Lost

Lost

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

lost S01E11 480
Kommentár zoheirjengir
only unzip

Címkék

480
Közzétéve: 2015-09-15
Letöltések: 60
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

. فکر مي کنم ... فکر مي کنم حالم خوبه

. گفته بودم مواظبت هستم

. ممنونم چارلي - . خواهش مي کنم -

. گوش کن - . سعيد -

. ما تنها نيستيم

... من خواب بودم ، وقتي بيدار شدم

. او داشت سعي مي کرد به بچه ام آسيب بزنه

. ما بايد همه رو بشناسيم

تو مي خواي آمار بگيري ؟

لنس ؟ - ببخشيد ؟ -

اسمت لنسه ، درسته ؟

. اتان - . رفيق ، درسته -

. مي خوام اينا رو بگيري

. اينا آرام بخشه ، خيلي ملايمه

. تو فکر مي کني من اينا از خودم ساختم

. کنار ساحل امنه . اينجا امن نيست

تو چي بهش گفتي ؟

. ما يه مشکل داريم . آمار رو ميگم

. من با همه ديدار و گفتگو کردم

. يکي از اوناي توي ليست مسافرا نيست

. اون توي هواپيما نبوده

. اتان

. اون توي هواپيما نبوده - کي توي هواپيما نبوده ؟ -

. اتان . اون مرد کانادايي . اسمش توي ليست مسافرا نبود

اون لعنتي کجاست ؟ - . نمي دونم -

. من ديروز ديدمش - کسي اتان رو نديده ؟ -

. آره ، آره ، اون رفت کمي هيزم بياره .از مسير ساحل رفت

حالش خوبه ؟ چه اتفاقي افتاده ؟

چارلي کجاست ؟ چي ؟

چارلي کجاست ؟

. اون رفت دنبال کلير

! جک

. اون داشته برمي گشته به ساحل

. کلير ... اين مال اونه

چه اتفاقي افتاده ؟ اونا کجا هستن ؟

! نمي دونم

! رد پاها

. حداقل سه رد پا با فاصله همه جا هست

. بنظر مي رسه اينجا بايد يه درگيري اتفاق افتاده باشه

چيه ؟ اون چيه ؟

... علامت کشيده شدن ، اينجا

. و اينجا

، کلير و چارلي

. اونا با هم بودن

. فکر مي کنم اونا رو گرفتن

! کلير

! چارلي - ! جک -

! کلير - ! جک -

. ردپاها هنوز تازه اس

. اين هيچ معني نداره

چطور يه مرد مي تونه دو نفر رو با هم بکشه ؟ که يکي از اونا هم حامله بوده ؟

سوال تو اشتباهه . چطور نه . چرا ؟

تو فکر مي کني اون اتان بوده ؟

فکر مي کنم مطمئناً اتان بوده ، اينطور نيست ؟

خودش تنها ؟ چطوري ؟

. ما نمي تونيم به همه توضيح بديم

مهم تر اينکه ، کي حتي مي تونه بگه اونا از ما بودن ؟

چي ؟

. سعيد گفت کساي ديگه اي هم هستن

. سعيد گفت که ما تنها نيستيم - . اصطلاحاً -

. سعيد زخميه . ما حتي نمي دونيم کجا رفته . اون داره هذيان مي گه

. من فقط چيزي رو که زمين به من ميگه بهت مي گم

خب زمين بهت مي گه از کدوم طرف رفتن ؟

. جک ، ما نمي دونيم اينجا چه خبره

. به اندازه کافي مي دونيم

ما بايد آماده بشيم . ما ميتونيم ظرف 10دقيقه به غار برگرديم

. يه گروه جستجو راه بندازيم - اونا از کدوم طرف رفتن ، لاک ؟ -

. نبض داره مي افته

. زود باش

. فشار خون داره مي افته . اون خونريزي داره

. نه ، من رگ اصلي رو گرفتم

. اون داره مقاومت مي کنه

. يک ميلي گرم اپي نفرين . بزار يه آتل اينجا بزاريم

. بسيار خب . شاهرگ بسته شد . بخيه اش کنيد

! شوک الکتريکي

شارژه ؟ - . شارژه -

. صافه

شارژ ؟ - . شارژ -

. صاف

. زودباش

. زودباش ، برگرد . بجنب

. زودباش

. زودباش برگرد

. بجنب

. اعلام کن

. زود باش ، عزيزم . برگرد . برگرد

. بجنب ، عزيزم . زودباش

. زودباش

. تو مي توني ، زودباش

. بجنب

. اعلام کن ، جک

. تموم کرده . اعلام کن

. تو اعلام کن

تو گذاشتي تنها بره ؟

. نگران نباش ، ما بهش مي رسيم

از ساحل چه خبر ؟

. هيچي ، کسي اونو نديده

. من باهات ميام - . مي دونستم ممکنه بياي -

چکار مي خواي بکني ؟

. ما بايد آب برداريم و به ساحل برگرديم

. شنيدم که يه گروه جستجو ترتيب داري مي تونم کمکي بکنم ؟

. اينجا يه جزيره متروکه

. اينجا نه هلي کوپتر هست و هشدارهاي الکترونيکي

چطوري مي خواين اونا رو پيدا کنين ؟

. با دنبال کردن ردپاي اتان

کسي نمي تونه از بيابون رد شه . بدون اينکه رد پايي به جا نزاره

... تيغه هاي پيچيده علف ، شاخه هاي شکسته

. مخصوصاً الياف گير کرده به شاخه ها

. و بله ، ما مي تونيم از کساي ديگه اگه بخوان کمک بگيريم

. من حاضرم

