पहली 151 पंक्तियाँ।
این نمایش ماپت است، با ستاره مهمان بسیار خاص ما خانم جولیت پروس
قسمت اول فصل یک 1976 - شهریور 1355
# زمان پخش موسیقی فرا رسیده است
# وقت روشن کردن چراغ هاست
# امشب وقت ملاقات با ماپت ها در ماپت شو است
# زمان آرایش فرا رسیده است
# وقت آن است که لباس مناسب بپوشیم
# امشب وقت آن است که پرده نمایش ماپت را بالا ببریم
هی، امشب یک جوک افتتاحیه برایت دارم؟
تو... اوه، این دوتا رو دوست خواهی داشت...
# برای معرفی ستاره مهمانمان
# این کاری است که من اینجا هستم تا انجام دهم
# پس واقعاً من را خوشحال می کند
# برای معرفی به شما
خانم جولیت پروس،
# اما حالا بیایید کارها را در مورد هیجان انگیزترین، الهام بخش ترین شروع کنیم
# این چیزی است که ما به آن می گوییم
# نمایش ماپت
متشکرم، ممنون، هی، گوش کنید، این یک برنامه عالی دیگر است، مردم،
منظورم این است که امشب ستاره مهمان ما یکی از
رقصندگان واقعاً بزرگ جهان است، تنها خانم جولیت پروس،
و اگر این کافی نبود، «مهنا مهنا» را هم داریم.
معنیش هر چی باشه
سلام؟ خوب، فقط یک ثانیه،
برای شماست،
مونا مونا
سوال اینه که مونا مونا چیه ؟
سوال اینه که کی اهمیت میده؟
دوستان به این فکر کنید
هی، رئیس، ماپی و من میخاستیم در مورد کاری که
امشب در برنامه انجام میدیم باهات صحبت کنیم.
روروک مخصوص بچه ها، تو امشب در برنامه اجرا نمی کنی،
عموی من که صاحب این تئاتره ، به این فکر افتاد، نه؟
در مورد نمایشی که امشب در برنامه انجام میدید به ما بگین،
اوه، آن را "سایمون اسمیت و سگ رقصنده شگفت انگیزش" می نامند.
بله، من این آهنگ را می خوانم، ببینید، و ماپی اینجا این
رقص کوچک زیبا، دوست داشتنی، شیرین و ناز رو انجام میده
قورباغه می گوید، خوب، به نظر می رسد که قضاوت هنری خود را نشان می دهد،
عمویم فکر کرد این بود
قورباغه می گوید که به نظر می رسد که اراده خود را برای زنده ماندن نشان می دهد، شگفت انگیز است،
بله، عالی است، او آن را دوست خواهد داشت، - مطمئنا،
من اغلب در اینجا به موپی فکر کردهام که در مورد بامزهترین آدم کوچک اطراف است،
او خود را قاتل می داند،
بگذار از اینجا بروم!
آن سگ گنگ، اوه، من روی صحنه هستم، وای،
حالا که اینجا هستم، اجازه دهید از این فرصت استفاده کنم
و هنرمند مقیم The Muppet Show را گونزو کبیر معرفی کنم!
ممنون، خیلی ممنون، ممنون،
امشب خانم ها و آقایان
من این لاستیک را با موسیقی "پرواز زنبور عسل" خواهم خورد.
موسیقی، استاد،
او این کار را می کند، او یک لاستیک می خورد، - شگفت انگیز!
حیرت انگیز! - خسته کننده!
به نظر می رسد که این یک حذف دیگر برای گونزو است،
آه، یوکل!
آنها از هنر چه می دانند؟
هی، کرمیت، موپی از تو می خواهد که بدانی او بسیار متأسف است که تو را گاز گرفته است.
اوه، بله، - او می خواهد شما بدانید که او بسیار سپاسگزار است
شما به او اجازه می دهید شماره "سایمون اسمیت" را انجام دهد،
اوه، خوب، خوب است،
او از شما می خواهد که بدانید او اتاق رختکن و صورت حساب ستاره خودش را می خواهد،
چی؟ این سگ دیوانه کیست؟
او حیوان خانگی مورد علاقه عموی من است،
آره!
سلام، خانم پروس، هی، گوش کن، همه چیز خوب است؟
هر گونه شکایت؟ - نه، هیچی،
با این تفاوت که قبلاً هرگز مجبور نبودم اتاق
رختکنم را با مردی که لاستیک می خورد تقسیم کنم.
به گونزو گفتم تو کوچه لباس بپوش، هی، گوش کن، باید برم بهت معرفی کنم.
شما زیبا به نظر می رسید، زیبا!
