Cloud Atlas

Cloud Atlas

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Cloud Atlas 2012 1080p UHD BluRay DD5 1 DV HDR x265-HiDt
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Cloud Atlas 2012 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2025-12-24
Letöltések: 24
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

آه، شبِ تنهایی

و گریه‌ی بچه‌ها تو بادی که تا مغز استخون می‌سوزه

بادی مثل این

پر از صداها

نیاکانی که سرت فریاد می‌کشن

و داستان‌ها رو واگویه می‌کنن

همه صداها یکی شدن

یه صدا فرق داره

یه صدا

اون بیرون پچ‌پچ می‌کنه و از تاریکی زاغ‌سیاه چوب می‌زنه

اون شیطونِ دندون‌تیز

خودِ جرجی پیر

ممم. حالا خوب گوش‌هات رو تیز کن

تا برات از اولین باری که همو دیدیم قصه بگم

چشم تو چشم

و این‌طور شد که با دکتر هنری گوس آشنا شدم

مردی که امیدوار بودم بتونه دردم رو درمون کنه

چیزی گم کردی؟

سوال اول

چه رازی توی گزارش سیک‌اسمیت هست که ارزش کشتنش رو داشته باشه؟

سوال دوم

آیا منطقیه که باور کنیم برای محافظت از اون راز، باز هم آدم می‌کشن؟

و اگه این‌طوره، سوال سوم: من اینجا چه غلطی می‌کنم؟

با اینکه تجربه‌ی زیادِ من به عنوان ویراستار، باعث شده

از فلش‌بک و فلش‌فوروراد و این‌جور کلک‌های مسخره بیزار باشم

اما باور دارم اگه تو، خواننده‌ی عزیز، فقط یه لحظه صبوری کنی

می‌بینی که تو دلِ این قصه‌ی جنون‌آمیز، یه منطقی نهفته‌ست

سیک‌اسمیت عزیزم

امروز صبح تیری تو سقف دهنم خالی کردم

با تفنگِ لوگر ویویان آیرز

یه خودکشیِ واقعی، یه قطعیتِ باوقار و حساب‌شده‌ست

مردم دادِ سخن می‌دن که: «خودکشی کار آدم‌های ترسوئه.»

حقیقت کاملاً برعکسه

خودکشی شجاعتِ فوق‌العاده‌ای می‌خواد

اگه مشکلی پیش اومد، فقط این دکمه رو بزنید. ممنون

از طرف وزارت‌خونه‌م و آینده‌ی «اتحاد»

