Az első 200 sor.
کاپیتان کید محصول سال 1945
کارگردان : رولند وی لی
ماداگاسکار
...قرنهاست که خونینترین کابین ناخدای تمام دریاها
جایی که انجمن بدنام برادریِ نفرینشده نام دارد
منتظر غارت کشتیهای بادبانی مملو از گنج از هند و کاتای بودند
و سپس بازگشت ، مست از کشتار
به دژ دزدان دریاییشان ، موسوم به آخرین امید
بیرحمترین آنها مردی بود به نام کاپیتان ویلیام کید
او با کشتی بزرگ لندنی دوازده حواریون
به فرماندهی دریاسالار لرد بلین ، روبرو شد
و در لباس یک تاجر صلحجو بیآنکه کسی متوجه شود به آن نزدیک شد
با یک حمله ناگهانی و خائنانه کشتی را به یک توده آتشین تبدیل کرد
وقتی شب فرا رسید از دوازده حواریون
روی سطح آرام تالاب ماداگاسکار
فقط مقداری هیزم سوزان برای مراسم تشیع جنازه باقی مانده بود
نگاه کن ، عجب منظره قشنگی
وقتی آتش به انبار باروت برسه قشنگتر هم میشه
هرچند حیف که تعداد زیادی دریانورد تنومند در میان اونا
مدت زیادی با ما بودن
هیچکس برای همیشه زنده نمیمونه ، آقای بویل
مرده ها هم حرف نمیزنن
پاروها رو آماده کنید ما باید این کارو قبل از مد انجام بدیم
مترجم : محسن تاج الدینی
همینجا
سریعتر حفر کنید ، اگه جذر و مد شروع بشه طناب دار گردن همه مون رو لمس میکنه
سریعتر
اونقد عمیقه که یه مردو در خود دفن کنه
بیا کمک کن رفیق
آمادهای کاپیتان؟ داره میره پایین
منتظر چی هستی؟
خب کاپیتان ، اون صندوقچه مدت زیادیه که تو کابین شماست
...و همه ما فکر کردیم که ضرری نداره
که صندوقچه رو باز کنم تا مطمئن بشیم هرچی داخلش بوده ، هنوز هم سرجاشه
فکر کنم یادته چی توش بود
آره ، یه گردنبند زمرد یادمه که از کشتی پرتغالی ال ونگار برداشتیم
همچنین تمام مرواریدهایی که از کشتی بزرگ ملکه باکره ، برداشتیم
یادمه یه مدال الماس هم بود
که از کشتی بادبانی موریایی در نزدیکی ماداگاسکار گرفتیم
مگه میشه اون تابوت نقره ای رو فراموش کرد؟
که از لرد بلین در کشتی دوازده حواریون تصاحب کردی
یکی از همین روزها گردنت میره بالای دار
تا حافظه ات به کلی از مغزت خالی بشه
حالا راضی شدی؟
بذارین سر جاش
ببرش پائین
قضیه چیه؟
یه لحظه صبر کن کاپیتان یه چیز دیگه هم هست که فراموش کردی
دیگه چی میخوای؟ فقط نیم ساعت تا مد دریا وقت داریم
شاید هم همینطور باشه ، قربان
اما قبول کن قراره همه ما سهم مساوی ببریم
سهم مساوی؟ آره
منظورم اون کلیدیه که گذاشتی تو جیبت
درست روی قلبت
بیایید همه چی رو شفاف شروع کنیم و هیچ مورد شخصی نداشته باشیم
و اگه بعضی از ما برنگردیم
باز کردن صندوق برای بقیه آسونتر خواهد بود
اگه دوباره ور زیادی بزنی؟ شکمتو پاره میکنم
آیا ما چنین اراذل بیرحمی هستیم
که رفیق مردهای رو جا بذاریم؟
بدون اینکه روحش رو به ارباب جدیدش تقدیم کنه؟
اینجا کسی آرمیده است که از راه خیانت و طمع
جان مردان صادق را به خطر میانداخت
باشد که برای ابد اینجا در شنهای ماداگاسکار
در کمال آرامش استراحت کنه
وقت رفتنه وقتشه از این محل لعنتی دور بشیم
جنتلمن اگه جنتلمن باشه پس یه جنتلمنه
همین کافیه ، آقا
من یکی از جنتلمنهای طبیعت هستم اما اگه قراره خودمو بهبود بخشم
احتیاج به خودسازی دارم ، رفیق عزیز
یه جنتلمن از این اصطلاح استفاده میکنه " رفیق خوبم "
فقط خدمتکاران پایینتر هنگام خطاب قرار دادن
یا از اون پایینتر ، آقا
میبینی؟ برای همینه که بهت نیاز دارم
برای تربیت خودم
یه جنتلمن هیچوقت دندانهاشو نمیمکه ، آقا
پرستیژ اجتماعی بسیاری از مردان به خاطر چیزای کمتری خراب شده
انگار خوب به کارت واردی
من بهترین روش رو میخوام و هزینه شو میپردازم
صد پوند در سال
نشانهای خدشهناپذیر از فردی با اراده
آقا در پرداخت دستمزد بالا به زیردستاش اکراه دارن؟
اینو نگید ، آقا صرفاً یه ویژگی ذاتیِ از تربیتِ خوب
پس شصت پوند در سال
متوجه هستید که من قبلاً هرگز سوار کشتی نشدم
اوه ، نذار این تو رو بترسونه
برعکس
در واقع ، از وقتی بچه بودم
تمایل نسبتاً ماجراجویانهای به زندگی در امتداد رودخانهی اصلیِ در حالِ تغییر داشتم
باید کاملاً آموزنده باشه ، آقا