او شیرین است، برای قورباغه،
خانم ها و آقایان، خانم جولیت پروس دوست داشتنی،
او فقط ناپدید شد، چگونه این کار را انجام داد؟
احتمالا اینجوری
بله، احتمالاً او این کار را کرد،
تو چنان رقصنده ای نرمی،
از زمانی که کارمان را شروع کرده ایم، احساسی دارم که انگار پاهایم هرگز زمین را لمس نکرده اند،
آنها نکرده اند، تو روی من ایستاده ای،
اوه،
آیا شکسپیر را به بیکن ترجیح می دهید؟
من هر چیزی را به بیکن ترجیح می دهم،
اگر سیگار بکشم اشکالی ندارد؟ - اگر اصرار داری،
با تشکر
دود اذیتت نمی کند، اینطور است؟ - مدیر!
در این زمان من می خواهم اجرای خود را
از یکی از آهنگ های بزرگ زمان ما ارائه دهم.
آن کلاسیک همیشه محبوب، "تو و من و جورج"
شما میپرسید: «اما چرا»، همینطور که باید،
"آیا من هرگز این آهنگ عالی زمان ما را نشنیده ام؟"
واقعیت این است که هیچ کس تا به حال نام این کلاسیک همیشه محبوب را نشنیده است،
در تنها ضبط خود، "تو و من و جورج" دو نسخه فروخت.
من یکی خریدم و جورج یکی خرید،
کجا بودی؟
مادر خودم وقتی این آهنگ را می خوانم سمعک خود را رد می کند
# من و تو و جورج
# یک روز در پارک قدم زد
# و سپس
# دستم را گرفتی
# انگار می گویند
#دوستت دارم
# سپس
#از یک نهر گذشتیم
# و جورج در افتاد و خود را غرق کرد
# و به دریا شناور شد
#ترک کردنت
#تنها
#با من
میدونی، اون شماره ای که زدی خیلی قشنگ بود، ژولیت،
خب، ممنون کرمیت،
میدونی، من واقعا خوشحالم که اینجا با تو و همه ماپت ها هستم،
چیزی میدونی؟ من تا به حال با قورباغه صحبت نکرده ام،
خب، ما هم مثل بقیه هستیم، شاید کمی پرش تر،
اما، می دانید، ما امیدها و رویاهایمان را داریم،
اوه، آره؟ خوب، برخی از رویاهای شما چیست؟
خب...
شما ممکن است فکر کنید که من در اینجا پد لیلی را تذهیب می کنم،
اما من به عنوان یک بچه قورباغه همیشه می خواستم یک رقصنده باشم.
اوه، - اما می دانید که آنها چه می گویند:
اولین چیزی که باید روی قورباغه رفت، پاهای اوست،
میدونی همینو میگن
این خنده دار است، من هرگز نمی دانستم که قورباغه ها حس شوخ طبعی دارند،
اوه، خوب، ما مجبوریم،
گوش کن، با قورباغه ای بدون شوخ طبعی برخورد می کنی و به یک توده سبز نگاه می کنی،
بیایید با آن روبرو شویم، جولی،
قورباغه متوسط ??شما در بخش ظاهر چیز زیادی برای او ندارد،
اوه، من نمی دانم، من فکر می کنم شما بسیار جذاب هستید،
واقعا؟ - مم-هم،
شما فقط به خاطر مهمان بودن این حرف را نمی زنید؟
خوب، قطعا نه،
در واقع، من تا آنجا پیش می روم که بگویم شما رابرت ردفورد قورباغه ها هستید،
اوه، وای،
هی، همه گوش کن، آیا این را می شنوی؟
جولیت پروس فکر میکند که من رابرت ردفورد قورباغهها هستم،
هی، تو قراره زیاد به این نمایش برگردی
هی، گوش کن، آیا تا به حال رابرت ردفورد را بوسیده ای؟
نه، نه، - خوب، چطور...
بوسیدن بهترین چیز بعدی؟
یعنی می خواهی به من بگویی که PauI Newman اینجاست؟
منظورم من، رابرت ردفورد قورباغه است،
آه، خوشحالم،
اووو
بیشتر! بیشتر!
کمتر! کمتر!
خوب، منتظر طرح وسترن باشید، - هی، کرمیت، کرمیت،
آیا این صدا شبیه جان وین است؟
فوزی روی صحنه می آیی؟
هی، کرمیت، - ها؟
بله، حالا که موپی شماره بزرگ "سایمون اسمیت" را
انجام می دهد، خوب، او فقط یک پیشنهاد دیگر دارد،
گوش کن، من قبلاً اتاق رختکن خودش را به او دادم، دیگر چه می خواهد؟
خوب، این در مورد عنوان نمایش است، نگاه کنید،
No comments yet. Be the first to leave one.