पहली 200 पंक्तियाँ।
سلام، فهد.
سلام سارا. من در کارناوال هستم. تو کجایی؟
چرا بابا رو تنها گذاشتی؟
او غذا خورده و خوابیده است.
-مطمئنی؟ -بله، مطمئنم.
-یاسِم با توئه؟ -بله، اینجاست.
عالیه. دارم میام. -باشه.
سارا؟
صرع! زندگی کجاست؟ (Life کجاست؟)
-هی، تو. -عمو فهد!
هی، عزیزم. (Hey, baby.)
دلم برات تنگ شده بود.
دوست داری فیل سواری کنی یا پیاده بری؟
فیل.
بیا، سوار شو. (یا: یالا، بیا بالا، بیا بالا.)
بفرمایید.
یک، دو، سه. شروع کن.
کشتی یا چرخ؟
کشتی.
اگه شلوغ نباشه میریم، باشه؟
اوه، یه تاکسی اونجاست. عالیه!
یه تاکسی درست و حسابی!
سلام، تاکسی.
هی، اونجا، راننده تاکسی.
تاکسی شما کار میکند؟
آیا کنتور شما روشن است؟
میشه دخترم با شما بیاد؟ لطفا تاکسی متر رو روشن کنید.
وارد شوید.
آخرین باری که تعمیر و نگهداری انجام دادید کی بود؟
لطفا کنتور را روشن کنید.
بذار ببینم. کاپوت رو بزن بالا.
رادیاتور رو چک میکنم.
-زندگی. -آره؟
سر جایت بمان.
بازی را تمام کن و برگرد پیش مامان.
الان برمیگردم.
در را باز کن!
صبر کن، نه!
-باز کن! -من، من! -باز میکنم!
فقط صبر کن! اول بیا با هم حرف بزنیم!
در را باز کن!
سازمان هواشناسی کشور
پیشبینی رگبار و رعد و برق در بیشتر مناطق کشور
فردا، شنبه، تا سهشنبهی آینده.
پیشبینی آب و هوای امروز
میگه شانسی هست
رگبارهای رعد و برق متوسط تا شدید همراه با باد شدید
که میتواند منجر به سیل شود
در مناطق ریاض و شرقیه…
-سلام، ابو سعود. -فهد، کجایی؟
وقت استراحت من ۴۵ دقیقهست رفیق. تازه پنج دقیقهست که دارم میرم.
جدی میگی؟ داری خودتو به حماقت میزدی؟
من تو ترافیک گیر کردم. خودت که میدونی اوضاع چطوره.
استراحت یک ساعت پیش تمام شد.
مگه دعوتنامهی منابع انسانی رو تو برنامهات ندیدی؟
باشه، باشه.
نباید برای جلسه منابع انسانی دیر برسی! زود برگرد!
همین الان بیا دفتر من!
دارم میام. -زود باش.
ما همه اینجا منتظریم.
دارم راه میافتم.
خودت که میدونی ترافیک چقدر بده.
چقدر طول خواهد کشید؟
دارم میام.
-سلام، اسامه. -سلام، فهد.
این مرتیکه داره منو میکشه!
-کی؟ -ابو سعود!
بابا، اینجا خیلی عصبانیه. دیر نکن.
آیا او کار بهتری برای انجام دادن ندارد؟
الان نه.
اوضاع چطور پیش میره؟
با درود.
همین الان دیدم ماها با عجله بیرون دوید.
فکر کنم اومده بود وسایلش رو جمع کنه.
-آیا او (مونث) به سر کار برمیگردد؟ -نه، برنمیگردد.
او آشکارا دارد میرود، ناراحت و بدخلق.
دیدم که او با عجله بیرون آمد.
او عصبانی به نظر میرسید.
سلام، فهد نصیر. چطور میتونم کمکتون کنم؟
بالاخره!
یک ساعته که منتظرم.
-میشه اسمتون رو بدونم؟ -لطیفه مشعل.
میشه شماره شناساییتون رو بهم بدید؟ -۸۵۴۶۲۱۵
-شماره حساب؟ -۵۶۲۱.
این غیرقابل قبوله. من دو ساعته که منتظرم.
خیلی خب، خانم.
بله، ابو سعود.
خیلی خب.
خوش اومدی فهد. بشین.
سلام به همه.
شما میتوانید شروع کنید، آقای علاء.
فهد، ما قبلاً در مورد قوانین خدمات مشتری صحبت کردیم، درست است؟
بله، من آنها را خیلی خوب میشناسم.
بیایید این را کوتاه نگه داریم
و وانمود نکنیم که این کار را هر دو هفته یکبار انجام نمیدهیم .
اینو گوش کن اگه چیزی به ذهنت رسید بهم بگو .
سلام؟
سلام؟
سلام؟
فهد نصیر. چطور میتوانم کمکتان کنم؟
-چی شده؟ -چیزی تو این کار اشتباه میبینی؟
هیچی.
منظورت چیه که میگی "هیچی"؟ 24 ثانیه سکوت کردی.
-شما تماس را با یک تخلف شروع کردید. -دو، ابو سعود.
داشت با یکی دیگه حرف میزد.
ما برای همه کارمندان یادداشتی ارسال کردهایم
در مورد این موضوع.