می‌خوام بابت این مصاحبه‌ی آخر ازتون تشکر کنم

سلام. کارت خبرنگاری

منتظر دردسری؟

من ناشر درموت هاگینز بودم، نه روان‌کاو یا طالع‌بینش

و حقیقتِ محض و لعنتی اینه که

اصلاً روحم هم خبر نداشت اون شب می‌خواد چیکار کنه

این ساحل زمانی تالار ضیافت آدم‌خوارها بوده

جایی که قوی‌ها، ضعیف‌ها رو می‌بلعیدن

اما دندون‌ها رو، آقا، تف می‌کردن بیرون

مثل من و شما که هسته‌ی گیلاس رو می‌ندازیم دور

می‌دونی یه چارک از این‌ها چه پولی به جیب می‌زنه؟

یادت باشه، این نه بازجوییه نه محاکمه

فقط روایتِ تو از حقیقت اهمیت داره

حقیقت یکتاست

روایت‌های دیگه، ناراستی هستن

نذار بگن به خاطر عشق خودم رو کشتم

دلبستگی‌هایی داشتم، اما هر دو تو اعماق قلبمون می‌دونیم

که تنها عشقِ زندگیِ کوتاه و درخشانم کیه

بفرمایید آقای یوئینگ

این محکم‌ترین پیمانیه که می‌تونه بین دو مَرد بسته بشه

خارج از کلامِ کتاب مقدس

ممنونم، جناب کشیش هوروکس

می‌دونم پدرزنم برای این معامله خیلی مشتاقه

هسکل مور مرد بزرگیه

نسل‌های آینده به مردهایی مثل اون وابسته‌ان

مردهایی که جرأت گفتنِ حقیقت رو دارن

قطعاً

اولین باری که با نوشته‌های هسکل مور روبرو شدم

صراحتش طوری تکونم داد که انگار وحیِ الهی بهم شده

من و دکتر دانشمند، شب‌های زیادی رو صرف بحث درباره‌ی رساله‌ی آقای مور کردیم

اعتراف می‌کنم که اون دلیلِ قانع‌کننده‌ای می‌اره که چرا ما اینجا نشستیم

و داریم از این گوشتِ بره‌ی بهشتی لذت می‌بریم

در حالی که کوپاکا اونجا ایستاده

و به خدمت کردن راضیه

درسته. خب، کوپاکا

تو از زندگی اینجا کنار ما لذت می‌بری

مگه نه؟ اوه بله، جناب کشیش

کوپاکا اینجا خیلی خوشحاله

می‌بینید؟ این همون «نردبان تمدنِ» مور هستش

دلیلِ پشتِ این نظمِ طبیعی

لطفاً گایز، دیگه ساکت شو

هفته‌هاست دارم همین‌ها رو می‌شنوم

خیلی دوست دارم بدونم دامادِ خودش در این باره چی می‌گه

اوه، خب، بذارید ببینم، اوم

این پرسشیه در مورد مشیت الهی و سرشت انسان‌ها

و اون درباره‌ی سرشتِ زن‌ها چی برای گفتن داره؟

متأسفم، اما این موضوعیه که اون ترجیح می‌ده در سکوت از کنارش رد بشه

اولین کسی نیست که این کار رو می‌کنه

خواهش می‌کنم آقای یوئینگ، ادامه بدید

خب، سوالی که اون مطرح می‌کنه اینه:

