Suits

Suits

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 8

रिलीज़ जानकारी

Suits Season 8 All Episodes WEB-DL x264-ION10
Suits Season 8 All Episodes 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Suits Season 8 All Episodes 1080p WEB x264-STRiFE
Suits Season 8 All Episodes HDTV x264-SVA
Suits Season 8 All Episodes 720p HDTV x264-AVS
Suits Season 8 All Episodes 480p HDTV x264-mSD
टिप्पणी द्वारा GodBless
ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◀️◀️ تمامی قسمتها▶️▶️

टैग

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
TS
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (26)
Choose the file for your episode
S08E01
Suits - 08x01 - Right-Hand Man.WEB-DL.farsi.godbless.srt 101 KB
S08E01
Suits.S08E01.HDTV.x264-SVA.FA.srt 101 KB
S08E02
Suits.S08E02.HDTV.x264-30nama.fa.godbless.srt 102 KB
S08E03
Suits.S08E03.HDTV.x264-30nama.fa.srt 104 KB
S08E04
Suits.S08E04.HDTV.x264-KILLERS.30nama.fa.srt 102 KB
S08E05
Suits.S08E05.HDTV.x264-SVA.30nama.fa.srt 97 KB
S08E05
Suits.S08E05.HDTV.x264-SVA.srt 76 KB
S08E06
Suits - 08x06 - Cats Ballet Harvey Specter.HDTV.SVA.fa.30nama.srt 106 KB
S08E06
Suits - 08x06 - Cats Ballet Harvey Specter.WEB-TBS.fa.30nama.srt 106 KB
S08E07
Suits - 08x07 - Sour Grapes.WEB-METCON.fa.30nama.srt 101 KB
S08E07
Suits.S08E07.HDTV.x264-SVA.fa.srt 101 KB
S08E08
Suits - 08x08 - Coral Gables.WEB-DL.FAFA.srt 98 KB
S08E08
Suits.S08E08.720p.HDTV.x264-AVS fa.srt 91 KB
S08E09
Suits - 08x09 - Motion to Delay.WEB-DL.fa.srt 98 KB
S08E09
Suits.S08E09.PROPER.HDTV.x264-KILLERS.fa.srt 98 KB
S08E10
Suits.S08E10 - Managing Partner.720p.WEB.X264-METCON - mxx.srt 76 KB
S08E10
Suits.S08E10 - Managing Partner.720p.WEB.X264.fafafa.srt 98 KB
S08E10
Suits.S08E10.720p.WEB.X264-METCON (No-HI).srt 75 KB
S08E10
Suits.S08E10.720p.WEB.X264-METCON fa.srt 98 KB
S08E11
Suits.S08E11.720p.HDTV.x264-KILLERS.30NAMA.srt 110 KB
S08E12
Suits.S08E12.720p.HDTV.x264-AVS.30nama.com.srt 103 KB
S08E12
suits.s08e12.internal.720p30nama.srt 98 KB
S08E13
Suits.S08E13.720p.HDTV.x264-AVS.30nama.srt 96 KB
S08E14
Suits.S08E14.1080p.FULL.HD.WEB.METCON.30nama.srt 104 KB
S08E15
Suits.S08E15.1080p.WEB.X264-METCON.30nama.srt 94 KB
S08E16
Suits - 08x16 - Harvey.KILLERS.30nama.com.srt 95 KB
Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें
Translate with Pro
Show all subtitles
प्रकाशित: 2019-06-03
डाउनलोड: 143
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

‫آنچه در "دادخواست‌ها" گذشت...

‫تو دنبال کدوم یکی از موکلهام هستی؟

‫چون هردو میدونیم نمیتونی ‫«فایزر» داشته باشی.

‫- چرا میتونم. ‫- پس شریک رسمیت کن.

‫نباید همینطوری اسم یه نفرو بزنی به دیوار

‫تا موکل بدست بیاری.