. پس راه بيفتيم

. من مي تونم وينسنت رو بيارم

. اون مي تونه وسايل چارلي رو بو بکشه

. و مي تونم کمک کنم

. گفتم نه ، مرد

. هي ، لاک

هي ، ببين ، خيلي از ما نمي تونيم همينجا بشينيم . و منتظر رسيدن خبر باشيم

. ممنونم . ولي ما آماده شديم . کساي ديگه فقط حرکت ما رو کند مي کنن

. باشه

. ممکنه من يه گروه ديگه تشکيل بدم

. فکر خوبيه

. ما به سمت شمال مي ريم . پيشنهاد مي کنم تو به سمت جنوب بري

. بجنب

. هرگز فکر نمي کردم اين روز رو ببينم جک

. تو توي عمل من دخالت کردي . تو روي مريض من کار کردي

. تو نبايد اينطوري عمل مي کردي

. من هيچ کاري نبايد مي کردم

. بله ، البته که نبايد مي کردي

... من اين روش رو انتخاب کردم

... روش اضطراري رو

. چون وقتي اين دختر به حال اورژانسي افتاد ، منو صدا کردند

. من درست طبقه بالا بودم

تو بايد طبقه بالا مي موندي . چطوري يه دفعه پيدات شد ؟

. يکي از پرستارها منو خبر کرد

کي ؟

اوه ، خدا رو شکر که من ، تو . و چند تا از پرستارا رو دارم که نجاتم بدن

. اون به من گفت که تو دستت مي لرزه

. دست من نمي لرزيد - . تو رگ کبدي اون رو بريدي -

. اون تو يه تصادف رانندگي بوده ، جک . اعضاء داخليش بهم ريخته بود

. تو اشتباه کردي - . اونا منو صدا کردند -

. برام مهم نيست که اونا صدات کردند يا نه

. تو اشتباه کردي - تو داري برام سخنراني ميکني ؟ -

اگه تو طبقه بالا بودي ... و من توي رستوران ناهار مي خوردم

پس چرا اونا منو صدا کردن ؟

موقع ناهار چقدر مشروب خوردي ، پدر ؟

! جک

! جک

. اين خوبه که تو داشتي دور خودت مي چرخيدي

... نه براي وضعيت جستجو ، ولي

. در غير اينصورت ما هرگز نمي تونستيم پيدات کنيم

چيزي پيدا کردي ؟

. نه

... تو بايد به غار برگردي ، پاي سعيد

. من پاي سعيد رو بستم

. شما منو پيدا کردين . ما ميتونيم کلير و چارلي رو پيدا کنيم

حالا ما ردپايي داريم که دنبالش بريم يا نه ؟

. جک ، اين اشتباه من بود - چي ؟ -

. من با اتان به شکار رفتم . زمان زيادي با اون بودم . ولي هرگز چيزي رو احساس نکردم

... ولي هر چيزي که من در مورد شکار و تعقيب کردن مي دونم

. اون هر کسي که هست ، بيشتر از من مي دونه

، اگه ما بهش برسيم

. نمي خوام به تنها فيزيکدان آموزش ديده اين جزيره آسيبي برسه

. پس برگرد ، يه پزشک باش و بزار من شکارچي باشم

حالا مي تونيم بريم ؟

. دنبالم بياين

من مي خوام کمک کنم و تنها چيزي که اونا مي تونن به من بگن اينه که برو به جنوب ؟

يعني چي ؟ يعني من جلوي دست و پاشونو گرفتم ؟

. ما همه گيج شديم ، مرد

. لاک هم مثل بقيه ما اينو حس مي کنه

خب که چي ؟

. من پنج نفر جمع کردم که با من بيان

. تا بتونيم بگرديم و چارلي و کلير رو پيدا کنيم

. حرف من اينه

، از بس مثل يه شهروند درجه دو با من رفتار کردن . دارم اينجا مريض مي شم

. چون اون کچل پير مي تونه گراز بگيره

. اون خيلي بيشتر از شکار کردن يه گراز مي دونه

. آقاي لاک يه جنگجوئه

، اون مي تونه شکار کنه

. اون مي تونه رد چيزا رو بگيره و تنها کسيه که چاقو آورده

. پس اگه من جاي شما بودم به حرف اون گوش مي کردم

. خب ، من نمي خوام که باشي

فهميدي ؟

. پيش هارلي بمون

. من ممکنه يه جنگجو نباشم ، ولي دارم مي رم به سمت جنوب

، وقتي برگردم خونه

. خودمو يه چيزي تو مايه جنگجو بحساب ميارم

. ما بر اساس ميزان ديدمون جلو مي ريم

. اينا رو گره بزنيد ، اينجوري گم نمي شيم

تو مي توني ما رو به کمپ برگردوني ، درسته ؟

. اگه اتفاقي برام نيفته

. ممکنه من بهتر بتونم علامت گذاري کنم

چيزي پيدا کردي ؟

. هنوز نه

، اگه نتوني ردشو پيدا کني - . دوباره پيداش مي کنم -

. بايد يه دقيقه استراحت کنيم تا دقتمون بيشتر بشه

مي خواي استراحت کني ؟

، الان حدود ساعت چهاره ، اگه آفتاب غروب کنه ... ديگه راهي نيست که

. الان 4:25 دقيقه اس و بله . من مي خوام استراحت کنم

مي تونم يه لحظه باهات صحبت کنم ؟

مي ميري اگه يه ذره هم به بقيه فرصت بدي ؟

More Farsi Persian subtitles for Lost

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left