلی بهتر شده
.خوبه. چون هوا دیگه داره میره تاریک شه
.نمیخوایم که برای رفتن هوا تاریک شه
.شاید بتونم با قایقم بفرستمت بری
.باشه - آمادهای؟ -
آره - ...هی، میدونی -
واسه من اشکالی نداره که خودم از آب .ردت کنم و ببرمت
.نظر لطفته .ولی خودم از پسش بر میام
بعلاوه، من که نمیخوام قایقمو همینجا .ول کنم به امون خدا
.باشه
.من فکر کنم ما باید با هم در ارتباط باشیم
No comments yet. Be the first to leave one.