‫من فقط اسم اونو نزدم «لوئیس».

‫دارم یه حرکت انجام میدم.

‫نمیگم «دانا» لایق ترفیع نیست،

‫فقط دارم میگم شریک شدن یه معنی میده.

‫و نگرانم که شریک بودن در اینجا

‫اون معنی قبلی رو نمیده.

‫این واقعاً کار باارزشیه.

‫تمام شبو بیدار موندم.

‫اما فکر کردم شیفت شبو ‫رفتی پیش پسرت.

‫به همسرم گفتم باید شیفت ‫دیشب و وایسه.

‫فکر کردم شاید به یکم ‫کمک نیاز داشته باشی.

‫مطمئنی؟ ‫مراقب سرش باش.

‫آفرین.

‫خدای من، «گوردون» واقعاً ‫نمیخواد مسئولیت قبول کنه.

‫اون فقط میخواست یه معامله جوش بخوره

‫تا بتونه آدماشو برگردونه،

‫تا بتونن با «زین» همدست بشن،

‫اونوقت ما باید جمع کنیم بریم.

‫من تازه فهمیدم دوتا همکارام

‫قصد دارن از پشت ‫بهم خنجر بزنن.

‫لعنت بر شیطون «لوئیس». ‫دارم تمام تلاشمو میکنم.

‫خب پس یه کار دیگه بکن،

‫چون دادن مسئولیت به تو اونم

‫نیم ساعت قبل از سقوطمون ته دره

‫راه حل نیست.

‫فقط اومدم مطمئن بشم ببینم کارهای اداری برای

‫پیوستن موکلت به شرکت جدید ما تموم شده یا نه.

‫امروز رفتم «اندی فورسایتُ» دیدم.

‫رفتی در مورد سفر ما به سیاتل ‫ملاقاتش کردی؟

‫اگه قراره همچین تغییری

‫تو زندگیمون بدیم الان وقتشه.

‫پس عروسی چی میشه؟

‫میتونیم جلو بندازیمش.

‫اگه یه چیز یاد گرفته باشم،

‫تا وقتی تو کنارم هستی هیچ کاری

‫نیست که از پسش بر نیام.

‫تو همون شوهری هستی که ‫همیشه میخواستم.

‫بیصبرانه منتظر شروع ماجراجوییمون هستم.

‫من و «ریچل» یه فرصت برای

‫اداره یه شرکت تو سیاتل داریم.

‫- «مایک»... ‫- «هاروی»،

‫من همچین آدمی هستم ‫همیشه این بودم.

‫وقتشه «هاروی».

‫بهت میگم چیکار کنیم «رابرت».

‫دختر کوچولوت تازه ازدواج کرد،

‫میخوام بهت یه لطفی کنم.

‫فامیل تو اول میافته.

‫نه نه.

‫فکر کردی نمیدونم میخوای چیکار کنی.

‫اونوقت مدیونت میشم، اسم تو اول میره.

‫ینی من مدیونت بشم؟

‫تو مدیونم هستی من زندگیتو نجات دادم.

‫خب، اونکارو کردی چون ما تورو

‫تو وضعیت بدی قرار دادیم.

‫وایسا، این شد به ضررم.

‫خدای من، خودمو تو چه بدبختی انداختم؟

‫بهت میگم چی.

‫یا با خودت یه «زین استکتر لیت» همراه کردی.

‫یا «اسپکتر زین لیت».

‫در هر صورت...

‫«لیت» میره آخر.

‫هی.

‫میخوای بریم بیرون یه همبرگر بزنیم؟

‫میخوام ولی الان دو صبحه.

‫اگه الان برم بیرون پی همبرگر،

‫تنها چیزی که نسیبم میشه طلاقه.

‫دریافت شد، از آشپزخونه یکی برات میارم.

‫آره من طبقه پایینم.

‫تو یه کادویی جایی قایمش کن.

‫ ‫ «: مـتـرجـم: مـــرتـــضــی :» ‫.:: GodBless ::.