ما قوانین رو میدونیم بچهها. شما دارید زیادی از این موضوع تعریف میکنید.
ادامه بده.
چند روزی است که خط تلفنم قطع شده است .
من میخواهم سرویس برای یک روز برگردد.
اسم شما؟
فاطمه محمد.
شماره شناسایی شما لطفا، خانم فاطمه؟
۳۳۹۲۰۴۵۴.
اما این کارت شناسایی شما نیست.
بله، مال پدرم است.
پس ما نمیتوانیم در این مورد به شما کمکی کنیم.
چی؟ میخوام با مدیر صحبت کنم.
دوست دارم کمکت کنم، اما اگه به چیز دیگه ای نیاز داشتی،
الان شما را به مدیر منتقل میکنم.
قسم میخورم، گوشی را قطع کرد!
فهد، بس کن. قسم میخورم!
قطع کردی. بس کن دیگه!
-قسم میخورم! من حتی با بخش فناوری اطلاعات در موردش صحبت کردم! -قطع کردی!
بله، گزارش فناوری اطلاعات نشان میدهد که شما تماس را قطع کردهاید.
نوشته بود: «اپراتور تماس را قطع کرد.»
-بچهها، مشکلتون چیه؟ -بخونیدش.
حتی اگر آن را خوانده باشم، به خدا قسم کار او بوده است.
پس همه دروغ میگویند و علیه شما توطئه میکنند؟
-اتفاقاتی پیش میاد، ابو سعود. -امکان نداره.
گوشی رو گذاشتی.
این تخلفی است که نمیتوانیم از آن چشمپوشی کنیم.
این اولین گاف تو نیست.
-اشکالی نداره-- -این دومین بار نیست، باشه؟
اشکالی نداره. میدونی چی از اون هم بدتره؟
این دختر معاون رئیس جمهور است!
-به خودش و پدرش زنگ میزنم. -تو نمیتونی.
نه، ما نمیتوانیم این کار را ادامه دهیم.
منابع انسانی داره بهم میگه که باید اخراجت کنیم.
ما این کار را تکرار کردیم.
چند تا اخطار داشته؟
تو یکی داشتی، درسته؟
دو.
تخلفات مکرر.
پس از سه بار اخطار، کارمند اخراج میشود.
راستش من هیچ چیز بدی نمیبینم.
فهد…
من سعی کردم آنها را متقاعد کنم که تو را اخراج نکنند.
نمیخوام اخراجت کنم.
بیا اینو مودبانه انجام بدیم. اینم نامه استعفات.
آن را بخوانید.
بیا اینو تمومش کنیم. امضاش کن.
و تمام.
من درستش کردم. نگران نباش.
بذار باهات حرف بزنم، فقط خودمون دو تا.
دیگه از دستم خارجه. این بهترین کاریه که میتونم برات بکنم.
فقط یادم رفت بذارمش رو حالت بیصدا.
یا استعفا میدهی، یا اخراجت میکنیم. از دست من خارج است.
استعفانامه رو امضا کن، و کارمون اینجا تمومه.
برادر فهد…
آن را امضا کنید تا بتوانید مزایای پایان خدمت خود را دریافت کنید.
و رزومه شما تمیز میماند.
حداکثر تا یک ماه دیگه، یه شغل جدید پیدا میکنی.
ابو سعود تمام تلاشش را خواهد کرد تا به شما کمک کند دوباره روی پای خودتان بایستید.
فقط امضاش کن، مرد.
من اینو دارم. نگران نباش.
به خدا و تمام مقدسات قسم، امضا نمیکنم.
بله، موفق خواهید شد!
من این کار را نخواهم کرد!
-صداتو بالا نبر! -اینکارو نمیکنم!
امضاش میکنی!
داری علیه من توطئه میکنی!
برگشتی در کار نیست!
من امضاش نمیکنم، و صدامو بلند میکنم!
من هیچ چیزی را امضا نمیکنم و هیچ جایی هم نمیروم!
-امضا میکنی! -هرگز!
-ولم کن! -امضا کن، عوضی کوچولو!
گورتو از جلو چشام گم کن.
ابو سعود، تو تمام تلاشت را کردی. بعضیها اصلاً همکاری نمیکنند.
دسترسی رد شد
باید استعفا بدهد، وگرنه هیچ امتیازی نخواهد گرفت.
ابو سعود خیلی مهربان است، خیلی به او کمک میکند.
شنیدم که با هم دوست بودند.
باید با حراست تماس بگیریم و ازشون بخوایم که اون رو اسکورت کنن.
آره، این یارو ثبات نداره.
فهد!
-فهد، داری چیکار میکنی؟ -فهد، برگرد!
به من میگی عوضی، عوضی؟
فهد ناصر.
فهد!
این اسامی را یادداشت کنید تا فراموش نکنید.
سلام به همه.
فهد، اینجا را امضا کن.
مطمئناً، اما چه اتفاقی دارد میافتد؟
-سلطان اللهی رو میشناسی؟ -پسرعمومه.
او تو را نجات داد.
میشه لطفا یه خودکار بهم بدی؟
ببخشید، اما چه اتفاقی دارد میافتد؟
رئیست شکایت کرد و پسرعمویت وثیقه گذاشت تا آزاد شوی.
No comments yet. Be the first to leave one.