पहली 200 पंक्तियाँ।
!"اوه تويي "ريوگراند
!"برو توش، زود باش "اسپيد
.ايني که اينجاست، خاک "مکزيک"ـه .ديگه نميتونين بهم دست بزنين
!فکر کردين تونستين آدم خفنه رو بگيرين
شما تگزاسيهاي عوضي .مايه ننگ اتحاديهاين
،"اسپيد" .الان وقتش نيست که نااميدم کني
!پاشو !"يالا "اسپيد
!"لعنتي، "اسپيد
!نميتونين اين کارُ بکنين
.اينجا خاک "مکزيک"ـه
.باورم نميشه
،اون از رودخونهي "گرند" رد شد .و اسبش غش کرد
.باورم نميشه
.اينجا عجب کشور ناجوريه
!اين عادلانه نيست، لعنتي
!اين انصاف نيست
.انصاف نيست
!يا خدا
.اسپيد" پير رو دار ميزنن"
،يه حيوون خيلي خوب دارم
که مال يه آقايي بوده .که قراره دارش بزنيم
براش چقد بهم پيشنهاد ميدين؟
!هي .من هنوز صاحب اون اسبم
،رفيق ...وقتي بخوايم حرفي ازت بشنويم
.تق تق به قفست ميزنيم
اين همون اسبه که غش کرد؟
،آره غش کرد ولي بلند هم شد! مگه نه؟
چيه؟
چيه؟
تافيلد"، بهت گفته بودم" .اين قرقيها رو بيرون اينجا نگه داري
."بيخيال "مون
شانس آوردي که .يه اعدام نجيبانه گيرت اومده
من بودم همون بيرون .رو يه درخت بلوط دار ميزدم
اون لاشخورهاي عوضي .کل صبح اينجا دار ميزنن
اونا فقط ميخواستن .يه نگاه به اين آقاي پرافتخار بندازن
.آره، خب، خيلي ذوق کردم
،"تو خيلي باحالي "مون
.دلم برات تنگ ميشه
.خونوادهت اينجان .زود تمومش کن
!پسرا
."داداش "ايب
.جيمي"، "گاسي"، و بقيه"
.نمايندهي احمقها
!فکر کرده واقعاً خونوادهي من هستين
.خودمم همين فکرُ کردم
مثل يه تابلوي نقاشي خوشگلي .عزيزم
چطوري "هنري"؟
...خب
!برو سوال بعدي
."هيچوقت اينجوري نبوده "هنري
.فقط واسه بدرقهت اومديم
منو بدرقه کنين؟
انگاري خودت تنهايي خيلي کارت خوب نبوده، مگه نه "هنري"؟
،بايد باهامون ميموندي
.چون داشتيم موفق ميشديم .لعنتي
منظورت چيه ميگي "داشتيم"؟
تنها کاري که بايد بکنين .اينه که از اينجا درم بيارين
،هرکاري بخوايم بکنيم ...فقط خودمونُ خسته
،آره .ولي بدون نقشهي من اينجور ميشه
.تمومش کن
،ايب" گنده" .اونا قراره منو بفرستن سينهي قبرستون
،"اگه چيزي ميخواي بگي "هنري .الان وقتشه
.خداحافظيتونُ بکنين آقايون
.از آشناييت خوشحال شدم
.آره "کوگان"، البته
.اين درست نيست
فقط واسه کش رفتن چندتا اسب .و دزدي از چندتا بانک
.قانون بايد عوض بشه - .آره -
.برو بيرون
."بدرود "مون
...خب، عزيزم
.حداقل اوقات خوشي رو با هم داشتيم
.تو بهترين کسي بودي که داشتم
.شايد بجز اون ياروي تو سيرک
چرا اين موضوع هميشه انقد ناراحتت ميکنه؟
،"هرماني" ...چرا يه همچين موقعي
همچين حرفي رو پيش ميکشي؟ .لعنتي
."اوه "هنري
!"اوه "ايب
."اصلاً نگران نباش "مون
،يه جوري از اين دختر مراقبل ميکنم .انگار مال خودمه
.يالا
."اوه "هنري
آقاي "مون"؟
.تقريباً وقتشه
آخرين وعده غذام چي؟
.داري دودش ميکني
."دستاتو بذار پشتت آقاي "مون
."اون مال تو نيست "سرين
...تو اگه تو مسابقات قهرماني بودي
.باهات کتککاري هم نميکردم
نبايد همچين کاري ميکردي ."آقاي "مون
خب، چرا به خاطر اين کارم تو زندون نگهم نميداري؟
درمورد حکم بهش گفتي؟
.نه
چرا نگفتي؟
.ازش خوشم نمياد
،و کسايي که ازشون خوشم نياد .بهشون چيزي نميگم
."لعنت بهت "تافيلد
چه حکمي؟
کدوم حکم؟ کلانتر "پايل"؟
!"کايل"
اينجا يه حکمي داريم ...که بعد از جنگ داخلي که تعداد زيادي