‫ -| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در اینستاگرام ما |- ‫.:. @30nama_com .:.

‫- زود اومدی. ‫- آره.

‫میدونم همین موقعها زمان دویدنت تموم میشه.

‫ببین «هاروی» اگه اومدی در مورد

‫همکاریم با «لوئیس» وقتی نبودی حرف بزنی...

‫نه، اصلاً نمیدونستم همچین اتفاقی افتاده.

‫خب پس بهتره الان در موردش بشنوی.

‫من برای نجات شرکت یه ایده بهش دادم

‫که باعث میشد من موقتی قائم مقام بشم

‫و اونم زیاده روی کرد.

‫بذار حدس بزنم، اون فکر کرد ‫دنبال من بودی.

‫«هاروی» من هرگز همچین کاری باهات نمیکنم.

‫میدونم، اما نیومدم در مورد این ‫باهات حرف بزنم.

‫اومدم بهت بگم از امروز صبح

‫با «رابرت زین» ادغام میشیم.

‫- چی؟ ‫- «الکس».

‫باورم نمیشه.

‫وقتی اومدم اینجا تو گفتی اسم من

‫به عنوان نفر بعدی میره.

‫میدونم اما این

‫تنها راه نجات شرکت بود.

‫و تو هم مثل من میدونی،

‫«زین»، بیشتر از من و «لوئیس»

‫رو همدیگه یه شریک رسمی بوده.

‫خیلی خب میفهمم.

‫اما ما با هم توافق کردیم.

‫و میخوام همین الان بهم قول بدی ‫که بهش عمل میکنی.

‫بهت قول میدم، نام تو به عنوان نفر دوم میره.

‫خیلی خب.

‫یه چیز دیگه.

‫«لوئیس» قبل از امروز ‫صبح در مورد ترکیب چیزی میدونست؟

‫آره چطور؟

‫چون اگه اون در موردش بهم نگفته،

‫پس ینی بهم اعتماد نداره.

‫که ینی موضوع رسمی شدن شراکت من...

‫«لوئیس» مشکلی پیش نمیاره «الکس». ‫- و اگه اینطور نباشه چی؟

‫همونطور که گفتم، بهت قول میدم.

‫معلومه که اینکارو برات میکنم.

‫من برات همه کار میکنم چون دوستت دارم.

‫قول میدم دیگه بحثشو پیش نکشم.

‫هیچوقت مجبور نمیشیم یه ‫گربه "مین کان" بگیریم.

‫- «شیلا»؟ ‫- آره.

‫بهرحال، گفتم بیای اینجا چون میخواستم...

‫«کاترینا» چیزی شده؟

‫هیچی فقط، میخوای گربه‌هارو رد کنی؟

‫«لوئیس» اونم بعد از تمام مسائلی ‫که تورو درگیر کرد، مطمئنی؟

‫آره، تازه،

‫هنوزم قصد داره موهاشو کوتاه کنه.

‫- خب، برات خوشحالم. ‫- منم برای تو خوشحالم.

‫چون امروز روزیه که قراره کاری کنی

‫دوتا معشوقه بزرگت کارآمدتر بشن.

‫بهم نگو، ما داریم با «زین» ترکیب میشیم؛

‫ما بیشتر از اونی که بتونیم ‫مدیریت کنیم کارمند داریم؛

‫و تو به کسی که در هر دو شرکت

‫کار میکنه نیاز داری ‫تا ضعیفترهارو بکشه.

‫دقیقاً. و حالا میخوام یه لیست از

‫ده ناکارآمدترین کارمندهارو برام تهیه کنی

‫بدون اینکه اسمشون یا هرچیزیو بهم بگی

‫که مثلا از «زین» هستن یا از ما.

‫فهمیدم.

‫و «کاترینا»؟

‫از اینکه نگران من و «شیلا» هستی ممنونم.