بدون شک چیزای زیادی یاد خواهی گرفت
پس معامله کردیم؟ بسیار خوب ، آقا
دست بده
کاخ همپتون کورت
خب
این پیشنهاد شماست ، لرد بلمونت
از کاپیتان کید
برای ملاقات با سفیرمان لرد فالزورث، بادبان بکشید
و به او کاروانی امن از میان آبهای متلاطم ماداگاسکار عطا کنید
بله اعلیحضرت
که به مردی جسور و ماجراجو نیاز داره
درسته
این کاپیتان کید رو بیارید تا حسابی ازش تعریف کنیم
کاپیتان ویلیام کید
اعلیحضرت
سروران نجیب
بلمونت ، اینه قاتل جسور شما؟
از دزدان دریایی اسپانیایی؟
سرورم
من فقط یه ناخدای کشتی صلحجو هستم که با کشتیهای دیگه تجارت میکنه
بدون اینکه خیلی دقیق در مورد کسب و کارشون تحقیق کنید
و اینگونه بود که من به دست کشتی دوازده حواریون افتادم
کشتی سلطنتی که دزد دریایی شد
در آبهای ماداگاسکار
من هرگز در آبهای ماداگاسکار نبودم ، اعلیحضرت
در منتهیالیه جنوبی آفریقا بود
جایی که برای معامله عاج فیل رفته بودم
فرمانده ش کی بود؟
یکی از دریاسالاران شما ، اعلیحضرت
بنام لرد بلین
بعدش اون دزد دریایی شد
به اندازه کافی ، سروران
برای ایجاد ترس در معاملهگران صادقی مثل خودم
و اگه در این سفر موفق شدی ، کاپیتان
انتظارچه پاداشی داری؟
فقط خشنودی اعلیحضرت و برگشتن آبروی حقیر
از این جهت که مجبور شدم انگ دزد دریائی به من بخوره
من هیچ پاداشی نمیخوام جز آبروی از دست رفته
و اینکه در خدمت اعلیحضرت باشم
مگر اینکه .. خب ، اوه
در واقع مصادره زمینهای لرد بلین و لغو مالکیت او
بله
خب ، تنها چیزی که میخوام اینه که
این اشرافزادهی یاغی رو از پاشنههاش پایین بندازم
و مالکیت قلعه و زمینهاش به بنده حقیر واگذار بشه
فقط همینو میخوای ، کاپیتان کید؟
نه یه خردل بیشتر ، اعلیحضرت
هوم ، این یارو خیلی به خودش افتخار میکنه
حتماً خونش لیریز از اشرافیته
اگرچه اعتراف میکنم خیلی خوب پنهانش کرده
بله سرورم دیگه نمیشه از روی ظاهر کسی در موردش قضاوت کرد
تا اینکه بتونید وسعت مغز یه اشرافزاده رو قضاوت کنید
به خاطر گرانی کلاه گیسش
باید فرض کنم
که فرماندهی گارد شاه
تمایل دارن بامن دوئل کنن؟
یالا کاپیتان
یعنی شجاعتت از هوشت کمتره؟
نه قربان
اما من از دوئل چیزی نمیدونم
یعنی باید شمشیر بازی کنم؟
سریع ، انگار که میخوای منو بکشی
خیلی خب ، پس
عذر میخوام ، قربان
وقتی از خواب بیدار میشم سرم داغ میشه فقط میخواستم نشون بدم
و برای هدفی خیر ، کاپیتان
اعلیحضرت از کاپیتانی که انتخاب کردیم راضی هستن؟
من هیچ چیز بهتری به ذهنم نمیرسه
متشکرم ، سرورم
و حالا ، کاپیتان
ماموریت اصلی شما
قراره با یه کشتی بزرگ روبرو شوی
تاجر کوئدا
که از هند با گنجینههای عظیم در حرکته
و شما از طرف من مأموری که
در آبهای متلاطم ماداگاسکار امنیت اون کشتی رو حفظ کنی
اما اعلیحضرت فرمانده کشتی اینو قبول میکنه؟
من حکم تایید صلاحیت به عنوان اختیار کافی برای شما
خطاب به سفیرمان لرد فالزورث صادر میکنم
و در همه امور
فرمانده باید حمایت شما رو قبول کنه
و تسلیم شدن در برابر همه امور
مربوط به ایمنی کشتی
و گنجش ، اعلیحضرت
اوه ، بله
و حالا ، قربان
خدمه من
خدمه شما؟
کاپیتان کید مایله خدمه شو از بین دزدان دریائی انتخاب کنه
که حکم اعدامشون صادر شده
در نیوگیت و مارشالسی
گروهی از دزدان دریایی محکوم شده؟
بله قربان
هیچ کس مثل قاتلان محکوم به مرگ
نمیتونه چنین وفادار و شجاعانه بجنگه
اگه مطمئن باشن که در پایان سفر
شامل عفو ملوکانه قرار خواهند گرفت
اما من تو رو به خاطر رفتار خوبشون مسئول خواهم دانست
بین رفتار اونا و رفتار من ، اعلیحضرت
چیز زیادی برای انتخاب وجود نخواهد داشت
و حالا ، خداحافظ
و خدا یاورت باشه
من چیزی جز گنجشک بیلیاقت خدا نیستم
پیف
ترجیح میدهم تفاله گنداب یه بردهدار آفریقایی رو بخورم
آدام ، نذار اخلاقت دوباره تورو به دردسر بندازه
اگه قراره دارم بزنن پس چی رو از دست میدم؟
حداقل با دل و روده پاک به پای چوبه دار خواهم رفت
هی ، تو
این چه جور گوشت کرم زده بوگندوئیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.