،از پسرهامون به خونه برنگشتن
،و زنها شروع به جويدن علفها کردن .تصويب شد
!واسه علفها متاسفم
!من واسه زنها متاسفم
بگذريم، حالا اين حکم ميگه که ..،هر مردي تا حد قاتل بودن نرفته باشه
،ميتونه از اعدام نجات پيدا کنه ... ،با داشتن يک زن
.که اون زن بخواد باهاش ازدواج کنه
،تا جايي که يادمه .تو روم باستان هم اين کارُ ميکردن
!يا خدا يا پيفمبر
خانوم؟ خانوم؟
...فکر کنم يه چيزايي درمورد من هست
.که ميخوام شماها بهش فکر کنين
.نيازي به فحشهاي تو ندارم
...کاملاً باهات موافقم
...ولي بايد اينو متوجه باشي که
...يه مرد شايد يه کمي عصباني بشه
...و شايد مثل يه عفريت رفتار کنه
.وقتي قراره بره زير گِـل
قرقي، آره؟
!خب، قرقي ميتونه پرواز کنه
.و تازه دشت رو هم تميز ميکنه
.من غذا ميپزم
!شبيه يه حرومزاده کوني غذا ميپزم
!منظورم شبيه يه عفريتهست
.سلام پسر - .برو به جهنم -
.درک ميکنم
،"هنري لويد مون"
،تو به اتهام سرقت اسب ،مجرم شناخته شدي
.و حکمت اعدامه
حرف آخري داري بگي؟
.فقط همين
ميخوام به شما ...مردم خوب "لانگورن" بگم
،مخصوصاً شما خانومهاي دوستداشتني
:که يه ضربالمثل قديمي ميگه
،نميتونين از روي جلد يه کتاب" ".درموردش قضاوت کنين
.درسته
.حقيقته
...بعضي کتابها
...بيرونشون درب و داغونه
...ولي وقتي داخلشون رو نگاه کنين
...متنشون خيلي
.عاليه
تموم شد "مون"؟
خب، کسي ديگه حرفي واسه گفتن نداره؟
.خداوند شبان من است" .محتاج به هيچ چيز نخواهم بود
.در چمنزارهاي سرسبز مرا مي خواباند
.کنار آبهاي آرام مرا رهبري مي کند
".جان تازهاي به من ميبخشد
.اين درست نيست
.خداوند شبان من است" .محتاج به هيچ چيز نخواهم بود
.در چمنزارهاي سرسبز مرا مي خواباند
.جان تازهاي به من ميبخشد
.کنار آبهاي آرام مرا رهبري مي کند
زماني که در وادي سايهي موت نيز "...راه بروم
!من يه کهنهسرباز جنگ داخليام
".زيرا تو با من هستي"
...تنها دليلي که به خلاف رو آوردم
!اين بود که کار گير نمياومد
حتي يه کار هم نبود ...واسه کسي که زندگيش رو
.واسه اين مملکت تو خطر گذاشت
"...سر مرا به روغن آغشتهاي و" - !و بخاطر اتحاديه -
،اين يکي خله .حتماً آويزون ميشه
.همون براش بهتره
و تا ابد در خانهي خداوند" ".ساکن خواهم بود
!چرت و پرت
!آمادهي رفتنه
!وايسين
.من برش ميدارم - بازم اون؟ -
...فلورانس"، خب"
...فکر نميکني که تو
واسه قبول کردن همچين مسئوليتي يه ريزه زيادي پير شدي؟
."يه حس خوبي به اون دارم "اندرو
.اون يه کهنهسربازه
اين حق رو داره .که يه فرصت دوباره داشته باشه
يکي اين چشمبند کيري رو !از رو چشمم برداره
!و بذارين عروسم رو ببينم
کجاست؟
!"فلورانس"
..."خانوم "هنري مون
.بذار نگاهت کنم
.عقب وايسين دوستان - ."فلورانس" -
.لطفاً عقب وايسين
.امروز، روز تو نيست
!شايد فقط غش کرده
.فکر کنم گيجش کردم
!اون افتاد پايين، تو ميري اون بالا
مُرده؟
.حداقل خوشحال مُرد
.پس من برش ميدارم
جوليا" چي داري ميگي؟" .اون يه خلافکاره
فکر کنم بخاطر همين بود .که داشتين اعدامش ميکردين
مستي؟
،"کلانتر "کايل .ميدوني که من مست نميکنم
!البته که مست نميکنه
اونُ ميخواي؟
.طبق قانون، ميتونم بخوامش درسته؟
.من ده بار ازت خواستم باهام باشي ولي چي گيرم اومد؟
No comments yet. Be the first to leave one.