‫«لوئیس» میدونی که من بهت

‫در یه سطح غیرجنسی علاقه زیادی دارم.

‫و منم اینقدر دوستت دارم که برام

‫مهم نیست زن باشی یا مرد.

‫ممنونم «لوئیس».

‫از این بهتر چیزی نگفته بودی.

‫تا آخر امروز برات لیستو تهیه میکنم.

‫منم دلم براش تنگ میشه.

‫مطمئن نیستم کدومش بدتره.

‫اینکه فهمیدم «مایک» کلاهبرداره

‫یا اینکه دخترمو با خودش برده.

‫مطمئنم همون قضیه کلاهبرداریه بدتر بود.

‫به نکته خوبی اشاره کردی.

‫حرف کلاهبرداری و دخترت شد.

‫اون اینو برام گذاشت؟

‫یه خوش آمدگویی کوچیک به شرکت ‫از طرف دختر کوچولوت.

‫در هر صورت «هاروی» میخواد

‫ساعت 9:30 تو اتاق کنفرانس جلسه بذاریم.

‫پس تا اون موقع تو توی اتاق

‫قدیمی «مایک» آماده شو.

‫ممنون «دانا».

‫خوشحالم که اینجا هستی «رابرت».

‫اه بذار ببینیم چقدر خوشحال میشی وقتی

‫به «هارلی» بگم دنبال دفتر ‫قدیمی اون نیستم.

‫از الان دنبال قائم مقامی هستی.

‫به نظرت این درخواست جسورانه برای ‫روز اول نیست؟

‫بذار یه چیزی بگم «رد».

‫من تمام دوران حرفه‌ایم درخواستهای جسورانه میکردم.

‫مطمئنم قرار نیست الان دست بردارم.

‫خیلی خب فکر کنم همگی میدونیم

‫اینکه کی قراره قائم مقام باشه

‫چیزی نیست که یه شبه ‫بشه تصمیم گرفت.

‫بنابراین به خاطر توازن شرکت،

‫پیشنهاد میدم با تبادل منافع شروع کنیم.

‫- من که مشکلی ندارم. ‫- منم همینطور.

‫عالیه همونطور که میبینید،

‫من خودم یه لیست تهیه کردم که

‫کدومتون چه موکلیو رها کنه.

‫و من اطمینان دارم شما با تمام پیشنهادات

‫- که در این لیست... ‫- من «دکسترول» کنار نمیذارم.

‫و منم «کلاواتین» کنار نمیذارم.

‫- دقیقاً. ‫- دقیقاً چی؟

‫منظورت چیه ‫"دقیقاً چی"؟

‫من میدونستم شما هیچوقت راضی نمیشین

‫اون دو موکل بخصوصُ کنار بذارین ‫دقیقاً به همین خاطر میگم.

‫منظورت اینه که پیشنهادی نداری؟

‫من یه پیشنهاد دارم.

‫تو موکل خودتو قانع کن، دفعه بعد که

‫یه اختلاف بزرگ دیگه داشتیم ‫منم از خودمو قانع میکنم.

‫مطمئنی؟ چون اختلاف بزرگ بعدی که

‫خواهیم داشت اینه که ‫کی قراره قائم مقام باشه.

‫پس دقیقاً چه پیشنهادی میدی؟

‫من میگم موکل هر کسی که تا آخر

‫سال صورتحساب بیشتری داشت بمونه.

‫خب این پیشنهاد خیلی راحتیه

‫چون موکل تو یه ادغام و تملک انجام داد

‫که صورتحسابهاشون افزایش پیدا کرد.

‫داری میگی خورشید زد تو چشمات

‫واسه همین اون گذرگاه بزرگو ول کردی؟

‫یه لحظه وایسین، «هاروی» درست میگه.

‫- یه بار دیگه؟ ‫- نه در مورد رها کردن.

‫موکل تو یه ادغام و تملک انجام داد.

More Farsi Persian subtitles for Suits

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left