اگه خدا دنیا رو آفریده، از کجا بفهمیم چه چیزهایی رو می‌تونیم تغییر بدیم

و چه چیزهایی باید مقدس و دست‌نخورده باقی بمونن؟

کشیش هوروکس خیلی دقیق می‌گه چطور مزرعه رو اداره کنیم

اون می‌گه روش جرجیایی، بهترین روشه

خدای من، این گرما طاقت‌فرساست. اونا چطور تحملش می‌کنن؟

کشیش هوروکس می‌گه برده‌ها مثل شترن، برای کویر ساخته شدن

اون می‌گه اونا مثل آدم‌های متمدن گرما رو حس نمی‌کنن

حالا دیگه باید از زیر آفتاب ببریمت کنار

و این...؟

این چه صداییه؟

اوه، اینجایی. چی شده؟

آه، آه، آه

همونیه که حدس می‌زدم. گوسانو کوکو سروِلو

که بیشتر به اسم کرمِ پولینزیایی شناخته می‌شه

یه بار مغزِ یه نفر رو بعد از اینکه کارِ کرم باهاش تموم شده بود، دیدم

مثل یه کلم‌بروکلیِ کرم‌زده شده بود. اه

اما نترس

من و این شیطونِ خاص، با هم آشناییِ دیرینه‌ای داریم

بفرما

آه، بله، بله

اوه، گلو، گلو، گلو

نمی‌دونم اگه مسیرمون به هم نمی‌خورد، چیکار می‌کردم

خب، اول از همه اینکه می‌مردی

یه راهی برای جبرانِ لطفت پیدا می‌کنم

اوه، نه، لازم نیست، بهت اطمینان می‌دم

من یه دکترم، آدام

پلنگ هیچ‌وقت خال‌هاش رو عوض نمی‌کنه. هه هه هه

سیک‌اسمیت، واقعاً امیدوارم بتونی تو قلبت راهی برای بخشش من پیدا کنی

آقای فروبیشر

آقای رابرت فروبیشر

مدیریت می‌خواد باهاتون صحبت کنه، لطفاً آقا

آقای فروبیشر، لطفاً این در رو باز کنید

می‌دونیم اون تویی آقای فروبیشر. لطفاً همکاری کن

نامه‌ای خطاب به پدرتون در حال تنظیمه، آقا

آقای فروبیشر

متنفر بودم که اون‌طوری ترکت کنم. اون خداحافظی‌ای نبود که تو ذهنم داشتم

انگار یکی خیلی عجله داره

وقتی این رو بخونی، من تو راهِ ادینبرو هستم

تو راهِ رسیدن به شهرت و ثروت

می‌دونم اسمش رو نشنیدی، اما بهم اعتماد کن

ویویان آیرز یکی از بزرگانِ موسیقیه، سیک‌اسمیت

فاجعه اینجاست که به خاطر بیماری، سال‌هاست اثر جدیدی خلق نکرده

نقشه‌ی من اینه که راضیش کنم من رو به عنوان کاتبش استخدام کنه

و تو خلقِ یه شاهکار بهش کمک کنم

هی! - ... قبل از اینکه مثل شهاب

از اوجِ آسمونِ موسیقی بگذرم

و در نهایت پدر رو مجبور کنم اعتراف کنه که بله، همون پسری که از ارث محرومش کرد

کسی نیست جز رابرت فروبیشر، بزرگ‌ترین آهنگساز بریتانیاییِ دوران خودش

می‌دونم سیک‌اسمیت، داری ناله می‌کنی و سرت رو تکون می‌دی

اما لبخند هم می‌زنی، و برای همینه که عاشقتم

پی‌نوشت:

ممنون بابت جلیقه

به چیزی از تو نیاز داشتم که همراهم باشه

سنت جرج و اژدها

بهم یادآوری می‌کنه که آهنگسازی مثل یه جنگ صلیبی می‌مونه

بعضی وقت‌ها تو اژدها رو می‌کشی و بعضی وقت‌ها

اژدها تو رو می‌کشه

بسیار خب. فروبیشر، درسته؟

امیدوارم مکراس اون‌قدری بهت یاد داده باشه که به دردم بخوری

چند ماهی هست که این ملودیِ کوتاه برای ویولا تو سرم می‌چرخه

ببینم می‌تونی روی کاغذ بیاریش

یه نت تزیینیِ ظریف قبل از ضربِ سوم

نرم و ساده، فهمیدی؟

حالا قضیه جالب می‌شه

خوبه. همون رو برام بزن

با کمال میل، قربان

اوم

تو چه گامی هستیم؟

چه گامی؟

سُل مینور، معلومه که

و کسر میزان؟

تو رو خدا، شنیدی یا نه؟

فقط یه کم زمانِ بیشتری نیاز دارم... تو نیاز داری؟

پسرِ عزیزم، کی اینجا برای کی کار می‌کنه؟

معذرت می‌خوام آقا. تو کاتبی یا عذرخواه؟

حالا خوب دقت کن

سه چهارم که تو میزان چهارم به چهار چهارم تغییر می‌کنه و تو میزان پنجم برمی‌گرده به سه چهارم

البته اگه بتونی تا اونجا بشمری

سُل سیاه، یه سکوت چنگ، تکرار سُل چنگ، بعد می‌می‌بمل روی ضربِ اصلی

و الی آخر

بسیار خب، بذار بشنومش

بس کن! خواهش می‌کنم، داری زجرم می‌دی

لابد اشتباه شنیدی؛ من گفتم یه ملودی دارم نه یه مریضی

ویویان؟

جوکاستا! نجاتم بده

اینجا چه خبره؟

یه تلاشِ بیهوده

نمی‌خوای من رو معرفی کنی؟

اصلاً فایده‌ای نداره. این پسر به اندازه‌ی بیماریِ سوزاک مفیده

خوشبختانه، خلاص شدن از دستش خیلی راحت‌تره

می‌شه لطف کنی و به هنری بگی این پسر رو راهنمایی کنه بیرون؟

بله حتماً، عزیزم

زیباست

بله

همینه

این ملودیِ منه

بی‌خیال لوئیزا! ما تقدیرمون اینه که با هم باشیم

خواهش می‌کنم لوئیزا، بی‌خیال، راه بیا. دارم بهت می‌گم

دارم بهت می‌گم عزیزم، نمی‌تونی ترکم کنی. این یه موضوع مربوط به زندگی گذشته یا زندگی آینده‌ست

من و تو مال همیم

ببین، تو این یک ساعتِ گذشته

تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید این بود که از بالکن پرتت کنم پایین

تو اصلاً فکر کردی کی هستی؟

تو برای یه مجله‌ی پاپتی، ستون‌های مزخرف می‌نویسی

آسانسور

ممنون

خوبه که می‌بینم دورانِ جوانمردی هنوز تموم نشده

خوبی؟

فکر کنم استخونی نشکسته باشه

نه، نه. بشین، تو بشین، بشین

بذار ببینم

عالی شد. برق رفت

پایانِ بی‌نظیر برای یه روزِ بی‌نظیر

هنوزم خوشحالی که دوران جوانمردی تموم نشده؟

More Farsi Persian subtitles for Cloud Atlas

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left